|
بسمه تعالی
چندی سکوت
استاد و انسداد باب علم!
|
از آنجایی که عده زیادی از بازدیدکنندگان سایت جویای احوال
محقق و فیلسوف متأله حضرت استاد موسوی
هستند، بر آن شدیم مختصری از شرح ما وقع و نیز وضعیت کنونی معظم له را به
اطلاع برسانیم:
|
 |
|
و اما روز 13
رجب 1429 ه.ق حدود ساعت 3 بعد از ظهر، پس از وقوع عارضه جسمی برای معظم له از
روستایی در حوالی بردسکن برای اقدامات اولیه به بیمارستانی در بردسکن و سپس
به کاشمر منتقل شدند... بنا به صلاحدید پزشک معالج پس از 6 روز از گذشت این
واقعه معظم له را با مقدماتی که باید شرح مفصل آن خدمت شما ارائه شود که به
قول معظم له آسوده شبی خواهد و خوش مهتابی ... به تهران منتقل نمودیم...
|
ICUو اکنون که 18 روز از این واقعه می گذرد ... حضرت
استاد در گوشه ای از بخش
یکی از بیمارستان های مطرح تهران در کنار بیماران دیگر و مانند
بیماران دیگر تحت معالجه و درمان هستند؟؟؟؟؟!!!!!!
و اما خواننده گرامی مقاله «روش جوامع مختلف در طول تاریخ در
برابر محققین و دانشمندان» را مطالعه نموده ای؟
در آن مقاله تأکید نمودیم در دنیایی که اکثر افرادش دانش را
با جان بپذیرند، اگر دانشمندی هم در بینشان پیدا شود، او را بزرگ می شمارند و
براستی هر جا که انصاف و مروت باشد حق را به حق دار می دهند؛
در آن مقاله تأکید نمودیم با کانت ها و ولترها چگونه رفتار
نمودند ...
و اما فیلسوفان الهی که جسم و جان خود را باختند، تا
مکتب توحید و نبوت و ولایت و عصمت را در جهان بشریت از ابتدای زندگی
خویش الی الابد استوار سازند، با آنها چه شد؟
و
اکنون چه می شود؟!!
چرا معظم له از این شهر پرهیاهو که مأمن علمی ایشان بوده، به روستایی گمنام و
کم جمعیت هجرت کنند؟ و شیره علمی جانشان را در آن روستا بگسترانند؟
|
آیا هجرت ایشان بهایی است که با آنهمه کالای علمی سینه
شان معامله شد؟! |
این همه عظمت
و بهای علمی که در تدریس و تحقیقات قهرمان فلسفه قرن حاضر، دانشمند معظم
فیلسوف متاله حضرت استاد سید علی موسوی آشکار است، که به جرأت می توان ایشان
را احیا گر فلسفه متالهه صدرایی دانست، مردم زمان، چه بهایی به ایشان داده و
می دهند؟
و اما از جامعه امروز می پرسم، از تو که خواننده این گزارش هستی میپرسم:
از دانشمند
معظم فیلسوف متأله حضرت استاد موسوی که مدتهاست از علم ایشان (چه
به صورت حضوری یا غیر حضوری و از طریق سایت، چه از بخش مقالات و یا پرسش و
پاسخ...) بهره می بری،
حظ تدریس فلسفه
اسفار اربعه عقلیه، و شرح و تفسیر آیات قرآن مجید را چشیده ای، و نیز از
اشراقات توحیدی، نبوی، ولوی و عصمتی معظم له بهره گرفته ای، از شما می پرسم:
شخصیتی که 21
سال از عمر مبارکشان را نه صرف لذائذ دنیوی یا مال و مقام نمودهاند، بلکه
تماماً در تلمذ علوم فلسفی حکمی و عرفانی بوده اند، و سپس سالیانی طولانی
مشغول تحقیق، تدریس و روشن نمودن قلوب مشتاقان این وادی بی دریغ، (تأکید می
شود "بی دریغ")
و
بدون هیچ گونه هیاهویی پرداخته اند، از تو و نیز از تمام عالم علم می پرسم:
آیا حق یک
عالم که جسم و جان خود را نثار عالم علم نموده، چه در دوران سلامت و یا عدم
آن، این است؟ آیا حق
"استاد"
این است؟!؟!؟!؟!؟!؟!
آیا ما و شما
بعنوان یک فرد از جامعه ای که در دوران این بزرگ فیلسوف قرن هستیم، از کسالت
جسمی ایشان و نحوه رسیدگی در مراحل مختلف به ایشان آگاهی داریم؟!
و هزار هزار
سخن دگر که از آغاز تحول جسمی استاد تا کنون بر ما گذشت، که ....
کاش می بودی
و می دیدی و می یافتی!
و به عالم
علم خون می گریستی!! ...
منتظر نظر و .... شما هستیم.
|