<%@LANGUAGE="VBSCRIPT" codePage="65001" %> سایت محقق و فیلسوف متأله حضرت استاد موسوی
سایت رسمی محقق و فیلسوف متأله حضرت استاد موسوی    امور ذهني از گذر علم

 

به نام آنكه به گوهر استقامت آموخت

بحث ذهن از گذر علم

به نام حقيقة الحقائق كه مرآت حقيقي را به صفحة آئينة صاف سينة جانان بشر چون شعشعة خورشيد جهان آرا روشن داد و اسرار كمال سراپرده‌هاي صفاي عشق را به جولان درآورد.

اما چه كالايي، چه ابزاري شكوه و عظمت انسان را نشان مي‌دهد؟!

براي پاسخ به اين سؤال سري مي‌زنيم به جهان پر شور و حال بزرگان تا ببينيم آنچه كه درون انسان را جلوه مي‌دهد و عزيز و سرورش مي‌سازد، چيست؟

نخست بايد گفت: آنچه در حد و اندازه‌اند نه وفا دارند و نه بقا دارند. جسم انسان روزي سر حال اما با يك حادثه تمام سلامت‌ها به ركود و شايد به سكوت نشيند!!

اين است كه بزرگان مي‌خواهند به فوق جسم و به اسرار درون انسان راه يابند، همان گونه كه امام الموحدين علي (عليه الصلوة و السلام) فرمودند:

‌لا تدركه العيون في المشاهدة الأبصار

فرمودند:‌ من خدايم را با اين چشم نمي‌بينم.

پس در درون انسان نيرويي است كه چون كشتي است كه در درون او بار مي‌ريزند، او بارور مي‌گردد يا چون خاك است كه گل و گياه و نهال در آن ريشه مي‌كند.

آن نيروي نهفته و ما لايراي بشر “ذهن ” است.

امور ذهني يكي از مباحث پربها و پرقدرت و ركني از اركان جهان فلسفه و از ابداعات و رشحات اشراقي بزرگ فيلسوف پايان قرن دهم و آغاز يازدهم هجري صدرالدين محمد شيرازي ملقب به ملاصدرا است.

و ما هم اكنون بر آن شديم انموذجي از درياي پر گوهر تحقيقات دانشمند معظم، فيلسوف متأله، حكيم و عارف وارسته دكتر سيد علي موسوي در موضوع امور ذهني از جلد اول اسفار ملاصدرا را بيان كنيم.

بايد بدانيم هر انسان از گذرهايي با خارج مي‌تواند ارتباط را برقرار سازد. يعني دريچة ارتباط هر انسان با امور خارج از گذرهايي است يعني يا جزء جسمي و حسي است كه همان ديدني‌ها و شنيدني‌ها و رفتن‌هايش باشد، اين خيلي مشكل به نظر نمي‌آيد اما آنچه خيلي مهمند و بي‌توجه گذشته‌اند امور ذهني و امور خاطره‌اند.

حالا ببينيم: آنچه در ذهنند از مقولة كيف است يا از مقوله‌ي كم است؟

بديگر عبارت آنچه در ذهنند جزء ذاتند يا جزء ‌عارضند؟ يعني امور ذهني جزء مقولة جوهر است يعني چيزي در او عوض نمي‌شود يا بالعكس از مقولة جوهر نيست، عرض است.

اين است كه بعضي امور ذهني را از مقولة جوهر مي‌دانند و بعضي عَرَض يعني نو به نو مي‌شود، تركيبش به هم مي‌خورد؛ خيلي‌ها اولي را قبول دارند و بس و بسياري دومي را قبول دارند. كداميك بهتر است؟

اگر كسي امانتي را در ذهنش فشرد و نگه داشت،‌ از مقولة اول باشد، بهتر است يا دوم؟

دوم نو به نو است، انسان هم جوياي نو به نو است. تا نو را مي‌خواهد بداند ولي اولي كه باشد نو به نو نيست، اشراق مي‌يابد مثل اين كه طلا هرچقدر زير خاك بماند، گونه‌اش بيشتر مي‌گردد. اگر از مقولة عرض باشد، نمي‌توانيم دم از امانتداري بزنيم. آنچه كه لحظه به لحظه عوض گردد به درد نمي‌خورد آن چيز ديگر است!

يار را اگر در ذهنش جايش داد، تركيبش به هم خورد، چيزي نيست، چيزي باقي نمي‌ماند اما اگر از مقولة جوهر بگيرند، چون تركيبش به هم نخورد اين يك امانتدار است.

كداميك انسان را برد مي‌دهند و سرمست و خوشحال مي‌كنند؟

نظر حضرت استاد دكتر سيد علي موسوي هم بر اين است كه اگر از مقولة جوهر باشد، داده‌ها يا يافته‌ها يا بودها كه در ذهنند، صاحبش را هميشه سرحال دارند، جوهر عوض نمي‌شود، يك ناب است. وقتي خودش خودش باشد،‌ براي صاحبش تزلزل بوجود نمي‌آيد.اين نظري است در امور ذهني.

اما حق اين است كه بگوئيم نظرها مختلف بيان شده است عده‌اي موافق و عده‌اي مخالف؛ آنها كه قائلند بر اين كه امور ذهني را قبول نداريم بر آنند كه ذهن مانند آئينه است كه نظر حضرت استاد دكتر سيد علي موسوي هم اين است كه:

ذهن مانند آئينه است، چهره‌ها را مي‌گيرد، به ويترين‌ها مي‌دهد. اگر اندك باشد به نيروي واهمه مي‌دهد، اگر روشن‌تر باشد، به نيروي تخيل مي‌دهد، اگر بهتر باشد، به نيروي تصور مي‌دهد و اگر مقداري روشن باشد،‌ به نيروي شك مي‌دهد و اگر عالي آشكار باشد، به نيروي تصديق مي‌دهد. هرگاه كه مي‌خواهد درش آورد اين‌ها را از ويترين‌هايشان به خاطره منتقل مي‌كند.

پس ذهن در خود چيزي را جا نمي‌دهد فقط ذهن واسطه است صورها را مي‌گيرد، شماره‌ها را وارد مي‌كند به جاهايي كه بايد منتقل كند، انتقال مي‌دهد.

كه اين بحث (اين كه خاطره به جاي ذهن باشد) از نظر علمي قوي‌تر به نظر مي‌آيد تا آنهايي كه گويند ظرف ذهن است.

بسياري از اولياء حق از اين گذر ذهن را در سخن نياورده‌اند بلكه كالاي ذهن يا خاطره را يكي از اسرارا… دانند.

لذا عبارتي است كه گويند:

فما في خيالي لا يمكن أن يطلع عليه غيري

آنچه در درون من نهفته است هيچ كس به اندوخته‌هاي درون من آگاهي نيافته.

اين است كه سالكان طريقت آنچه دارند خوشند نه آنچه دانند! دانستني‌ها به درد نمي‌خورد آنچه دارد يعني در عين دارد آن ارزش دارد.

اي شيفتگان تن به تماشاي جان رويد!

از جايي كه تماشاگه دل هم زيباست و هم عزيز! رسول ا…. فرمودند: تماشاي دل مبارك است.

يعني اگر كسي بتواند آنچه در دل دارد حفظش كند عالي است.

اگر تمام آينه‌هاي نورافكن بر قلب انسان عارف پرتو براند محال است ذره‌اي از ذرات درون او را بيابند نام اين امور ذهني است . چرا؟

امور ذهني سر اللهي است. سر إله را كسي نمي‌تواند جز إله بفهمد، از آنجمله عشق به حق، مهر به نبوت، وفاي به ولايت و عصمت و پذيرش دين و قرآن و حقائق همة اين‌ها گنجينه‌هاي گران گوهر ظرف ذهن يا خاطره است كه نظر حضرت استاد ارجحيت خاطره بر ذهن بود.

يكي از صحابه درسي فلسفه و حكمت و عرفان

 

منبع:

نظرات بازدیدکنندگان:

نام:
ایمیل:
نظر: