<%@LANGUAGE="VBSCRIPT" codePage="65001" %> سایت محقق و فیلسوف متأله حضرت استاد موسوی
 
سایت رسمی محقق و فیلسوف متأله حضرت استاد موسوی          رد نظر "تکامل تدریجی" داروین  _ 15 اردیبهشت 1387ه.ش

«بسمه‌تعالي»

رد نظر "تکامل تدریجی" داروین

جهان علم انسان را در پديده هايش آرام مي سازد يا براي آرامش به سوي ديگري بالاتر از علم بايد نشست؟

سخن در اين بود كه: آيا مي‌توان پذيرفت انسان از صورت انسانيت خلع گردد، به شكل موجود ديگري درآيد؟ آيا قانون علم مي‌تواند انسان را عوض كند به صورت حيواني درآورد؟ يا آن زمان كه فردي با نفرين پيامبر زمانش به صورت حيواني در ‌آمد، آيا واقعاً از انسانيت خارج شدي؟

در مقاله قبل تثبيت شد امكان تغيير عارضه‌ها در طول پيدايش نسل‌ها هست، اما ذات‌ها خير. يعني  تبدل انواع را نمي‌توان پذيرفت. آري، مثلا يك موش يا يك لاك پشت بر اثر تغيير محيط زيست، پس از مدتها امكان دارد وضع فعلي اش عوض گردد يا انساني كه دو پا دارد، دو دست دارد، هيكلي اينگونه دارد براي 10 ميليارد سال ديگر مي توان پذيرفت به علت دگرگوني آب، به علت دگرگوني هوا، به علت دارو، به علت مواد تزريقي، به علت مواد زائد، به علت تغيير نوع غذا، تغييري در عوارضش روي دهد؛

اما آيا مي‌توان پذيرفت انسان تكامل يافته‌اي از نوع حيواني باشد؟ يعني انسان عيينيت ذاتي انسانيتش تبديل به فلان پرنده يا فلان خزنده شود؟ يا فلان خزنده عينيتش تبديل به شكل انساني گردد؟ اين قابل قبول است؟

آيا مي‌توان پذيرفت اين كه انسان در اين قرون به اين شكل است، با قانون تكامل تدريجي پيش آمده باشد؟

از جمله دانشمنداني كه در اين زمينه به تحقيق رفته، داروين است. (دگران هم هستند اما فعلا نظر او را بيان مي نماييم)

چارلز رابرت داروين كه در پايان قرن 18 و آغاز قرن 19 زيست مي كردي، زيست شناس بود. . او طي مقدماتي تبدل انواع را پذيرفته بود. او مي‌گفت : چون جمعيت بشر با تصاعد هندسي افزون مي شود بايد از تكثير اولاد جلوگيري شود. چگونه جلو گيري شود؟ يعني اشرف و اكمل بشر را گزيد، و نحوه گزيدن اشرف و اكمل را اينگونه تعريف نمود:

ده تا مردند ده تا زن‌اند هر كدام از اينها نسل زيباتري داشته باشند، همان نسل زيبا را بايد رشد داد تا جهان زيبا گردد. او عقيده اش بر نژاد برتر بود. يعني او بر آن بود اگر كاملترها انتخاب شوند، ناقص ها خواهند رفت.

محقق و فيلسوف متأله حضرت استاد موسوي:

اين گفته هاي وي بود اما اگر ما بخواهيم اين را تثبيتا بيان كنيم گوییم: آري، عارضه ها قابل تغيير هستند، به دلائل گوناگون اما ذات انسان نه.

آنچه مسلم است، تغيير شكل انسان به صورتي ديگر هر چه باشد، نمي توان پذيرفت انسان از عينيت انسانيتش درآيد، حتي اگر جسميات عوض شوند روحيات لايمكن؛ يعني هر چند تغيير صورت انساني را پذيرا باشيم، اما روح انساني او هرگز عوض نمي‌شود، عقل و نفس و ادراك و عشق و ذوقيات انسان هرگز قابل تغيير نيستند.

اينجاست كه بايد گفت علم نمي تواند جواب خودش را پيدا كند فقط يك سويي بحث مي كند. اين علم فقط حرف مي زند اما نتيجه اش را نتوانسته بيابد مگر برود در خانه معصوم!

داروين، انيشتن يا لاپلاس يا ارشميدس يا از نظر طب بقراط اين‌ها علم را تعريف مي كنند اما نمي توانند جواب را از شيمي يا از فيزيك يا از علوم دگر بگيرند فقط تعريف ميكنند؛ اما مثلا چرا سحابي سحابي شد چرا اين ماده چسبنده شد؟ امكان دارد اين را كمي بفهمند ولي اين چسبندگي از كجا آمد؟ ديگر اين را نمي توانند.

بیان لاپلاس اینکه سحابی چرا سحابی شد

آری، علم نمي تواند جواب خودش را بگيرد و سرگردان مي ماند! مگر به در خانه ولي ا... اعظم يعني امامان معصوم يا در خانه ريشه هاي اصلي قرآن كريم را با كوبه هاي محكم بكوبد. تا به جواب قانع كننده برسد.

بخشی از تحقیقات و بررسی دانشمند معظم، فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی

 

منبع: حاصل تحقيق در رساله تناسخ(1) و رساله معاد از دانشمند معظم فیلسوف متأله حضرت استاد موسوی

نظرات بازدیدکنندگان:

نام:
ایمیل:
نظر: