بیوگراف معظم له

اهداف

مقالات

رسائل

نمونه صوتي

اشعه هاي تابناک جهان تشيع

زندگي فلاسفه

پرسش و پاسخ

ارتباط با ما

English

صفحه اول

چهارشنبه 17 شهريور 1389

به پرسشهای فلسفی، حکمی و عرفانی شما پاسخ داده خواهد شد.

 

طرح پرسش جدید


آرشیو سوالات قبلی

تابستان 1389
بهار 1389
زمستان 1388
پاييز 1388
تابستان 1388
بهار 1388
زمستان 1387
پاییز 1387
تابستان 1387
بهار 1387
زمستان 1386
پاییز 1386
تابستان 1386
بهار 1386
زمستان 1385
پاییز 1385
تابستان 1385
بهار 1385
زمستان 1384


952-سجاد:
با سلام بنده قبلا" چندسوال فلسفی مطرح کرده بودم که پاسخ تخصصی آنها منوط به تکمیل فرم عضویت شده بود. بنده مشخصات خودم را در سایت ثبت نمودم.وخواهشمندم پاسخ تفصیلی سوالات را بفرمایید. سوالات عبارتند از: 1-با توجه به اینکه ملاک احتیاج معلول به علت هستی بخش ضعف و فقر مرتبه وجودی است آیا درکل در مورد ملاک احتیاج معلول به علت تامه که مشتمل بر علل هستی بخش نیز هستندچه می توان گفت؟ 2-چرا مفاهیم فلسفی و معقولات ثانیه فلسفی دارای جنس و فصل نیستند؟ 3-آیا همانگونه که علت هستی بخش موجودات مادی به مادیات علم حضوری دارد آیا موجودات مادی نیز به علل هستی بخش خود علم حضوری دارند؟ 4-با توجه به اینکه روشن ترین خاصیت همه اجسام امتداد(طول-عرض-ارتفاع) است و از این امتداد حجم اجسام بدست می آید و وقتی حجم اجسام را با حجم کل جهان مقایسه می کنیم مکان اجسام از آن انتزاع می شود. این یعنی اینکه هر جسمی مکاندار است. حال با مبنا قرار دادن این مطالب چگونه می توان ثابت کرد که هر موجود جسمانی و مادی زمانمند است و دارای بعد زمانی است
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:14/3/1388

1) با توجه به اینکه ملاک احتیاج معلول به علت هستی بخش ضعف و فقر مرتبه وجودی است آیا درکل در مورد ملاک احتیاج معلول به علت تامه که مشتمل بر علل هستی بخش نیز هستندچه می توان گفت؟
معلول براي بهره گيري از علت العلل نيازمند علل واسطي است، چناني كه انسان براي بهره گيري از نور مطلق نيازمند انوار عرضي است. يا چناني كه براي معرفت توحيدي نيازمند معرفت به نبوت، ولايت و عصمت است. بنابراين به همان شدت كه نيازمند به معرفت توحيدي هستيم، نيازمند به معرفت ولوي نيز هستيم.
براي پاسخ دقيق تر رجوع به سلسله رسائل دانشمند معظم، فيلسوف متأله حضرت استاد موسوي در ذيل جلد(2)‌اسفار- بحث علت و معلول
2) چرا مفاهیم فلسفی و معقولات ثانیه فلسفی دارای جنس و فصل نیستند؟
اسطقسات یا ایساغوجی یا کلیات خمس اصطلاحاتی هستند برای تعریف حقیقی آنچه که دارای حد و رسم باشد، در حالی که مفاهیم فلسفی و معقولات ثانیه فلسفی در این دائره نمی گنجند.
معقولات ثانيه فلسفي(مانند وجوب و امكان) مفاهيمي هستند كه وجود مستقلي در خارج ندارند بلكه با تحليل عقلي از امور خارجي انتزاع مي شوند لذاست جنس و فصلي براي آنها تعريف نمي شود.
3) آیا همانگونه که علت هستی بخش موجودات مادی به مادیات علم حضوری دارد آیا موجودات مادی نیز به علل هستی بخش خود علم حضوری دارند؟
پاسخ اين موضوع بر مي گردد به اين كه آيا طبق نظر حكماي مشاء علم حضوري تنها علم شئ به خودش است؟ يا طبق آنچه حكماي اشراق بر آن قائل اند، هر علت مجردي به معلول خود و هر معلول مجردي به علت خود علم دارد؟
آنچه آشكار است اين است كه: وجود معلول با تمام هستي اش وابسته به وجود علت است، و هيچ وجودي براي خود ندارد. لذاست هر ممكن در وجود واجب كه قائم به آن است حاضر است، (اين علت بر همه وجود معلول احاطه دارد و معلول را بهتر از خودش مي شناسد) از طرفي هر ممكن(معلول) از همان گذري كه با واجب(علت) مرتبط است و به همان اندازه اي كه از اسماء و صفات اللهي بهره گرفته، به علت خويش علم دارد.
براي پاسخ دقيق تر رجوع به سلسله تدريس هاي فيلسوف متأله حضرت استاد موسوي:
1) بحث واجب و امكان(جلد اول اسفار) 2) بحث واجب الوجود (جلد 6 اسفار)،
4) با توجه به اینکه روشن ترین خاصیت همه اجسام امتداد(طول-عرض-ارتفاع) است و از این امتداد حجم اجسام بدست می آید و وقتی حجم اجسام را با حجم کل جهان مقایسه می کنیم مکان اجسام از آن انتزاع می شود. این یعنی اینکه هر جسمی مکاندار است. حال با مبنا قرار دادن این مطالب چگونه می توان ثابت کرد که هر موجود جسمانی و مادی زمانمند است و دارای بعد زمانی است
تعريف بعد مکان در موجودات ناسوتي و امكانيات، (‌از آنجا كه امری است در دائره حس)،‌ امكان پذير است و حيازت مكان با اين براهين و براهين مشابه تثبيت مي شود، اما در مورد زمان چه بايد گفت؟
محققان و دانشمندان نظرات مختلفي پيرامون زمان داده اند:
1) آيا زمان تنها همان حركت شبانه روزي است؟ 2) آيا زمان يك قرارداد بشري است يا يك اصل است؟ 3) آيا زمان زاده فلك است؟ 4) آيا زمان در ذات و جوهر اشياء نهفته است؟ 5) آيا زمان تابع حركت است؟ يا حركت تابع زمان؟ ‌
5)‌آيا زمان آغاز و پايان دارد؟ 6) قار الذات است يا غير قار الذات؟ 7) ‌آيا زمان قابل انقسام است؟ يا جزء لايتجزي است؟
يا اصلا بايد زمان را يك حقيقت لايتناهاي ناشناخته دانست؟
با تحقيق و غور در اين نظرات و رد و ايرادها و شناخت واقعي زمان است كه مي توان اندكي به وادي راه يافت ولي بهتر آن است قبل از آنكه غرق الفاظ شويم، بيابيم: آيا در واقع انسان اسير زمان و مكان است؟ يا زمان و مكان اسير او؟!!



950-حسين:
با سلام و توفيق روز افزون حضرت عالي-چون توفيق مكالمه حاصل نشد متوصل بسايت شديم تا عرض سلامي كرده وآرزوي طول عمر با عزت دراشاعه علوم الهي به دانش پژوهان وارسته را از ايزد منان مسئلت نمايم.بنده حقير بهارلو
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:14/3/1388

آقای بهارلو
با سلام و سپاس خدمت شما
پیام شما برای معظم له قرائت شد و موجب خوشنودی ایشان گشت. متشکریم.



948-علی:
با سلام و سپاس فراوان لطفا حدو حدود رابطه عرفانی زن با مردعارف را بفرمایید
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:14/3/1388

موضوع محرمیت یک اصل است و به هیچ وجه فرع بر عرفان و عدم عرفان نیست، این اصل بطور کامل در رساله های مراجع تقلید عظام شرح داده شده است، لطفا به نظر مبارک مرجع خودتان مراجعه نمایید.



946-فاطمه:
به نام خدا سلامی از غایت جان خدمت استاد ارجمند دکتر سید علی موسوی استاد در ابتدا خواستم بخاطر مراسم روحانی و فضای غریبی که با ناب درسهایتان که همراه با تصویر زنده شما از کبودان بود و سخن از عصمت الکبرایشان ایجاد نمودید نهایت سپاس را داشته باشم و سپس سپاس فراوان از درس جلد 6 اسفار صفحه 65 که امروز با لطف و عنایت حضرت حق و شما استاد ارجمند دریافت نمودیم واقعا چه زیبا تعبیر نمودید پیوستن قطره به دریا و جویباری اندک به اقیانوسی لایزال یا دریایی بی کران را که این پیوست چون بی حدی قطره را نمود می نماید زیباست و الا اگر به جای دیگر بریزد حدش معلوم و ... برای خود این را اینگونه به تعبیر نشستم و یاد این عبارت زیبایان افتادم که فرموده بودید تا هم سنخ نشوی نیابی جز الفاظ آری حال می یابم جرا اینقدر به ما تاکید می نمودید که درسها را بخوانیم و برای خود مرور کنیم و شیوه درس خواندن خودتان را کنار نرده های مدرس بیان می نمودید و قسمت بعد شناخت بیشتری از عقیده مکتب آگزیستا و ماکیاولی ها یافتم استاد در هیچ مکتبی و هیچ کدام از به اصطلاح کتابخانه ای که در خانه مان هست هیچگاه هیچگاه حتی اسم یکی از این مکاتیب را نشنیده بودم و حال با واقعا لطف و عنایت شما این بی سواد دنیای علم و فهم و معنویت اینگونه با عقاید این مکتب آشنا می شود همه از درسهای ناب و ارزنده شماست چه خوب می شد اگر اجازه می دادید این مکاتیب مختلف و عقاید و نظراتشان را درسایت که جنبه عمومی تر دارد قرار می دادیم که عالمیان بدانند و بشناسند و با دید باز پیش بروند چرا که باور کنید مردم گاه گول ظاهر این اسمها را می خورند و از عمق مطلب نااگاهند عبارت به ظاهر فرنگی اومانیسم آگزیستا و... هر چه می شنوم و می دانم از تحقیقات ناب درسهای شماست از صمیم قلبم ممنونم گاه که در کار یا وظیفه ای که لطف کردهاید و به من محول کرده اید کوتاهی به خیال خودم خواسته و ناخواسته سر می زند یاد شما می افتم و یاد ان اصلی که شما ما را با آنها اشنا کردید و از غفلت خویش شرمنده می شوم چون در این مکتب هر چه دیدم زیبایی و نظم بوده حال باب میل ما باشد یا نباشد فاطمه بابایی 20/2/88
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:31/2/1388
با سپاس از بیان صادقانه شما- مطلب شما برای معظم له قرائت شد.
موفق باشید.



