«بسمه
تعالي»
ندامتگاههاي
برافراشته ديوار، توان آن
دارند عرفان و حكمتي كه در سينهها نهفته است خموش سازند؟!
سقراط به زندان رفت. چرا؟ چون حكومت وقت در تشويش بود مبادا
او وضع را به هم بريزد.
در عيني كه در زندان بود، فضلا و دانشمندان در سقراط حل شدند
و او را دوست ميداشتند. بعضي از مشتاقان علمش چون وي را به زندان يافتند، با
ولعي خويش را به او ميرساندند!
او مانند
مشائيها از
کنار درختی به درخت ديگر ميرفت و درس ميداد
تا سرانجام حكام آن روز او را به نوشيدن جام زهر شوكران محكوم نمودند.
تا به او گفتند بايد امروز اين سم را بنوشي، بلند بلند خنديد.
پرسيدند: چرا ميخندي؟!
گفت: با خدايم پيمان بستم
هر حادثهاي كه بر من وارد شود، لبم را باز كنم نه چشمم را ببندم!
او 25 شاگرد عالي داشت. حکم مرگ سقراط آنها
را به وحشت افكند، اما سقراط گفت:
من سقراطها ساختم، پس وحشتي براي مرگم نيست و
شما عين من هستيد!
|
او نوشته نداشت، نوشتههايش
سينه به سينه بود. در اوائل ميلاد مسيح يعني حدوداً 400 سال پس از مرگ سقراط نظراتش
بصورت نوشته درآمد و در دانشگاهها و مراكز عاليه علمي تدريس میشدی شاید هم اکنون
هم. |
در همان حالي كه بايد وي را با زهر شوكران به جهان مرگ منتقل
سازند، پسركي نفس نفس زنان وارد شد و گفت: استاد مژده كه من از پدرم خواستم
رهايت كند. يعني درخواستم از پدر آن بود كه او از هيئت حاکمه كه حکمی برای كشتن
تو دادند خواست كه من بجاي شما جام زهر را بنوشم و آنها هم اجازه دادند هم اكنون جان خويش
را نثار تو استاد ميكنم يعني من بجاي تو به نوشيدن زهر اقدام ميكنم تا در زندان
به روی شما باز باشد!
زيرا بود تو جهاني را و دلهايي
را از تاريكي ميرهاند و بجايش جرقهها و نورها مينشاند اين وجود تو گوهری است که بودش از
موجودی چون من كه به آن مرحله راه نبردم زيباتر و شايستهتر است.
توجه:
اين رویداد به جهان هشدار ميدهد كه عالمان به حق و گزيدگان
حكمت بهاي وجودي آنان در اوج شكوه و عظمت است.
در هر حال وی
نگاهی بر آن افكند و گفت:
ميداني از عمر من چند سال ميگذرد؟
گفت: نه.
سقراط گفت: (و گفته او در اختلاف است جايي دارد که 73
سال و جايي 83 سال).
لذا بیان سقراط این شد ای انسان والا میدانی من 73 سال عمر كردم
و در این مدت از مزاياي قانون بهرهور شدم.
قانون بود كه آرامش را به من هديه كرد، پس قانون براي سقراط مقدس است. اكنون همين
قانون حكمي عليه سقراط داد اگر تو بجاي من زهر را بنوشي و اين عملي شود، ازقدرت
قانون كاسته خواهد گشت.
پس تو باش و من از خدا مي خواهم مثمر ثمر باشي.
|
بيننده متوجه باش چون مطلب به
درازا رود امساك از سخن شد، اگر مشتاقي به انتظار پايان رويداد بمان. |
يكي از صحابه درسي حضرت استاد موسوي
21/8/84