«بسمه تعالی»
با شما مهندس، با شما دکترین، با شما جراحان و با
شما پزشکان و طبیبان جسم و جان بشر هستیم، با شما
سخنران هستیم، با شماییم!
هم
اکنون مخاطبمان شما هستید!
|
کالایی که می دهیم گو این که در
قالب مذهب است، ولی جهان فیزیک،
شیمی،
جهان علوم زنده و حتی 3 مقاله
انیشتن نیز در درون این مباحث موج می زند. نه تنها
آنها، همة مبتکران جهان، همه
محققان و همه
پویندگان این مسیر
باید بجویند و بگویند؛
تا
اینها نجویند، گفته هایشان بی ثمر
و بی فایده!
چگونه بی فایده؟
علومشان که باید جهان را پر موج
گرداند، احتمالاً چون نقشی است که بر آب منقوش می گردد.
اما هرآنگاه اینها را بجویند و در حقیقت بیابند، گونة افرازهای
سنگی است که تا ابد منقوش است و اثر گذار.
و ما برآن هستیم اینها را به
شما بدهیم، اگر اهلش هستی؛ اگر هم متوجه
نیستی، توجهی نما، دریاب در درون اینها چه غوغایی است؟
اگر دانستی قبولش کن، اگر نیافتی ردش نکن.
البته دریافت حقائق این وادی بسته به آن است که هر انسان
تز تفکرش در دینامیک باشد یا استاتیک. زیرا تمام تفاوت در
یافتهها و نظرات از همین دو مورد نشأت می گیرد.
ولی آیا هر کس با هر تز تفکری
میتواند این حقائق را دریابد؟
مثلاً شخصیتی چون مارکس و طرفدارانش گویند ما نمی توانیم ایده
آلیسم (ماوراءالطبیعه) را بپذیریم. ماوراءالطبیعه نه،
ماتریالیسم یعنی جهان حس و ماده آری.
آیا میتوانند
به رموز
ن
و القلم
راهی یابند؟!
در برابر فوئر باخ نظریهای دارد
که طبق آن از سویی خدا را نفی و از سویی یک فلسفه برای اخلاق
بوجود آورده. و گوید انسان هم میتواند شریف باشد هم منکر
ایدهآلیسم و این شرافت در نظرات
محقق و فیلسوف متأله حضرت استاد موسوی
اینگونه جلوه گر است که میفرمایند:
انکار ایدهآلیسم مساوی است با سقوط در حیوانیت.
|
انسان
باید انسان باشد و این انسانیت زمانی برای اوست که ملازم با
خداپرستی و شرافت اخلاق باشد و این ها آنگاه در انسان برقرار
میشود که بوجود ما بعدالطبیعه معتقد باشد آنگاه در وادی اسرار
حق گامی نهد.
چنانی که
حضرت ملاصدرا در صفحه 298 از جلد 6 اسفار خود
میفرمایند:
یا اخ الحقیقه و سالک طریق ان تفهم
من قلم ا.. و لوحه
ای برادر حقیقی و
سالک طریق حق اگر بدانی که
ن
چیست؟
قلم
چیست؟ و
لوح
چیست؟ صاحب اسرار حق خواهی شد.
|
آری، ماتریالیسم که حس را در
عالم اصل داند راهی به سوی یافتن این اسرار ندارد.
زیرا ن ، قلم و لوح حق از رموز و اسرار اللهیاند که بعضی از
عرفای حق در نهایت سرمستی به این رموز رسیدهاند دریافت این
رموز نیز مستلزم برچیدن حجابهایی است که به
تحقیق آن در مقالههای بعد خواهیم پرداخت.
|
اکنون شما متفکر فکرتان
را از کدام گذر شروع میکنید؟
کالای ما این
است، دریافتی؟! |
بنابراین تو ای بیننده سایت کمی
از آنچه هستی در بیا و به خود این اجازه را فرو نه و فرو ده.
بدان و دریاب که سیرت در این وادی به ثمرخواهد رسید.
اگر تو در هندسه هستی، اگر تو در طبیعت هستی، اگر تو در
ریشهیابی های جهانی، اگر در دیدگاه پزشکی هستی و میخواهی
شریان و جریان و پلاسما و خونابهها و مویرگهای قلب انسان را
دریابی که چگونه در سیرند و چه میکنند و چه فراز و نشیبی
دارند و در کجا در استاتیکند؟ در کجا در دینامیکند و در کجا
باید تز باشند و در کجا آنتی تز باشند،
اگر بخواهی اینها را بیابی زیبا آن است کالای اصلیات را از
درون گفتههای فلسفی و حکمی و عرفانی ما پرسازی و از این جهان
اشراقاتی که از جان جان بیان حق به جسم علوم عالم ریزش دارد
پویا شوید.
چهرههای علوم شما آنگاه تقدیس گرا است که از این
بارقهها و دریاهای بینهایت علم اللهی بهرهور گردد.
چرا بشر از این گوهرها بیگانه
باشد و دور؟
نزدیکتر باش تا به یقین به شهدش
راه یابی.
چرا بیگانه هستی؟ چرا به جواب
اقدام نمیشود؟
چرا در سکوت بماند؟ این سکوت به
حقیقت یا به یقین برزخی میان علم بشر و علم حق خواهد شد.
آنگاه که شما در خانه علوم را
بکوبید استغاثه کنید و از جان این علوم بهره ور گردید،
میتوانید جان دگران را به آرامش ببرید و در غیر این صورت آنچه
انجام دهید به احتمال قوی هم خود خسته و هم دگران را خسته
خواهید نمود.
این خستگیها تا کی؟
این خستگی و بیرمقی و بیتوجهی
به آستان این علوم تا کی؟!
چرا به این وادی نزدیک نگردند؟
چرا؟ و دهها چرای دگر؟؟؟ با شما محقق داریم.
جهان ماده چون در اندازه و ناقص و ناتمام است، به یقین صاحبش
را در تناقض و در نقائص فروخواهد گذاشت. و آنها که همشان
مادههاست، آنها که انگیزهشان اندازههاست در همان اندازهها
فروخواهند ماند و غرق خواهند شد. این را یقین بدانند!
و روزی
خواهد رسید که بشر به نواقص علوم خود آگاهی یابد و روزی خواهد
رسید که بفهمد سخت در اشتباه بوده، به اشتباه خود نزدیک خواهد
شد که چرا از این جهان فلسفه و حکمت و عرفان کم بهره یا
بیبهره مانده است؟
هم نوید و هم نهیب از این علوم
به بشریت است.
ما این را به بشر نوید میدهیم
اگر به تعداد انگشتانشان هفتهها را در این وادی به سیر آیند
پذیرا خواهند شد که دنیای آنها غیر از دنیای ماقبل خواهد شد.
و جهان غیر از جهان ماقبلشان خواهد گشت.
آری، خطابمان به آنانی است که در
جهان علم غوطهورند، جهان علم پیچیده است، مرموز نیست. ولی در
جهان دل، رمز کارساز است.
بعضی آنچنان غرق در عوالم مادی
خود هستند که اصلاً نامی هم از جهان رموز نشنیدهاند. و بعضی
نه، نشانه را دارند با نشانه میروند. که اگر برای بزرگ انسانی
راهی به حریم حرم یار باز شود در جلوه غوطهور، مطهر و محرم
اسرار حق گردند.
آنجاست که حقیقت
ن
را بیابد، جلوه
قلم در او به تجلی آید و
سرمست
لوح اعظم حق گردد.
با ما باشید با ن و
القلم و ما یسترون !
|
محقق و
فيلسوف متاله حضرت استاد موسوي
دوم مرداد 1385