<%@LANGUAGE="VBSCRIPT" codePage="65001" %> سایت محقق و فیلسوف متأله حضرت استاد موسوی
سایت رسمی محقق و فیلسوف متأله حضرت استاد موسوی  سدرة المنتهي   

 

«بسمه تعالي»

فيض راز احديت

يكي از اسرار شكوه احديت حق نزول رحمتش هست. طبق اين قانون كه هميشه بايد سنخيت بين فاعل و مفعول، سنخيت بين جاذب و مجذوب باشد، بنابراين كلمات نازلة حق از گذر احديتش نزول مي‌يابد. اما چرا ظاهراً فيض‌ها در اين عالم متكثر است؟ اگر طبق فيض احديت باشد بايد رحمت حق بر يك خزانه نازل شود و واحد نيز باشد نه متكثر، چناني كه در اين عالم ناسوت يافته مي‌شود!!

حضرت ملاصدرا در جلد 6 اسفار خود در صفحه 305 مي‌فرمايند: مرحلة اول كلمات نازله بسيط است. يعني واحد است، پراكنده نيست، قسمت قسمت هم نيست. يكي است و سراسر كلمات نزول در يك خزانه مي‌يابند و آن سدرة‌المنتهي است و همه تكثرها پس از آن است. و دريافت كلمة ‌سدرة‌المنتهي از ديدگاه‌ها متفاوت است. بعضي سدرة‌المنتهي را غايت معراج دانند(معراج نبوي)، بعضي سدرة‌المنتهي را كتاب لوح محفوظ دانند. بسياري سدرة‌المنتهي را عينيت بروز عصمت فاطمه(س) دانند و بعضي سدرة المنتهي را نقش ولايت دانند. و هر كدام از ديد صاحب نظران مصاب است.

فهميدن اين وحدت از كجاست؟

ما در فضايي حركت مي‌كنيم، به فضا كه مي‌نگريم، توده‌هاي ابر مشاهده مي‌شوند، داوري مي‌كنيم ابر است، ‌يا سينه آسمان درخشان است، داوري مي‌كنيم برقشي دارد. يا پرنده‌اي در فضا مي‌پرد داوري مي كنيم يك يا چند پرنده در حركتند و امثال آن. پس داوري‌هاي ما در وحدت و كثرت از حس و چشم ماست كه منتقل به خزانة فكر ما يا به دائرة دانستني‌هاي ما مي‌شوند. داوري ما پس از ورود به مأمن دراكه يا به مأمن علم و دانش ما است. يعني يك درخشندگي مي‌بينيم مي‌ رود به دائرة ادراك،يا پرنده‌اي كه مي‌بينيم مي‌رود به دائرة حافظه. اينجا داوري مي‌كنيم چند پرنده؟ هوا چگونه است؟ ابر با چه وضعي...؟ پس ابزار اصلي ما حس ماست. اگر آن حس نبود، اين داوري‌ها نمي‌شد.

حالا اين كه حضرت صدرا بيان فرموده‌اند: كلمات نازلة از حق به اين نظام عرشي يا ناسوتي يا به آسمان اين عالم واحد است و خزانة واحد سدرة المنتهي است، اين واحديت از كجا پيدا شد؟

محقق و فيلسوف متأله حضرت استاد موسوي:

ما همين جا داوري مي‌كنيم شخص ايشان (ملاصدرا) دريك ارتباط فوق العاده بوده‌اند. يعني ارتباطشان فوق بر حس بوده. زيرا حس ما و شما نمي‌تواند بفهمد كه آنچه از حضرت حق دارد صادر مي‌شود واحديت دارد. يعني:

يافتن وحدت را نه از چشم داشته‌اند، نه با گوش، نه با فكر بلكه اين يافتن واحديت فوق بر عالم اندازه بايد باشد.

حتي پيغمبر مي‌فرمودند: جبرئيل مي‌آيد به ما القاي بيان مي‌كند، يا رسول ا... در خلوتشان گفته‌هاي رازيه داشته‌اند، يا حديث قدسي يا حديث خلوت داشتند ولي وحدت را بيان ننموده‌اند. اما ملاصدرا مي‌فرمايند: بدان كه كلمات نازلة از حق كه به اين عالم ناسوت مي‌خواهد برسد واحديت دارد، منقسم نمي‌شود. وقتي كه به اين نظام ناسوتي رسيد، تقسيم‌بندي مي‌شود يك قسمت مي‌رود به سوي واقعيات، كه ماوراء ناسوتند، يك قسمت مي‌رود به سوي مستحدثات. مستحدثات يعني آنچه در اين عالمند، گاهي در اينجايند، گاهي در آنجا. مثلاً اين مأمن بلور زيباست اما گاهي در اين طاقچه است، ‌گاهي در ويترين. بايد توجه داشت: چهره نزولي به اين حدوثي نمايان نمايند، آنگاه است كه ماهيت‌ها در دائرة تركيبند و هر تركيبي هم ظرفيتي وابسته به خود دارد. آن چه سهم گرفتشان از اين هي كلمة العليا است، مي ‌بلعند و منشأ اثر قرار مي‌گيرند. و بهترين مصاديق اين چهره‌ها اولياء حقند كه از مأمن كلمة العليا فيض گرفتند و به جهان ناسوت گاهي به وسيلة دعا و گاهي بوسيلة ذكر و گاهي بوسيلة ذُكر و گاهي بوسيلة دانش و گاهي در اندازه‌هاي حكمت، و گاهي در جاذبه‌هاي عرفان به مادون تفويض نمودند!! از اين گذر اثرات رحمت رحمانيت را بر كون فروريختند و خواهند ريخت!!

بدان گونه زاهد كاظميني گفت شبي براي ذكر و ذُكري قيام نمودم دريافتم همه چيز من تاريك است، به التجا و زاري در آمدم نهيبي به من تفهيم نمود كه:  اي تاريك دل چرا به اضطرابي؟

از هي كلمة العلياي ما بهره بگير!!

دريافتم هدف ملتجي و پيوست در دعا شدن به عصمت‌الكبري فاطمة الزهرا (ع)ست.    

 

منبع:

نظرات بازدیدکنندگان:

نام:
ایمیل:
نظر: