|
به نام
آنکه اشراق را به مشرق اعطا کرد
يکي
از نظرات مهم تناسخيها بيان
يوذاسف
حکيم است
که صدرايي
در صفحه 8 از جلد
نهم اسفار
به تقرير درآوردهاند و بيان ملاصدرا اين است که:
«هذا هو الرأي يوذاسف التناسخي
القائل بالأدوار و الأکوار»
حکيمي
بوده بنام يوذاسف. که نحوة بيان تناسخ او را ملاصدرا اينگونه بيان
نمودهاند که:
من
در زمان طوفان نوح بوده ام و قومم را
برحذر داشتم. اين بيان استخوانبندي ديدگاه يوذاسف حکيم پيرامون تناسخ
است که اين بيان سراسرش بايد بررسي شود. تنها ما به مقول قول او قناعت
داريم زيرا ميخواهيم تناسخ را تعريف نماييم.
و ديگر نظر يوذاسف اين است:
آنگاه که روح و مجردات از اين بدن جدا
مي شوند، ارواح سعيدان به ملأ اعلي اتصال مييابد و به سعادتي راه
مييابند که شکوه هوايش را، شکوه زمينش را، شکوه درختش را، شکوه نسيمش
را، نورش را و حرارتش را در اين عالم نه چشمي ديده نه گوشي شنيده و نه
خطور به قلبي نموده.
او بر آن است که هر آنگاه از ارواح زيباکاران و
صالحين بگذريم، نوبت به ارواح
متوسطين و منحطين ميرسد که پس از مرگشان گاهي در اندام حيوانات حلول
ميکنند، گاهي در نبات و جماد.
اين نمونهاي از ديدگاه يوذاسف حکيم
پيرامون تناسخ است و شما بيننده و شما محقق برآن باشيد که با تفکر عالي
به بررسي اينها توجه نماييد:
و اما در مورد موضوع نخستين، نظر يوذاسف که
مربوط به سير ارواح سعداء و کاملين و اتصال به ملأ اعلي است، اين نظر
ربطي به موضوع تناسخ ندارد. بلکه
بسياري از آيات قرآن کريم و روايات ائمه معصومين و نيز همة مکاتيب
الهيون نيز دال بر این موضوع هستند
و اين مورد را در ضمن نظرات خويش اعلام نموده اند که ارواح سعدا
جایگاهشان آنچه گفته شد هستند با به تقاوتی اندک.
اما مورد دوم که ميگويد ارواح متوسطين
و منحطين پس از مرگشان حلول در حيوانات و جماد و نبات مينمايند اين
موضوع تثبيت تناسخ است که از نظر آيات و روايات صد در صد باطل است.
اما چرا تناسخ باطل است؟
جواب:
لزوم فراهم آمدن دو نفس در يک بدن
تناسخ را باطل و طرفدارانش را منکوب مينمايد.
يعني هرگاه بدن موجود استعداد کامل
براي حدوث نفس داشته باشد، از مبدأ فياض نفس شايستهاي که ارتباط به آن
بدن داشته باشد، بر وي افاضه ميشود. يعني در لحظه اي که موجودي مستعد
ميشود در خارج چهره پيدا کند خداي متعال نفسش را به او افاضه
مينمايد. چون خانه تاريکي که در برابر نور واقع شود و از آن کسب نور
نمايد، جسم هم از نور نفسي که لايق نوعي خودش هست بهره ور ميشود.
توجه دارند آنهايي که در مسير
فلسفهاند، که نفس جزء جوهر مفارق است و براي تدبير بدن نياز به افکندن
پرتو اشراق دارد يعني باید نفس قدسي هر بدن پرتوش ر ابر همان تن بيفکند
و بس.
طبق قانون تناسخ نفس بدن ديگري را اگر
بر آن تعلق دهند، لازم ميآيد که يک بدن دو مدبر داشته باشد و دو فاعل
بر مفعول واحد در يک زمان لايمکن و اين خود باطل است.
قسمتی از تحقیقات فیلسوف متاله حضرت
استاد موسوی |