945-سجاد:
با سلام و خسته نباشید در مورد فلسفه چند سوال داشتم که خواهشمندم پاسخ آنها را ایمیل نمایید. 1-با توجه به اینکه ملاک احتیاج معلول به علت هستی بخش ضعف و فقر مرتبه وجودی است آیا درکل در مورد ملاک احتیاج معلول به علت تامه که مشتمل بر علل هستی بخش نیز هستندچه می توان گفت؟ 2-چرا مفاهیم فلسفی و معقولات ثانیه فلسفی دارای جنس و فصل نیستند؟ 3-آیا همانگونه که علت هستی بخش موجودات مادی به مادیات علم حضوری دارد آیا موجودات مادی نیز به علل هستی بخش خود علم حضوری دارند؟ 4-با توجه به اینکه روشن ترین خاصیت همه اجسام امتداد(طول-عرض-ارتفاع) است و از این امتداد حجم اجسام بدست می آید و وقتی حجم اجسام را با حجم کل جهان مقایسه می کنیم مکان اجسام از آن انتزاع می شود. این یعنی اینکه هر جسمی مکاندار است. حال با مبنا قرار دادن این مطالب چگونه می توان ثابت کرد که هر موجود جسمانی و مادی زمانمند است و دارای بعد زمانی است
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:31/2/1388
در صورت تمایل به دریافت پاسخهای تخصصی فلسفی، تکمیل فرم "عضویت سایت" الزامی است.



944-غلامی:
با سلام خدمت حضرت استاد موسوی با نهایت سپاس از تدریس های عالی شما.معلمی ذوق است عشق است ایثار و فداکاری است . استاد عزیز روزت مبارک ..
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:31/2/1388
پیام شما برای حضرت استاد قرائت شد، سپاس از توجه شما



943-صبا:
با سلام و خسته نباشید میخاستم در باره ایه 34 سوره نسا سوال کنم چطور در قران که هین قدر برای مقام زن ارزش قایل شده تفظ وضربوهن به کار رفته این که زن را به زدن تنبیه کردن
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:31/2/1388
سوال کننده با عنوان "صبا"
بهتر آن است شما پرسش کننده به ترجمه ظاهری و لغوی آیه بسنده نکنید، ابتدا به تفاسیر مختلف که مفسرین گرانقدر پیرامون این آیه مبارکه به تحقیق رفته اند مراجعه نمایید، و تفسیر اصلی آیه را بیابید، شرائط را مطالعه نمایید، در صورتی که به پرسشی جزئی تر و علمی تر برخوردید که در آن کتب نیافتید، بفرمایید، در صورت لزوم از نظر فلسفی و علمی بررسی خواهد شد.



942-طاهره:
با سلام من دانشجوي سال اخر تفسير قران هستم در رابطه با موضوع بايان نامه ام چند سوال دارم لطفا مرا ياري كنيد تعريف لغوي واصطلاحي نفس از ديدگاه قران از نظر فلاسفه عرفا راهكارهاي علمي وعملي براي محاسبه نفس ازديدگاه قران نتايج دنيوي و اخروي محاسبه نفس متشكرم بي صبرانه منتظر باسخ شما هستم
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:31/2/1388
مباحث درخواستی شما جهت تکمیل پایان نامه تان در منابع بسیاری قابل بررسی است و بحث نوی نیست، ولی پیشنهاد ما این است تیتر پایان نامه تان را مبحثی نو و زنده علمی قرار دهید! برای نمونه چند عنوان را خدمت شما تقدیم داریم:
• چرا نفس از بزم قرب حق به سرای ناسوتی آمد؟ آیا با اختیار آمد؟ یا رانده شد؟
(نظر افلاطون – انباذقلس- شیخ سهروردی و فلاسفه دگر در "هبوط نفس")
• ارتباط نفس با جسم چگونه است؟ بررسی نظرات فلاسفه و محققان در مکاتیب متفاوت
(نظر جالینوس – نظر محمد بن زکریای رازی – نظر ابن مسکویه – نظر ایزوپ)
• آیا پس از مرگ نفس هم چون تن به فساد می رود و متلاشی می شود؟
(بررسی دلائل عدم فساد تن- راز بقای تجرد و فنای ماده؟ - تثبیت بحث معاد جسمانی)
• نحوه هجرت نفس (لحظات مرگ) در اولیاء الله و عرفا چه تفاوتی با عوام مردم دارد؟
• راز احساس غربت انسان و سیر نفس برای دریافت کمال عینی
• ارتباط سیر نفس ناطقه و مقام شهود بقیه الله الاعظم مولانا حجت بن الحسن؟
آنچه دانشمند معظم، فیلسوف متأله حضرت استاد موسوی به ما آموخته است این است که:
«علم باید نو باشد و بیانش دل را منقلب نماید نه مکرر که گوش ها را خسته کند!»
عناوین ذکر شده از بین 1414 صفحه ای که حاصل تدریس های دانشمند معظم، فیلسوف متأله حضرت استاد موسوی در ذیل جلد هشتم اسفار (سلسله رسائل نفس در 13 بارقه) و رساله روح (در 141 صفحه) است.



940-الهه:
چرا بعضی صحنه ها یا اشخاص برای ما اشنا به نظر می ایند یا اینکه احساس می کنیم در گذشته ی دور برایمان اتفاق افتاده است با تشکر
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:5/2/1388
بعضی گفته اند شاید دلیل بر تناسخ باشد که اگر قائل به تناسخ باشید، صد در صد ضد قرآن و روایات است، بعضی گفته اند شاید از حیات جبروتی است، که خیر، در جبروت تنها یک انتخاب است نه یک زندگی که صحنه هایی در آن باشد! بعضی دلیل بر عالم رؤیا گرفته اند. به هر حال موضوع علمی خاصی برای بحث نیست.



938-حسنا:
برای رسیدن به آرامش دل از طریق دین چه راههیی را پیشنهاد میکنید با تشکر
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:17/2/1388
رسیدن به "یقین" در وادی دین تنها راه رسیدن به آرامش است. و "یقین" جز با "تحقیق" در راه طلب حاصل نمی شود. تنها یک مثال می زنیم، خودتان به پاسخ خود برسید:
چون در امر دین به تحقیق می روید، مباحثی از قبیل "نبوت" و "معجزه" را می یابید. گاهی تنها در وادی لفظ می مانید(حاصل وادی لفظ سرگردانی است نه آرامش!)، و گاهی نه، به تحقیق می روید و اگر تحت اشراقات علمی استادی حکیم قرار گیرید خواهید یافت:
1) آیا معجزه همان خرق عادت است؟
2) آیا نبی خود معجزه می کند؟ یا باید با اجازه حق به معجزه رود؟
مثلا هگل می گوید بخار شدن آب در حرارت و انجماد آن در سردی، آیا معجزه نیست؟ این شیوه یک برد عقلی و عادت بشر است. آیا معجزه این است؟
3) آیا معجزه را باید به منگنه عقل ببریم یا به منگنه طبع و عادت؟ یا نه، به منگنه آیت ها و نشانه ها که فوق عقل اند؟
4) وقوع معجزه آیا از رسالت رسول است؟ یا ولایت او؟
5) آن کسی که روح القدسی اش قوی شده باشد، آیا می تواند خرق عادت انجام دهد؟!
6) آیا کرامت همان معجزه است؟
7) چرا رسول الله در حالی که معجزه دارد بجای اینکه مانند انبیاء گذشته از معجزه اش سخن بگوید، آنها را از سمنامبولیسم(پرداختن به غیب گویی) دور می سازد؟
چون به این حقائق برسی، به یقین در موضوع خواهی رسید و نهایت آن آرامشی واقعی است.
(پاسخ این سوال با استفاده از رسائل معظم له ارائه شده است.)



937-saeed:
chera namaz behkanim
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:19/2/1388
پاسخ این سوال قبلا در سایت قرار گرفته است. به سوالات زیر مراجعه فرمایید:
سوال شماره 296 (زمستان 1385)
سوال شماره 283 (زمستان 1385)
سوال شماره 457 (بهار 1386)
سوال شماره 639 (زمستان 1386)



936-فاطمه:
با سلام خدمت استاد ارجمند دانشمند معظم دكتر سيد علي موسوي استاد اميدوارم كه حالتان خوب خوب خوب باشد و انشاا... با عنايت حضرت حق روز به روز عالي تر باشيد . استاد از همه تدريسهاي عاليتان واقعا ممنونم ! درسها جان آدمي را زنده مي كند و چون شبنم بجاي مانده از باران بهاري بر گلبرگ گلها ذهن آدمي را به خنكاي سپيده دم بهاري سرمست مي سازد ممنون از تمامي زحماتي كه از جان جان كشيده ايد و هم اكنون نيز اين لطف و عنايت شما ادامه دارد. سپاس از اينكه اجازه داديد لينك نوايي از جان استاد به سايت اضافه شود. تصوير شما همراه با يكي از لولوهاي ناب اقيانوس علم لايزالتان واقعا از جان با آدمي به سخن مي آيد اولين عكس با آن گلهاي زيبا و آگاهي آدمي نسبت به درمان دردخواهي اش از حضرت اله! حقيقتي را بس واضح و روشن زنده مي كند كه حتي با نگاه دقيق با تصوير نيز مي توان همه ذرها و دره ها و ... را يافت آري بعد از ديدن اين عكس و نوشته اگر تا امروز با خداي خويش عاميانه در دل سخن مي گفتيم و مي گفتند و به دنبال واسطه اي بوديم از آن روز كه اين نوشته واقعاً بر جانمان نشيند خود مي تواند ردي باشد بر همه واسطه هاي دروغين (دنيايي) كه ساده دلان خوش باور آنها را رابطان حقيقي خدا مي دانند و فكر مي كنند شايد آنگونه زودتر جواب بگيرند و ... اين عبارت ناب آدمي را به سمت و سوي حقيقت توحيد الهي نيز به گونه اي زيبا و ظريف سوق مي دهد در پس هر عبارت حقيقتي بي بديل نهان است كه اگر از دسته تفكرگرايان (همان كه در مقاله اي در سايت بيان فرموده ايد و در همه درسها هر كدام با نوع خاص خود آدمي را به اين موضوع هدايت مي كند) باشيم انشاا... به زيبايي آن را خواهيم يافت ... استاد از صميم قلبم از شما سپاسگزارم دوشنبه 24. 1 . 88
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:5/2/1388
متن ارسالی شما برای استاد خوانده شد، موجب خشنودی معظم له گشت، سپاس از شما و ظرافت بیان شما.
موفق باشید.



934-بهاره:
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما من می خواستم بدانم چه طور می شود خدا را شناخت خدایی که بسیار رحمان و رحیم است چه طور می شود قبول کرد این خدا جبار باشد البته من انکار نمی کنم ولی نمی توانم تصور کنم خدا بنده ای را دوست نداشته باشد خدا را چه طور می توان به خدایی ستود من در همه جا حضورش را حس می کنم در صورتی که حتی نزدیکانم آن را رد می کنند چه طور می شود خدا را شناخت و اورابرای خدایش دوست داشت نه برای چیز دیگری چه طور می شود عاشق خدا شد و عاشق ماند من حس می کنم تا مادامی که زنده ام باید حسرت عشق خدا را بخورم زندگی در دنیا بدون حضور خدا برای من سخت است . لطفاً من را راهنمایی کنید تا خدا را بهتر بشناسم تا بتوانم شاید برایش بندگی کنم . با تشکر
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:17/2/1388
خانم بهاره قادری!
سوالهایی که مطرح نمودید، خود طالب یک دوره علمی برای راهیابی به پاسخ ها است. سوال های شما شامل بخش های ذیل می شود: 1) چگونگی شناخت خدا 2) شناخت صفات خدا 3)ستایش خدا؟ 4) حب خدا به بنده 5) عشق بنده به اله 6) رمز پایداری در عشق 7) حضور "واجب الوجود"
بدانید اگر بخواهید به واقع پاسخ سوال هایتان را بیابید، باید برای موضوع "شناخت خدا و صفات او" به تحقیق در سلسله رسائل "واجب الوجود"، حاصل تدریس دانشمند معظم، دکتر سید علی موسوی روید، برای یافتن حقیقت "ارتباط بین بنده و حضرت اله" و "پایداری در عشق" حداقل رساله "عشق" معظم له را که در ذیل تدریس جلد(7) اسفار است، مورد بررسی علمی قرار دهید.
و برای یافتن حقیقت "ستایش اله" باید رساله "سوره مبارکه حمد" که حاصل تدریس و مناجات¬های عارفانه معظم له است، مورد تامل قرار دهید...
پاسخ تمام به پرسش هایتان از طریق سایت امکان پذیر نمی باشد اما ارائه الطریقی خواهید شد با پاسخ هایی اجمالی در این زمینه:
پاسخ 1) شناخت خدا؟
شبیه سوال شما را آنگاه که حضرت صدر الدین شیرازی ملقب به ملاصدارا به شيراز آمدند، طلبه¬اي از ايشان پرسيد که "چگونه مي¬توان به خدا راه يافت؟" از راه عبادت و مناجات با او؟ از طریق جاذبه؟ یا با سیر عرفان؟
و اما پاسخ این بود: آری، "عبادت" كار عابدين است، عابدین برآن¬اند راه تقرب به حق انجام عبادات است! اما عبادت در جای خود درست، اگر انسان در جاذبه حق قرار بگيرد به مقامی مي¬رسد.
و اما عرفای من الله الی الله اصل را "عرفان" دانند و سیر منازل 14 گانه، 40 گانه، 70 و یا 100 گانه را تحت نظر استادی حکیم و عارف برای حقیقت شناخت حق اصل دانند.
كمال عالي برای انسان آن است که از طریق عبادت رود، سپس به جاذبه حق آید و منازل عرفان را طی نماید. (که خود عرفان به دو طریق میسر است، 1) از طریق استدلال که مخصوص علما و دانشمندان است، 2) از طریق تصفیه باطن که خاص انبیاء و اولیاء است. ولی آنچه مسلم است جز تحت اشراقات ملکوتی استادی حکیم انجام پذیر نیست)
در صورت لزوم، به پاسخ ادامه مباحثتان خواهیم پرداخت.
برگرفته از تدریس مقدمات فلسفه- دانشمند معظم، فیلسوف متأله حضرت استاد موسوی



