برای تثبیت معاد و
رستاخیز در پیکرة هر انسان یک رشته زلال زلال زلالی را
میبینیم در همة این مراحل سرک میکشد، یعنی هم در
اسپرم و هم در صور بعدی -تا انسان شدن- و آن رشته زلال
که موجب ایجاد یک اندام، یک پیکر، و یک چهره میشوند،
ابداً عوض نمیشوند، هستند اما در کجایند؟ در جای خود
هستند. هیچگاه عوض نمی¬شوند هر چند صورتها عوض
گردند.
گو اینکه مستشکل بر آن است که
اتمهای تن کم شدند ولی با این بیان گفته شده چیزی کم
نگشته، جایش عوض شده.
و برای این که جواب اشکال درست مفهوم شود باید گفت:
روز معاد و رستاخیز تمامی عارضههای عوض شده که به
امانت در جهان پراکنده بودند به عین ذات اولیه رجعت
مینمایند، زیرا در هستی اولیه که نظر بر آن است به
حال خود هستند، و عارضهها عوض میشوند به این قانون
تثبیت است:
«لا
تکرار فی التجلی»
جلوههای یار تا ابد ماندنی است.
یعنی چون روز معاد شود، نحوه فیض خورشید عوض میشود،
دریاها خشکیده میشوند، کوهها مانند پشم زدهشده
میشوند، جهان غربالی میشود، هم اسپرم اول و هم
صورتهای بعدی و هم اتمهای به عقیده مستشکل گم شده،
پیدا میشود. اینها که در جهان پراکندهاند، -چنانی
که گفته شد- به هستة مرکزی خود که نمود آن و نشانة آن
و هستی آن، چهره انسان است، به اصل پیکر هر انسان مشخص
رجعت مینمایند.
بدیگر عبارت طبق آیههای قرآن کریم:
«و لتجزی
کل نفس بما کسبت»
تا هر انسان
پاداش آنچه انجام میدهد را ببیند