<%@LANGUAGE="VBSCRIPT" codePage="65001" %> سایت محقق و فیلسوف متأله حضرت استاد موسوی
سایت رسمی محقق و فیلسوف متأله حضرت استاد موسوی  اربعين حسيني و بهار 1385

 

 

روال این بود که پاره ای از مباحث معاد برایتان بازگو نماییم، چون ایام در ابعاد گوناگون رحمت است، یعنی نخستین اش اربعین حسینی(ع) و یارانش که عجین با تحویل لحظه هایِ از زمان شده و روزهای آینده اش قرین با شهادت و افول خورشید نبوت و نیز شهادت و افول مرکز نوری ولایت حسن بن علی و مولانا ثامن الائمه بودی، از این جهت این بحث را تبرکاً بیان نمودیم.

 

 آنچه در این جهان ناسوتی و کون و فساد و بود و نبود به عیان و آشکارا قابل شهود حکیم و عارف است، تغییر و تحولی در عین طبیعت است. گو اینکه از دید انسان بی‌بصیرت تغییرهایی که در گهواره طبیعت از قبیل روییدن، سبز شدن، طراوت و سپس پژمردگی به دلیل تکراری که با حس و مدرکات همراه است، از اهمیت خود افتاده اند، ولی این موهبت از دیدگاه محققین و فلاسفه و حکما و عرفا از عظمتی بس پرشکوه برخوردار است و روشن.

برای مثال حکیمی چون هرکلیتوس معروف به حکیم گریان که در حدود 530 سال قبل از میلاد مسیح می زیسته.

او نیکان را اندک، و بدان را فراوان می‌دانست.

او چون عارفان چین، مقداری که به پایان عمرش مانده، در کوه­ها ساکن شد، تا پیرامون مفهوم یگانۀ احد، تفکر کند. و او قائل به اصالت آتش بود و نیز به اصل تغییر در جهان مطلق قائل بود.

او گوید: نیروی تغییر ذاتی در همة احجام عالم حاکم است. هر شئ از آنچه بوده دور، و به آنچه خواهد بود نزدیک می‌شود.

او قائل است انسان (نه تنها انسان بلکه هر موجود) دو بار از جوی آبی رد نمی‌شود. زیرا در لحظۀ عبور از جوی آب، یعنی مکان، یعنی زمان، یعنی منظومه‌ها و کرات که عامل و حاکم بر اجسامند، و نیز خون، استخوان، رگ و پی و ماهیت و هستی هر موجود دگرگون شده و می‌شود.

باید دریافت انسانی که در این دریای بود و نبود شناگر است، از چه بعدی کوله بار عظمت خویش را به سرمنزل کمال برساند؟ از دیدگاه علمی؟ از دیدگاه اعتقادی؟ از دید عرفانی؟ کدامیک از اینها؟

جواب را از این موهبت باید یافت: در این لحظه‌های تحول زمان، در عرصة اشراقات کیهانی که عبارت معروفی است از بیان مولانا و ششمین پیشوای مذهب، امام صادق(علیه الصلوة و السلام) که دو رکن در آن عبارت که هم اکنون بیان میشود نهفته است.

  • در رکن اولش تحول (یا محول الحول ... )

  • و رکن دومش دعا (حول حالنا الی احسن الحال...)

در این تحول، همۀ هستی ما را به عینت، به مهرت، به قربت، به شهودت، به حضرتت رهنمون کن.
مجموع اینها نامش اعتقاد است.

 

یا در روحانیت لیل و نهاری که طی می‌شوند، و سایه بر اندام موجودات می­ریزند، انواری دگر و موجی برتر چون شهادت اول منجی بشریت، و نخستین استوانة ولایت، و هشتمین جهان عصمت و ولایت موج می‌زند، از این موجهای الهی و روحانی چه تحولی سهم ما خواهد گشت؟

  • آیا ما یعنی انسان، چون کاسه‌ای است که به این دریای مواج فرو می‌رود و از معنویتش می‌چشد؟

  • یا چون کوزه ای است که لبالب پر می گردد؟

  • یا چون خمره ای است که جانش را از این زلالیت دریا به آرامی لبریز نموده؟

  • یا درون او چون دریایی است بی نهایت که به این دریای نبوت، عصمت و ولایت مرج می­شود؟ یعنی ملاقات می‌نماید؟ ...

یا چون کاسه‌ای است که معکوس به دریا فرور رفته و چیزی سهمش نشده؟ یعنی کاسه معکوس زیر ناودان رحمت سرگردان است؟

بهترین مثال این عبارت است:

کاسه سرنگون در زیر ناودان، محروم چون نماند؟ و کوزه شکسته نگهداری آب چون تواند؟

آری،

حضرت مقلب القلوب و الابصار فیضش به هیچ کس بیشتر از دگر نیست، و لطفش به هیچ کس از دگر کمتر نیست. هر کس که بخواهد به قربش شود،  مجنون وار کاسه نیاز را به درگاهش برد.

آری،

آن حکیمی که وجود ذره­ای را بی اثر نگذاشته و بزرگترین اثر را و شیواترین اثر را در وجود قطرات دریای حکمت برای صاحب حکمت پدیدار نموده.

ای بیننده و ای شنونده با شما هستیم!

آن باش یا باشی که در این بهاران مظهر حکمت حق گردی!

تو ای خواننده گرامی هیچ اندیشیده‌ای که چرا زمین با قریب 6 میلیارد انسان شیفتگان حکمت و عرفانش انگشت شمارند؟

 

هیچ اندیشیده‌ای که در گرداب این تحولات عالم سیر انسان والا و عارف، سیر افکار و سیر دلها چگونه است؟

سیر دل در بین دلدادگان که چگونه دل دادند؟! آیا دل را به بها دادند؟ یا دل را به هوی و میل ناتمام و ناقص خویش سپردند؟

 

 

 

منبع:

نظرات بازدیدکنندگان::

نام:
ایمیل:
نظر: