|
«بسمه
تعالي»
«رد تناسخ از ديدگاه قرآن عظيم و عقل سليم»
|
پس از مدتها
زمان با شيوهها و منابع گوناگون كه در اين سايت
ميهمان شما بيننده بوديم و
انشاءا... خواهيم بود، گو اين كه ميهمان را ميزبان
به مائدهاي دعوت مي نمايد، اما ما عكس آن را
نهاديم و ما يعني ما ميهمان، مائدهاي به شما
ميزبان به نام حيثيت و قانون تناسخ تقديم
مينماييم. به انتظار شنيدن و ديدنش باش |
في ابطال
تناسخ النفوس و الارواح ... اعلم ان هذه المسألة من مزال
الاقدام و مزالق الافهام
در ابطال تناسخ
نفوس و ارواح بيان شد اين موضوع از مزال اقدام و مزالق افهام
است.
يعني به لرزه
آمدن جسم فهم.
منشأ تناسخ از
چه زماني است؟
جواب: طبق بعضي نظرات از
زماني دور همانند دوران پيامبران سلف چون ابراهيم و قبل از
ابراهيم و بعد از ابراهيم تا آغاز اسلام و از اسلام تا کنون.
يعني انبياء
آمدند رد تناسخ را نمودند. افلاطون، سقراط، فيثاغورث کساني
بودند که تناسخ را پايهگذاري نمودند و تعدادي دگر که از ذکر
نامشان خودداري ميشود.
تحقيقات محقق و فيلسوف متأله حضرت استاد موسوي در کلمه ناسخ:
براي ورود به
اصل مبحث تناسخ ابتدا تمام شقوق (ن س خ) را بايد بيابيم.
-
آنکه حرفي به حرفي از روي چيزي بنويسند يعني نسخه برداري
کنند، اين را ناسخ گفتهاند.
-
کتابي را از روي کتابي بنويسند، ناسخ است.
-
باطل کننده حکم سابق. يعني
کسي
کتابي نوشته بعد ازمدتي ديگري ميآيد مينويسد يا بيان
ميکند که کتاب قبلي مطلبش درست نبوده، اين ناسخ است.
-
حالا آيا اين که ميگويد درست نبوده
آيا آن جمله اول را محوش ميکند؟
پاکش ميکند؟ يا نه، تغييرش ميدهد؟ خود کلمه
هست ولي چيزي دراو کم يا زياد ميمايد. يعني آيا ناسخ
ماقبل را محو ميکند؟ يا تغيير ميدهد؟ چه تغيير بدهد يا
محو کند هر دو نسخند.
-
گاهي ناسخ انتهاي حکم
شرعي که حکم آن تمام شده او را منسوخش
نامند مثل همان داستان ابراهيم و ذبح گوسفند به جاي ذبح
ولدش.
(حضرت
استاد: ما خودمان داستان ابراهيم و ذبح ولدش را نسخ درقرآن
نميدانيم ما مقتضي ميدانيم نه نسخ در قرآن. يعني فرمان تا
همان جا بود. زيرا نسخ علامت جهل است. ناسخ کسي است که ابتدا
موضوعي را مينويسد بعد ميگويد درست نيست نسخش ميکند ولي در
حق جهل راه ندارد. دو اصل را ميپذيريم:
که در جاي خود توضيح داده شده).
اصل نسخ زائل
شدن يا ربودن است.
عبارتي است :
خورشيد سايه را
برد يعني برش داشت، اين نسخ است.
پيري جواني را
نسخش کرد.
-
بيچاره
کردن او؛ يعني ناسخ منسوخ را از قدرت ميافکند.
-
چيزي را به
جاي چيزي نهادن .
-
برگردانيدن
چيزي از صورتي و زشت نمودن آن
اما اصل ديگر
نسخ، منتقل شدن روح انسان بعد از مرگش به جسم ديگري است.
هم اکنون به
اصل معني نسخ وارد شديم اگر مايليد تناسخ را به خوبي در حد
خودش دريابيد، به انتظار تحقيقش باشيد.
گزيدهاي از
رساله تناسخ محقق و فيلسوف متأله حضرت استاد موسوي
9
دی 1385 |