بیوگراف معظم له

اهداف

مقالات

رسائل

نمونه صوتي

اشعه هاي تابناک جهان تشيع

زندگي فلاسفه

پرسش و پاسخ

ارتباط با ما

English

صفحه اول

چهارشنبه 17 شهريور 1389

به پرسشهای فلسفی، حکمی و عرفانی شما پاسخ داده خواهد شد.

 

طرح پرسش جدید


آرشیو سوالات قبلی

تابستان 1389
بهار 1389
زمستان 1388
پاييز 1388
تابستان 1388
بهار 1388
زمستان 1387
پاییز 1387
تابستان 1387
بهار 1387
زمستان 1386
پاییز 1386
تابستان 1386
بهار 1386
زمستان 1385
پاییز 1385
تابستان 1385
بهار 1385
زمستان 1384


678-:
با عرض سلام.چرا پاسخ سؤالها را مثل قبل مرتب نمی دهید !خیلی منتظر هستم.
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:28/12/1386
بيننده كه پرسشتان پيرامون رزق كريم از متن قرآن در سوره مطهر نور نموديد، چون پيش از اين چند مورد جواب داده شده احتمالا به اينگونه نبود كه شمارش آن را ارسال نمايند.
و اما كلمه «چرا» من نفهميدم با اين صراحت كه مبادرت به فرمان چرا نموديد!! «چرا» از مامن لازم الاجراست!! يعني كسي كه بر او واجب است و ضرور است، كارش را الزاما انجام دهد، واژه «چرا» در اين مقوله پيوست مي شود. و اين ضرور هم لازمه اش ربط حقوقي يا ربط الزامي را به همراه دارد. و حال اينكه جوابهايي كه ما مي دهيم نه جنبه حقوقي دارد و نه جنبه الزامي. بلكه نوعي عاطفه و مهر است و براي اشراق عواطف كلمه «چرا» بيان نمي گردد، بيان عاطفه ابراز مي شود!!
و بهتر آن است شما بيننده هرگاه كه اينگونه درخواستي را نموديد، بجاي بهره گرفتن از «چرا» نيروي عاطفي را روانه بفرماييد.
و اما موضوع «رزق كريم»، يا رزق مطلق، يا رزق معين، يا رزق محدود هيچكدام از اينها را در بيانتان از ما نخواستيد. ولي عواطف ما، ما را برآن داشت كه اين نكات در موضوع رزق برايتان تقرير شود. «رزق كريم» فيضي است كه از حضرت باري تعالي به جهان ممكن مانند بارانهاي پر از بركت و مانند جريان هوا و همانند حرارتها و رطوبتها و خيزش هاست كه بر اثر فرود آمدن اين نعم جهان، جهان ارضين يعني زمينيان و جهان علوي يعني كهكشانها و منظومه ها به نظمند. اينها از رزق كريم باريتعالي منظم شده اند كه اگر آني مهرش، و رحمتش و فيضش از هر كدام اين منابع و پديده ها امساك شود، در جا فرو مي مانند.
و رزق محدود عبارت است از طعام و غذايي كه براي هر انسان پيش از ميلاد تا لحظه موت معين و در حد نهاده شده يعني پيش از آنكه طفل از مادر متولد گردد رزق او در اوول مادر قرار گرفته و از آنجا به ژنتيك ها كه در درون كروموزوم ها موجودند نيز فراهم شده. گو اينكه اين دو، شكل و رنگ را مي سازند ولي رزق و سهم هر موجود رنگي است. و هر موجود شكلي است، و هر موجود اندازه اي است. نيز مشخص گشته و از اوول مادر به شيمه مادر مي رود، و از شيمه مادر(منظور از شيمه مادر مويرگهايي كه تن اين طفل را مي سازد، به جريانند) به مامن تغذيه مادر فرو مي ريزد و هرآنگاه كه بخواهد از مادر تولد يابد روزي او به آبها و زمين و هوا و نور و حرارت و گياهان و ممكنات زميني و آسماني معين مي شود. و اين روزي در ادامه است يعني مواد غذايي كه سهم اين انسان فرضي است آماده مي سازند تا او از طريق حلقومش با سه پدپده اي كه در حلقوم وي آماده شده به جلگه معده و تشكيلات درونش فرو ريزند و اگر آني اين سه پديده كه در فضاي دهن حالت جذب و حالت بلعيدن باشد، از مسير خويش اندكي كوتاهي ورزند به زندگي اين انسان خاتمه داده مي شود و اين روزي ها با اين كيفيتها ادامه دارند تا لحظه ذهاق روحش. آن لحظه اي كه ذهاق روح وي گردد، روزيهاي وي پرونده شان در هم منطوي و پيچيده مي گردند. با اين بيان گفته آنهايي كه معتقدند اگر بشر زياد گردد زمين گنجايش روزي او را ندارد، بايد بي توجه بود. و اين گفته ها اساس مذهب و اساس علمي ندارد.

«و في السماء رزقكم و ما توعدون» با اين بيان قدسي الهي روزيهاي بشر از سوي صاحب آن بشر يعني حضرت باري آماده شده و خواهد گشت.
جهان ناسوت ابزار است نه علت اصلي. علت اصلي از آن كريم رزق است و اما روزي مقسوم مواد غذايي نيست موادي كه معده را پر نمايد نخواهد بود. روزي مقسوم كمال است، روزي مقسوم علم است ، روزي مقسوم ادب است، روزي مقسوم تاريخ و جهان بيني تاريخ است. روزي مقسوم علوم مايري و مالايري ايي است كه درجهان ناسوت معلقند يعني درياهاي مواج علم و كمال و جلال و جمال و فلسفه و حكمت و عرفان و انسان سازي و مباني قرآن و مباني روايات معصومين و گفتار حكيمانه حكيمان اله شناس، به حساب آيند.
هر كس بايد بكوشد تا از اين رزق مقسوم سهمش را بگيرد.
شما چنانيكه لغت «چرا» را گفتيد شايد به اين واژه ديگر رو آوريد!! چگونه قسمت خود را از اين درياي كمال فراگيرند.
جواب آن است بر هر انسان با شعور و زيرك لازم است كنار هر دري كه از رحمت علم باز شده دق الباب نمايد و آن در را بكوبد يعني در جهان فعلي ما در رياضي و شيمي و علوم پايه را بكوبد، درِ علوم ادب و تاريخ و جهان بيني را به صدا در آورد. در لغت شناسي و ريشه يابي كلمات را فرا گيرد و بيابد و از همه مهمتر در باب رحمت فلسفه و حكمت و عرفان و منابع قرآني و اساس قرآن و مباني روايات را بايد بكوبند تا سهمشان از اين روزي ها كدام روزي باشد، تا سهمشان از اين روزي ها كداميك از اينها باشند،
تا كدامين غالب آيد در نبرد زين دوگانه تا كدامين برد نرد
و اگر بخواهيم معني روزي را برايتان بيان كنيم حداقل 20 ساعتي زمان لازم است. مقداركي از آن كه وقتمان اجازه مي داد روي همان ريشه عاطفي و ريشه عنايي برايتان بيان نموديم و بس. اميدوايم به نكته هاي اين متن به حد عالي عنايت بشود كه آنهايي كه با ما در مسيرند بدانند چگونه سخن بيان
نمايند. توجه:
گو اينكه در آيه 26 در سوره مباركه نور مي فرمايد: ناپاكان مرد براي ناپاكان زن و ناپاكان زن براي ناپاكان مرد و پاكان مرد براي پاكان زن و پاكان زن براي پاكان مرد و سپس در پايان اشاره شده است براي همگان، اين هم بخشش است و هم روزي كريم است. ظاهر آيه در روزي كريم جسم را ارائه مي دهد ولي از ديدگاه تحقيق همان است كه برايتان تقرير شد.



677-س.ذ:
استاد گرامی درود. اگر رخصت دهید خارج از تکلفات کلامی از شکوه بی کران سخنانتان تشکر کنم. گاه با خود می اندیشم راستی که اگر قدمی به سوی خدا برداریم او به طرف ما شتابان میآید . این بار گرمی دستان خداوند را هنگامی که مرا در آغوش مهرش گرفته بود در کلام گهربارتان احساس نمودم. اجرتان با خدا و بخاطر تمام سخنانتان هزاران بار متشکرم.
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:29/12/1386
از اينكه شما از اين گذر به سوي حق آرام آرام يا شتابان در خيزش ايد بهاي خود را بدانيد. ولي سعي برآن باشد اين بها خيزي، دوامش برقرار باشد. انشاءالله موفق و مويد باشيد.



676-راضيه:
لطفاً درمورد معراج جسماني توضيحي دهيد .آيا اين معراج همراه با جسم مادي ما ميبشاد يا اينكه فقط روح انسان است كه به معراج ميرود.با تشكر
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:23/12/1386
آری معراج جسمانی است. یعنی حضرت رسول آنچه از چند آیه قرآن کریم استفاده می شود معراج مقدسشان جسمانی است:
«سبحان الذی اسری بعبده لیلا...»
«ثم دنا فتدلی، فکان قاب قوسین او ادنی»
نیز این دو آیه حکایت بر آن دارند که حضرت رسول با این ارگانیزم بدن، یعنی با همان دست و با همان پا و با همان صورت و باهمان هیئت، با همان روان، یعنی با تمام مزایای ظاهری و باطنی که شامل هیئت جسمی آن حضرت می شد به معراج تشریف فرما شدند یعنی وی را بردند، نه خودشان رفتند. و کرارا هم انجام شده است.
اما شرح معراج با این متن سایت امکان پذیر نیست، اگر مشتاقید به تماس آیید تا با شرائطش به شما آگاهی داده شود.



675-راضيه:
با عرض سلام وخسته نباشيد.لطفاً در مورد عالم زر واتفاقاتي كه درآن ميفتد توضيح دهيد.آيا اين عالم همان عالمي است كه ما انسانها قبل از به اين دنيا آمدنمان درآنجا زنگي كرده ايم و قبل ازاينكه به اين دنيا بياييم خداوند با عهد و پيما بسته است.
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:23/12/1386
عالم ذر یا جهان داد وگرفت مفصلا در این سایت بحث شده، اگر مایلید به آن متن مراجعه بفرمایید.



674-yavari:
با سلام و خسته نباشيد خواهشمند است با توجه به آغاز هجرت پيامبر (ص) در اول ربيع الاول و شروع تقويم مسلمانان بر اين اساس در خصوص دليل آغاز سال هجري از محرم راهنمايي فرمائيد
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:23/12/1386
راجع به هجرت حضرت رسول(ص)، آن است که حضرتش در پایان ماه صفر، آغاز ربیع الاول طی مقدماتی از مکه المعظمه به مدینه الرسول هجرت نمودند. سالیانی این موضوع پوشیده بود تا زمان خلیفه دوم که کسی به نزد او آمد و ادعا کرد از این کس در ماه ذیقعده یا ذیحجه یا ماده دگر که اختلاف است مبلغی طلبکارم. او جواب نمی دهد!
او را خواست که چرا وامش را نمی دهی؟
وی گفت: درست است من بدهکارم، اما کدام ذیحجه؟ و کدام ذیقعده؟!!
خلیفه ماند چه جواب بگوید!
هر دو به جدال پرداختند، بدهکار می گفت آری من بدهکارم، اما در چه سالی؟!!
برای اینکه غوغا را خموش کند، جمعی از مورخین و کسانی که در این وادی آکاهی داشتند، خواست تا یک سالی تعیین شود که ماههای درون سال معین گردد.
بعضی گفتند که آغاز سال از ماه رجب باشد، نپذیرفتند.
بعضی گفتند آغاز سال از روز میلاد رسول(ص) باشد، نپذیرفتند.
بعضی گفتند: آغاز سال بعثت الرسول باشد، مورد قبول قرار نگرفت.
برآن قرار شد که آن شبی که حضرت از مکه به مدینه الرسول هجرت فرموده، قرار دهند، همه پذیرفتند. اما آغاز این هجرت در چه زمانی باشد، باز به اختلاف افتادند، چون طبق نظر آنان محرم اول سال انتقالی آنها و بعضی از آنها محسوب می شد، هجرت را به اول محرم منتقل نمودند.
و آغاز هجرت در حقیقت باید از ربیع الاول باشد به محرم برگشت. اما اینکه این هجرت چگونه ثابت ماند، پس میلادی چیست؟ جلالی چیست؟ مصری چیست؟ قادیانی چیست؟ مانوی چیست؟ و دهها مبدأ تاریخ اینها در این سایت امکان پذیر نیست. اگر مشتاق باشید، مراجعه نمایید تا طی شرائطی شما را آگاهی بدهیم.



673-:
با عرض سلام خدمت استاد بزرگ مقام دکتر سید علی موسوی؛من شما را بسیار دوست می دارم . ونهایت تشکر از زحمات شما را در راه اسلام و رشد علمی اسلام که رنج و زحمت بسیار برای این تحقیقات انجام دادید و در اختیار مشتاقان این راه سعادت قرار دادید را دارم و ممنون هستم.من جزوء کلاس صحابه شما نیستم و سعادتش را نیافتم ولی وظیفه خود می دانم از شما تشکر کنم.و در آخر هلالیت میطلبم از شما.و خواستار سلامتی از درگاه پروردگار بلند مرتبه برای شما هستم.
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:23/12/1386
انگیزه جز آنکه گفتید نیست. آن انسان است که بکوشد تا از این مائده ای که خدای منان به هر علتی فراهم فرموده، سیر گردد تا از آن سیری اثرش در جسم و جانش نمایان شود.
و اما اینکه در متن اشاره شد، از صحابه نیستید نیازی مبرم بر صحابه بودن نیست، بلکه کوشش فراوان برای دریافت درست این گفته ها ضرور است و موضوع دگر که حلالیت خواستید ما نمی دانیم که علت اینکه به این کلمه اقدام نمودید چیست؟
اگر این حلالیت از آنِ شخصِ اینجانب است و از هیئت فیزیکی ما در سخن بودید و درخواست حلال بودن دارید، بحثی نیست. اما اگر از مطالب و گفته هایی که سراسر آن از سوی حقائق الهیه روانند، و دلهای مرده را باید زنده نماید، و هدف و انگیزه ما از این گفته رضایت مولانا حجه ابن الحسن (ارواح العالمین له الفداء) است از این متن رضایت می خواهید، به من ارتباط ندارد و باید آن حضرت راضی شوند!!
و از سوی دگر هر کس از آنکه از علم وی بهره می گیرد به تنقید از آن علم درآید، از عمرش بهره نخواهد گرفت! این خود هستید که از این مطالب به معنی اش راه یابید!!



672-milad:
ba salam milad fadakar hastam az sait razi hastam ba tashakor
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:23/12/1386
از اینکه شما راضی هستید، ما هم از شما راضی ایم که به سایت بنگرید ولی درست بنگرید!



666-ali:
sarnevesht heyvanat pas az marg ra tozih farmaeed
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:14/12/1386
نمي دانم شما تا چه حد به بعثت و معاد، آگاهي داريد. بهترين جواب براي شما همان بياني است كه حضرت صدرايي (محمد بن ابراهيم ملقب به ملاصدرا) در آغاز قرن يازدهم هجري كه رحلت نمودند، بياني در رساله حشريه اش دارد كه آنچه از نور و حركت و حرارت و جاذبه و نعم اين جهان بهره ور مي شود، يا مي شوند بايد حشري داشته باشند، تا بازگوي اثر وجودي خود باشند و اين بيان حكايت از حشر ساير موجودات مي شوند. اما اين نظر طبق آيات قرآن و روايات معصومين تا چه حد سند باشد، ما فعلا در مقام نفي و اثبات آن نيستيم. پس طبق نظر ملاصدرا گياهان، معادن، ماهيان، پرندگان، حشرات، حيوانات همه بايد بازگشتي از آنشان باشد. ولي در بسياري از روايات و مباني آيات قرآن كريم مطلب آن است كه رجعت و معاد براي آنهايي خواهد بود كه داراي تكليف باشند و تكليف هم از عقل حاصل مي شود. ولي جان مطلب به اين سادگي روشن نيست و اگر بخواهيد از ماهيت اين موضوع به زيبايي آگاهي يابيد بايد در مسير فلسفه الهي قرار بگيريد تا راز و رمز اين پرسش بر شما برملا گردد.



665-پارسا:
استادچرا پیامبران کشته شده اند باتشکر
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:14/12/1386
توجه داشته باشيد، ما نفهميديم كه هدف شما از اينكه بيان نموديد، چرا پيامبران كشته شدند، كدام پيامبر است. اگر از پيامبران هدفتان آدم صفي ا... است كه او به آرامش مرد.
اگر از پیامبران هدفتان ابراهیم است، آنهم آري. اگر هدفتان موسي است آنهم آري. اگر هدف عيسي است او را طي مقدماتي به صليب بردند، نه كشتند. كه اين خود بحثي بسياري عميق.
و اگر هدفتان حضرت رسول الله (ص) است طبق بعضي از روايات زني يهوديه با عنادي كه داشت، يعني انگيزه عنادش بود نه چيز دگر به آن حضرت گوشت گوسفندي كه آلوده به زهر بود، داد ولي در لحظه با اشراق نبوت، آن حضرت آگاهي يافت و ديگر از آن ميل نفرمودند.
و اگر هدف ساير پيامبرانند كه بعضي از آنها با كينه توزان در جدال بودند و مصداق گفته شما حاصل مي شود. اين روش هم در بين عموم از مردم رايج است.



664-رضايي:
با تشكر از شما و راهنمايي هاي خوبتان آيا هدف از آفرينش انسان گرفتن فیض از رب و افاضه ان به ديگران است ؟(جواب شماره 289 از مجموع سوالات پاییز )
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:14/12/1386
چنانيكه در آن مقاله، توجه نموديد هدف از آفرينش دو چيز است: يعني هدف از آفرينش آفريده بخصوص انسان دو چيز است: 1) اعطاي فيض 2) ابراز خير. اين دو چيز، سر آفرينش اند و شرح اين دو بسيار دقيق و انيق.



663-Maryam:
Ba salam khedmat ostad Mosavi. Modati ast soali be zehn man miresad. Az savabhaie ke dar mored khandane ziarate ashoura naghl shodeh ziad shenidim. Az tarafi Hazrat Ali (AS) ghatele khod ra bakhshidand. Hichkas shak nadarad ke yazidian bozorgtarin jenayate tarikh ra mortakeb shodand. Hekmate een ke dar ziarate ashura ma chandeen gharn baad az halakate yazidian chand bar be anha lanat miferesteem cheest?
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:14/12/1386
و اما اينكه حضرت مولا علي(عليه الصلاه و السلام) آنگاه كه بن ملجم را مخاطب ساختند و فرمودند من با تو چه كرده بودم؟ با اين بيان نقش شكوه ولايت را بر او القاء نمودند و در همان زمان بود كه به بازماندگانشان فرمودند: يا آل ابيطالب، ولي خون من شما هستيد. اگر از ضربه بن ملجم به سلامت طي شد، مي دانم با او چه كنم. و بيشترين توجه ام بر گذشت و عفو اوست. و اگر درگذشتم، او يك ضربه به من وارد نموده، شما هم اگر به قصاص راضي شديد، يك ضربه بزنيد، نه كم، نه زياد.
در همين حال هم اگر از او بگذريد و عفوش نماييد، من هم از اين عمل راضي خواهم بود.
چرا؟ علي وزنه اي است بعد از حق، نيروهاي گذشت و عفو در جسم و جان علي جريان دارند. عنايت حضرت در آن لحظه اي كه توصيه به سوي عفو مي نمايد، به معظم بودن گذشت نگاه مي كند. و گذشت را در حقيقت در حساس ترين لحظه هاي عمر به تجسم قرار داده است، نه به كينه ها و قصاصها.
و اما امام حسين(ع) او هم وزنه اي است از عفو و گذشت باريتعالي چه عفوي از نثار خون خويش در عالم حاكم است؟!
او با علم به اينكه در كربلا به شهادت خواهد رسيد، به سويش رفت!!
چنانيكه هرگاه ايجاب مي نمود، اين خبر را بر دگران وارد مي ساخت. بالاترين گذشت حسين، آن بود كه در آن لحظه آخر كه همه جسم و جانش زير رگبار نوك نيزه و خنجر به سوز و گدازند، بايد به فكر اين سوز و گداز باشد. در حاليكه يكبار هم نه به عنوان شكايت نه به عنوان حكايت، نامي از آن زجرها كه بر اندام مقدسش وارد شده بود، ابراز نمايد. بلكه بجاي ابراز اين سوز و گداز با محبوبش، به راز و سخن آمد. و اين عبارت را با مقال و حال به حق ابراز داشت: «الهي رضا برضائك و تسليم لامرك، يا غياث المستغيثين» اين يك مطلب. و مطلب ديگر، با آن همه تشنگي ها كه بر جسم و جانش سايه افكندي، و توان را از او بردي يكبار هم از آن سوز و گداز تشنگي به شكايت نشد، بجايش فرمود: جان مي دهم، ياران مي دهم، راضي هستم، ذره ذره و توتياي دشمن گردم ولي در برابر از تو مي خواهم از گنهكاران شيعيان ما درگذري.

يعني شهادت حسين در حقيقت اهرمي است براي بازماند زجر گنهكاران!!
آيا ايثار و عفوي از اين بالاتر مي توان لحاظ نمود؟!
اي شنونده، اينها را بنگر، نه به اعتراض سخن باش!!
آري لعن بر يزيد عاشقان حسين ابراز كردند، آنهايي كه در سوز و گداز شهادت مولايشان حسين بن علي بي توان شدند براي آرامش درون شان كلمه لعن را ابراز نمودند.
اگر در نيافتيد، در خود و رابطه دروني خود با امام معصوم به تجديد نظر رويد!!



662-امیر:
عالی است ممنون
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:14/12/1386
آقاي عليپور از اينكه توجه به سايت داريد، متشكريم.



661-س.ی.حسینی:
با سلام خدمت شما استاد گرامی. بسیار ممنون از این همه عنایت شما و تشکر فراوان از شما. باید اقرار نمود در این سایت مطالبی است که نظیر آن را در هیچ سایت دیگری ندیدم. ممنون از زحمات شما و خسته نباشید و علی یارتان باد. نمی دانم سوالی که می پرسم درست است یا نه؟ می دانم سوالم در شان سایت شما نیست، اما چون اینجا را مامنی یافتم که سرگردانی ها را نه با مطالب واهی بلکه با مطالبی مستدل و علمی نجات می دهد جسارت نمودم و سوالم را می پرسم. حال هرچه خودتان صلاح می دانید آن را انجام دهید. من مدتی است به آسیه همسر فرعون فکر می کنم. چرا؟ چون وضعیت مشابهی دارم. اگر در خانواده ای که عصمت مادر آن خانواده زیر سوال است(موضوعی که سالها و سالهاست مرا رنج می دهد) می توان به کمال رسید؟ البته آن مادر الان دیگر آن شیوه را ندارد. آیا نفس هایی که در این خانه کشیده می شود بر روحانیت انسان اثر گذار نیست؟ چه باید کرد؟ اگر بارها و بارها این حلاوت های روحانی در جان انسان ریخته شود، آیا ماندن در این محیط منع از رسیدن به آن حقیقت واقعی را نخواهد نمود. در محیط اجتماع، آیا قرار گرفتن در کنار کسانی که فکرشان و همشان اموری غیر از امور زیبایی است که در سایت شما به آن اشاره شده، انسان را از رسیدن به روحانیت و حلاوتی که در تک تک مقالات سایت شما موج می زند منع نخواهد نمود؟ مرا یاری نمایید. به که باید پناه برد در این دنیای وانفسا؟ به کدام مامن؟ به کدام دل؟ به کدام واقعیت؟ به کدام شاخه باید چنگ زد که آن شاخه آلوده نباشد؟ اگر جواب بدهید ممنون می شوم و اگر پاسخ نگویید باز هم ممنون می شوم که نوشته هایم را خواندید.
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:7/12/1386
ما نمي دانيم شما كه هستيد ولي اول به خدا پناه ببريد، به خداي متعال كه پناهگاه هر بي پناه هست. و اما مفهوم گفته هاي شما يا مثالي كه زديد راجع به آسيه همسر فرعون، اينها يك جهت همت و كوشش را بايد به همراه رونده اين راه پيدا نمود. يعني كسي كه بخواهد از هر آلودگي و از هر زائد فساد، تبرئه گردد بايد دو نيرو در او حاكم باشد: نيروي اول همت عيني يعني جسم و جانش بكوشند كه موفق در اين مسير بشوند. مرحله دوم با گذشت يا نابود نمودن خيلي از رويدادهاي نازيباي زندگي است.
اگر انسان در خانواده اي كه همه مومن انند، همه پارسايند، در آن خانواده به پارسايي رود و شود، كار مشكلي را به اتمام نرسانيده. ولي اگر در محيطي كه روش و رفتار آن محيط احيانا عالي از ديد مذهب نباشد موفق و پيروز شود، بها خواهد داشت. پس شما بهايتان مادامي است كه از نزديكان اگر كسي در ناامني مذهب به سر مي برد، كاري با او نداشته باشيد، جز بيان حقائق. و ديگر خود بكوشيد تا از حادثه هاي ناامني مذهب در امان بمانيد.
و هرآنگاه كه از اين گذر استفاده نموديد، و موفق شديد، شما هم همان مزيت آسيه ها را درك خواهيد نمود. اينكه شما فرموديد چگونه مي شود به هدف عالي رسيد؟ اين آسان است. چون پيدايش بشر در زندگي براي راستي و درستي است. نه براي كجي و ناهمواري است. مي شود زيبايي ها را برنازيبايي هاي فكري، مذهبي و علمي ترجيح داد.



658-رضايي:
با عرض سلام و تشكر از جواب قبلي در قسمت پرسش و پاسخ به دنبال جواب سوالم مبني بر علل آفرينش انسان جستجو نمودم ولي متاسفانه مطلبي يافت نكردم لطفا آدرس صفحه مربوطه در سايت كه جواب اين پرسش در آن آمده باشد را براي راهنمايي اينجانب ، ذكر نماييد . همچنين از تمامي كساني كه در پديد امدن اين سايت تلاش كرده اند تشكر مي كنم و خواهشمندم قسمت جستجو در متن سايت را در صورت امكان ايجاد نمايند . باتشكر از زحمات شما استاد گرامي و ارجمند
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:7/12/1386
به سوالات شماره 419 از مجموع سوالات بهار 1386
و شماره 289 از مجموع سوالات پاییز 1385
و نیز مقاله «خدایی که آگاهی او لانهایت است، به ذره ذره های درون هر موجود چگونه راه یافته است؟» با آدرس
(http://www.ostad-mosavi.com/paper/vajebalvojud/Vajeb_86_3_25.htm)
مراجعه بفرمایید.



655-zeinab:
ba arze salam va khaste nabashid khidmate ostad aziz soale man az shoma ine ke hazrate mahdi ajalalaho sharif hamsar va farzand darand va agar darand shivey zendegi anha ham mesle an hazrat ast yani ta roze ghiamat zende hastand moteshakeram.
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:7/12/1386
بعضي از مورخين و تاريخ نويسان برآنند كه حضرت مهدي(عج) عائله دارند و فرزند دارند. يك جاهايي را هم براي رشد فرزندانشان چون جابلقا و جابلسا و امثال آن تعيين نموده اند. اما حق آن است كه بگوييم آن حضرت بلاتشبيه، بلاتشبيه مانند مركز نورند. و نور در هر محيط و مكان بايد بتابد. و اگر اين نور متعلقاتي، وابستگي هايي داشته باشد، تبعا نور منكشفش به همه جا پرتو افكن نخواهد شد. و زيبا آن است، گفته شود آن حضرت با كيفيت عصمت و ولايت و شكوه و مكرمت ولايت پر است و همه مزاياي عيني آن حضرت اتمامش در اين نورانيت هاست نه در متعلقات.
پس او عاري بايد از هر تعلقي باشد تا فيض قديسش به جهان و جهانيان نوراني تر و پربارتر بشود.
اين نظري است كه بيان شد. اما اگر شما به واقع بخواهيد اين ديد را در حتمش و يقينش پياده كنيد زيباتر آن است كه از هر مرجع عالي مقامي كه تقليد مي كنيد جويا شويد، تا نظر قديس آن مرجع را بيابيد.



654-موسوي:
با سلام أيا وقوع شب قدر منحصربه يك شب مي باشد,در اين صورت مكان هايي كه افق يكساني ندارند جكونه خواهد بود؟با تشكر
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:7/12/1386
يكي از مواردي كه در مذهب زمانش تعيين نشده، موضوع شب قدر است كه بعضي نيمه ماه شعبان، بعضي اول رمضان و بعضي نيمه رمضان و بعضي شبهاي قدر رمضان و تعدادي دگر شبها را بيان نموده اند.
و اين خود امري است كه مردم در هر حال با حضرت باري با زبان حال و مقال سخن بگويند. اما نحوه اينكه مثلا شب احياي نوزدهم و بيست و يكم در ايران با فلان ماه مطابقت دارد، در تركيه با زماني دگر، اين مانند تكليف عبادت است كه آنكه در تركيه هست در چه زماني بايد عبادت كند، و آنكه در ايران است در چه زماني.
تكليف ها وابسته به زمانند و مكان هم تبعا مبين زمان خواهد بود. يعني در فلان كشور ساعت 6 بعد ازظهر مغرب است. در فلان كشور 9 بعد از ظهر مغرب است. چنانيكه اوقات عوض مي شوند، تكليفها هم تابع اوقاتند.
يا كشورهايي كه با يكدگر تفاوت فاحش در ساعات دارند. مردم هر كشور عبادتشان تابع آن زمان است و آن مكان و عظمت شبهاي قدر هم تابع زمان و مكانند.



652-:
ایا استخاره توسط هرکس میتواند گرفت شود یا توسط افراد خاص باید باشد
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:30/11/1386
خير، استخاره تا تخصص تفسيري از آيات قرآن نداشته باشد مطلوب حاصل نمي شود.



651-زهرا:
با سلام خدمت استاد محترم اگر تقدیر انسانها از قبل تایین شده پس اختیار چه نقشی دارد و ایا در ازدواج هم تقدیر مطرح است این که روح انسانها از قبل به هم پیوند خورده صحییح است و دعا چگونه تقدیر را عوض میکند
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:30/11/1386
با تشكر از شما، ما كرارا اين مطلبي كه ابراز نموديد به عناوين مختلف در اين سايت جواب داديم. چون موضوع قضا و قدر يكي از مباني مهم كلامي است اگر بخواهيم در سايت به جزئياتش بپردازيم به احتمالي به هدف نرسيم.
در صورتي كه لزوم است از قضا و قدر آگاهي در حد زيبا داشته باشيد، طي شرائطي برايتان ارسال خواهد شد. والا هم موضوع قضا و قدر و هم موضوع وابسته آن، كه ازدواج باشد، به همين سايت مراجعه بفرماييد.



649-zeinab:
ba arze salam khedmate ostad ghabl az inke soalam ra matrah konam khahesh mikonam javabe man ra dar hamin hafteh bedahid lotfan, aya amozehay akhlaghi mohagheghane baiad pazirofte shavad ya moghaledane?
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:30/11/1386
اگر مقلد باشيد، حكم است، چنانيكه يك مقلد در عمل عبادي اش مانند نماز و روزه و امثال آن بايد مقلد باشد.
و اما امور اخلاقي ريشه ايي يعني تحقيقي بايد دريافت گردد يا از طريق عمل عامل باید دریافت گردد.
پس به این نتیجه رسیدم که: اخلاق روش عالي انساني است، اين روش را بايد با تحقيق يا با عمل دريافت نمود.



637-رضايي:
هدف از آفرينش انسان چيست ؟ با تشكر و قدرداني از استاد محترم
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:24/11/1386
ما كرارا اين موضوع را در همين سايت به عناوين مختلف بيان نموديم بهتر آن است كه اگر زمانش را داريد به متن سايت در باب آفريده هاي اله مراجعه بنماييد.



636-سمیرا:
با سلام خدمت شما استادبزرگوار. در کدام سوره قرآن نوبت پنج گانه نماز ذکر شده؟
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:24/11/1386
بايد بدانيد كه امور پنج گانه نماز لازمه اش اين نيست كه در يك سوره يا در يك منطقه اي از آيات قرآن كريم باشد.
صلاه امر واجبي است و امر واجب با يك جمله فرمان كه نامش «اقم الصلوه» باشد صادر گشته و اين هم چند آيه را در بر مي گيرد كه راجع به فرمان نماز يا صلاه هست. اما اين نماز كي دو ركعت و كي 4 ركعت و كي 3 ركعت و كي قصر يعني شكسته و كي تمام باشد، و كي آهسته و كي با صوت خوانده شود، اينها از شرحي است كه معصومين كه خود مفسر واقعي قرآن كريم بوده اند در متن روايات بيان نموده اند.
و شما هم كه مكلفيد بايد بر آن فرمانها، تن در دهيد و انجام دهيد.



635-:
با عرض سلام و تشكر از زحمات شما استاد عزيز در اين سايت كه گويا دريچه اي به دنياي جديد براي آدمي مي گشايد و همچنين مقاله «فلسفه، حكمت و عرفان مهار كننده بهيميت، سبعيت و شيطانيت!» كه بسيار عالي بود! و اما سوالي از محضر شما داشتم: در قرآن مجيد داستان تعدادي از پيامبران و عذابهايي كه بر قوم آنها وارد شده بعد از نافرماني از دستورات الهي مشاهده مي شود مي خواستم بدانم عذابي كه از سوي خداوند بر قوم پيامبر اكرم (ص) پس از نافرماني آنها فرود آمده چه بوده؟آيا به صورتي كه بر اقوام مختلف عذابي وارد و ناسپاسان و خطاكاران به كيفر عمل خويش در همين دنيا رسيدند در زمان حضرت رسول(ص) هم همين گونه بوده است؟ با تشكر فراوان
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:24/11/1386
با تشكر از شما كه به ظرائف نكات توجه نموديد.
پيامبران الهي مطلقا سفيران اله بودند. و نقش آنان ارشاد و راهنمايي به حق بوده است. و آنچه در متن قرآن كريم راجع به نفرت ها كه نامش را عذاب نهاده اند به قوم ثمود، يا قوم عاد، يا قوم لوط، و امثال آن صادر شده، اگر به دقت بنگرند، اين نفرتها يا عذابها از حق سرازير نيست. زيرا حق و باريتعالي، رحمت لانهايت است و آنچه رحمت است هيچگاه از او نفرت بروز ننمايد. اينكه كلمه عذاب را در متن قرآن كريم به طور تكرار آورده شده، اين نفرت و عذاب از درون هر فردي است، كه به خارج سرايت نموده است. پس بهتر آن است بگوييم، عذاب از خداي متعال نيست، بلكه عذاب و نفرت را هر ملت و قومي خود براي خود مهيا نموده اند. اين مجملش بود.
اما به تفصيل اگر بخواهيم، جايش سايت نخواهد بود، زماني دگر، وضعي دگر، شرائطي دگر لازم دارد. موفق باشيد.



634-Mehri:
Ba salaam va tashakor az zahamate shoma va shagerdanetan do soal az hozoore jenabali daram: 1 aya namazha va doahaie ke baraye mordegan mikhanim be anha miresad. hatta agar fardi dar een donya ahle namaz va roozeh naboodeh aya doahayeh ma be ou miresad. 2 Fardi ke mosalman neest vali karhaye kheire ziadi anjam midahad ya fardi ke mosalman hast vali ahleh namaz va roozeh nist va karhaye kheire ziadi anjam midahad dar donyaye baghi chegooneh khahand bood aya be jahanam miravand
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:24/11/1386
چون اينها بيشترين اش به مباني احكام مربوط است، بهتر آن است كه حضرت عالي از هر مرجع عالي مقامي كه تقليد مي كنيد، بپرسيد. اما اينكه عبادات تا چه حدي اثرگذارند براي اموات، ما در همين سايت بحث مفصلي را نموديم بهتر آن است كه مراجعه بفرماييد. و اگر هم نمي دانيد جويا شويد تا ارائه الطريق بشويد.

(هیأت تحریریه: پاسخ سوال اول شما در سوال شماره 442 از سری سوالهای تابستان 1386 پاسخ داده شده است)



633-:
با سلام خدمت استاد گرامی آیا فیثاغورس شاگرد حضرت سلیمان بوده؟ کدام منابع تاریخی این حرف را تایید میکنند؟
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:24/11/1386
نمي دانم شما تا چقدر بر مبناي علمي اينگونه شخصيتها آگاهي داريد. بايد توجه داشته باشيد، كه فيثاغورس يا گاليله يا راسل يا ارشميدس و امثال اين محققان و مكتشفان آنچه براي شان عظمت دارد، علم و تحقيق آنهاست، نه عقيدتي آنان!!
موضوع عقيده يك جهاني لايتنهي و در ارتباط به خويش، و علم و تحقيق يك جهاني است فوق بر آنها. و به نظر ما، شما كه عقيده فيثاغورس را جويا شديد، بهتر آن است بكوشيد به فلسفه علمي ايشان توجه نماييد. بخصوص فلسفه عدد او را، تا چيزي سهمتان بشود.
آري، فيثاغورس را نزديك 15 منبع علمي به زندگي اش پرداخته اند.
1) نامه دانشوران
2) نفحات الصدور جامي
3) شخصيتهاي جهان
4) تاريخ تمدن ويل دورانت
5) ملل و نهل شهرستاني
6) چه كساني در جهان از عدد به حق راه يافتند؟
و امثال اينها.
در يكي دو تا از اين منابع اين نظر را كه او از مكتب انبيا بهره مي گرفت بيان نموده اند و باز هم به شما توصيه مي شود اينگونه افراد را زياد به عقيده شان ور نرويد و از تز تفكر و بيان علمي آنان بهره ور گرديد.



632-farzane:
az inke zin pas mitavanam ba hazrate ostad rabete dashte basham besyar khorsandam enshaalah maratebe ozviat dar site shoma ra niz dar asrae vaght anjam khaham dad.
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:24/11/1386
در كارهاي علمي و مذهبي موفق باشيد.



630-زهراحسینی:
ایاورزش تیراندازی برای بانوان مسئله شرعی دارد
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:20/11/1386
زيباا آن است كه از مرجع عالي مقامي كه تقليد مي فرماييد جويا شويد.



629-ehsan:
ba tashakor az javabeh ghabli keh barayam ersal kardid ama man hanooz barayam yek nokteh baghi mandeh ast keh roshan nashodam man ba in keh khoms ra bayad dad moshkeli nadaram ama barayeh man tebgheh 2 ayeh keh barayam gooftid yek soal ast keh dar yek ayeh gofteh shodeh keh piyambar farmodand keh man az shoma chizi nemikhaham joz yari va mavadateh farzandanam va dar ayeh bad ham amadeh keh khoms barayehfaghiran va farzandaneh an geran ghadr ama jayi dar ghoran nagofteh keh nimi az khoms yani 1/2 an behtamameh seyed ha beresad . man in tori fahmidam keh khoms barayeh foghara ma meskinan ast va seyed ha ham agar jozveh faghiran bashand dar olaviyat na barayeh tamameh seyed ha va nimi az khoms . lotfan rahnamayi konid
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:20/11/1386
از هر مرجع عالی مقام كه تقليد مي فرمایید راجع به اين موضوع بپرسيد.



628-moosa:
استاد: چرا موضوع مهمی مثل ظهورامام زمان بطورشفاف در قران مجید تصریح نشده است؟
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:11/11/1386
به چه دليل بيان نموديد؟ چه دليلي داريد كه تشريح نشده.
• در آغاز سوره بقره «الذين يومنون بالغيب»
• در پايان 114سوره قرآن كريم «والعصر ان الانسان لفي خسر»
• و ديگر«سبح لله»
در آغاز و وسط و پايان قرآن كريم از مولانا حجه ابن الحسن(اروح العالمین له الفداء) تصريحا بيان شده ولي مفسرين با نحوي خاص تفسير نموده اند.
از همه مهمتر اگر قرار برآن مي شد كه حضرت را حضرت باري به نحوي خاص در متن قرآن معرفي مي نمودند كه عوام از مردم هم بيابند شهد جستجود در متن قرآن كم بهره مي شد.
بايد گوهر هميشه پوشيده باشد. نه گوهر برملا باشد.
شما نمي دانم كه هستيد، ولي به احتمالي يافته باشيد دررهاي اعلي قيم را در جلوي چشمان مردم نمي نهند بلكه آنها را در گنجينه هايي قطور و محكم پنهان مي سازند تا صاحبش پيدا گردد. ولي در برابر كالايي كه بها ندارد يا كم بهاست در برابر مردمك چشم مردم قرار دارد.
از هر جهت خير، بيانتان را ما نمي پذيريم كه در قرآن كريم از آن حضرت نامي به ميان علنا نيامده باشد. قرائن هست، كنايات هست، استعارات هست،‌ تشبيهات هست و پنهاني گفته ها هم هست. روي همان حكمتي كه بيان شد.



627-روح:
من یک دستگاه چاپ جدید خریده ام و خیلی توی چشم است و همسایه ای با چشمانی شور دارم هرروز دستگاهم خراب می شود به نظر شما چه کار کنم
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:11/11/1386
با ما در ميان ننهيد از فال بين ها بپرسيد!!!



626-:
به نام خدا - با سپاس دوباره از حضرت استاد به دليل راه اندازي بخش انگليسي سايت و با سپاس از مترجم محترم ترجمه مقاله سفري به سرزمين ناشناخته اراده (A Journey to the unknown land of ‘will power’) و همه زحمت كشان - اميدوارم در سايه حق و زحمات استاد والا مقام اراده اسير در بند آدميان خفته چه در اين مرز و بوم و چه آن سوي دنيا به لرزه در آيد و به سمت و سوي اراده حقيقي سوق پيدا كند. اين آغاز يك تحول عظيم براي سايت استاد است. متشكرم
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:11/11/1386
ما هم از شما كه اين متن را با احساس بررسي نموديد و با ديدگاهي عميق از آن ياد نموديد، سخت سپاس داريم. آري با كوشش فراوان بر آن شدند كه بخشي از اين پرسش ها با زباني كه حضرتعالي اشاره نموديد باشد و اميد بر آن است كه جويندگانش به سويش پر كشند و بار دگر از شما سپاس داريم.



625-قاسمی.(ایوانکی):
با تشکر از معظم له و صحابه ی زحمتکش و بی تکبر شما خانوم رضی زاده که دریچه ای در زندگی ما باز کرد. سوالاتی از حضورتان دارم:1 . فرق بین رشح و فیض در چیست؟؟ 2 . چرا کشش انسان به منفی ها بیشتر است؟ ممنونم...
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:11/11/1386
رشح: حالت اشراقي دارد. يعني چون چهره بروز مي دهد، اثر هم مي نهد. در حقيقت اثر او بروز اوست اثر او چهره اوست.
اين است كه پيرامون حضرت باريتعالي، افعال قديسش را گاهي تعبير به رشح كرده اند آنگاه كه دلهاي تاريك روشن گردد.
و اما فيض: در عنايت فياض است. يعني اول به او عنايت مي كند و سپس فيض اش را به او مرحمت مي فرمايد. به ديگر عبارت، توفيق ها در عبادات و كمال هر انسان فيض است و بيداري دل رشح است.
ناگفته نماند در اينها نه تقدم است و نه تاخر. تعبير تقدمي و تاخري از ما انسان ناقص است.



624-:
به نام خدا- با سلام و خسته نباشيد خدمت استاد ارجمند و سپاس از جوابهاي بسيار گوهر بار شما در رابطه با سئوال ركز في النفسه (607) استاد ارجمند حال كه در محضر شما و در كلاس شما هستم كه با جوابتان يافتم فقط حضور فيزيكي داشته ام اميدوارم با درسهاي ناب شما كه به واقع مي توانم بگويم سراب ناشناخته علم را بر همگان تبديل به آب زلال و حقيقي مي نمايد به فهم آنچه فرموده ايد نائل آيم. حال كجاست انساني كه به فهم و درك اين سرچشمه زلال نائل آيد و بيابد كه حق و آراستگي براي حق چيست و انشاالله شايستگي اين را داشته باشم كه با عنايت حضرت حق و در محضر استاد نحريري كه فقط به حق شما را يافته ام توان اين بيابم كه دستي به آب زلال و خنك اين چشمه زنم و خنكي سراسر وجودم را فرا گيرد و بيابم مفهوم واقعي آنچه بيان مي فرمائيد را كه به جرات مي توانم بگويم آن روز روزي است كه زمينه آراستگي ام براي حق ميسر است كه من بي مطالب شما هرگزم ياراي حتي به لفظ دانستن آراستگي براي حق نيست ديگر توانم نيست كلامي بيان كنم چون مي دانم اين سپاس من ازشما و لحظه لحظه زحماتتان بسيار ناچيز است و اندك.
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:11/11/1386
آن همه تعظيم كه پيرامون بيان اينجانب فرموديد، نهايت مهر و بزرگواري و خضوع شماست كه در مسير دانش و حقائق اوليه با مروت سخن گفتيد. و اين مروت شما تشويقي است براي كاوش دانش. جز اينكه ما ذره اي از مباني عالي علمي را برايتان ابراز نموديم، اميد بر آن است كه آن ظرافت و ذره بيني علمي شما خود نردباني براي رسيدن به قله رفيع حقائق الهيه باشد. و از شما سپاس.



623-علی:
استاد از فلسفه غرب اصلا بحثی در سایت شما ندیدم ایا به عمد این بحثها را نمی کنید تا دیگران از مکاتب سوای فلسفه اسلامی! اشنا گردند ؟.
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:11/11/1386
چرا ما هرگاه كه لازم شد در مباحثمان از هم فلاسفه متاله و حكماي ديني و اسلامي و هم از فلاسفه شرق مانند كانت و دكارت و هم از فلاسفه غرب مانند ديويد هيوم، باركلي و امثال آن به هنگام لزوم بحث مي شود. چون پرسش ها در اين مورد نيست ما هم به جواب آن نپرداختيم.
در نشر علم عمدي نبايد باشد علم بايد گسترده گردد مادامي كه زيان به اصل توحيد و نبوت و معاد و عصمت نداشته باشد.



622-ehsan:
ba arzeh salam khedmateh doktoor seyed ali mosavi mikhastam bedoonam keh kojayeh ghoran amadeh keh khoms beh cheh sorat bineh kesani keh niyaz daran taghsim mishavad lotfan az ghoran ayeh va soreh keh dar in bareh amadeh roo barayam ersal konid . lotfan begooid beh cheh sorat in khoms taghsim mishavad man shenidam keh in khoms nimi beh faghir va nimidigar beh seyed talogh migirad in roo mikham bedoonam keh kojayeh ghoran amadeh mamnoon .
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:11/11/1386
ما در همين سايت توضيح داديم ولي آيه اش را برايتان بيان مي كنيم، جزء دهم قرآن «واعلموا انما غنتم من شيء فان لله خمسه و لرسول و لذي القربي..» آيه 41 جزء دهم از سوره انفال.
كه متن اين آيه طبق نظر بسياري از مفسرين قرآن كريم برآن است كه يك پنجم از غنائم يا مازاد بر زندگي اختصاص به رسول و آل رسول كه سادات و علما باشند دارد. و روايات فراواني هم هست و فرمان مراجع عالي
مقام هم در اين مورد فراوان است.
ناگفته نماند مفصلا ما در اينباره در سایت جواب داديم مراجعه بفرماييد.
(نیز به پاسخ سوال شماره 442 از سری سوالهای بهار 1386 مراجعه بفرمایید).



618-بیتا:
سوال:با سلام خداوند درقران کریم میفرماید:انسان و جن را خلق نکردم مگر برای عبادت.میدانیم که خداوند از عبادت ما بی نیاز است.منظور چیست؟
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:4/11/1386
آيه كه مي فرمايد ما جن و انس را نيافريديم مگر براي عبادت. عبادت نه آن است كه همان اصطلاحات شرعي باشد. هم پوشيده ها و هم آشكارها بايد سعي شان آن باشد كه وجودشان، ماهيت شان، برخوردشان، رفتارشان، يكدگر را هم بستايند و هم كمك يار باشند و هم ياري دهنده.
چون در توضيح آيه مي فرمايد: اي يعرفون يعني هدف از عباد شناخت يكدگر است، هدف از شناخت خير اين به آن برسد و خير آن به ديگري برسد.
بلي هدف ستايش حضرت باري هم هست. چون ستايش ها هم تكويني اند و هم تشریعی.
ولي هدف اصلي خير اين موجود به موجود ديگر رسيدن است. اميد است معني را به واقع بيابيد.



615-سامان:
چطور دو نفر میتونن از نظر شرعی خواهر برادر باشن.یعنی محرم باشن. صیقه محرمیت برای خواهر و برادر هم هست؟‌ که مجبور نباشه دختر با روسری ویا پوشش های آنچنانی پیش برادرش بمونه
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:4/11/1386
جواب: اين كلمه اصلا قابل قبول نيست. در صدر اسلام در زمان رسول الله بين مهاجر و انصار عقد اخوت خوانده شد. آنهم در صدر اسلام با فرمان رسول الله.
ولي هم اكنون كجا مي تواند يك مرد نامحرم با زني نامحرم خواهرو برادر گردند؟
اين كلمات از نظر فقهي قابل قبول نيست. و هيچگاه به يكدگر محرم نخواهند شد.



614-:
سلام - سلامي گرم به همه كساني كه براي قسمت فارسي سايت زحمت كشيدند سپاس از استاد كه سراپا همتند و آنان كه در كنارشان هستند را تشويق مي نمايند تا اينگونه حركتهاي عظيم را براي سايت انجام دهند.....
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:4/11/1386
ما هم از اين سپاس گرم شما، در اين هواي سرد زمستاني متشكريم. ولي ناگفته نماند هيچ عضو بدن ما با اين گرمي بيان شما گرم نشد!! موفق باشيد.



613-:
استاد در مورد پاسخ سوال 599 سوالی داشتم .میخواستم بدانم این مراحل سیر و سلوک آیا لازم و ملزوم هم هستند یا نه باید مرحله ای طی گردد تا به مرحله ای دیگر برسد؟ مثلا آیا می توان بدون توکل به خدا بردبار بود؟نکته دیگر آنکه از کجا بفهمیم یک مرحله را طی نموده ایم؟واولین مرحله چیست؟ با سپاس بی پایان از شما
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:4/11/1386
گواينكه جوابهاي لازم را داديم ولي توكل به حضرت باري را هر انسان در زندگي آويزه گوشش ضرورتا قرار دهد. ولي خود اين توكل هم يكي از منازل سير و سلوك است. ما لازم و ملزومي كه شما گفتيد نفهميديم. اگر هدفتان از لازم و ملزوم، سير و فرمانده سير است نه لازم و ملزوم، لزومي نيست. پذيرش لزومي است. و اگر چيز ديگري است بهتر آن است روشن تر مي گفتيد. انشا الله در مسير حق و حقايق الهيه پيروز باشيد.



612-:
با عرض سلام وادب خدمت شما:استاد دو سوال از محضر شما داشتم.1-چه کنیم تا آن حقایق نابی که از محضر شما دریافت می کنیم پایدار درجانمان بماند و علی رغم تلاش آنها را از دست ندهیم؟2-می خواستم بدانم نگاه در خواستگاری باید از نوع رای باشد یا نظر یا بصر ؟چگونه باشد که خلاف امر خداوند رفتار نشود؟ با سپاس فراوان
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:4/11/1386
در پاسخ سوال اول:
اگر شما طالب فلسفه و حكمت و عرفان باشيد، خواهي نخواهي از اين گفته ها فرار نخواهيدنمود. و شهد و شيريني آنها در كام شما خواهد ماند. و اگر هم بي علاقه باشيد، هر چقدر تكرار شود، از آن شما نخواهد بود.

و اما مرحله دوم:
به نظر ما نه رنگها در ازدواج اصلندنه پوستها نه هياتها.
زيرا رنگها عارضي است و رفتني و عارضه ها نيز.
آنچه در موضوع ازدواج اصل است عرفان به آن ذات است. يعني آن مخاطب را كه به عنوان زوج و زوجيت بخواهند گزيند، به واقع او را بشناسند.
نه شناخت خانوادگي. 1) شناخت ايمان 2) شناخت اخلاق 3) شناخت وجدان 4)شناخت پيمان 5)شناخت در اقتصاد.
از همه مهمتر در رفتار و معاش زندگي او را به واقع بشناسند. اينها نمودي است براي آرامش زندگي زوجيت.
اما آيا اينهايي كه گفته شد، براي همه اساس است يا اساس نيست، ديگر قضاوت با خود افراد است.



610-maryam:
salam man farsi nevis nadaram mazerat mikham man maryam hastam 20 salame man dostaye bozoorgtari daram ke ba dalye le manteghi hata voojoode khodaro enkar mikonan man vaghean negarane khodam hastam choon dige nemitoonam namaz bekhonam man khaste shoda dige az in hame fekr kardan va komak lazem daram:((
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:4/11/1386
موضوع توحيد يا يگانه پرستي يكي از موارد اصول دين است. بايد هر كس از دوران بلوغ به سوي توحيدشناسي برود.
توحيد آن نيست كه همه كس مانند هم بيابند.
از شما مي پرسم اينكه به اين جهان آمديد، خودتان اقدام بر آن نموديد يا ديگر؟
جواب: ديگر. همان هم خداست.
اينكه هيات جسمي شما در حال راه رفتن با يك حواس و ادراك مي رود، اگر اين ادراك از جسم شما گرفته شود، نه چشمتان مي بيند و نه گوش تان مي شنود، و نه اراده تان كار مي كند. چنين احتمالي به خود و ارگانيزم جسم خود مي دهيد يا نمي دهيد؟ جواب: آري.
همان كه اين نعم به اين جسم داده، خداست.
يا دست تان را كه به شيءاي مي زنيد، از كجا اين برخورد ايجاد مي شود؟ اگر از جسم بگيرند، چرا عضو ديگر تن به اين شيء نمي رسد؟ و اين حركت دست از يك اراده بي نهايتي است كه در جهان سرازير است و شما از آن اراده بهره ور شديد. مانند تشنه اي كه از آب دريا بهره ور مي شود. اين اراده لايتنهي نامش خداست.
پس شناخت حضرت باري لازمه اش اين نيست كه همه مردم يكنواخت او را بشناسند.
آن دوستهايي كه شما از آنها نام مي بريد، بپرسيد كه شكل يك گل كه از طبيعت چهره پيدا كرده، همه مهندسين دنيا اگر با يكدگر تجمع فكري نمايند مي توانند چنان برگهايي در رديف هم قرار دهند؟ جواب: خير. آن كسي كه از اين طبيعت كور و ناشناخته چنين گل زيبايي را تجسم داده، خداست.

اما از نظر روايي و روايت:
كسي به خدمت امام صادق(ع) آمد. و گفت: يابن رسول الله مرا ياري ده، تا خدايم را بشناسم.
حضرت فرمود: يا فلان هيچگاه شده بر كشتي سوار شوي؟
در جواب گفت: آري.
فرمود: هيچگاه شده كشتي يا نظير آن لنج متلاشي شود؟
در جواب گفت: آري.
فرمود: در آن حال چه كردي؟
در جواب گفت: به يك تخته اي كه هيچ شكل و هيات هندسي به آن صورت نداشت، سوار شدم.
حضرت فرمودند: در آن حالي كه نه پناهگاهي داشتي، نه ابزار درستي داشتي، ولي به اميد اينكه با اين تخته اينگونه به ساحل برسي، اميدوار شدي يا نه؟
در جواب گفت: آري
فرمود: در آن حال به كجا مرتبط شدي؟ به من جواب گوي.
در جواب گفت: به يك نقطه روشن ولي ناديده و نامفهموم.
حضرت فرمودند: همان نقطه روشن و نامفهموم خداست.
پس خدا هم در چشمان تو هست. و هم در رفت تو هست و هم در نشستن و هم در عالم تفكر تو هست.
به آن دوستانت بگو، آيا از خودتان چگونه اراده داريد؟
در جواب خواهند گفت: اين اراده از جسم ماست.
و به آنها بگوييد: اين جسم خودش حركت دارد يا ديگري اين جسم را توان حركت مي دهد؟
اگر بگويند: خود حركت مي كند، بدون توان.
در جواب گفته شود: چرا درخت حركت ندارد؟ چرا ديوار حركت ندارد؟ آن هم جسم است و سرحال تر است.
اينكه دارد تو را به خيزش مي آورد يك قدرت لايزالي است، آن هم خداست.
پس با اين گفته ها اميد است كه درونت به حضرت باري هم رابط گردد و هم محكم. از اين جا به بعد سخن كسي را پيرامون نبود خدا از نظر عقلي نپذير.



608-:
چگونه می توانیم همیشه ارامش خاطر داشته باشیم و خواب پریشان و نامفهوم نبینیم؟
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:4/11/1386
پیرامون آرامش در جاهاي دگر از سايت گفته شده، مراجعه كنيد.



607-:
به نام خدا - با سپاس از شما استاد ارجمند - در اين برهوت و در اين دنياي پر از بي معلم كه كسي نيست كه شايد بي هيچ انتظاي سوال ساده تو را جواب دهد و به راحتي مي گويند در حد شما نيست در صورتيكه اگر بخواهيم دقيق بنگريم مطالب اين سايت هم در حد هيچ كدام از اين خفتگان و غرقان دنياي امروزي نيست ولي چون نوري در سياهي شب از دور سوسو مي كند و تشنگان را به سمت و سوي خود مي كشد اينها تعريف نيست چون شما را فردي كه جهاني بس بزرگ يافته ام كه نيازي به تعريف نداريد بلكه حقيقتي است نهان كه بايد جهانيان به آن واقف شوند. و حال سوال اولم : با توجه به مقاله آخر در سايت ماندني هاي درون هر انسان : حال كه سالها از عمر آدمي گذشته است و راهنمايي نداشته يا خودش خواب و بي توجه بوده است كه درست را از نادرست تشخيص يا به قولي كه شما فرموديد يك سري امور عادت او شده و ركز في نفسه شده است حال او به واقع مي خواهد كه اين عادت يا فكر يا انديشه را كه حالا تازه فهميده بد است را از خود دور كند آيا آنچه ركز شده است را مي تواند دور كند آيا فقط بايد مراقبه داشت يا نه خواهشمندم عنايتي نموده و جوابم را بدهيد - سئوال دوم : در انتهاي همين مقاله فرموده ايد پازهرهايي در بدن انسان است و نقش آن از ديدگاه قدرت الهي نابودي حادثه هاي احتمالي است - جسارت من را بپذيريد ولي در حادثه اي كه براي خود من اتفاق افتاده است به توجه به چشم تنگ دنيا بيني كه دارم نابودي در آن حادثه نديدم بلكه آن حادثه رخ داد و گوشه اي از عيوبي كه دارم بر ملا ساخت در صورتيكه كه مي شد كه آن پادزهر عمل كند و همانطوركه در ذكر شده آن حادثه احتمالي را نابود سازد ولي نشد خواستم بدانم كاركرد اين پادزهرها هم شدت و ضعف دارد و آيا مي شود گفت در برابر حادثه هاي عظيم و كوچك حالت دفاعي آن فرق دارد؟ با سپاس بي نهايت از زحمات شما
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:26/10/1386
با تشكر از آن همه گفته هاي عارفانه دل چسب شما.
موضوع اول: هر انساني در مظان خطا هست. يعني اگر انسان در مظان خطا نباشد، او يا فرشته است يا كالعدم است هر دو اينها طبق قانون روال حكمت الهي موجودي غير انسانند. ولي انسان هم بايد در ملعبه حادثه ها به رقص اش ِايد و هم بتواند از ملعبه هاي نازيبا خويش را براند. به مصداق چندين ِآيه از قرآن كريم از آن جمله مي فرمايد: «اي مردمي كه اسراف به نفس خويش كرديد» يعني خويش را در مظان حادثه ها غرق نموديد نااميد از رحمت خدا نباشيد. پس انسان در هر مرحله اي از مراحلي كه بازگشتش و رجعت درونش به سوي حق است، نااميد از او نباشد. آري هر لحظه كه حضرتعالي خويش را آراسته براي حق بسازيد همان لحظه براي شما زيبا خواهد بود. اين موضوع اول.
موضوع دوم:
آری پادزهرها حافظ زشتی هایند، مادامی که زیر نظر مربی والا، درست تذکر داده شود.
اینکه شما گله دارید از اینکه من از آن پادزهر نتوانستم بهره ور شوم پیداست با مربی والا رخ به رخ نشدید.
بکوشید از اينجا به بعد ربط خويش را با حضرت حق محكم سازید، و دوم زیر نظر استادی نحریر و والا اگر برایتان امکان پذیر باشد، انجام گیرد.



606-ساینا:
با عرض سلام خدمت استاد گرامی مقاله ای در مورد (عقل و نیروهای تجددی)می خواستم لطفآ راهنمائی کنید.
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:26/10/1386
از اينكه موضوعي را گزيديد براي اساسي عقل، و مجرات عقل. بسيار شايسته است، و آنكه در اين مسير مقدم شود، به يقين از بارقه هاي فلسفي عقلي بهره هاي فراوان خواهد گرفت و جاي ترديد نيست.
اما ما نمي دانيم شما مقاله اي كه پيرامون عقل مجرد كه قيد تجرد در اينجا كم معني است، چون ذات عقل خود مجرد است، چگونه و با چه كيفي مي خواهيد ارائه دهيد. زيبا آن است كه تناسب مقاله را با يكي از موجدان صحابه درسي ما در ميان نهيد، اگر لازم شد، طي شرائطي يا خودشان برايتان خواهند نوشت و به شما ارائه خواهند داد. يا شما را به منابع آن هدايت خواهند نمود.



605-maryam:
faghat mikhastam az feyzu ke too sitetoon be jahan mirese va estefade mikonan ra azatoon tashakor konam va begam ostad khoda ghovat
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:26/10/1386
ما هم به شما خدا قوت مي گوييم. انشاءالله كه دلهاي شايسته به اوج آن برسد.



603-shapoor:
با سلام و خسته نباشید، استاد گرانقدر در زمینه ارتباط نیروهای عقلی و تفکر و علم برنامه سازی کامپیوتر تحقیق میکنم. با راهنمایی استادم در دانشگاه که میتوانم از سایت شما و راهنمایی های شما به نتیجه برسم. قبل از آن ازشما که وقت گرانقدر خود را در این رابطه برای من گذاشتید تشکر میکنم.
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:26/10/1386
ما سايت را و سير او را در مامني نهاديم تا دلهاي شايسته و انساني وارسته از آن منابع بهره ور شوند. در صورتي كه جناب شما اينگونه بهره ور مي شويد، ما راضي هستيم و شما هم موفق باشيد.



602-نرگس:
باعرض سلام و تبریک عید معظم غدیر خم خدمت استاد گرانبها,حضرت استاد موسوی:پایه های ولایت در وجودم از دروس و تحقیقات عالی,پر مغز و با شکوه شما جان گرفته است. خواستم به شکرانه آنکه امسال غدیر و علی(ع)را بهتر درک می کنم دو بیتی را به مناسبت تبریک عید,تقدیم شما,سید بزرگوار کنم. "در خانه دل نوشته با خط جلی کاین خانه بنا شد به تولای علی در داخل این خانه چو نیکو نگری هم مهر محمد است و هم عشق علی" با سپاس فراوان از زحمات شما
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:26/10/1386
با تشكر از اينكه شما ولايتتان از گفته هاي ما محكم شده، سپاس ولي ولايت در درون شما محكم است، منتهي بايد اين ولايت را به عنوانين مختلف ابراز نمود. و از ابرازتان سپاس گذار.



601-مژگان:
با سلام خدمت استاد گرامی میخواستم بدانم : فرق بین دوست معنوی با دوست فلسفی در چیست؟ یکی از دوستان من می گوید من دوستانم را به دو دسته تقسیم کرده ام دوستان معنوی و دوستان فلسفی من منظورش را درک نکردم. لطفا بنده را راهنمایی کنید. با تشکر
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:26/10/1386
اين بيان شما، خيلي ابتدايي است. و نه احتمال، به يقين هدف از بيان دوستتان كه گفته بر دو تقسيم كرده ام، دوست فلسفي و حكمي يعني آن كسي كه به مباني فلسفه و حكمت آگاهي دارد. ولي در بيان معصوم دوست را نه آن انساني دانند كه هيات فيزيكي داشته باشد، بلكه دوست را همانند كلمات حكما، بيان معصومين يا مفاهيم كتب عالي، كه مي فرمايد: الكتاب خير انيس» زيباترين دوست انسان يا مونس انسان، كتابي است كه او را به مباني اخلاق و حكمت و دين هدايت مي نمايد. و به احتمال قوي يا به ظن قوي بيان دوست شما انسان فيزيكي نيست، آن كسي است كه به اينگونه منابع نزديك است.



599-mosavi:
درباره "صورت فکریه "سالک مجذوب " مجذوب سالک" و سیر روحی در عرفان اسلامی توضیحاتی برایم بفرمایید.
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:19/10/1386
از اينكه از كابل آن سوي اين كشور ارتباط را برقرار از شما متشكريم.
و پرسش هاي حضرتعالي از سه شعبه مهم كه به ظاهر از يك چشمه روانند، در انتظار تفهيم است. من يكي از اين سه موارد را براي حضرتعالي اجمالش را بيان مي كنم و دو مطلب ديگرش مي ماند.
اين سه مورد كه بيان شد، مهم اند: 1) فكر و فلسفه فكر است. 2) سير و سلوك سالك 3) سير سلاك در اسلام. از موضوع اول مي گذرم، موضوع سوم هم نيز. موضوع دوم را مقداري برايتان بيان مي نمايم.
سير و سلوك از كجا حاصل مي شود؟ آيا از زهد است؟ از فكر است؟ از دريافت مباني علمي است؟ يا هيچ كدام؟ نظر خودمان آن است كه سير و سلوك بسيار زيباست و پربها. اما سالك كيست؟ و جذبه اي كه براي آن سالك پيدا گردد چگونه است؟ ريشه هاي سير در متن قرآن كريم موجود است. سالك اينگونه سيرش آغاز مي شود. روشن تر بگويم سالك رونده است، سلوك حالت او هست، جذبة در سلوك استمرار شوق و شور اوست، مجموع اينها سير و سلوك اند. سالك كه مي خواهد به جذب روحاني و الهي برسد، بايد از استادي كه شايسته اين فرمان سيري را دارد، تبعيت نمايد.
تا اينجا كلي قضيه روشن. و اما مغز سير از كجا پيدا مي شود؟ جواب: فرمانده سير به سالك مي گويد، مراقب خود باش. اين اولين منزل براي سير است. مرحله بعدي مي گويد: آگاه باش. اين دومين منزل سير است. مرحله بعدي مي گويد: آرام باش، مرحله ديگر سير است. و سپس مي گويد: بردبار باش. مرحله بعدي سير است.
و سپس فرمان مي دهد: به خدا توكل كن. مرحله بعدي سير است.
سپس فرمان مي دهد: خاضع باش، مرحله بعدي سيراست.
سپس فرمان مي دهد: از اين گذر برو، مرحله بعدي سير است.
سپس فرمان مي دهد: در برابر حادثه ها خويش را نباز.
و دهها فرمان دگر. اگر سالك به فرامين فرمانده اولا مومن بود، نه واقف(يعني آگاه). مرحله بعدي اگر خطاي از فرمان، يا تجاوز از فرمان سالك نكرد، بعد از پيمودن هفته ها يا ماه ها يا سالها زمينه جذب اين سير برايش آماده مي شود. اين معني جذب در سير سلوك است. و اگر فرضا به 10 منزل معتقد است فرمانده، نه منزل را به خوبي انجام داد ولي يكي را انجام نداد همه از او فرار مي كنند.
يا به 17 منزل معتقد است، 16 منزل را انجام داد، يكي را تمرد و مخالفت پنهاني يا آشكار كرد، همه زحماتش نابود گشت. اينجا نه نامي از جذبه سير مي ماند و نه نام سير. بنابراين عرفا وبزرگان منازل را مختلف دانند:
بعضی به 14 منزل، بعضی به 17 منزل، بعضی به 40 منزل و بعضي به 100 منزل معتقد ند كه بايد سالك طي كند. مجموع اينها سلوك و جاذبه سلوك و سير است.
در حد نهايت ساده بيان شد.
اما عملي اين، روش آن چگونه بايد باشد، آسوده شبي خواهد و خوش مهتابي.
يعني سالك آنقدر در مقدمه ناب باشد كه مانند آيينه اي چهره را از هر جهت در خود بپذيرد.
اميد است كه بيابيد مطلب را.



596-SARA:
BA ARZE SALAM VA KHASTE NABASHID KHEDMAT SHOMA BOZORGVAR:MAN AZ SHOMA MIKHAM YE KHORDE RAGE BE KHODA SHENASI BARAM TOZIH BEDID.PISHAPISH AZ SHOMA SEPASGOZARAM
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:19/10/1386
ما در منابع مختلف جوابهايي كه در اين زمينه لازم بوده داده ايم و اگر مستقلا در زمينه واجب الوجود يا وحدت الوجود يا واجب و ممكن يا ذات و صفات حضرت باريتعالي بخواهيد مطالبي را بيابيد،‌با شرائط خاص برايتان بيان خواهد شد.



595-:
با سلام و برای تمام مطالب عالی سایتتان به شما خسته نباشید می گویم و تشکر. سوالی از محضر شما دارم. چرا خون انسان تا زمانی که در بدن انسان است حکم نجاست را ندارد و همینکه از بدن خارج شده نجس محسوب می شود. باز هم تشکر از لطف جنابعالی
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:19/10/1386
با تشكر
نه تنها خون انسان پس از جدايي از تن نجس است، بلكه اعضاي ديگر هم كه حالت رطوبت در آنهاست و خشكيده مي شود، آن هم جزء مواد ميت و مرده است و نجس. يعني اگر كسي بر آنها دست تر بزند، بايد دستش را بشويد. ساده تر بگويم، انگشت انسان كه منظماً هم پاك است و هم مطهر ولي اگر بند انگشت جدا شد و بخشكد يا رطوبت داشته باشد، جزء مواد مردار است و نجس.
اين فلسفه چيست؟ كه اين عضو يا اين قطره خون گاهي پاك و گاهي خیر؟؟
اولا خون به هيچ وجه پاك نمي شود چه در تن باشد و چه در خارج تن. و جسم هم همان. جسم آنگاه كه متصل بر هيات كليه هست، پاك است و هرآنگاه كه جدا شد، نجس است كه گفته شده. چرا اينگونه؟ عظمت نفس قدسي انسان اين است كه هر چيزي كه زير لواي آن نفس قدسي باشد، بر اثر تسلط نفس بر او پاك است. اما هرآنگاه كه اين عضو از زير پوشش نفس قدسي انسان رها شد و چون ارتباط با نفس قدسي ندارد، نجس مي شود.
پس عضوي از تن كه در حال حيات است آن اعضاء در حكم طهارتند. چون بر عنايت نفسند. تا عنايت نفس از آن اعضاء سلب شد،‌ ديگر در حكم محرماتند.



594-قاسمی:
با عرض سلام و تشکر از راه نمایی های شما محقق دلسوز سوالی از محضر شما داشتم که : فرق قرآن مجید با قرآن کریم در چیست؟؟ با تشکر
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:19/10/1386
پاسخ در سوال شماره 580 داده شده است. در صورت تمایل مراجعه بشود.



593-پگاه:
سلام خدمت استاد بزرگ 2تا سوال داشتم:1-با توجه به مقاله ای که خواندم می خواستم بدانم که:صوتی که از نباتات ایجاد میشود،آیا حیوانات میشنوند؟وآیا ماقابلیت شنیدن آنها را داریم؟ 2-آیا خو و فتار انسان روی چهره اش تأثیری میگذارد؟ ممنونم از شما استاد بزرگوار.خیلی ممنون می شم که اگر به سؤالاتم جواب دهید..
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:5/10/1386
با تشكر از شما
خير آن چه در عالمند در ذات و عين و ماهيت شان صوت نهفته است چنانيكه تلنگار بر آهن يك صوت دارد و تلنگار بر مس صوتي دگر و تلنگار بر سفال صوتي خاص. هر صوت به ذات آن صوت مقر و معترف است. و حق ندارد آن صوت را موجود دگر بيابد. آيا نبات يا جماد كه يا دريا كه داراي صوتند اعضاء دريا يعني مولكولهاي دگر يا عناوين دگر يا عناصر يا طبايع، اينها از نحوه صوت هم آگاهند؟ يا نه؟ جواب: نه. تنها صوت يا در نوع خزندگان يا نوع پرندگان يا نوع چهارپايان ميسر است. يعني اينها اصوات يكدگر را هم مي شنوند و هم مي فهند. منتهي فهمشان به اندازه اداركشان هست. آنقدر مي فهمند كه دوستش ناله دارد، يا دوستش گرسنه است، يا دوستش او را مي طلبد. ولي بيش از آن ديگر در سكوت اند.
و چنانيكه اصوات پرندگان و خزندگان و چرندگان و چهارپايان در نوع خود خلاصه اند، آيا انسان هم مي تواند اين انواع سه يا چهارگانه را بيابد؟ آري.
پيامبر و مقام عصمت و مقام امامت معصوم چون تصرف بر كون دارد اين اصوات را مي فهمد. نه تنها مي فهمد، درد و شوق او را هم مي يابد. اين مربوط به امام معصوم است. ولي بندگان صالح خدا هم اگر هم به مرحله عالي راه يابند آنها هم مقداري به اصوات سه گانه آگاهي دارند ولي توان آرامش آنها را ندارند اما معصومين هم مي يابند و هم توان آرامش را دارند كه به آنها بدهند.
يعني پرنده اي كه درد دارد امام معصوم چون تسلط كونيه دارد او را آرامشش مي دهد
جواب از سوال دوم
آري تغيير چهره از عمل نيست. چهره تغييرش از انقلاب درون است نه از عمل درون.
اينكه انساني كه مي ترسد چهره اش زرد مي شود، اين نفس ترس نيست از تاثير ترس است كه در درون ايجاد نموده است. مابقي حالات را مقياس كنيد.



585-:
چگونه میتوان عمل ریارا انجام ندادتاعمل تنها پیش خداباقی بماند وانجام ریا چه گناهی دارد؟
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:5/10/1386
اين بحث در سايت است مراجعه كنيد.



581-نرگس:
ما به چه کسي مذهبي مي گوييم ما به چه کسي مذهبي مي گوييم /
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:5/10/1386
هر كس كه آيين تشيع و دوازده امامي و 14 معصوم را پذيرا باشد يعني آيين مذهب جعفري را از روايات ائمه معصومين يا مستقيماً يا غير مستقيم بهره گيري كرده باشد. چنين كسي عنوان مذهب تشيع دارد.



580-فرشته:
با عرض سلام و خسته نباشيد خدمت استاد ارجمند.فرق قرآن مجيد با قران كريم در چيست؟
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:5/10/1386
تفاوتش در مجيد و كريم است، هر دو عالي اند و پر اوج و موج اند و پساوندهاي قرآنند.
آنهايي كه تعبير به كريم كرده اند يعني سراسر آيات قرآن از كرامت اله سخن گويد و آنهايي كه تعبير به مجيد كرده اند جيد به معني زيباست سراسر آيات قرآن را به معني نظم و زيبايي دانند.



579-مینا:
با عرض سلام و ادب خدمت استاد موسوی:در تفسیر آیه32 از سوره نور فرمودید :منظور از صالح در این آیه تنها تقوا نیست بلکه غیرت و شعور وحمیت است .یعنی این سه ضلعی .می خواستم معنای دقیق هر کدام از این سه ویژگی را بفهمم .وچگونه می توان یافت فردی این ویژگی ها را دارد یا نه .با سپاس بی پایان از شما.
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:5/10/1386
توجه داشته باشيد اين تعابيري كه در صالح بودن پيرامون جان اين جمله از آيه شد اينها امور مضمر و پوشيده اند. آن نيستند كه به عنوان حس معرفي بشوند. چنانيكه رابطه عاشق با معشوق پوشيدگي است و هيچ مثالي براي حس آن نمي توان تجسم داد. چنانيكه دريافت لذت در درون لذت نهفته است نمي توان مثال حسي برايش آورد. گو اينكه بعضي از بزرگان همانند محمد بن زكرياي رازي معني لذت را همانند خارش پوست گوسفند از شاخه گوسفند دانسته. مثالي دارد مانند خاريدن پوسته بز گر از شاخه اش. بنابراين اينها را بايد يافت نبايد دانست.



577-بهاره:
باسلام خدمت جناب استاد.من طی مطالعه مقالات مربوط به معاد سایت سوالی برایم پیش آمد مبنی بر اینکه: با توجه به آیاتی که درارتباط با قیامت کبری هستند و اشاره به تغییر و دگرگونی در وضع نظام طبیعت می شود علاوه بر زنده شدن مردگان و اینکه میدانیم بهشت و جهنم ماهیت واقعی دارند و صرفا ذهنی نیستند نمی توانیم به این نتیجه برسیم که نظام آفرینش به این دلیل دگرگون می شوند که بهشت و جهنمی مادی در همین سطح از جهان برقرار شوند؟؟
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:5/10/1386
بحث معاد براي علت نيست. بلكه خود براي خود خود است. يعني چنانيكه توحيد براي توحيد، توحيد است؛ نبوت براي نبوت؛ نبوت است نه اينكه ارشاد كسي علت براي نبوت باشد؛ خير. نفس نبي نبي است، كسي اگر در مسير هدايت بود هدايت مي شود و اگر نبود نه.
حالا به فرض اينكه در جهان گمراهي نباشد، وجود نبي لازم است يا لازم نيست؟ پس لازم است. اين مثال را زدم كه بدانند بهشت و جهنم براي پاداش و كيفرند، براي تشويق و تنبيه اند. و معاد براي بازگشت است كه به كيفر و پاداش عمل بروند يا برسند. اعم است از اينكه به غايت كار كه جهنم و بهشت برسند يا نرسند. اين يك اصل مسلم است. ديگر مطلبي در اينجا نيست.



576-golchehreh:
ba arze salam va vaght bekheyri khedmate ostad mohtarem agar kasi ba elm haghi ra zaye kond va talabe bakhshesh konad,va ma ham oora bebakhshim vali digar tamayol be ijade ertebate dobare nadashte bashim hokmash chist? aya doaayi baraye aramesh va rafe ezterab vojud darad? behtarin doaa baraye gereftan hajat chist?
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:5/10/1386
اما موضوع دعا. ما جوابي به شما نداريم بدهيم، به كتب ادعيه مراجعه كنيد.
در صورتي كه انسان به انسان خطايي ورزد و درخواست معذرت و پشيماني نمايد حضرت عسكري(ع) فرمودند: پيش از آنكه يك گوش تو به گوش دگر آگاهي دهد، بپذير. يعني پذيرفتن بسيار زيباست.
اما بعد از پذيرش رغبت سخن با او چند حالت دارد، يكي از حالتش ان است كه اگر احتمال دهد سخن با وي بگويد و بار دگر به زشتي هاي او دامن مي زند بهتر آن است از او دوري نمايد.



574-رضایی:
باسلام وتشکر:شمادر مباحث روح فرمودیدروح تغییری نمیکندوروح ادمی همان روحی که خداوند از بدو تولد به او عطا کرده همان باقی میماندپس مباحث رشدو تربیت روح چه میشود مگر عالمان با تربیت روح نیست که به اینهمه کمال میرسند؟توضیحاتی در مورد تربیت روح و مراتب کلی ان می خواستم؟
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:5/10/1386
خير روح حالت نظارت در جسم دارد. اما رشد به روح ارتباط ندارد. رشد از سه چيز است: از غذا هست، از مكان هست، از هوا.
اين سه چيز پيكر انسان را از نقص به كمال مي برد و اما علم و كمال اينها پديده هاي غير از روح اند. موضوع علم در عالم تعبيرهاي مختلف دارد، يكي از تعبيرهايش آن است كه انسان از سكون به حركت مي رسد يا انساني كه در مسير معلم قرار بگيرد از كمال او بهره مي گيرد اين باز هم ارتباطش به جسم است نه روح و بعضي از نظرها آن است كه همه علوم را انسان در جهان جبروت گرفته، آنگاه كه با معلم رخ به رخ شد، پرده ها عقب مي روند نه ناداني ها بروز پيدا مي كنند.
هرآنگاه كه موجوديت دانش در او قوي شد، او را از جدول آگاهي قدرت مي دهد نه از جدول روح يا نفس يا عقل.



573-زهرا:
توضیح درمورد مجادله ی انسان با خدا در تفسیر سوره ی لقمان
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:5/10/1386
ما نوارهايي پيرامون سوره لقمان ضبط نموديم در صورت پذيرش شرائط مي توانيد از آن بهره بگيريد.



572-shayan:
ba salam khedmat ostade gerami soali dashtam piramoon tghdir o sarnevesht aya har etefaghi ke baraye ensan rokh midahad ghablan taeen shode ya ensan dar ijade an naghsh darad mesle peida kardan shoghl va ezdevaj
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:5/10/1386
ما در اين سايت مفصلا در اينباره بحث نموديم بهتر آن است كه مراجعه بشود.



571-f:
salam ostad mikhastam bedunam ye dokhtar baray sighe kardan niaz be ezne pedaresh dare yani agar bikhabar az pedar inkarro bekone un sighe batele?
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:5/10/1386
از مجتهد عالي مقام كه تقليد مي كنيد از محضر ايشان پرسش نماييد.



570-فاضله:
با عرض سلام و خسته نباشید.درباره عالم ذر مطلبی میخواستم. لطفا راهنمایی کنید. متشکرم.
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:5/10/1386
ما پيرامون عالم ذرات در همين سايت سخن گفتيم در صورت تمايل مراجعه بنماييد.



568-ن.م.ن:
ّباسلام و خسته نباشید0 جناب استاد در خصوص تفسیر سوره لقمان (آیه6) چه کمکی میتوانید به من بکنید؟
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:5/10/1386
در صورتي كه اثبات شايستگي بشود، از نوارهاي سوره لقمان خواهيد توانست طي شرائطي استفاده كنيد.



566-ن_ا:
با عرض سلام خدمت شما استاد محترم سوالی است که مدتی در ذهن اینجانب ایجاد شده و جواب منطقی دریافت نکرده ام ایا ازدواج دو فرد از قبل از طرف خدا تعیین شده است اگر است پس چگونه مسئله ی اختیار را توجیح میکنید
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:5/10/1386
موضوع ازدواج ابدا در هيچ جا نيست. تحريك ازدواج در مباني علمي فراوان است اما از اينكه كسي ازدواج كند يا نكند، آنگونه بيان نشده. براي كساني كه مي خواهند ازدواج نمايند، اينگونه گفته شده كه نترسند از ازدواج ولي امر صادر نشده.
زماني كه امر صادر نشد به يقين در جهان ديگر هم چنين ارتباطي به معناي واقعي نيست. بعضي از بزرگان فلاسفه گفته اند: «در جهان ارواح دو انسان همانند با يكديگر روان شان در ارتباط است» تا چه حد اين سند باشد بيان فلسفه است.
ولي جان مطلب آن است كه براي ازدواج امري به آنگونه صادر نشده، بلكه تشويق هم شده آنهم نه در هر زمان. در زمان خاص، براي انسان و با وضع خاص باشد، تشویق شده.
ازدواج امر فرماني نيست امر قرادادي است مانند خريد وفروش اجناس است كه ميلها در اينجا حاكمند نه فرمانها.



565-maryam:
ba arze salam va ehteram va ghadrdaniye besyar jahate enhame bayanate mofid va amozande agar momken ast ye kam az sangini bayaniye mataleb kam konid ta baraye hame ghabele fahm bashadshoma midanid goftehaye shoma che ertebati ba barname nevisiye computer va elme computer darad?
متن فارسی سوال:
با عرض سلام و احترام و قدرداني بسيار جهت اين هه بيانات مفيد و آموزنده. اگر ممكن است يك كم از سنگيني بياني مطالب كم كنيد تا براي همه قابل فهم باشد. شما مي دانيد گفته هاي شماچه ارتباطي با برنامه نويسي كامپيوتر و علم كامپيوتر دارد؟
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:5/10/1386
آن بيان اولتان ضدش جمله آخرتان است. ولي ما مطالب مان سنگين نيست. جوابها سنگين است و بعضي از جوابها بايد سنگين باشد و لاغير. منظور از سنگيني نه وزنه كم فهمي، بلكه وزنه جواب آن را مي طلبد.
ولي اين گفته ها با كامپيوتر جهان و سايت جهان چه ارتباط دارد، به نظر من هيچ برنامه اي در سايت به اين آزادگي سخن نيست. يعني شما اگر به سايت ما بنگيريد از توحيد پرسيده مي شود كه آن توحيد را جهان واله اش است از معاد جويا مي شوند كه جهان در معاد مانده است. از مبناي قرآن مي پرسند،‌ كه جهان نياز بر اين قرآن دارد. از مبناي واجبات و حقائق دين مي پرسند كه نيز جهان نياز به آنها دارد. از فلسفه جويا مي شوند و تناسخيات كه عالم زانو زده اند در فهمش، حل مي گردد.
پس اگر به خوبي بنگريد اكثر برنامه ها در سايتها به يك جهت مربوط اند، ولي بيان ما با تمام جهات با سايت عالم در ارتباط است. حالا چه كسي قبول داشته باشد يا قبول نداشته باشد.



564-:
با عرض سلام خدمت استاد موسوی: از محضر شما 3 سوال داشتم .لطف می کنید برایم توضیح دهید:1-با توجه به آیه "ان تنصروا الله ینصرکم و یثبت اقدامکم"من چگونه خدا را یاری کنم و او چگونه مرا یاری خواهد کرد؟ 2-در آیه مبارکه "فبای الا ربکما تکذبان"در سوره الرحمن این چه نعمتی است که این قدر تکرار و تاکید شده است؟ 3-در مورد مفهوم و بطن آیه 39 سوره فصلت توضیح بفرمایید.منظور از آب و خاشع بودن زمین چیست؟آیا می توان آن را به دعا مربوط نمود؟مثلا بگوییم:دل اگر خاشع باشد آنگاه دعا یا آب معرفت می تواند آنرا سرسبز و زنده کند؟
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:5/10/1386
جواب از سوال اول:
آيه تنها براي ياري دادن انسان به خدا نازل نشده. اين يك اصل مسلم است كه از سوي حضرت باري صادر شده كه اي دنيا بدان اگر تو حق را؛ حق گاهي خداست و گاهي پيامبر است و گاهي امامان معصوم اند و گاهي عصمت است و گاهي قرآن است و گاهي حقائق ثابته عالمند كه هر كس حق را ياري بدهد، همان ياري دادن حق، به خودش بر مي گردد، و خير را خودش مي يابد. منتهي با بياني كه عموم بيابند. اگر شما ياري داديد خدا را، خدا هم شما را ياري مي دهد. ياري دادن خدا، نام بردن از خداست، ذكر خداست، پذيرش خداست، قبولي خداست. ولي براي اين مورد تنها نيست، همانگونه كه گفته شد.
جواب از سوال دوم:
چون نعمتهاي حسي كه سلامتي، شادي ها، و آرامش جسم و جان و امثال اينها در جهان ناسوت، نهفته اند و نيز عظمت بهشت و جهنم در اين سوره مباركه الرحمن و عظمت درياها و لولو و مرجانها و شكوه و جمال كوهها و نيز سلامتي تن انسان و از اينكه جسمش از هر نعمت الهي مي تواند بهره ها دريافت نمايد، از اين جهت خطاب به انسان است، گو اينكه در اينجا مثني را، يا دو انسان را مخاطب قرار داده اند، ولي در حقيقت دو جنس انسان، يعني مذكر و مونث را شامل مي شود، يا دو انسان عالم و جاهل، يا دو انسان محقق و غير محقق را به بر مي گيرد.
جان مطلب آن است كه حضرت باري، ‌نعمتهاي باطن و ظاهر را بر جهان ارائه مي فرمايد.
جواب از سوال سوم:
در قسمت خضوع و خشوع و رحمت باران و درياها ما مفصلا در اين سايت جواب داديم. بهتر آن است كه اگر شما مشتاقيد به آن شماره ها مراجعه بنماييد.



561-moni:
ba salam va khaste nabashid ba arezoye ghaboliye ta'at va ebadat soali ke az mahzareton dashtam dar rabete ba naghshe khanomi ke dar be pa shodane jange saffeyn va inke chera baed az aan jang hazrate amiralmoemenin nahjolbalaghe ra neveshtand che bood?
متن فارسی سوال(توسط گردانندگان سایت)
با سلام و خسته نباشيد با آرزوي قبولي طاعات و عبادات سوالي كه از محضرتان داشتم در رابطه با نقش خانمي كه در به پا شدن جنگ صفين و اينكه چرا بعد از آن جنگ حضرت اميرالمومنين نهج البلاغه را نوشتند چه بود؟
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:5/10/1386
جواب از سوال اول: از اينكه آنكه از بانوان نقشي در جنگ صفين داشته، هر كس در اين مورد نوشته، اگر نوشته اند، درست نيست. صفين را معاويه تشكيل داد كه 90 روز به طول انجاميد. جواب از سوال دوم: اما در مورد نهج البلاغه: چه كسي گفته كه حضرت علي(ع) بعد از جنگ صفين نهج البلاغه را نوشته است؟!! اصلاً نهج البلاغه نوشتة حضرت علي(ع) نيست، خطابه هاي حضرت علي و كلمات مكنونه اش است. كه چندين تن از بزرگان علم و ادب اينها را پس از سالها كه از شهادت حضرت طي شده، گردآوري نموده اند. از آن جمله سيد رضي كه خود در قرن چهارم از هجري زيست مي نمود. پس نهج البلاغه كه آن همه عظمت دارد و او را اخت القرآن ناميده اند، هم خطابه هاي مهيج علي(عليه الصلوه و السلام) در نمازهاي جمعه آن حضرت و هم از كلمات قصار و مكنونه و نياز از فرمانهاي آن حضرت به كارگزارانش از آن جمله مالك اشتر نخعي تركيب شده است. تاكيد مي شود، اينكه گويند نهج البلاغه را علي(ع) نوشته، اصلاً اين موضوع سنديت ندارد. از گردآوري هاي سيدرضي است كه از علماي بزرگ و از شاگردان شيخ مفيد بوده است.



560-شایلی:
با عرض سلام و خسته نباشید....از پاسخ شما متشکرم....ممنونم که وقت ارزشمندتون برای جواب سوال من صرف کردید....
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:3/10/1386
ما و هيئت تقريريه هم از شما متشكريم .



558-بهنوش:
با عرض سلام خدمت استاد عزیز ضمن تشکر از شما به جهت گرد آوری این مجموعه گرانقدر . از خدمت سرکار سوالی داشتم لطفا مرحمت فرمایید راهنمایی ام فرمایید.منظور از زمان نهار و عشاء آخر چیست؟
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:3/10/1386
ما هم از شما در سپاسيم.
دو متني است كه اين دو متن در بعضي آيات قرآن كريم موجودند: 1) نهار است و ديگر "عشي" كه همان عشاء باشد، هدف از اين نهار بين مفسرين و محدثين و فلاسفه بحث است كه مفسرين اكثراً هدف از كلمة نهار ورود صلاة و نماز را در آغازين دانند. يعني لحظه اولي كه به نماز ظهر اقدام ورزند، كي است؟ النهار است. و منظور از النهار دقيقاً اول ظهر است، و اول ظهر يعني دخول زمان براي صلاة .
و هدف از كلمة "عشي"، "عشي" اول بعد از مغرب است، " عشي" دوم پايان مغرب است، و پايان مغرب آنگاهي است كه آغازين نماز عشاء را بايد شروع نمايند. اين از نظر مفسرين. محدثين هم با همين كم و زياد نهار و عشاء را بيان نموده‌اند.
اما هدف فلاسفه از "نهار" آنگاه است كه كرة خورشيد از نقطه‌اي كه كعبه معظمه هست، مي‌خواهد شروعش را براي زمان مغرب انجام بدهد؛ كه البته اينجا زمان را بايد نوع دگر پيدا كرد نه از جريان خورشيد . آن يك قانون دگر دارد.
و هدف از عشاء ثاني آن زماني است كه آغازين نيمه شب از نظر كهكشان، و منظومه‌ها آغاز مي‌گردد. حالا، كدام يك از اين‌ها مورد نظرند؟ بايد در اينجا زياد كوشيد.



557-مسعودسازور:
دادزدن روی مادر چه حکمی دارد ایا اگر مادر ببخشد درست است
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:3/10/1386
فرياد كشيدن به چهره مادر درست نيست، طبق فرمان قرآن: «فلا تقل لهما اف» و روايات دين و ديدگاه عقل. نه تنها به چهره مادر جايز نيست، بلكه به ديگر انسان هم خير، جايز نيست . اما اگر كسي بر اين كار اقدام ورزيد، رضايت كامل مادر را دريافت نمود، ان‌شاء الله عذري بر او نخواهد بود. و مورد مرحمت حق قرار خواهد گرفت.



555-ویدا:
در وهله ی اول خواستم از توضیحات جامع و کامل استاد موسوی قدردانی کنم.اما میخواهم توضیحات استاد را در مورد نماز بدانم.
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:3/10/1386
از اين كه از توضيحات ما سپاس نهاديد ما هم از شما سپاس مي نهيم ولي مورد نماز را به يكي از رساله‌هاي عمليه كه از مرجع عاليقدر است، مراجعه بفرماييد.



554-سوده:
با سلام و عرض خسته نباشيد خدمت استاد گرامي. از شما خواستارم در رابطه با موضوع حكمت كه يكي از موضوعات سوره مباركه لقمان است مطالبي را دراختيارم گذاشته و در صورت لزوم راهنمايي لازم را به عمل آوريد. با تشكر
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:3/10/1386
از اين كه پرسيديد متشكر ولي ما پيرامون حكمت در همين سايت مفصلاً به پرسش چند تن جواب داديم، مراجعه بفرماييد.



