به نام جان جانان

به مناسبت گذرای 13 روز از رجب که مشرق الانوار تجلی و رموز باقی 
مولانا قطب العارفین امیرالمؤمنین

است، این متن را به رؤیت یا به فکرتتان ارائه می­دهیم.

 سخن را در اول تجلی حق آغاز نمودیم اما از گذر رمز. رمز ن، رمز قلم، و رمز لوح که قبلاً تقریر شد، اما بنا را بر آن داریم  که در آغاز، مکاتیبی که قد برافراشته­اند تا رمز  شکوه قرآن مجید را نپذیرند معرفی  نماییم.

  • در مقاله قبل بیان شد طرفداران مکتب مارکس که ایده­آلیسم (ماوراءالطبیعه) را نفی نموده­اند، و حس و ماده را اصل دانند، نمی­توانند به رموز ن و القلم راه یابند.

  • گروهی دگر هم به نام مکتب نهلیسم(شکاکان) بودند که خواستند اصالت رمز را فرو ریزند. آن­ها گویند: ما چکار داریم به رمز برسیم؟ هر چه را خواستیم، تعبیرش را به واقع می­کنیم هر چند واقع نباشد. آنان شیوة امانیسمی را در این زمینه پذیرفته­اند و بر آن مصرند. گویند خود انسان مقیاس همه چیز است و حقیقت آنی است که انسان آن را حقیقت بداند. هر چه از لب و قلب او درآید، اسم آن حقیقت است(هرچند به عقیدة غیر آنان حقیقت نی(نیست))

با این شیوه و ادله و براهینی که اقامه می­کنند هدف­ها دارند و انگیزه­ها. از آنجمله به احتمال یقین برآنند اصل وحی و اصل تعلیم و اصل تهذیب و تربیت را به نابودی برند. یعنی می­گویند انسان نه به وحی نیاز دارد نه به امارت و نشانه، نه به معلم و استاد و نه به رمز.

و حال این که:

 اساس عالم وحی است و پس از آن معلم واستاد.

چه عیبی دارد دل انسان آنچه می­گوید حق باشد؟ هر چه از درون برون آید همان اصل است؟

در همین جا به پاسخ رویم که: بلی، دل درست است اما:

  • دلی که مایه از قرآن گرفته باشد،

  • مایه ازوحی گرفته باشد،

  • مایه از حکمت و عرفان گرفته باشد،

  • مایه از زهد و تقوا و پارسایی گرفته باشد

  • و مایه از رشحات حکمای الهی و بندگان مخلص حق و ناب­های حقیقت گرفته باشد

و الا آن دل که پر از وسوسه­ها و بی­اساس­ها است، دلی که پر از زشتی­های خوی و اخلاق است، چگونه می­تواند آن دل کانال اصل حقائق باشد؟

محقق و فیلسوف متأله حضرت استاد موسوی:

اگر یک اصل حقه را بعنوان اصل حقیقت و رمز حق انتخاب نکنند و هر کس هر چه از لبش و درونش برون ریزد، ادعا کند که این حق است، جهان جهان دیوانگان و درندگان می­شود. پس باید متمسک به یک اصل که آن اصل ظهور از حقی باشد، باشند، یعنی از معصومی والا، حقیقت واقعیه­ای مالاً و نتیجتاً در بین باشد که او فرمان احتراز از خطا را صادر فرماید، تا آن فرمان را همگان بستایند وبنمایند.

 

ای شنونده و ای بیننده توجه کن!

چون این مقاله در حواشی میلاد حیدر کرار و مولانا الاعظم امیرالمؤمنین علی(ع) به سایت می­رود، نظر بعضی محققان استفاده می شود از آنجمله محی الدین عربی اندلسی:

محی الدین عربی اندلسی در فتوحات مکیه­اش گوید: چون اراده کردم بنویسم مانده بودم چه بنویسم؟

شبهی بر من پیدا که مفاهیمش آن و این بود: ن و القلم و ما یسترون

"نوشته­ات را از قلم آغاز کن"

پرسیدم: او کیست؟

آنچنان بر من ابلاغ شد که: هو معلم الاول

باز مانده بودم یافتم نوشته­هایم سنگین­اند ریختم کنار کوه ابوقبیس. شب شد، و به اشراقاتی که از نوک قلم بر کاغذ حکاکی شده بود، توجه نمودم. حیران بودم مثل این که به موج آمده بودند.

یافتم نوشته: علی مع الحق و الحق مع علی

از علی آغاز کن!

محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی:

لذاست نام این منشورات را فتوحات مکیه که در 11 جلد تقریر شده است. و هم اکنون مورد نظر است. و در آغازین اولین جلد آن به رموز ولایت و به رموز جان قرآن نزدیک شده است.

شب 13 رجب 1427
محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی