«به نام معبود
حقيقي»
چون بحث ما در
امور ذهني است. ما ميخواهيم ببينيم چه چيز از همه براي
ذهن بهتر است؟ يعني ذهن يا خاطره يا حتي تخيل
انسان چه كالايي را بايد داشته باشد كه شكوه و عظمت او را نشان دهد؟
بزرگواراني كه
امور ذهني را طرح كردهاند، انگيزهشان چه بوده است؟
حضرت استاد
دكتر سيد علي موسوي ميفرمايند:
به نظر ما انگيزة اين
بزرگواران اين بوده است كه دستي به درون انسان رسانند يعني
آنچه در جسم و در خارج ذهنند، نه وفا دارند نه بقا.
زيرا جسم انسان گاهي سالم است، گاهي مريض است پس اين وفا و بقا ندارد.
پس بزرگواراني
كه امور ذهني را مطرح كردند، خواستند به فوق جسم يعني به درون انسان راه يابند.
به ديگر عبارت انسان عاقل آن است كه كالاي ذهن
يا خاطره خويش را فلسفه و حكمت قرار دهد تا هميشه سرافراز باشد.
بنابراين نظر هگل را ميتوان
در اين باره كه رمزي از اين جهان است، دريافت:
هگل گويد:
ذهن و خارج دو چيز نيست، بلكه دو
چهرهاند، يك چهرهاش در ذهن است، و يك چهرهاش در عين است.
او گويد: كار
ذهن مانند دوربين عكاسي است، آنچه هست، ميگيرد نه آنكه خودش پيش ساخته است!
خيلي ها ميگويند: ذهن پيش
ساخته است، يعني در درون خودش چيزهايي است. ولي هگل گويد: ذهن خودش چيزي
ندارد، آنچه هست، ميگيرد. با اين مقدمه هگل ميخواهد ثابت كند كه ذهن و عين
يكي است.
حضرت استاد دكتر سيد علي موسوي
ميفرمايند:
ما نظر هگل را
قبول نداريم چون ذهن و عين دو چيزند نه يك
چيز. زيرا ذهن طوري عمل ميكند كه يك چيز نيست. ذهن كارش تكثير
است. موضوع و محمول را درست ميكند و صورتهاي خارجي را تكميل ميكند.
ذهن شما هم اكنون ميتواند يك
دريا بسازد كه پر از طلا باشد، يا اسبي را در ذهن بسازد كه سه كله داشته باشد،
در صورتي كه اينها در خارج وجود ندارد.
آقاي هگل چطور
محكم بيان ميكنيد كه ذهن و عين يكي است؟ و ذهن مانند دوربين عكاسي است؟ با اين
مقدمه كه شما ميگوئيد ذهن وخارج يكي است، اين نظر شما مردود است.