در فصل دهم از جلد نهم مجلدات مجدد
اسفار ملاصدرا
پیرامون امر معاد و نتیجه آن که بهشت و جهنم باشد، بحث شده و در آن
میان به این مطلب میرسیم
که آیا معاد و بازگشت و اثر معاد و مبانی معاد را در خارج از خود
باید دید؟ یا در درون خود؟
حضرت ملاصدرا نظرات مختلفی را با عنوان:
فی تفاوت مراتب الناس فی درک امر المعاد
بررسی نمودهاند.
*
گروهی قائلند بر این که قیامت و
نتیجه آن در فلک چهارم است،
* بعضی آن را در طبقه هفتم زمین دانند،
* و آنچه
از متن قرآن کریم و روایات معصومین و عقل استفاده میشود، امر معاد
و ثمرة آن که بهشت و جهنم باشند، محققاً موجودیاند نه فرضی.
و نظر
ملاصدرا
این است که: بهشت و
جهنم چون مقر پاداش و کیفرند، باید در خارج باشند و این هم بیان
شد؛ ولی برای این که به سادگی بتوان این دو موهبت را یافت، حضرت حق
نمود آن ها را در نفس قدسی انسان قرار داده است.
البته این نظر را همه پذیرا نیستند ولی حضرت صدرا با تحقیقی که در
متن جلد 9 اسفار صفحه 176 بیان نمودهاند میفرمایند:
و اعلم ان لکل نفس من نفوس السعداء
فی عالم الآخرة مملکة عظیمة الفسحه ...
یعنی شخص ایشان میفرمایند عالمی اوسع و اعظم از آنچه در آسمانها
و زمین است، در درون انسان نهفته است؛
و اما اگر اشکال شود که
بهشت با آن عظمت، و جهنم با آن وضعش چگونه در درون انسان جای
میگیرند؟ و این مطلب را میتوان با علم روز
مطابقت داد یا نه؟ و نیز برای هموار نمودن سخنان حضرت صدرا
محقق و فیلسوف متأله حضرت استاد موسوی
دلائلی علمی برای تثبیت این بیان آوردهاند از آن
جمله در سراسر بدن هر انسان 350 هزار مرکز حساس گیرندگی وجود دارد
که هر یک از این گیرنده¬ها قدرت دریافتن درد، رنج، نوازش، سنگینی و
سبکی را دارند، یعنی بطور متوسط در هر 100 میلی متر از پوست تن،
235 گیرنده لمس وجود دارد تا اگر لمسی بر او شد، لمس آشنا یا غیر
آشنا باشد مییابد، سوزش سوزن یا نسیم باشد، سردی یا گرمی و ...
همه را مییابد.
و در بین اعضاء مختلف، مراکزی که از حساسیت بیشتری برخوردارند،
تعداد گیرندهها در آنها فراوانتر است. مانند نوک زبان که 30
گیرنده لمس در هر سانتیمتر مربع از آن وجود دارد. و همان ذره قادر
است در لحظه تمام مزهها، تلخیها، شیرینیها و شوریها را تمییز
دهد.
پس آیا در نفس با آن عظمت گستردگیهای جهان توان گنجایش ندارند؟!
نتیجتاً
در جواب این سؤال که چگونه در یک انسان یک متر و نیمی عالمی اوسع و
اعظم از آنچه در آسمان و زمیناند، میگنجد؟
علاوه بر
این دلائل باید گفت، ماده عصبی که در جوف
سر واقع شده، قدرت حل مسائل ریاضی را تا بینهایت دارد. این که 33
میلیارد کرات آسمانیاند که در هر کرهای هزار ستاره و هر ستارهای
با ستارة دیگر هزار سال نوری فاصله دارند، همه این پدیدهها در
همین ماده نرم جوف سر انسان میگنجند. یا ساختن زیردریاییها،
ناوشکنها، ساختمانهای 150 طبقهای و استواری آنها همه و همه از
همان معادلات ریاضی است و حاصل همان ماده نرم جوف سر میباشد. پس
چنانی که این ذره ماده میتواند حامل تجسمهای هندسی که پس از آن
بصورت ساختمان مجسم میشوند، باشد، آیا نفس با آن عظمت بعید است که
حامل جهنم و آتش آن و یا بهشت و نعم آن باشد؟
زير نظر محقق و
فيلسوف متاله حضرت استاد موسوي
85/1/26