|
رفتار جوامع مختلف در طول تاریخ با محققان
چه بوده است؟
با تحقیقی در بین رسالههای علمی و فلسفی
دانشمند معظم فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی
مقالهای را تنظیم نمودیم که با نگاهی اجمالی به سیر زندگی دانشمندان و
محققان در طول تاریخ پاسخ این سؤال را بیابیم که:
«روش جوامع مختلف در
برابر محققین و دانشمندان چگونه بوده است؟»
اما برای این نگارش از کدام دوران آغاز کنیم؟ از کدامین محقق؟ از
کسنوفانس الیایی؟ از زندگی
غزالی؟ از
استوارت فیلسوف انگلیسی؟ از انیشتن؟
از هگل؟ یا از
کانت؟
البته اکنون که این مقاله را مینگاریم قصد تأیید نظرات و یا عقائد هیچ
کدام از این فیلسوفان را نداریم، تنها شیوه و روش برخورد اجتماع زمانشان با
آنان بعنوان یک اصل برایمان مطرح است.
|
در دنیایی که اکثر افرادش دانش را با جان بپذیرند،
اگر دانشمندی هم در بینشان پیدا شود، او را بزرگ می شمارند و براستی هر
جا که انصاف و مروت باشد حق را به حق دار می دهند و آنجا که انصاف و
مروتی نباشد، حق را نابود می کنندو احساس را رو می آورند. |
به زندگی "کانت" فیلسوف مشهور آلمانی قرن 18 میلادی نظری می افکنیم، که از
فلاسفه درجه اول اروپا به شمار میرود و اروپائیان اعتقاد عظیمی به فلسفه وی
دارند و او را یکی از بزرگترین فیلسوفان جهان دانند و نبوغ او را در ردیف
ارسطو و افلاطون دانند! چنانی که یکی از دانشمندان اروپا پیرامون عظمت علمی
او گوید:
«"کانت" گویا کوهی است که از فلسفه ریخته شده!» اینگونه او را بزرگ می
شمارند و دلیل این شیوه، ابراز تحقیق وی پیرامون "کریتیسیسم" است یعنی تفاوتی
که بین فلسفه حسی و عقلی گذاشت، از این جهت مجسمهاش را از برلیان می ریزند؛
هر چند او در نظریاتی مخالف بزرگ فیلسوفان دیگر بودی!
در برابر "ولتر" نویسنده مشهور فرانسه که در قرن 17 میلادی می زیست،
اجتماع آن روز با او چه کرد؟
چون چهره "ولتر" در شیوه علمی آن روز آشکار شد، یکی از معلمان او پیش بینی
نمود که این شخص هوشمند پرچمدار "دئیست" ها یعنی پیروان کیش الهی خواهد بود.
آنچنان او را تأیید نمودند تا نظریاتی که داشت، در عالم علم ابراز شد؛ شدت
این تأیید تا آنجا بود که در جلساتی که داشت، همین که "ولتر"میآمد 20 دقیقه
به نفع او تظاهر می کردند! و گویند در تمام تاریخ ادبیات فرانسه تا آن زمان
هرگز چنین صحنه ای رخ نداده بود!!
و در برابر نظریات او فریاد می زدند: «درود بر فیلسوفی که فکر کردن را به
افراد میآموزد».
یا جملاتی از قبیل: «سوگند یاد می کنیم شما بانی یک اجتماع کامل هستید که
اعضای آن اجتماع شما را هم میپذیرند و هم میپرستند»!!
یکی از شاگردانش در یکی از روزنامهها پیرامون عظمت او اینگونه نوشت:
«ولتر واقعا یک روح است، او هرگز نخواهد مرد او موجودی منحصر به فرد است»!
.... و اینگونه تأییدش می نمودند!
در برابر، آنچه تاریخ اذعان داشته است در آغاز کار درسی او خانمی 84 ساله
در برابر او که قرار میگیرد می گوید یک سوم تمام ثروتم را صرف تو می کنم تا
در راه علمت به مصرف برسانی و اینگونه نوشته اند که یک سوم ثروت آن زن ارابه
هایی از اسکناس می شد که ولتر او را موید علمش یاد می نمود.
البته هر چند سیر او ضد حق بود و پایان کارش تاسف بار شد که هم مسخ صورتش
هم شیوه مرگ او نشان ضد حق بودن مسیرش بوده، اما بحث ما از جنبه ای دگر است
که حقاً مردم آن زمان از بها دادن به وی کوتاهی ننمودند.
این دو مثال برای محققانی چون او ؛
و اما فیلسوفان
الهی که جسم و جان خود را باختند، تا مکتب
توحید و نبوت و
ولایت و عصمت را در جهان بشریت از ابتدای زندگی خویش الی الابد استوار سازند،
با آنها چه شد؟
از آنجمله سیر علمی قهرمان فلسفه قرن 10 و 11 هجری
صدر الدین شیرازی ملقب
به صدرایی چه بوده؟ با او چهها شد؟!
ملاصدرا با آنهمه عظمت و بهای علمی که
جهان شرق و غرب، فلسفه او را به عنوان اصل مهمی پذیرفته اند، مردم زمان او،
چه بهایی به او دادند؟ و چرا از اصفهان که مخزن دریافت علمی او بودی، از
تمامی ارث پدر رها شده، به مورچه خواران اصفهان در پنهانی هجرت کند؟ سپس شیوه
او در مسیر مشهد و همسفری با شیخ بهایی و شاه عباس!! سپس سیر او در شیراز و
مدرسه ا... وردی خان؟!! چرا از این کاروانسرا به آن کاروانسرا رفت، تا به قم
رسید و مدتها در قم و سرانجام در یک روستای گمنام کم جمعیت به نام "کهک" سال
ها عمرش را طی کند؟ و حتی شیره علمی جانش را در آن روستا به نام اسفار اربعه
عقلیه بگستراند؟
|
آیا هجرت وی بهایی است که با آنهمه کالای علمی وی معامله شد؟!! |
و اما از جامعه امروز می پرسم، از تو که خواننده این مقاله هستی میپرسم:
از دانشمند معظم فیلسوف متأله حضرت استاد موسوی چه می دانی؟ پس از 21 سال
تلمذ، و سالیانی طولانی تحقیق و تدریس، آیا شیوه معظم له را می دانی؟
آیا تو بعنوان یک فرد از جامعه ای که در دوران این بزرگ فیلسوف قرن هستی،
بهرهای از علم و عرفان ایشان بردهای؟ اگر بی بهرهای،
«ذلک هو الخسران
المبین»(حج/11)، و اگر از دور بهره گرفته ای و سکوت گزیدهای، بدان از جلوات
ربانی او دوری!!
اگر حظ تدریس فلسفه اسفار اربعه عقلیه معظم له بچشید به زیبایی داوری
خواهید نمود.
به انتظار مقاله بعدی در این مقوله باشید. |