|
«بسمهتعالي»
نسل دوم يك عالي، معظمتر از نسل اول
در
اين مقاله يكي از آرمانهاي محقق و فيلسوف متأله حضرت استاد موسوي را در
قالب يكي از بيانات معظم له مطرح ميكنيم كه اينگونه فرمودند: «ميخواهم
نسل عاليتري را (از نظر علمي) ايجاد كنم!»
چون طبق قانون فلسفي، عالي كه ميخواهد كاري انجام دهد، بايد مولودش زيباتر
از خودش باشد تا عالم زيبا شود و الا ايجاد دور و تسلسل ميگردد و آن هم
باطل است. آري، معظم له مكتب فلسفي خود را بر اين بنيان نهادند كه بايد
نسلهاي بعدي از نظر علمي قويتر و ظريفتر باشند.
حضرت استاد در رسالهي اراده صفحه 408 مطلبي را از بيان حضرت صدرا بيان
ميكنند، ميفرمايند: جهان بايد بداند كه «أن العالي لايريد السافل» هدف از
عالي، عالي مقام، عالي بيان، عالي تفكر، عالي اثر... اين عالي كاري كه
انجام ميدهد هدفش آن نيست كه مادون و ناقصتر از خود را توليد كند. هدفش
آن است كه از خود بهتر ايجاد نمايد. چون اگر مثل خود را ايجاد نمايد كه
خودش هست، بايد بهتر از خود را به وجود آورد. چنانيكه هيزم را براي خاكستر
شدن نميسوزانند، هيزم ميسوزد تا از آن شعله ايجاد شود نه خاكستر. اگر
براي خاكستر شدن بسوزد كه پستتر از هيزم را ارائه ميدهد. اين مطلب براي
فاعل عالي است، اما موجودات عالم كه روال معمولي دارند و توليد مثل ميكنند
يا توليد اثر ميكنند، نسل بعدي ضعيفتر از نسل قبلياند. اينها در
توليدهاي عالمند. يعني تمام مولدين عالم، نسل دوم آنها از نسل اول يا اثر
دوم از اثر اول آنها ناقصتر است. اما يك استثنا دارد، آن هم عالي است.
عالي كه ميخواهد چيزي را توليد كند نسل دوم او از نسل اول قويتر و
عاليتر بايد باشد. من هم همين نظر را دارم. چون نظام دارد عوض ميشود.
نظام آفرينش دارد به كمال نزديك ميشود و ما كه دم از كمال ميزنيم اگر
عملمان پست باشد و نسل بعدي ما قويتر به بار نيايد، فعلي است باطل.
خطاب معظم له به صحابهي درسي: اجازه بدهيد مطلب را بر خودمان پياده كنيم.
ما كه فلسفه تدريس ميكنيم، من كه ادعا ندارم خوبم اما اگر ادعا داشته باشم
خوبم، پس شما بايد از من بهتر باشيد و اگر نباشيد، من در حق شما جفا كردم.
چرا كه درست نيست عالي بيايد ناقص را توليد كند. اصلاً اگر ميخواست ناقص
را در حال نقص بگذارد، چرا تذكر علمي به ناقص بدهد؟ چرا وقت ناقص را بگيرد؟
معظم له با اشاره به شيوهي تدريس يكي از اساتيدشان بهنام شيخ محمد حسن
مدرس(اعلي ا... مقامه) ميفرمايند: ايشان از شاگردان امتحان نميگرفتند و
امتحانشان در وسط تدريسشان بود. يعني بدانگونه كه درس ميدادند يكمرتبه
سر را بلند ميكردند و ميفرمودند: «آقاي فلاني اين مطلب چيست؟» اگر شاگرد
خوب جواب ميداد، دو توماني به او ميدادند. آنكه متوسط پاسخ ميداد، يك
توماني به او ميدادند اما آنكه بد جواب ميداد، عصباني ميشدند و تا سه
روز به او نگاه نميكردند. اين از شيوهي ايشان بوده. بعد از سه روز كه به
شاگرد مزبور نگاه ميكردند، ميفرمودند ميداني چرا به تو نگاه نكردم؟
خواستم تو انسان شوي يعني اثر عالي از تو بروز كند و اين در واقع همان
خواستهي يك استاد ناب است براي عالي به ثمر رسيدن شاگردان.
و
بايد سير كماليه بهگونهاي باشد كه ثمرة عالي از خود عالي بهتر شود.
اينجاست كه حضرت استاد خطاب به صحابه ميفرمايند: دوستانه از شما ميخواهم
شأن فلسفه را حفظ نماييد. حالات عصر جاهليت را از خود دور كنيد. شمايي كه
5، 6 سال متلمذ بوديد، من كه چيزي نيستم اما اين همه از اسفار گفتيم، اين
همه از تفسير ملامحسن گفتيم، اين همه از نظرهاي بزرگان گفتيم، اگر شيوه و
رفتار شما مثل همان سال اول باشد مثلاً اگر بچهتان اذيت ميكرد فرياد
ميزديد، اگر همسايهتان يا كسي به شما ضربه وارد ميكرد، جامه پاره
ميكرديد، اگر حالا هم بخواهيد همان باشيد، پس اثر اين فعل ما چيست؟ ...
واقعاً ما ميخواهيم شما از خودمان بهتر باشيد، عالي بشويد، اصلاً گوهر
شويد. يك گوهر، يك لمعهي نور، يك لمعهي حقيقت، نه يك چيزي كه من كهام،
او كيست بعد به فرياد افتد...
اين تذكرات تنها براي اين است كه چون ما عشق به آرايش شاگردان داريم،
ميخواهيم همه چيزشان زيبا گردد. ميخواهيم شما را به گونهاي به بار آوريم
كه با نظر امام زمان هر كدام يك گوهر عالي باشيد.
آري، كار عالي اين است كه عاليتر ايجاد كند.
و
اين مهم، يكي از آرمانهاي مكتب فلسفي معظم له در طول سير درسيشان بوده
است.
تنظيم شده توسط يكي از صحابه درسي |