<%@LANGUAGE="VBSCRIPT" codePage="65001" %> سایت محقق و فیلسوف متأله حضرت استاد موسوی
سایت رسمی محقق و فیلسوف متأله حضرت استاد موسوی كنفسيوس و نظرات وي  23/7/1390

«بسمه‌تعالي»

 

قبل از مقدمه تأكيد مي‌شود بيان نظريات يك شخصيت دليل بر تأييد تمام زواياي فكري و عقيدتي او نيست بلكه هر چند بعضي شيوه ها و عقايد او مطابق با حقائق مذهبي و ديني نباشد، جهت آگاهي آن را بررسي مي‌نماييم.

كنفسيوس و نظرات وي                                

  • او در سال 551 قبل از ميلاد در امارت لوكو به دنيا آمد.

  • مادرش او را در غاري به دنيا آورد در حالي‌كه گويند پشت اين نوزاد چون پشت اژدها بود و لباني چون لب‌هاي گاو و دهاني بسيار وسيع داشت.

  • نسبت وي به فغفوري‌هاي چين مي‌رسيد. پدرش سه سال پس از تولد او بدرود گفت.

  • او به موسيقي خو گرفت. از آن پس به گياه‌خواري روي آورد.

  • بيست و دو سال كه از عمرش سپري شد، آموزگاري را آغاز كرد. خانه خود را آموزشگاه گردانيد و از شاگردان شهريه اندك دريافت مي‌كرد.

  • او چون سقراط شاگردان خود را شفاهي درس مي‌داد و اجازه نوشتن به كسي نمي‌داد.

  • يكي از شيوه‌هاي خاص كنفسيوس اين بود كه هيچ‌گاه با كسي جدال نمي‌كرد يعني عقيده كسي را رد نمي‌كرد و اين كار را اتلاف علم و عمر مي‌دانست. مي‌گفت حيف عمرم نيست كه بخواهم صرف درستي يا نادرستي عقيده كسي كنم؟ در برابر يك مطلب خوب پيدا مي‌كنم.

  • رفتارش سرمشق براي فيلسوفان بود.

  • او از شاگردان مي‌خواست با هويت و با شخصيت حركت كنند.

  • او هوش شاگرد را در علم تيز مي‌كرد و مي‌گفت به راستي نمي‌توانم براي كسي كه به گفتن و فكر كردن معتاد نباشد، كاري كنم و براي كسي كه اشتياق نداشته باشد، راهي بگشايم و به كسي كه يك موضوع را خوب نفهمد و سه گوش براي آن باز نكند، درس نمي‌دهم.

  • (هدف از سه گوش باز كردن اين است كه يك لفظ را كه مي‌شنود، بايد مفهوم آن و اثر آن را نيز خود تحليل كند.)

  • گفت در 15 سالگي به آموختن دل دادم. در 30 سالگي به خود قائم شدم.

  • (هدف از قائم به خود شدن يعني با خيلي ناقص‌ها فاصله گرفتم. چون انساني كه قائم به نفس مي‌شود، نيازها را محدود مي‌كند تا  ميلش پرش به اين سوي و آن سوي نداشته باشد.)

  • در پنجاه سالگي به نواميس آسماني(تجردها) پرداختم. در شصت سالگي به حقيقت واصل شدم. در 70 سالگي توانستم از دل خود پيروي كنم بي‌آنكه از راه صواب منحرف گردم. و گويد همه اين‌ها از كرامت نفس و انسانيتم است.

  • او مي‌گفت در هيچ مسيري به حظ عرفان دل راه نيافتم و الا آن چه داشتم نثار آن مي‌كردم.

  • او گاه از عالم بالا و دعا و نماز ياد مي‌كرد.

  • شاگردان را آگاهي مي‌داد كه سنن و شعائر آباء و اجدادشان را مراعات كنند و فقط تا همين مقدار فلسفه‌اش را جلو برد.

  • گويند اذهان شاگردانش را از مسائل لاهوتي منصرف مي‌كرد؛ يعني از پاسخ دادن به مسائل لاهوتي روگردان بود.

  • شخصي پرسيد: مردگان بعد از مرگشان دانش دارند؟

در جواب گفت: تو كه احوال زندگان را نمي‌داني، چگونه بر مردگان آگاهي يابي؟ تو كه قادر به خدمت ارواح نيستي، چرا از حال مردگان مي‌پرسي؟

كنفسيوس مي‌گفت انسان برتر نه خصلت دارد:

1.      هنگام كار مي‌كوشد درست و با دقت ببيند.

2.      مشتاق است در حال رأفت باشد. (ظالم گونه عمل نكند.)

3.      مي‌كوشد احترام و حرمت ديگران را رعايت كند.

4.      هر چه مي‌گويد راست مي‌گويد.

5.      كارهايش در ادب و نظم است.

6.      آن‌چه مشكوك باشد، مي‌پرسد تا حس بدبيني در او به وجود نيايد.

7.      در حال خشم لحظه را انتخاب نمي‌كند به پايان كار مي‌انديشد.

8.      آن‌چه براي او بهره دارد، از تقواي آن غافل نيست. (مبادا رضاي حق در آن نباشد!)

9.      در پيمان‌ها وفادار است.

اين نُه خصلت براي انسان برتر از ديد كنفسيوس بود.

آن‌چه بيان شد، مختصري از زندگي و بعضي از نظرات كنفسيوس بود، در بخش‌هاي بعدي به زواياي ديگر فكري وي خواهيم پرداخت.

 

مقاله‌هاي بعدي:

  1. تربيت فرزندان برتر از ديد كنفسيوس - مقايسه با نظر قرآن كريم

  2. با بي‌ادبان چگونه رفتار كنيم؟ - پاسخ كنفسيوس و مقايسه با نظر رئاليسم‌ها و ابوحفص حداد و آيات و روايات

 

منبع:   حاصل تحقيقات محقق و فيلسوف متأله استاد سيد علي موسوي

نظرات بازدیدکنندگان:

نام:
ایمیل:
نظر:
 

منو

عضويت در سايت
آموزش فلسفه
رسائل
مقالات
نواي از جان استاد