|
به نام جان جانان
آهاي
بيننده!
|
چون
ما برآنيم نکته هاي حساس و روشني پيرامون تناسخ با تأييدات
حضرت حق برايتان به رشته تحرير و تحقيق درآوريم، دوست
داريم شما هم با دقتي فراوان به اين بيان بنگريد! |
مرحله
دوم، طبق نظر تناسخي ها حلول روحي به ديگر جسمي از انسان! آيا مي شود
اين را پذيرفت؟
چون
بيان در تناسخ است، نوعي دگر برايتان تعريف ميشود:
تناسخ به معني انتقال نفس هر انسان يا ديگر مجردات آن به اندام ديگري.
بايد
توجه نمود که شيوة تناسخيها در حلول روح و نفس به اندام دگران، شيوه
هي متفاوت تعريف شده است و هدف از شيوه هاي متفاوت
بر انواع متفاوت است يعني
اگر روح انسان به اندام انساني دگر رفت،
نام آن "نسخ" است. در صورتي که همان نفس به حيواني فرو
رود، "مسخ" است، اگر در نبات حلول کرد، "فسخ" است واگر در جماد قرار
گرفت، "رسخ" است.
دريافتيد که 4 مرحله پيرامون اصل تناسخ (درصورتي که انجام گيرد) خواهد
بود: اين مراحل 4 گانه در حقيقت پيچيده اند و هر کدام از اين ها را
لزوماً به شرحي مفصل بايد پرداخت.
براي
اين که شما بيننده حداقل به يکي از ا ين مراحل 4 گانه عنايت نماييد،
ورود روح به اندام ديگر از کي آغاز ميگردد؟ کدام يک از اين موارد است؟
گو
اينکه بسياري از محققان چون فيثاغورث و اپيکوريان و بعضي طرفداران مکتب
مشاء و بعضي از محققان دگر که نام بردنشان ضرور نيست، به تناسخ
(همانگونه که گفته شد) معتقدند، ولي ما نميتوانيم طبق متن قرآن کريم و
روايات معصومين و نيروهاي عقلي ديدگاهي که برآنند "تناسخ اصل است" را
بپذيريم.
براي
اينکه شما بيننده علاوه از متن قرآن کريم و روايات معصومين و نيروهاي
عقلي دريابيد، به گوشهاي از نظرات هرقليتوس توجه بنماييد و آن آن است:
هرقليتوس يکي از فلاسفه نحله ايوني است و از حکماي يوناني
پيش از مکتب مشاء بود. او عالم را به رودي تشبيه مي کند، دائماً در سير
و خيزش است. و او برآن است که لحظه بعد يا زمان بعد غير از زمان قبل و
پيشين است. او آينده را اصل داند. (زمان مضارع را) و از اين تعبير به
"ميشود" ميشود.
نتيجه
آن به اين موضوع پايان مييابد که ثبات و يکساني را براي اصل بودن
پذيرا نشدند.
از اين
مقدمه به اين نتيجه خواهيم رسيد که جسم و جان انسان هم که جزء اين
طبيعت کلي است، آني به يک حال و در قرار نيست و نخواهد بود و انديشهها
در يک زمان با هم متغيرند. از اين رو روان وجسم هر کس هم به نام خودش
پيوست ميگردد تا در نتيحه مثمر ثمر باشد. يعني از بي قراري جسم و جان،
به توان امانت هاي درون خواهند رسيد.
پس با
بيان هرقليتوس و ديدگاه خودمان نميتوانيم تناسخ را پذيرا باشيم در
انساني به انساني.
اما اين
تناسخ به صورت حيوان يا نبات يا جماد منتقل شود، به انتظار شرح آن اگر
مايليد باشيد.
تحقيقي
است از محقق و فيلسوف متأله حضرت استاد موسوي
|