550-نرگس:
نقش سلمان فارسي در جنگهاي پيامبر
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:3/10/1386
جواب از سؤالتان پيرامون سلمان فارسي
سلمان فارسي شخصيتي است كه پيامبر او را به عظمت مي‌ستايند. چون دوران زندگي سلمان آنگونه بوده است كه تابع اوامر خاص رسول‌الله بوده. هرآنگاه حضرت شخصاً مي‌فرمودند اين كار لازم است، انجام مي ‌داد، و هرگاه مي‌فرمودند اين كار لازم نيست،‌ بدون چون و چرا اقدام مي‌نمود. اما راجع به جنگها قيل و قال است بين مورخين، كه نه تنها سلمان بلكه پيرامون زندگي ابيذر هم همينگونه است، مقداد هم همينگونه است، صحابه ست يا صحابه هفتگانه اينها تابع دستور بوده‌اند، اين قيل و قال‌ها... بعضي برآنند كه سلمان و امثال سلمان براي تهية جنگ‌ها نقشي داشته‌اند، بعضي برآنند نيز در ميدان جنگ هم بوده‌اند،‌كه در يكي از سفرها ابيذر كه جزء ياران رسول الله بوده و چون سلمان محسوب مي‌شد، با شترش از كاروان عقب ماند، و تشنگي فراواني بر او چيره شد، تا در مسير راه به محلي برخورد كه آب گوارا در ظرف سنگي قرار داشت، چون آبش گوارا بود، در ظرفي كه به همراه داشت، آن‌ آب‌هاي زلال را با خود برد.
در حالي كه تشنه بود ننوشيد،‌تا از آن آب گوارا به رسول الله برساند! هنگامي كه در مسير راه كه ظاهراًغزوه تبوك بوده يا جاي دگر، حضرت رسول فرمان اسكان دادند در آنحال دريافتند كه ابيذر با شترش كه از مسير مانده، فاصله گرفته است، و چيزي را به دست دارد، حضرت رسول فرمان دادند اين آب را ببريد، به او بدهيد، پس از اين كه به وي رسيدند، دريافتند ظرفي آب به همراه دارد، تا ملاقات رسول الله شد، همه گفتند ابيذر چرا از اين آب ننوشيدي؟ و مشرف به هلاكت شدي؟!!
در جواب گفت: بيم داشتم اگر از اين آب بنوشم به حبيبم رسول الله نرسد، اين نهايت خضوع و خشوع و عشقي است كه ابيذر به رسول الله داشت، سلمان هم همينگونه.
پس در حقيقت نقش سلمان و ابيذر و امثال آن اينگونه بوده است. يعني جلوات عشق سلمان و يارانش از حركت در ميدان جنگ براي آن‌ها شيواتر و روشن‌تر بوده است.



549-نرگس:
ايا نظريه تكامل با قران مطابقت دارد
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:3/10/1386
تكامل در متن قرآن هست براي هر موجود.



545-زهرا:
با سلام. مدرسه زندگي از نگاه قرآن چه ويژگي‌هايي دارد
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:3/10/1386
با تشكر از سوال زيبايتان.
آري مدرسه محدود است و در مدرسه رشته هاي مختلف تدريس مي شود و گاهي معلمش هست، و گاهي معلم نيست، اسمش معلم است!! و رشته هايش با تعداد انگشتان به پايان مي رود و دوره دارد و دوره ابتدايي، دوره راهنمايي، دوره دبيرستاني، و دوره احياناً پيش دانشگاهي، ديگر در بسته شد.
آنكه اين دوران را طي كرد، دربسته شد، ديگر او را به اين مدرسه راهش نمي دهند. او يا فارغ است يا قاطع است و يا خارج است. در هر كدام از اين دوران گامي نهد، منسلخ و جداي از اين مدرسه گشت. پس كلمه مدرسه در يك حدي قابل تعيين و تعريف است.
و اما مدرسه قرآن، مدرسه يعني چه؟!! ابتدايي يعني چه؟ دوره راهنمايي يعني چه؟ دوره دبيرستاني يعني چه؟ رشته هاي محدود يعني چه؟ اينها براي نادانان است. اما اينگونه بايد بفرماييد: جهان لايتنهي زندگي يعني غرق شدن به درياهاي جفر و عميق قرآن است و قرآن را نبايد تشبيه به مدرسه كرد!! بسيار عظمتش فروكش مي كند،‌ و شكوهش به بازي گرفته مي گردد.
هرگاه بخواهند از قرآن سخن بگويند، او را لاحد بدانند و او را لايتنهي بخوانند، نه او را به نام مدرسه!!
در او جهان علوي نهفته است و در او جهان سفلي نهفته است، در او جهان شور نهفته است، در او جهان شوق غوطه ور است. در او درياهاي ادب موج مي زند، و در او درياهاي انسان شناسي به موج اند، در او درياهاي حكمت به لرزشند، در او درياهاي فلسفه و عرفان تلألو دارند. چه كسي مي تواند به اين درياها رود؟ اگر به اندازه بودِ ستارگان عمرش به درازا شود، و اگر به اندازه كهكشانها به قدرت جسمي پر گردد، نمي تواند به ژرفاي يك آيه از آنكه «بسم الله الرحمن الرحيم، والعصر ان الانسان لفي خسر» راه يابد.
او چطور جرات مي كند عظمت قرآن را به نام يك مدرسه زندگي بنامد؟
اينگونه بايد بگويد: آيا من، مني كه دهها سال در حكمت؛ مني كه صدها سال در ادب و فرهنگ؛ مني كه علوم پايه چون رياضي و ديگر را در حد اعلا فرا گرفتم، مي توانم مغز و معني اين آيه را بيابم كه مي فرمايد: «بسم الله الرحن الرحيم، لن تنالوا البر حتي تنفقوا مما تحبون»
يعني «برّها» چي اند؟ نيك ها چي اند؟ نيكي ها در جسم اند يا در جانند؟ محسوس اند يا معقولند؟ و اگر معقولند آيا در عقولند؟ يا در نفوسند؟
و اگر در نفوسند، آيا از انفاس قدسي اند؟ يا از انفس لوامه يا انفس اماره يا انفس صادقيه يا انفس لامعيه اند؟
و اگر درجهان جبروت اند، آيا اين برهاي جبروتي با ملكوتي يكسانند؟ آيا برهاي ملكوتي با ناسوتي همرازند؟ آيا برها را با «ب ر» تكرار بايد دريافت؟ يا در جان جانان جستجويش نمود؟ آيا اين بر را از ديد چشمان و گوشها و زبان و گلبولهاي خوني و تنظيم استخوانهاي تن پيدايش نمود؟ يا مجردات روحاني را از عالم ناسوت به عالم ملكوت و از عالم ملكوت به عالم جبروت و از عالم جبروت به عالم مثل الهيه و از عالم مثل الهيه به عالم ذرات و از عالم ذرات به جهان داد و گرفت بايد جستجويش كرد؟ يا وقتي به اين عوالم سري زد در گوشه اي بنشيند و دو دستش را به روي سرش بنهد و بگويد من ماند كه «بر» يعني چه؟
اين يك معني از دهها ميليون معني قرآن كريم است.
اي گوينده آگاه: آيا يافتي كه قرآن را نمي توان مدرسه زندگي نام نهاد؟؟ زيرا معرف بايد از معرف اجلي باشد.
تو چگونه مي تواني زندگي را بيابي كه آن زندگي را در لمعات و لمعان قرآن تصور يابي؟
زيبا آن است اگر 30 سال در مكتب استاد به درس فلسفه و حكمت و عرفان و تفسير قرآن به دو زانو نشستي يكي از اينها كه نام بردي ادعا بفرمايي كه مي توان جز مدرسه زندگي قرارش داد؟ و اگر هيچكدام اين سير زندگي را ننمودي، زيبا آن است لب را از قرآن فروبندي كه نكند مورد خشم آن يار عزيز قرار گيري!!
پشه كي داند كه اين ملك از كي است؟ در بهاران زايد و مرگش دي است!!
آري اگر هدف از مدرسه زندگي در قرآن، احكام و واجبات و مستحبات باشد آنها را به يقين از رسائل مراجع عالي مقام خواهي جست.



543-somayeh:
ba arze salam man ye soale dashtam man dokhtari 16 sale hastam va mashghole neveshtane yek ketabe mazhabi mibasham mikhastam azaton chand ta ketab dar rabete ba alame ghabl az in donya be porsam ta baram moarefi konin mamnon misham age rahnamayim konin va chand ta ketab dar rabete ba in mozo va chegonegie on alam baram moarefi konin ba tashakor
متن فارسی سوال(توسط گردانندگان سایت)
با عرض سلام من يك سوال داشتم. من دختري 16 ساله هستم و مشغول نوشتن يك كتاب مذهبي مي باشم. مي خواستم از شما چند تا كتاب در رابطه با عالم قبل از اين دنيا بپرسم تا برايم معرفي كنيد. ممنون مي شوم اگر راهنمايي ام كنيد و چند تا كتاب در رابطه با اين موضوع و چگونگي آن عالم برايم معرفي كنيد. با تشكر
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:3/10/1386
با سپاس.
اگر شما در اين دوران از عمر به مرحله عالي علمي يعني حداقل تحقيقاتتان به قله اي راه يابد كه توان بينش مناظر زير قله كوه را داريد، و بتوانيد نقطه نقطه هاي مناظر را به خوبي بشناسيد و تميز بدهيد و زيبا را با زشت و سياه را با سفيد تميز بدهيد،‌ اقدام بر نوشتن آن كتاب خالي از لطف نيست. اما اگر نتوانيد به قله رفيع تحقيق برويد، يا احياناً اگر تصور نماييد كه رسيده ام، نقطه ها را يعني سياه و سفيد و زشت و زيبا، حسن و قبيح و معني و مفاهيم و مصاديق و نتايج صغري و كبري قضايا را تميز دهيد، زيبا آن است كه فعلاً دست به قلم نزنيد. اين بهترين شيوه اي است كه برايتان گفتم. باز هم اگر مطلبي داشتيد بعداً بفرماييد.



541-سروناز:
با سلام وتشکر حضور شما ایااین درست است که اتفاقات بدی که در زندگی برای انسان رخ میدهدیابلایایی که به او میرسدنتیجه کارهای بد اوست که انجام داده؟ ممنون
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:2/10/1386
بايد توجه داشت كه در متن قرآن كريم اينگونه است، «هل جزاء الاحسان الا الاحسان» هر زيبايي از او زيبايي آيد. و هر زشتي كه نامش سيئه است، از او زشتي آيد. اين بحث كلي است در منطق قرآن كريم. اما از ديد حكمت، يك انساني كه كار زشتي را اعم از رفتار، يا اساس به انجام مي رساند، يا آگاه است كه اين روش نازيباست يا ناآگاه است.
اگر آگاهي بر اين عمل داشته باشد كه نوعاً همين گونه اند، پس از انجام زشت كاري، درون او ناامن است. درون او اضطراب دارد و چه رفتاري و چه تبهكاري و چه زشت عملي برتر از اضطراب نامطلوب در درون انسان است؟
پس با اين مقدمات مي توان دريافت كه اثر زيبايي ها، زيبايي است و اثر زشتي ها زشتي است.



540-:
با عرض سلام خدمت استاد ممکن است راجع به طهارت خیال و مفهومش برایم توضیح بدهید؟
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:2/10/1386

با تشكر از شما.
امور خياليه مربوط به ضمائر و پوشيده هاست. امور خياليه ثبات ندارند، نشات گرفته از تصورات و تصديقها را مي كنند. يعني اول هر انسان تصور دريايي را يا دشتي را يا مكاني را يا شخصي را مي نمايد،‌ سپس نوبت به زينت كاري يا غير زينت كاري در آن موضوع مي كند. و اين چهره هايي كه به اين موضوع فرضي مي دهد، نامش تخيل است.
دريافتيم كه تخيل خود قابليت نه براي طهارت دارد، نه براي قذرات (یعنی نجس بودن). اما مخزن تصور و تخيل كه ادراكات اوليه هر انسان است، مي توان آن را به صورتي پاك و به صورتي ناپاك درآورد. يعني اگر دريافتهاي درون او كه همان ادراك كليه باشد، از جهان علمي، از جهان حكمتي، از جهان مباني اساس قرآن كريم،‌نشأت گرفته باشد، ريشه و اصل اين ادراك طهارت و پاكيزگي است. و اگر اين ادراكات از وساوس حيواني يا وسوسه هاي خلاف واقع پر گشته باشد، اين مدركات ناپاك است و لاطهارت.
پس تبعاً، خيال پاك و خيال ناپاك به اين مدركات اوليه ارتباط دارد. زيبا آن است كه هر انسان بكوشد كه مايه ها و ادراك اوليه او نشات گرفته از منابع عاليه علمي و مذهبي پر گردد.
لذاست يك حكيم هم مدركاتش طاهر است و هم خيالش. يك فيلسوف هم مدركاتش در رواني و زيبايي است و هم تخيلاتش. در غير اينها امكان تخيل يا مدركات ناقص هست.
به اين نتيجه رسيديم، ريشه هر تصور و تصديق و توهم و تخيل اگر از مايه هاي حقيقي و عاليه پرباشد، تبعات او هم طهارتشان مسلم است و در غير اينصورت خير.
توجه داشته باشيد كه اينها ربطي با علم و دانش ندارد، خود براي خود اصلند.


منو

عضويت در سايت
آموزش فلسفه
رسائل
مقالات
نواي از جان استاد