933-مريم:
آياهمه ي مسائل وعلوم درقرآن است؟
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:17/2/1388
شما را حوالت می دهیم به بارقه ای از جلد هفتم اسفار با تحقیقات دانشمند معظم، فیلسوف متأله حضرت استاد موسوی:
حضرت صدرایی در صفحه 22 از جلد 7 اسفار (مطابق با رساله عظمت نزول قرآن(1)، صفحه 118 و 142 از سلسله تدریس های دانشمند معظم، فیلسوف متأله حضرت استاد موسوی) می فرمایند: و اما القرآن العظیم الکریم ففیه عظائم العلوم الالهیه کان یتعلم بها رسول الله الخاتم و اهل بیته المکرم سلام الله علیه و علیهم ...
حضرت صدرایی پس از یک تحقیق جامع در بین کتب نازل شده، سیری در حقیقت "قرآن کریم" دارند و می فرمایند:
این قرآن مانند کتب دیگر، صور و نقوش نیست، بلکه عینیت حقانی است، که چون آیاتش نزول می یافت، رسول الله(ص) شدیدا از عظمت آن تحت تأثیر قرار می گرفتند، سپس حقیقت آن به اهل بیت مکرم، یعنی مولانا علی(ع)، فاطمه(س)، امام حسن(ع) و امام حسین(ع) می رسید تا مولانا حجت بن الحسن(عج)، که همه زیر پوشش این آیات عظام الهیه قرار می گرفتند. پس قرآن یک عظام الهی بود.
برای تحقیق کامل این عبارت " و اما القرآن الکریم ففیه عظائم العلوم الالهیه" که پاسخ سوال شماست، شما را حوالت می دهیم به این رساله.
و اما عبارت دیگری که از بین عبارات گهربار صدرایی می تواند پاسخ سوال شما باشد این عبارت است: صفحه 20: قد ورد عن بعض المکاشفین کل حرف من کلام الله فی اللوح اعظم من جبل قاف
در عظمت قرآن و ثقالت علوم و اسرارش همین بس که بدانیم: این قرآنی که بر احمد نزول یافت، هر حرفش که در لوح قضا و قدر قرار گرفت، بزرگتر از کوه قاف است! و ملائکه اگر همه شان جمع گردند که نقل یک حرف از قرآن نمایند، طاقتش را ندارند!!
و با این جمله حجت بر شما و امثال شما پرسش کنندگان تمام می شود که بدانیم:
"فلو فرض ان باء بسم الله مع عظمته التی کانت له فی اللوح نزل الی العرش لذاب"
اگر فرض گردد این باء بسم الله با آن همه شکوه و عظمتی که در پیدایش نخستین او در لوح هست، بر عرش نازل شود، "لذاب"، آن عرش ذوب می شود و فرو می ریزد!!
آنگاه مای ناسوتی اینگونه جویا می شویم که: آیا همه مسائل و علوم در قرآن هست؟!!!
به نظر خود شما پاسخ چیست؟ و آیا اصلا می توان پاسخی تقریر نمود؟ یا آنچه می گوییم تنها لفظ است، وگرنه به عقیده دانشمند معظم اگر یک ذره به اشراق رموز قرآن راه پیدا کرده بودیم، سکوت می کردیم. این است که:
هر که را اسرار حق آموختند مهر کردند و زبانش دوختند.!



932-مهدی:
با سلام وارزوی سلامتی و طول عمر در صورت امکان ادرس بستی علامه و شماره تلفن ایشان را اگر امکان داشته باشد برایم لطف کنید من از شهر تبریر هستم
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:5/2/1388
با سلام و سپاس از تماس شما
امکان در اختیار گذاشتن آدرس و شماره تلفن معظم له وجود ندارد، در صورت تمایل از مقالات سایت استفاده نمایید و نیز پرسش های علمی و فلسفی شما را پاسخگو خواهیم بود.



931-سیده:
سلام و خسته نباشین میخواستم بدونم دفتر استاد کجا قرار داره وچطور میشه باهاشون صحبت کرد ممنونم
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:5/2/1388
در صورت تمایل برای استفاده از دروس معظم له می توانید از کلاس عمومی روزهای شنبه که اطلاعیه آن در صفحه اول سایت درج شده است استفاده نمایید. ملاقات با معظم له فعلا امکان پذیر نمی باشد.



928-پریسا:
با عرض سلام و خسته نباشید ایا امکان پرسش تلفنی وجود دارد زیرانمی توانم در سایت بنویسم و در منزل استاد هم نمی توانم در جمع سوالم را مطرح کنم با تشکر
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:5/2/1388
نام شما جزء ثبت نامی های کلاس شنبه نیست، و الا می توانستید ملاقات حضوری داشته باشید، از هر جهت می توانید سوال خود را از طریق سایت مطرح نمایید، و یا در کلاس شنبه ها که به صورت عمومی تشکیل می شود، پرسش خود را کتبا به مسئول جلسه بدهید، تا پاسخ شما داده شود.



927-اصغر:
اگر تعیین چهره و جنسیت قبل از ایجاد انسانها بدست خودشان بوده پس چرا بعضی به زن بودن یا مرد بودن یا چهره خودشان اعتراض دارند ؟
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:19/2/1388
با سلام
پاسخ این سوال قبلا در سایت قرار گرفته است. به سوالات زیر مراجعه فرمایید:
سوال شماره 366 (سوالات بهار 1386)
سوال شماره 168 (تابستان 1385)



925-ش:
رمزو راز بی بدیل ایام در قران
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:5/2/1388
رمز و رازهای آیات قرآن با یک سوال و یک پاسخ قابل دستیابی نیست، بلکه باید عمری در جهت تفسیر آیات قرآن کریم در برابر استادی والا متلمذ شد.
و اما در مکتب درسی معظم له در آغازین سیر درسی، حقیقت تغییر و تغیر عالم مورد بحث فلسفی قرار می گیرد، و می یابیم که فیلسوفان متألهه قائل بر این اصل اند که هر چند روزگاران در پستی و بلندی است، و بظاهر پژمردگی ها و کهنگی ها جایگزین طراوت ها می شوند، اما غایت جهان به ناامیدی نمی رود، بلکه بسوی امید و عشق و جاذبه روان است؛ و نتیجه عرفانی آن با تمسک به آیات قرآن مورد تحقیق قرار می گیرد که چکیده ای از آن برای شما پرسش کننده بدین صورت تقریر می شود:
روزگاران(ایام) در تعویض است. حضرت حق هم در قرآن کریم می فرماید: و تلک الایام نداولها بین الناس (آیه 140 سوره مبارکه آل عمران)
ما روزگاران را عوض می کنیم. لذاست اگر کسی روزگار را بشناسد، نه از پستی اش اندوه دارد، نه از بلندی اش مغرور می شود. چرا؟ "تلک الایام نداولها" یعنی می یابد که همیشه آب در جوی زندگی یک انسان روان نیست! امروز جوی در خانه او رفته، فردا در خانه دیگری است! یک روز بیمار است، یک روز سالم... آن که به سیر علمی و عرفانی بها داده باشد، آن که عمرش را با فلسفه حقائق عالم طی نموده باشد، باید هم در بیماری خود را نبازد هم در سلامتی شاخ و شانه نکشد! «تلک الایام نداولها» اگر "ایام" یکنواخت باشد، طبیعت است، انجا که عوض می شود نشانی از قدرت و عنایت باری تعالی است نه طبیعت.
پس هر اندوهی به شما رسید به دیگری هم رسیده چون روزگار یکسان نیست. زمانی انسان آزرده می شود می گوید: "چرا خرمی من تبدیل به پژمردگی شد؟"
اما اکثر اولیاء خدا و عرفا همین که می دیدند اندازه های دنیا دارد مغرورشان می کند بازی در می آوردند که از اندازه ها فرار کتند و یک حالت برایشان باشد تا تنها غرق یار باشند! اما اگر بپرسید "فلسفه این تغییرها و تحول ها در "ایام" و روزگاران چیست؟" در یک کلام اینگونه گوییم:
چنانی که حرارت کوره غش و ناخالصی فلزات را می گیرد، و نابشان می سازد، کوره حادثه های "ایام" نیز برای اهلش موجب ریختن غش ها و تقرب به اله می شود.
پاسخ از سوی صحابه درسی با رجوع به رسائل فلسفی- تفسیری معظم له



919-naghme:
Bohranhaye rohi va ravaniye bashar dar sorate napardakhtan be Ensan shenasi
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:5/2/1388
هیچ راهی جز یافتن حقیقت فلسفه حکمت و عرفان وجود ندارد.
نمی دانیم شما که این سوال را پرسیده اید فقط جهت یک تحقیق دانشگاهی مطرح نموده اید؟ یا واقعا هدفتان آن است که می خواهید بدانید در صورتی که انسان حقیقت انسانیت خود را نشناسد، دچار چه بحران هایی خواهد شد؟ در هر صورت روزگاری جهان هم خواهد یافت و هم اقرار خواهد نمود که:
تا بشر در جاده تاریک جهل حرکت کند، هیچ گاه در آرامش نخواهد بود. و این را بدانید راه فرار از بحران های روحی و روانی شناخت دقیق قوه ها و استعدادهای درونی است که هر "انسان" دارد. و این شناخت امکان پذیر نمی باشد جز با متلمذ شدن در برابر استادی فیلسوف و حکیم، و یافتن حقائقی از جهان!
به عبارتی دیگر این را بدانید جهان خالی از حادثه نیست. اصلا نظام زندگی پر از حادثه است، و در متن و بطن این حادثه ها بودن، و از حقیقت فاصله داشتن، زاده اش حتما بحران های روحی و روانی خواهد بود که هر چند تمام پزشکان عالم جمع گردند، این بیماری نه تنها درمان نخواهد شد بلکه شخص را به سوی هلاکت خواهد برد. اما در این میدان برد از آن آنانی است که هر چند درون این حادثه ها هستند، از عوارض حادثه ها فاصله می گیرند، و یک دوره علمی، فلسفی، حکمی و عرفانی را در نزد استادی والا آغاز می نمایند.
این بیان از ما تا شما که باشید و چه باشید؟!
پاسخ از سوی صحابه درسی، با رجوع به رسائل فلسفی معظم له



918-فاطمه:
اطلاعاتی کامل دررابطه با عالم ذرع می خواستم.ممنون
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:5/2/1388
اطلاعات راجع به عالم ذر قبلا در سایت گذاشته شده است، لطفا مراجعه فرمایید. (به پاسخ سوال شماره 255 از سری سوالهای پاییز 1385 مراجعه شود)



917-سید:
ضمن سلام وخسته نباشید.صمیمانه آرزومند دیدار حضرت استاد هستم آیا امکان دارد آدرس دفتر یا نشانی از ایشان را در سایت بگذارید
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:5/2/1388
با سلام و سپاس
در اختیار قرار دادن آدرس و تلفن معظم له مقدور نیست، در صورت تمایل پرسش خود را از طریق همین سایت مطرح بفرمایید.



912-کبری:
با سلام ودرود بی پایان خدمت شریف استاد ارجمند و آرزوی سلامتی وطول عمر باعزت برای ان وجود ذیجود وهمچنین همکاران محترمی که در ارائه خدمت از طریق این سایت بسیار باارزش متحمل زحمت می شوند.اینجانب کبری عباسی کیا ساکن شهرستان بابل ودبیر معارف ودانشجوی کارشناسی ارشد رشته فلسفه وحکمت اسلامی دانشگاه شهید رجایی تهران که اخیرا" پایان نامه ام را با موضوع بررسی مساله خیر وشر از دیدگاه ملاصدرا وپلاتینگا انتخاب کردم لذا خواهشمندم در ادامه انجام این کار مهم حقیر را راهنمایی فرمایید.منابع ومقالاتی از این دوبزرگوار با موضوع گفته شده وهمچنین نظرات فیلسوف عالی مقام حضرت استاد موسوی در این رابطه باعث راهگشایی در کارم هست واینجانب دست طلب یاری از این نقطه محروم به سمت شما بزرگوران دراز نموده وبی صبرانه منتظر جواب هستم . با تقدیم احترامات شایسته کبری عباسی کیا
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:31/2/1388
با سلام خدمت شما خانم عباسی کیا
به دلائلی توان پاسخ دادن به درخواست شما در طول این مدت نبوده، که از این بابت پوزش ما را خواهید پذیرفت. نمونه مطالبی که از دانشمند معظم، فیلسوف متأله حضرت استاد موسوی در سایت عنوان شده است را مطالعه بفرمایید، در صورتی که هنوز جهت تکمیل پایان نامه تان نیازمند به این مباحث هستید، فرم عضویت را تکمیل نموده و درخواست خود را عنوان نمایید.
مطالب عنوان شده در سایت پیرامون موضوع "خیر وشر":
در تاریخ 29/2/86 ، پاسخ به پرسشی راجع به "خیر و شر" ، پرسش شماره 426
و نیز مقاله "ضعف ها موجب تاثیر پذیری و بروز شر در عالم"
توضیحا: تحقیقات اصلی معظم له پیرامون مبحث خیر و شر در ذیل سلسله تدریس های ایشان از جلد هفتم اسفار صدرایی است.


منو

عضويت در سايت
آموزش فلسفه
رسائل
مقالات
نواي از جان استاد