<%@LANGUAGE="VBSCRIPT" codePage="65001" %> سایت محقق و فیلسوف متأله حضرت استاد موسوی
سایت رسمی محقق و فیلسوف متأله حضرت استاد موسوی  الوهيت از ديد هرقل  

 

بسمهتعالي

«ديدگاه هرقل پيرامون الوهيت»

حضرت ملاصدرا در جلد دوم اسفار خود در ذيل مبحث حدوث عالم نظر هشت نفر از دانشمندان و فلاسفه را در حدوث عالم آورده كه پنج نفر اينها يوناني و سه تاي اين‌ها از دانشمندان مَلطي1 ( هفت تن از فلاسفه در جايگاهي به نام حرّان بودند؛ گروهي بودند در محيطي كه مردم آن در اهداي رايگان ميوه‌هاي باغشان به مردم سبقت مي‌جستند؛ و در صورت عدم موفقيت براي اهدا آزرده و احياناً به جدال مي‌پرداختند! ملطي‌ها با چنين مردمي آرام و پرمهر در خلوت بودند و به فلسفه و حكمت خويش مي‌پرداختند! بوده‌اند).

ابرقولس نيز شبهات 9 گانه‌اي را در اين جهت پاسخ گفته است كه بقول حضرت صدرا پس از طرح اين شبهات ديگر شكي براي حدوث عالم نمي‌ماند. چناني كه نظر فرفريوس، ابرقولس و هرقل نيز بر حدوث عالم است. اما در برابر ابا الحسن عامري كه طرفدار متكلمين است در كتاب الأمد إلي الأبد خود جهان را ازلي دانسته .

*هرقل حكيم فيلسوف يوناني است.
*از مكتب افلاطون پيروي مي‌كرده؛ بعضي هم گفته‌اند پيرو مكتب ارسطو بوده.
*در شهر هراكله از ناحيه “پون” در آسياي صغير به دنيا آمد.
*او اول كيمياگر بود، با شيمي سر و كار داشت، سپس به اكسير رسيد و سيري در عالم پيدا كرد.
*او روزي به آتن آمد و در حلقه درس افلاطون شركت جست و دل را به استماع متن بيان افلاطون سپرد كه باشد از اين گفته‌هاي زيبا، درون را زيبا سازد! او در لحظه اول
گيج! ديگر لحظه آرام! سپس خويش را يافت و در ساعت پايان به جلوه آمد و به رقص درون راه يافت و خود را زنده و زيبا يافت. تا آنجا در گروگان ماده‌ها بود و نمي‌توانست خويش را از آن گروگان آزاد سازد!! يكمرتبه در حالي كه هر چه ماده و سكه با خود داشت به سوي اين و آن پرتاب كرد، فرياد زد: مرده بودم زنده شدم! و از آن جا به بعد همه لحظه‌هاي خويش را به مكتب افلاطون سپرد. او در سال 330 قبل از ميلاد درگذشت. چون درون او از رشته‌هاي گوناگون حكمت و فلسفه افلاطوني پر گشت، گهگاهي بعضي از آن گوهرهاي دروني را يا براي شاگردان يا براي دگران ابراز مي‌نمود از آن جمله گفته‌هايش اين بود:

إن أول الأوائل النور الحق لا يدرك من جهة عقولنا

بيانش اين بود: حق تعالي نوري است كه عقل نمي‌تواند او را بيابد. و نظر بسياري از فلاسفة متألهه همين است كه عقل چون به حق تعالي رود، عاجز است. زيرا نقص‌ها در برابر كمال‌ها ناتوانند.

او گويد: “ نور” با واژه و لغت يوناني اسم حقيقي خداست. “نور” امام اسم‌هاست و بر وحي و الهام مقدم است. آنچه بيان شد، نظر هرقل پيرامون توحيد است.

او گويد: اول چيزي كه در اين جهان بوجود آمد، نيروي “محبت” بود و بعد از محبت “نزاع” آمد.

او معتقد است در هر دهري (منظور از دهر هر هزار سال است، كه اين هم نظر اوست) نفوس طيبه تجلي مي‌كنند. گويد آن تجلي، حقيقت‌ها را و عشق‌ها را بروز مي‌دهد و دل‌ها را نوراني مي‌كند.

(ولي بيان قرآن و بيان روايات معصومين با اين نظر سازگار نيست).

برگرفته از تدريس و تحقيقات دانشمند معظم، فيلسوف متأله دكتر سيد علي موسوي

   يكي از صحابه درسي فلسفه، حكمت وعرفان                                                                                                   

 

 

منبع:

نظرات بازدیدکنندگان:

نام:
ایمیل:
نظر: