بیوگراف معظم له

اهداف

مقالات

رسائل

نمونه صوتي

اشعه هاي تابناک جهان تشيع

زندگي فلاسفه

پرسش و پاسخ

ارتباط با ما

English

صفحه اول

چهارشنبه 17 شهريور 1389

به پرسشهای فلسفی، حکمی و عرفانی شما پاسخ داده خواهد شد.

 

طرح پرسش جدید


آرشیو سوالات قبلی

تابستان 1389
بهار 1389
زمستان 1388
پاييز 1388
تابستان 1388
بهار 1388
زمستان 1387
پاییز 1387
تابستان 1387
بهار 1387
زمستان 1386
پاییز 1386
تابستان 1386
بهار 1386
زمستان 1385
پاییز 1385
تابستان 1385
بهار 1385
زمستان 1384


356-ایوب:
سلام علیکم. به نظر شما جه جیز را میبایست به عنوان هدف فرجامین (خواسته نهائی )در زندگی قراردهیم؟
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:26/12/1385
با تشکر از اینکه از آن سامان (شیراز) در تماسید.
فرجام غیر از غایت است. فرجام، رجوع بعد از آگاهی است، یعنی اول انسان به چیزی آگاهی می یابد، چون مطابق نظرش نیست، اقدام به بارِ دگر می کند که آن چیز را به خوبی دریافت کند، یا حقیقت آن بر او آشکار گردد، نام چنین چیزی فرجام است.
و اما غایت، نه. غایت آنگونه نیست. غایت: هدف و میل، به دیگر عبارت دائره امید و دائره سرمستی انسان را به همراه دارد.
ما نمی دانیم که در درون هر انسان چه چیز برای او هدف و غایت است؟
• بعضی ماده را غایت دانند و به سویش می روند تا برسند.
• بعضی تعین را غایت دانند و به سویش روان.
• و بعضی عبادت را غایت دانند و به سویش اقدام.
• بعضی انسانیت را غایت دانند و آرام آرام روند.
• بعضی وفا را غایت دانند، می کوشند آن باشند.
• و بعضی علومِ مطلق را و بعضی علومِ خاصه را و بعضی علومِ خاص الخاص که حکمت متأله صدراییِ سامانِ شما باشد.
ما نمی دانیم شما از کدام یک اینها هستید. هر کدام از این مواردِ کلی که تعریف شد، همان را به عنوان غایت پذیرا شوید.
اما نظر ما را اگر بخواهید، ما غایت هر انسان را حکمت الهی و فلسفه ای و عرفانی که نشأت گرفته از جانِ آیات قرآن و روایات معصومین و بیانِ اولیاء حق باشد، می دانیم.



355-سید:
باسلام. برای اجتماع نقیضین غیراز مثال وجود وعدم مثالهای دیگری ذکر فرمایید. باتشکر
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:26/12/1385
این بحث، بحث منطق است و بحث لئالی و بحث شمسیه؛ که دراجتماع نقیضین به مثال کم اشاره می شود. زیرا هنوز به واقع دریافت نشده، نقیضین مباین هم اند؟ یعنی یکی تمام می شود و دیگری می آید؟ یا نقیضین تقدم و تأخر هم اند؟ و بهتر آن است که به جای مثالهایی که در متنِ حاشیه ملاعبدا... ارسطویی هست، به این دو موضوع بپردازید که ریشه نقیضین آیا از عدم اند؟ و با یکدیگر ارتباط ندارند؟ به این معنی که هرآنگاه که سفیدی طی گردد، سیاهی آید؟ یا سیاهی طی گردد سفیدی آید؟ یا نه سفیدی که به پایان آمد، از اتصال سیاهی خودش را می یابد؟ کدامیک از این دو؟
اگراین دو را در مثال دارید بفرمایید، تا مابقی از مطالب دراین مورد از لئالیِ حاج ملاهادی سبزواری اشاره بشود. و در غیر اینصورت فعلاً در همان مثالهایی که زده اند، باشید.



354-:
در مورد فلسفهتاریخ توضیح دهید ومنبع معرفی کنید
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:26/12/1385
اینکه اشاره شد، پیرامون فلسفه تاریخ، چیزی بنویسید، این لازمه اش برخوردِ زمان فراوانی است که فلسفه تاریخ از چه گذر؟ از گذر اجتماع؟ از گذر فرهنگ؟ از گذر علم؟ از گذر حکمت؟ از گذر عرفان؟ از گذر روش های اجتماع؟ کدامیک؟ و هرکدام از اینها اگر به سویش روند، حداقل 20 جلسه زمان لازم دارد و آن هم جایش سایت نیست.
و اگر مصر هستید، باید شرائط را پذیرا باشید، تا به نام خودتان در سایت بیان گردد و هر موضوع را که طالب هستید معرفی کنید.



353-شهربانو:
به نام خالق یکتا که نگاهش همه ازاثر ذات پر مهرش است اول شکر وحمد حق راکه این عنایت رابه من حقیر گنهکارنمود که سعادت این راداشته باشم تا قطره ای ازدانش دانشمندی چون حضرت عالی برخوردار گردم اگر چه درحسرت دیدار وجود نازنین وپر جلای نورانیتتانم . سلام خدمت استاد معظم جناب دکتر وفیلسوف متأ له حضرت سید علی موسوی : اینجانب شعیری اربعین جان جان امام حسین جد حضرت عالی راحضور محترمتان تعزیت عرض می نمایم واز درگاه پاکشان سلامتی وطول عمر وجود عالم علم وفلسفه و پرچم درار نور معرفت وحکمت حضرت عالی رااز پیشگاه ایشان تقاضا می نمایم .خداوند بر عمرپر ثمر تان بیفزاید. هر چه دردروستان پیش می رویم به عضمت نیاز وجود حضرتتان بیشتر پی میبریم ٥٠سال زندگی کرده ام کلام خداوند راخود همراه دروسی که ازمدرسه و دبیرستان از عربی آموخته بودم تلاوت می کردم وغلطهایم راهنوز هم ازدیگران می پرسم ولی آنچه درتفسیر حضرتعالی ازشیره جان خود ازبرسیها وتحقیقات وترجمه تفسیر صافی ملا محسن فیض کاشانی رحمتة الله علیه در اختیار شیفتگان قرار میدهید در هیچ جای دیگر ازاین دنیای پرهیاهو نمی توان یافت .به پاس زحمات بی دریغی که می کشید ورنجها که جهت روشن نمودن مطالبی که هرکدام چون دُری گرانبها وچون خونی دررگهایمان وچون نیازی همیشگی ودائم درزندگی عا می ما نهاده اید سپاس گذارم وبسیار ممنون شما می باشم امید دارم که خالق بی همتا وجود نازنین تان را ازهر گزندی درامان دارد وسایه پر عنایت تان بر سر ما باقی باشد.ضمناً از خانم مهندس رضی زاده بسیار تشکر میکنیم واززحمت ایشان قدر دانی مینماییم اززحمت کشان در سایت حضرتعالی نیز ممنونیم و از مقاله های ایشان که انعکاس رسالات حضرت عالی وپلی ارتباطی بین ما و حضرتتان هستند بسیار سپاسگزاریم.
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:26/12/1385
خانم شهربانو شعیری:
با آن همه صفای درون و توفیقات الهی که سهم تان گشته که در درونتان سرچشمه ای از نور منور شود که نیرویِ فتوت و جوان انسانی موج بزند، و قدر ذره ای از دریایِ بی کرانِ علمِ حقیقی را به سپاس آورید، این خود علتِ پاکی ضمیرِ تفکری شماست.
این خود هستید که موجب می شوید، از انعکاساتِ نیروی ِ لایزالِ معرفت بهره ها گیرید.
و اینکه گله داشتید سالیانی از عمر گذشته، نه، گله مند نباشید. همان فراگرفتن علوم، وسیله ای خواهد بود و هست که شما را به زمینه های علمیِ علمی رهنمون سازد.
آری، خانم رضی زاده که وسیله اند، این نکات را برایتان ایراد می کنند، از فضلا و خوبانند، هر چقدر، قدر ایشان را به حق بنگارید، باز هم شایسته ترند. از شما و از ایشان نهایت سپاس هست.



352-پریسا:
با عرض سلام خدمت استاد موسوی ضمن عرض خسته نباشید اربعین امام حسین "ع" را به شما تسلیت می گویم. من می خواهم اگر امکانش باشد لطف کنید به سوالات من پاسخ دهید 1):چرا باید موها را پوشاند ایا به اندازه پوشش بدن مهم می باشد-چرا در قران به ان اشاره نشده ومن فقط در مورد ان روایط شب معراج پیامبر را شنیدم و کتاب حجاب را خواندم ولی در این مورد نوشته ها از منبآ ماخذ نبود(قران روایات) 2):ایا انسانها چندین جفت دارن ایا هر انسان با جفت واقعی خودش ازدواج می کند ایا انسان برای رسیدن به کمال کمبودی در روح خود که جزو وجود الهی خودش میباشد دارد که ان در وجود جفت خود میباشد وبا ازدواج ان را دریافت میکند ایا این وجود الهی نداشته را فقط از جفت اصلی خود دریافت می کند یا از همه جفتهایش 3):عشق بین زن و مرد که از ظاهر و غریزه نباشد وچون بیشتر از پدیده های مادی دیگر جلوه الهی را در یکدیگر مشاهده کنند چه درجه ای از کمال را می افریند با تشکر پریسا حاجی زاده دانشجوی ترم دوم پزشکی
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:26/12/1385
با سپاس از شما.
جواب از سوال 1:
بلی، پوشش موی سر زن، در حدی که دین تعیین نموده است واجب است و ریشه این در قرآن است که می فرماید طی مقدماتی «وجلابیبهن».
کلمه «جلباب» در متن قرآن است و همین مقنعه یا نوعی دگر نظیر مقنعه. علت اینکه به جلباب اشاره شده برای مطلق پوشش است یعنی هم زیبایی آن جایگاه و هم پوست پیشانی تا حدی و هم موی سر. چون اگر اشاره تنها به شَعر و موی می شد، لازمه اش این بود که موی را بپوشاند ولی زیبایی را نیاز ندارد. ولی با جلباب که بیان شد، برای آن است که مطلق جلوه های چهره پوشیده شود و در بیان فقهای تشیع هم دستور داده شده که بپوشانند. در ذیل یکی از آیات سوره نور هم که «قل للمومنات یعضضن» اینجا هم به پوشش اشاره شده و ده ها منابع دگر.

جواب از سوال 2:
موضوع جفت؛ ما نمی فهمیم هدف شما چیست؟ عبارتی هست که هرانسان سنخیت باید با همسر داشته باشد و آن همسر واقعی او در عالم جبروت (که همان جهان داد و گرفت باشد) یا عالم ذرات، به هم مرتبط شدند. اگر در جهان ناسوت که این جهان باشد، یکدیگر را یافتند، نسل آنها به کمال واقعی خواهد رسید و اگر در غیر آن باشد، آن کمال واقعی کمتر خواهد بود. و این به آن معنی نیست که اگر یابیده نشد به سعادت نرسد، نه. اگر لایق برای سعادت نباشد، نخواهد رسید.

جواب از سوال 3:
اتفاقاً این بهترین عشق الهی است که بین زن و مرد برای گذر یا اشباع عدد تناسلی نباشد. چون عشقی که از گذر یا برای غدد تناسلی باشد با نابود یا کم شدن غدد، عشق هم نابود می گردد. ولی عشقی که به منهای این پدیده باشد، دوام و بقایش اگر واقعی باشد، فراوان تر خواهد بود.



351-amir:
با سلام برای رسیدن به عرفان چه کاری باید انجام داد.(گفتن ذکر)توضیح مفصل
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:26/12/1385
راجع به این موضوع در جوابیه های
• شماره 336، تاریخ سوال: 4/12/1385 در پاسخ به سوال خانم ضامنجانی
• شماره 221، تاریخ سوال: 10/7/1385
• شماره 214، تاریخ سوال: 22/6/1385
مفصلاً بحث شده و اگر بخواهید به آنجا مراجعه بنمایید. متشکرم.



350-amir:
زمان ولادت حضرت فاطمه(س)سن پیامبر و خدیجه چقدر بوده و چطور خدیجه در سن بالای 50 سال حامله شد
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:26/12/1385
جواب از سوالتان این است که خدیجه، بعضی برآنند در 24 سالگی، بعضی برآنند در 28 سالگی، بعضی برآنند در 30 سالگی و بعضی برآنند در 32 سالگی با حضرت رسول ازدواج کردند. با این مقدمات جای اشکال در زادن ولد به نظر نمی آید.



348-سمیرا:
من دانشجو هستم و درباره خطبه های 8و9و10نهج البلاغه توضیحات قانع کننده ای می خواهم تا بیشتر بفهمم که اصلا یعنی چه البته خودم تا حدودی فهمیده بودم ولی دوست مسیحی من مرا به شک انداخت من شیعه هستم لطفا کمکم کنید تا به او هم کمک کنم منتظر جواب های قانع کننده شما هستم .به ایمیل من هم بفرستید
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:26/12/1385
با نهایت تشکر از شما،
تشریح خطبه ها، آنگونه نیست که ما بتوانیم به فوریت جواب قانع کننده بدهیم. ولی می کوشیم در ذیل پرسش ها، یا مستقلاً در این موضوعِ خطبه 8 و 9 و 10 با شما حرف بزنیم.
اما بهتر آن است که هر جمله ای را که به عنوان اشکال یا عدم آگاهی دارید، همان را به ما ارائه دهید که درباره شان بحث کنیم. و الا مجموع خطبه ها، جایش برای سایت مشکل به نظر می رسد و هم زمان فراوانی را می خواهد.



344-مهری:
با عرض سلام خدمت شما:من مهری صداقتیان پور 18 ساله دانشجوی سال اول رشته ی علوم ازمایشگاهی هستمو با توجه به اینکه مقاله ای در مورد معاد را در سایت شما مطالعه کردم2 سوال در ذهنم ایجاد شد که در صورت امکان خواهشمندم در پاسخ دادن به ان مرا یاری کنید. به نظر شما این جهان متافیزیکی نمی تواند پاسخگوی بخشی از نیاز های روحی انسان باشددر صورتی که ما بر این باوریم که علوم ما را به خدا نزدیک می کندو توانایی درک هستی را به ما میدهد؟ 2- چگونه می توان معاد و نتیجه ی ان را در خود یا نفس خود ببینیم و ان را حس کنیم؟ در اخر از لطف و بزرگواریتان سپاسگذارم.
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:17/12/1385
با سپاس از توجه تان، بخصوص دلهای پرمهر جویندگان مسیر دانش و نیز آنهایی که در زمینه های آزمایش و پدیدآوردنده ضمیرهای پنهانی هستند.
آری، اولاً بدانید ذهن چیزی را نمی پذیرد، خاطره انسان است که نیروهای حسی یا تصویری یا تخیلی را در خود جای می دهد.
جهان متافیزیک این نیست، آن است!!
یعنی جهانِ پس از این حس، یعنی ناسوت. یعنی پس از اینکه روح و نفس و عقل و سایر مجردات هجرت از تن می نمایند و طبقِ بعضی نظرات به عالم مثال که فوقِ این جهان است، روان می شوند و طبقِ بعضی از نظرات در جهان حیرانی هستند، مجموع اینها را عالم متافیزیک یا عالم قبر یا عالم فوق حس نامند. و در آن جهان است که روانِ انسان، یا عقلِ انسان، یا نفس انسان چیزی را می یابد که لطیف تر از جهان حس می باشد.
اگر هدف حضرتعالی از این دریافت، همین است آری، در آن جهان لطیف تر می یابد.
و اگر هدف شما آن است که در این جهان ناسوت از نیروهایِ روان و روح بهره ور شوند، افراد با هم متفاوت اند. یک انسان عامی درکش ورای یک انسان با دانش است و درک یک انسان با دانش ورای درکِ یک محقق و یک محقق غیر از یک عارف است، هر کدام اینها به نحوی از نیروی روان بهره ور می شوند و سرانجام نیافتم که هدف شما از این جمله چیست.
بدیهی است که انسانی که نیروی علمی و تفکری اش قوی تر باشد، به حقائق زودتر می رسد تا انسانی که از این موهبت بی یا کم بهر باشد.
ولی حقیقت امر آن است که علم به تنهایی انسان را به حق نزدیک نمی سازد. علم و تهذیبِ علم، انسان را به حق نزدیک می سازد. یعنی علمی که در او وقار، در او وفا، در او پایداری، در او سلامتی جسم و جان، در او نیروی عالی انسانی موج بزند.

جواب از سوال دوم:
معاد نه آن است که در خود بیند، معاد آن است که باید بپذیرد، نه ببیند.
اصولاً فلسفه معاد آن نیست که کسی در درون خودش معاد را بیابد. بر این باور باشد که معاد جسم و روح با هم هستند و آن هم سراسر آیات قرآن و فلسفه و عرفان مشحون است و پر است.



342-فاطمه:
من تا به حال شما را ندیدم ولی تعریفتون را زیاد شنیدم . از استادمون تشکر میکنم که شما را به من معرفی کرد امیدوارم همیشه سالم و سرحال در پناه حضرت حق باشید .
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:17/12/1385
از اینکه نکات پر از صفای خویش را ابراز داشتید، متشکریم.



341-:
باسلام منظور از " نشانه هایی " برای اهل تعقل در ایه 4 رعد چیست ؟
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:17/12/1385
خودتان بررسی کنید تا ببینید از تفسیر چه استفاده خواهید نمود. و بهتر آن است هرگاه مطلبی را بخواهید بپرسید حداقل به در ورودی آن احترام بگذارید.



340-hadi:
ba salam.soale man in ast ke ba tavajo be tarife ma az khoda va hamintor adel boodane ou dalile tanaghoz haee ke dar alame kharej nesbat be in edalat mibinim chist.masalan malool be donya amadane barkhi az ensanha.ya aghab mandegie zehni
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:10/12/1385
با سپاس از شما،
بحث عدالت، بحث گسترده ای است که با این چند جمله به ثمرِ واقعی کم می رسد، زیرا عدالت مساوی بودن است، یا ضدِ اصل است؟
یعنی عدالت باید همه چیز مساوی باشند یا عدالت باید ضدها را نابود سازد؟ از هر جهت، اینکه انسانِ زادة از مادر، گاهی ناهنجاری در جسم و جانش هست، این ربطی به ا... ندارد، این ارتباط به:
1) غذا و طعام والدین اش
2) به نیروهای ناهنجاری درونِ والدین اش
3) با هنجار و ناهنجاریِ خونِ والدین اش و امثال اینهاست.
پس هیچ انسانِ کاستی، به حضرت حق ارتباط ندارد، و آنچه می دهد ناب می دهد.
پس بحث شما در این بود، به یقین جواب داده شد.
اما بحث شناختِ توحید، ذات و صفات حق که صفات عین ذات اند یا خارج از ذات اند؟ یا بسیاری از فلاسفه در ذات و صفات نظر دارند، آنچه گویند عینِ احدیت و واحدیت دانند.
این بحث با یکی، دو سطری که جواب داده شود، به یقین راه نمی یابید.
اگر بخواهید در این وادی اشباع شوید باید از گذری دگر با ما در تماس باشید.



339-لیلا:
باسلام خدمت حضرت استاد دکتر سید علی موسوی سوالی از حضورشان داشتم در تفسیر سوره انفال در جایی درمورد میلاد رسول اکرم فرمودید وقتی معصوم به دنیا می آید نباید ظلم در جهان باشد از این منظر درمورد میلاد برخی امامان ما که در دوران ظلم به دنیا آمدند چگونه می توان پاسخ داد.باتشکر
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:10/12/1385
جواب از میلاد عصمت:
آری، در چندین منابع از آن جمله، در علل الشرایع و چندین منابع دیگر از آن جمله مسعودی در مروج الذهب اش و تعدادی دگر، اینگونه بیان نموده اند که هنگام میلاد معصوم جهان باید آرام باشد نه ظلم نابود. اگر چنین کلمه ای را مشاهده نمودید در آن جایگاه به احتمالی مفهوم اش یا مصداقش به ترتیب بیان نشده. آری، هدف از اینکه حضرت رسول، 40 شب و روز به ایامِ انعقاد جلوة فاطمه(س)، با همسرش خدیجه فاصله گرفت، همین است که در این چهل ایام باید زمین، آسمان، هوا و حرکت و نور در حد تعادل باشند، یعنی متجاوز نباشد، نه ظالم نباشد.
احتمالاً از تجاوز ظلم را یافته اند.
چون قرار بر آن است که کونِ عدالت، یعنی هستی عدالت از مادر متولد گردد ظرفِ زمان هم باید آنگونه باشد.
این بیانی است. تا چه حد این بیان قابل پذیرش باشد، اینجانب این نظر را سخت توجه دارم.



338-لیلا:
با عرض سلام و تشکر خدمت فیلسوف متاله حضرت استاد دکتر سید علی موسوی و صحابه درسی ایشان یک سوال از محضر ایشان داشتم علل نارسایی های مادرزادی چون کرولالی و نابینایی نوزادان را می توان به خدا نسبت داد؟
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:10/12/1385
با نهایت سپاس از پرسش شما،
کاستی های جسم هر انسان، همانگونه که به یقین شما مطالعه دارید، به عللی بستگی دارند. مثلاً اگر زن و مرد هم خون باشند، فرزند آنها نوعی کاستی. اگر زن و مرد از دید روان، هر کدام ناهنجار باشند، زادة آنان نوعی کاستی در جسم دارند، و اگر ابوین یا یکی از آنها از جهت جسمی، آلودة مسکرات یا دیگری از خرفت کننده های فکری باشند و اسپرم و اوول پیوست شوند، نوعی کاستی دارند. و دوران بارداری و دورانِ تحملِ بارداری، و دهها عامل دگر.
پس با این مقدمات فشرده، اگر (که اگر خیلی اینجا جا ندارد) انسانی که کاست از مادر متولد می شود، به یقین یکی از این علل های ذکر شده، قبل از انعقاد اسپرم و اوول او، در تن والدین موجود بودی، زیرا حضرت باریتعالی مشیت اش و فیض اش در موجود سالم و زیباست، و اگر این موجود به این زیبایی تولد نیابد، رجعت آن، به همان کاستی های والدین است.
با تشکرتان، صحابة درسی هم از شما سپاس دارند.



337-سارا:
سلام علیکم لطفا درباره مورد سوم "جمجمه انسان،رازها در او نهفته است اطلاعات بیشتری به من بدهید با تشکر سیدی
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:4/12/1385
با تشکر از نحوه سوالتان،
جهان پر از اسرار عین و اصل اند. ذره ذره های عالم را اگر با دقت بیابند، اینکه در درون هر اتم نیروی حرارت، برودت، حرکت، نور، شوق و امثال آن، غوطه ورند، خود رمز اسرار عالمند.
انسان گزیده همه موجودات است. دو چیز در عین انسان پر راز و رمزترند:
قسمت اول قلب انسان است. هنوز هیچ محقق و هیچ دانشمند، نتوانسته است راز و رمز ارتباطِ ذرات قلب را بیابد. همه متخصصان آنچه در این باره بیان نموده اند، در لبه احتمال است نه در دائره یقین. این یک. و مرحله دیگر نورون های مغزی هر انسان به حقیقت است که، پر از راز و رمز اله است. گرچه وزنه مغز انسان که در مردان و زنان در توازن، هماهنگ نیستند، ولی در دریافت هماهنگ اند، اینها را بیابند، نمی توانند به ظاهر آن داوری کنند که در سلولها چه راز و رمزی نهفته.
اگر به سوی روایات برویم، روایات معصومین می فرمایند که اعجوبه ای است انسان و این اعجوبه بودنش در همان نورون ها و سلولهای مغزی اوست، که تعدادی از آنها برای شناخت رنگ و تعدادی از آنها برای بوها و تعدادی از آنها برای فرمانهای دیدنی ها و شنیدنی ها و سمعی و بصری هر انسانند، این یک طرف قضیه است و اما چگونه اند اینها؟ با چه کیفی می توانند این احکام را صادر کنند؟ هیچ کس جز حضرت باری نداند.
از سوی دیگر گویند که در هر یک از زاویه های جمجمه هر انسان راز نهفته است، اما این راز چیه؟ از کجاست؟ در کجایش هست؟ و چگونه حملش می کند؟ و چگونه این رازها از ضربه ها در امانند؟ یعنی:
در حرارت قوی که جمجمه تحت شعاعتش قرار گرفته، می ماند؟
در برودت شدید که جمجمه زیر پوشش آن قرار گرفته است، می ماند؟
در ضربه محکمی که بر جمجمه تصادم می نماید، می ماند یا می رود؟
و اگر می ماند چگونه می ماند؟ و اگر می رود چگونه می رود و به کجا می رود؟
و اگر می رود، آیا از مجرای بینی و چشم و گوش خارج می شود؟ یا به حالت نفرت یا به حالت ذلت مُعرِض می گردد؟
آیا در فرار ها عنایت است و میل است و شوق است و حرمان است و خواستن است؟
یا در هجرت ها ناامیدی و سرگردانی و حیرانی و واماندگی است؟
این ها نامش راز است و نامشان رمزند.
و تازه راز از کجا آید و رمز از کجا یافت شد؟
راز ها از اصلند یا از عین انند ؟
یا از ماده اند یا از اندازه اند؟ یا خارج از اندازه اند؟
نام اینها را نام برده اند، اما نیافته اند.
بهتر آن است اینجا در سکوت باشیم و بگوییم راز و رمز در جمجمه و زاویه هست، اما کم و کیف اش بماند تا همه ما بالغ شویم!

ندانم چیزی یافتید یا بر مجهولاتت افزورده شد!!


و اگر بر مجهولاتت اضافه شده و در رکود بمانی قطع امید علمی از خود بنما؛ اما اگر به فکرت افتادی، امید به آینده دانش ات باشد.

رقص فکری در جمجمه!!!!!


فعلاً این جواب شما را بس تا زیباتر شما را بشناسیم.



336-اندیشه:
فرق عرفان و تصوف در چیست؟ پیداش عرفان وجود ایرانی دارد یا خارج از ایران؟
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:10/12/1385
سوال کننده:
موضوع عرفان، هم قبل از اسلام بوده و هم بعد از اسلام بوده. عرفا در قید مکان و زمان نبوده اند و نخواهند بود. چون عارف در هر مکان و زمان که باشد، یعنی با پیمودن مراحل علمی، یعنی علم الوهیت شناسی به مقام عالی عرفان می رود، یا از طریق اشراقی و انقلاب درون که به یقین بخش اول بسیار مهم و عزیز. اما عرفانی که از هر جهت شایان ذکر است، عرفانِ اسلامی و عرفان تشیع است که از آن جمله محی الدین عربی و تعدادی دگر در این وادی به پیش رفته اند، و نیز در بین علمای تشیع، عرفایی همچون میرداماد، حضرت صدرا و بحرالعلوم و تعدادی دگر که این یکی از دیگری ناب ترند، معرفی شده اند.
پس جان مطلب:
این مبانی عرفاست اما چگونه و در چه حالتی، با چه وضعی، با چه صفاتی باید به عرفان واقعی بروند،

آسوده شبی خواهد و خوش مهتابی


و اما موضوع تصوف، بهتر آن است که شما اگر می خواهید تحقیق کنید، به کتبی که پیرامون تصوف نظر داده اند مراجعه بنمایید.



335-masaghi:
با عرض سلام لطفا به سوالات زیر پاسخ دهید. 1- کسی که زیاد و در همه چیز شک می کند چه کند؟ 2- ما یک استادی داریم که زن است و سر کلاس حجاب را به خوبی رعایت نمی کند. چاره چیست؟ 3- چگونه از اینترنت درست استفاده کنیم؟
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:4/12/1385
با تشکر از پرسش تان،
جواب از سوال اول:
موضوع شک گسترده است، شک در امور عبادی، حکمی دارد و شک در امور اجتماعی، یعنی تصمیم داشته که به خانه برادرش یا آشنایش رود حیران است، اینجا اولویت ها را باید گزیند، یعنی هر کدام از این دو مقدم اند آن را گزیند.
شک در امور علمی: باید محکم به سوی ریشه های آن پدیده رود تا از شک به یقین برسد، چنانی که دکارت همان بود. مدتها در همه چیز شک نموده بود: اینکه نامش را دیوار گذاشته اند، کی گذاشته؟ اینکه نامش کاغذ است چه کسی بیان کرده؟ این و امثال. مدتها در شک بود تا دریافت چیزی فوق شک دارد و آن روان مجرد اوست. پس از اینکه این روان را یافت دیگر از شک هایش فاصله گرفت.
پس هر انسانی امکان شک در درون او هست، باید دید ریشه این شک در کجاست و از کجاست؟
اگر هم ساده تر و جزئی تر لازم بود بگویید در صورتیکه که جوابی داشته باشد ارائه خواهیم داد.

جواب از سوال دوم:
بحث حجاب بسیار مهم، باید حجابها را تنها در چهره و صورت نیافت.
حجابها گاهی در پوشش الزام آورند، که باید هر انسان چه زن یا مرد، در عصمت جسمش کوشا باشد و گاهی حجابها باید برداشته شوند نه باقی بمانند.
آن حجابی که باید برداشته شود، قشرهایی است که حقیقت را نابود می کند و امثال آن.
شما تکلیفی دارید و استاد نیز، بهتر آن است که شما چشم از نامحرم بپوشید!!

جواب از سوال سوم:
خود هستید که باید دریابید از چه گذر و از چه مبانی، یعنی آنچه شما را به حق و به علم و به کمال نزدیک می سازد بهره ور شوید.



333-:
با سلام خدمت شما استاد گرامی، از مطالب شما در سایت کمال تشکر را دارم، بخصوص مطالبی که پیرامون تناسخ در هفته های اخیر در سایت گذاشته شده است. چند سوال از محضرتان داشتم: 1) آیا می توان گفت که قائلین به تناسخ به معاد اعتقاد ندارند؟ 2) سوال دوم من در مورد مسائل روانشناسی است. اینکه که انسان در تصمیمات راحت نمی تواند تصمیم بگیرد و خیلی زیاد در دو راهی ها می ماند آیا ریشه در شخصیت انسان دارد؟ آیا این امر قابل بهبود است و اگر هست به چه ترتیب می توان آن را برطرف نمود. با تشکر و امتنان فراوان از لطف شما.
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:21/11/1385
جواب از سوال اول:
خیر، آنهایی که قائل به تناسخ اند، اینها معاد را در طول زمان دانند. یعنی اینکه این روح در اندام دیگری حلول می کند، و به طول طی می شود، عقیدة آنها یعنی تناسخی ها، برآن است که در صورتی که خیری بخواهد به او برسد، در اندام نیکوکاران و در صورتی که شری بخواهد به او برسد، در اندام تبهکاران وارد میگردد. این عقیده تناسخی هاست.
ولی مطلبی که به صراحه بیان کنند که ما به معاد جسم و جان معتقدیم، من (حضرت استاد موسوی) ندیده ام.

جواب از سوال دوم:
انسانی که توان تصمیم قطعی ندارد درونش واهمه دارد. واهمه های درونی او را از قاطعیت ممنوع می کنند و نمی گذارند تصمیم او به حقیقت توان یابد.
حالا این توهم درون از کجا حاصل می شود؟ گاهی از دوران طفولیت و از بطن مادر یعنی مادری که در اضطراب حمل جنین رانموده است، واهمه از مادر به طفل اش منتقل شدی.
و گاهی این از دوران تربیت است، در تربیت ها، مربی ها قوی نبوده اند و گاهی به علت صور قبیحه که در دوران قبل از بلوغ، بر او عارضه داشته اند، مانند اینکه اگر به تاریکی بروی، به وحشت خواهی افتاد. یا اگر به فلان خانه تاریک روی، چیزی آنگونه در آنجا خواهد بود، از این قبیل تلقینات در درون او واهمه پیدا شده است. از همه مهمتر اوبه تحقیق علمی نیست، چون درونی که پر از تحقیقات علمی باشد،با توهم ها بیگانه است، کاری ندارد.پس برمی گردد عدم تصمیم در کارهایش به این شیوه هایی که در درون او نهفته است. و اگر کسی بخواهد از این شیوه ها دور شود، یا باید از دید علمی قوی گردد، یا باید از دید ایمان برتر شود. در صورتیکه یکی از این دو نباشد، درون او همواره پر از واهمه خواهد شد.



332-مليكا:
و سوال ديگري كه از محضرتان دارم اين است كه آيا آيه 1 سوره اعراف(7)جزء سيدٌالآيات مي باشد؟
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:21/11/1385
پس با این مقدمات، این جهان به همان نام هایی که گفتیم، معروف شده اند. اما آن آیه مبارکه، اینها تعبیراتی است که بعضی از مفسرین دارند، همة آیات سیر حق اند و بیان حق اند و کلمات حق اند و هیچ کدام از آیات بر دیگری نمی تواند ادعا کند که آن و این است. ولی بردِ هر آیات، معانی هر آیات، به خودشان اختصاص دارد. بهتر آن است شما به جای این کلمات به مبانی قرآن و تفاسیرِ عالیه قرآن خویش را مشغول دارید.



331-مليكا:
با عرض سلام و تسليت به مناسبت ايام محرم و صفر سوال ديگري از خدمت شما استاد گرامي داشتم/ سپاسگذار هستم اگر اطلاعي در ارتباط با عالم برزخ و سير رو روند اين عالم را در ارتباط با اشخاصي كه در اين عالم حضور دارندرا بفرماييد/ با تشكر
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:21/11/1385
در جواب شما، فلسفه عالمِ پس از این جهان، یعنی جهان فیزیک یا جهانِ برزخ که کلمه برزخ واسطه ای است بین این جهان، یعنی جهان ناسوت که بشر و سایر موجودات، تنفس می کنند و جهان نشور و قیامت. فاصله بین این جهان و آن جهان گاهی نامش برزخ و گاهی متافیزیک و گاهی عالمِ پس از این. در اینجا ارواح مردگان معلق اند، اما کیفیت تعلیق آنان ، در اختلاف است. اگر خطاکار باشد، نوعی تعلق و اگر توسطِ در اعمال، و افعال داشته باشند، نوعی و اگر در ردة بالای نیکوکاری باشند، نوعی دگر. و غیر این هم اولیاءا... و اصفیاءا... در جهان جبروت، محو جمال و جلال حق اند.



330-mina:
masjed chegone makani ast?
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:21/11/1385
پرسش تان راجع به مسجد، نامفهوم است. اگر هدف معنی مسجد است آن نیاز به توضیح و لغت دارد. و اگر هدف بهای مسجد است، آن هم از دید تفاسیر قرآن کریم بایددریافت. و اگرهدف ازمسجد مطلق اماکن عبادت است، آن هم معانی دیگر را به همراه دارد، ولی آنچه مسلم است، مسجد مکانی است مقدس و پربها و تصاویر عبادت کنندگان در روز قیامت، درآن منعکس خواهد شد.



329-الهه:
با عرض سلام و تشکر برای مطالب ارزشمند و خیلی خلاصه اما دلنشین شما تقاضامندم متون مرتبط با تناسخ و سقراط و فیثاغورث را به صورت گسترده تر و کامل تر در سایت بیان نمایید و همچنین از فلاسفهایی چون افلاطون و نوستر آداموس هم مقالات گرانقدر خود را در سایت قرار دهید با تشکر .
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:21/11/1385
با عرض سلام و تشکر برای مطالب ارزشمند و خیلی خلاصه اما دلنشین شما تقاضامندم متون مرتبط با تناسخ و سقراط و فیثاغورث را به صورت گسترده تر و کامل تر در سایت بیان نمایید و همچنین از فلاسفهایی چون افلاطون و نوستر آداموس هم مقالات گرانقدر خود را در سایت قرار دهید با تشکر .



326-بهرام:
با سلام لطفا در مورد 4 فرشته مقرب خدا شرح کامل بدهد.
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:13/11/1385
توجه داشته باشید، تمام فرشته های تشکیلات حضرت حق، هم مقرب اند، و هم در تسلیم. ولی 4 عینِ از آنان، ماموریتشان و رسالتشان، حساس تر و قوی تر است، اینها را طبق بعضی از نظرات مفسرین قرآن، اینها را ملائک مقرب نامیده اند. و عبارتند از 1) عزرائیل 2) دردائیل 3) اسرافیل 4)جبرائیل. که با پساوند اینها با «ئیل» تمام می شوند و کلمه «ئیل» نهایت در خداشناسی است.
بهتر این است که سوالهای علمی و کمالی بفرمایید.



325-mehrnsh:
aya farzananike madareshan seyyed vali pedareshan seyyed nemibashad seyyed hastand?
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:13/11/1385
ما جواب دادیم که هر کس که مادر او فاطمی باشد و پدرش فاطمی نباشد درهمان نسل، و به او خمس نمی رسد، این مفصلا (در پاسخ به سوال با شماره 216، که در تاریخ 7/7/1385 پاسخ داده شده است) بحث شد، مراجعه کنید.



324-موسی:
در مورد زنده شدن انسان ها در روز قیامت:اینکه ایا نطفه ای از انسان در زمان مرگ باقی میماند که در روز قیامت انسان از ان به وجود میاید؟ لطفا جواب این سؤال را تا ساعت 6:30 به من بدهید، قبلا سپاسگذارم
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:13/11/1385
انسان مانند قلمة گیاه نیست که گیاهی را با گیاه دیگر پیوستش بدهند، انسان در شرائط موجود می تواند به چهره انسان درآید، یعنی ظرفیت قرار مکین از آنِ مادر، بلعیدن اوول مادر، اسپرم پدر و ده ها عامل دیگر. هرآنگاه این عوامل موجود باشد آری انسان ظهور می یابد ولی این عوامل در صورتی که وجود نداشت، صرفا از اسپرم و نطفه چیزی حاصل نمی شود.



323-فريبرز:
1- چگونه مي توان سريع الانتقال فكري بود ؟ 2- چگونه مي توان شهود خودراتقويت نمود؟
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:13/11/1385
موضوع انتقال فکر، همه دارند ولی هرگاه که نیروی تفکر هم آغازین اش و هم انجامش برای انسان، عزیز و مقدس باشند، سرعت در این موارد پیش می آید و بعضی عوامل دیگر هم هست.
شهود، ما نفهمیدیم هدف شما از شهود چیه؟ شهودی که همواره با انسان انند عتید و رقیب، آنها خود تقویت دارند و ارکان آنها تا حد لازم قوی است. اگر هدف از شهود، لحظة فنای جسم است که به شهود برسد، این وابسته به بسیاری ثقالت هاست، که آن ثقالتها بریزد. منظور از ثقالت یعنی تشویش درون، ناپایداری هدف و امثال آن، شهود او قوی می شوند.



322-:
با سلام، خواهشمندم در صورت امکان به سوال من پاسخ دهید. وقتی انسان به کسی اعتماد داشته و تا زمانی حرفهای او را قبول و به آن ایمان داشته، اما پس از مدتی بر اثر بعضی از گفته ها و رفتارهای او این اعتماد از بین رفت، باید چه کرد؟ آیا راهی وجود دارد که فهمید سخن کسی درست است یا نه؟ چگونه می توان ناراحتی که از کسی پیش می آید را حل نمود، در صورتی که نتوان با آن شخص صحبت کرد، چه باید انجام داد؟ ممنون می شوم اگر مرا راهنمایی فرمایید.
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:13/11/1385
جواب از سوال اول:
اعتماد برای انسان از دیگری، از چند جهت حاصل می شود. جهت اول دریافت ایمان اوست که به هر طریق او را در دائره ایمان بیابد، بر او اعتماد نماید. مرحله بعدی از انجام پیمانش هست، در صورتی که پیمانِ زمان یا مکانی را بست، به همان پیمان کوشید، اعتماد بر او قوی می گردد. اگر هیچ کدام از اینها نبود، دیگر این شخص قابل اعتماد نیست، باید او را به حال خود رهایش نمود.

جواب از سوال دوم:
همین دو اصلی که بیان شد، اینها نیروهای ممیزه اند برای دریافت واقعیت ها.

جواب از سوال سوم:
بهتر است که این انسان از خود شروع کند نه از دیگری. یعنی خود رفتاری بر او باشد که از آن رفتار، مخاطب او آزرده نگردد. و اگر این اقدام، به مرحله عمل نرسید، یعنی از خود شروع ننمود و از دیگری آزرده شد، و توان سخن گفتن هم به هر علت ندارد، بهتر آن است که برای صنم شکستن خود و بتی که در درون خود، آراسته کرده، آن صنم را بشکند، یا حضوری یا تلفنی یا نامه ای یا به وسیله دیگر، عذر خویش را از او بجوید. و جوییدن عذر این است که به او تفهیم کند اگر من مسئولم و تو بی گناهی مرا ببخش، و اگر تو مسئولی و من بی آزار تو را می بخشم. غیر از این شیوه روان تر به نظر نمی رسد.



318-سروناز:
در روايات امده است كه فشار قبر براي همه انسانها وجود دارد اولا ايا اين صحت دارد در اين صورت چرا ما بايد به دنيا بياييم تا رنجهاي اين دنيا وعالم پس از مرگ را تحمل كنيم
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:23/10/1385

خانم سروناز نعیمی
قبر و دنیا آمدن شما، هیچ ارتباطی به هم ندارد.
اصلا پیکره پرسش تان ناقص است. چون پیدایش جهان یک امر عنایی است، از سوی حضرت باری و کیفر و زجر گورستان اثری است از انسان، این کجا و آن کجا؟
و ما جواتب از موضوع قبر را دادیم ولی برای اینکه کمی آشنا گردید به اندک جوابی شما را توجه می دهیم. اکثر بزرگان برآنند که انسان از گهواره اش به سوی گورش روان است. یعنی لحظه ای که او را در گهواره نهند، در حقیقت دارد به سوی گور نزدیک می گردد، این یک مطلب.
و بعضی برآنند که فلسفه تیزی دندان برای کندن گورستان است، چون هر انسانی با تیزی دندانش به قبرش نزدیک می گردد.
این عبارتها چون توضیح داده نشده، در جواب تان گفتیم.
و اما چرا شما به این جهان بیایید شمابی آگاهید!!
و این چرا عدم عرفان را حکایت می کند. و باید خوشحال باشید که آمدید نه در انزجار و تنفر. چرا؟ زیرا وجود از عدم زیباتر است، اگر نبودید چه بودید؟؟ و هم اکنون که هستید، هستید.

بار دگر این جسارت را بر حضرت حق روا نداشته باشید.



316-محمد:
باعرض سلام. از اینکه بابت سوالم در مورد ازدواج پیامبر جواب دادید سپاسگزارم. باور کنید هیچگونه قصد مجادله ندارم. ولی ابهاماتی که در ذهنم وجود داردرا با کمال فروتنی و اقرار به جهل خودم می پرسم. سوال: خواهشمند است د رصورت امکان در مورد جنک حضرت رسول با یهودیان بنی قریظه و اینکه طبق اسناد تاریخی محکم پیامبر در یک روز دستور سرزدن 700 یهودی که تسلیم شده بودند را می دهد و حضرت علی و زبیر گردن انهارا می زنند.ایا این عمل با شخصیت پیامبر رحمت همخوانی دارد.
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:22/10/1385
بهتر آن است که این مبانی تاریخی را به نوعی دیگر، اگر بخواهید از ما بهره ور گردید. (لطفا آدرس ایمیل خود را مشخص نمایید)



315-ELNAZ:
BE NAME KHODA ZEMNE ARZE SALAM BANDE AZ SHAGERDANE SARKARE KHANOOM GARMABDARI HASTAM . RAJE BE MAGHALE TANASOKH 1_AIATI AZ GHORAAN RA KE RAD KONANDEIE TANASOKH AST BEFARMAEID 2_IN FALSAFE DAR ADIANE ASEMANIE DIGAR HAM MARDOOD AST IA KHEIR. MOTSHAKERAM
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:22/10/1385
اما جواب:
آیه هایی که رد تناسخ را می نمایند فراوان انند که شما نمی توانید از مبانی تمام آن آیات بهره ور گردید، الا سوره مومنون، از آیه 12، تا پایان آیه 16، بخصوص متنِ آیه 15، 16 ثم انکم یوم القیامة تبعثون» این «کم» در این آیه نشانگر آن است که هر جسم و روان، و هر جسم و نفس و هر جسم و عقل و هر جسم و علم، و هر جسم و عشق و هر جسم و عموم مجرداتِ خود، با هم باید ابعاث گردند یعنی برانگیخته شوند و راست قامت گردند و در دیگر جسم حق ورود ندارند جزء جسم خود.
اما تمام پیامبران الهی، اعم از اولی العزم یعنی صاحبان کتاب، و غیر اولی العزم، به دیگر عبارت رسولان و نبییون، بر قوم خود اعلام نمودند که روح هر انسان با جسم خودش در قیامت خواسته خواهد شد، بلی عموم پیامبران الهی تناسخ را قبول نداشتند، اما بعضی از پیامبران، قوم آن پیامبر به وسوسه تناسخ به هر علتی افتادند.



313-شکوفه:
سوال اول-بعضی اوقات وقتی در بعضی موقعیتها یا حالتها قرار می گیریم احساس می کنیم که برا یمان آشناست یا قبلا در چنین حالتی بودیم آیا به دلیل پرواز روح جلوتر از زمان و مکان-خواب دیدن پیش از موعد وقایع یا حس شش گانه ماست؟ سوال دوم-قبل از اینکه خداوند عالم و تمام موجودات آن از جمله ملاعکه را پدید آورد غیر از خدا چیزی وجود داشته؟
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:22/10/1385
جواب این در تاریخ 15/10/1385 (در پاسخ به سوال خانم محبوبه نظری، با شماره سوال 306) داده شده است، مراجعه کنید. جواب از سوال دوم:
این پرسش تان مربوط به بحث توحید است و این بحث از مهمترین مباحث توحیدی و خداشناسی است، اگر به ذره ذره های آن، یعنی اول توحید چیست؟ صفات چیست؟ عین چیست؟ واقع چیست؟ غنیِ مطلق چیست؟ آنکه خودش خودش هست، چیست؟ و دهها مطلب دیگر در اینباره، یعنی اگر کسی به این مقدمات توحیدی آگاهی به درستی پیدا ننمایید، نمی شود به آسانی به آن، یا آنان تفهیم نمود، که او اوست و بس.
اما برای اینکه ذره ای از دریای بیکران توحید را به سوال تان ارائه دهیم، اگر معتقد باشیم غیر از خدا، دیگر چیزی بوده و سپس خدا چهره نمایان ساخت، کفر محض است. و این نوع پرسش پیرامون حضرت اله، به هیچ عنوانی شایسته نیست، زیرا او خود خود است، هم از خود پیدا گشت، و هم در خود هست و خواهد بود، می یابید که دریافتِ معنی این موضوع بسیار مشکل اند.
او اصل ذات است، اصل حقیقت است. اصل چیزی است که نه قبلش بوده و در او اثر گذاشته و نه بعدش در او اثرگذار خواهد بود.
مثال: چربی روغن، از ذاتِ روغن است ولی ذاتِ روغن چرا چرب است، اینجا دیگر جای چرا نیست، چون الذاتی لایعلل، همه ناقص ها و همه چهره ها از ذات اند، ولی خود ذات چیست، کسی حق ندارد از ذاتِ ذات پرسش بنماید و نمی تواند بیابد.
پس روان آن است که قبل از حضرت باری هیچ چیزی نه وجودش، نه شبح اش، نه عین اش، و نه عارضه اش، و نه اصلش نبوده است، هر چه بوده و خواهد بود، حضرت باریتعالی است و بس.



312-بهاره:
با سلام دلیل و برهان یو ذاسف در رابطه با تناسخ چه بود؟ 2-ایا امکان دارد به خواست خدا روح فردی پس از مرگش به بدنی که شبیه به فرد دیگری است (به صورت موقت )وارد شود؟ با تشکر فراوان و پوزش از سوالات زیادی که میپرسم.
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:22/10/1385
بحث حکیم یوذاسف، آن نیست که ما بخواهیم به این سادگی در سایت وارد سازیم، ولی موضوع دیگر پرسش تان، آن است که خی.، روح باید در اصل و ممیزات و مشخصاتِ جسم خودش در حشر بروز نماید نه به مثل و شبیه اش.



311-هدی:
متن شما را در مورد روح مطالعه نمودم لطفا به سوالات من پاسخ دهید. 1)روحی که تمام مدت زندگی خود را صرف گناه نموده این روح بعد از مجازات توسط پروردگار چه میشود؟ 2)لازمه اعتقاد به معاد اعتقاد به روح می باشد من در مورد معاد جسمانی در جائی خواندم در مورد ان توضیح دهید با تشکر
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:22/10/1385
خانم هدی مظاهری
در نخستین مرحله، باید توجه داشته باشید که روح از عالم مجرد است، و آنچه از عالم مجرد است و مجردات، نباید آلوده شوند، ولی همان روح نیرو به همان جسم می دهد که جسم کار خویش را انجام بدهد، پس عصیانگراها روح آنان موید یا مقوم زشتی های آنهاست. همانند حرارت و جوشش آب.
یعنی نفس روح بر قدیسیت خود باقی است، آن جسم است که به عصیان و زشتی ها قیام نموده است. اگر صاحب این جسم توبه کرد، یا در برابر زشتی ها زیبایی هایی را انجام داد، عظمت روح به حال خویش خواهد بود. و اگر انسانی که به خطا اقدام نمود، نه توبه نمود، و نه زیباکاری از او پدید آمد، همانگونه که جسم تحقیر می شود، روان هم در دائره تحقیر قرار خواهد گرفت تا روز معاد. یعنی روحی که در جسم عصیانگرا، یا آلوده وران، سیرش را طی نمود، به حالت عذاب یا ملول بودن، یا رنجور بودن، عینیت او خواهد بود. اما کی پایانِ کیفر عصیان کار خواهد بود؟ محققاً نمی توان تعیینِ او را نمود. این روح اگر از موحدین و معتقد
به رسولان گرامی به خصوص رسول ا... بود و معتقد به ولایت امامان معصوم یا به دیگر عبارت به چهارده معصوم و نیز قرآنِ عظیم و روایات اهل بیتِ عصمت و طهارت بود، بعضی برآنند که مدتِ عصیان او ذاحقبه«یک مدت خاصی» است که متن این آیه در سوره نباء، آیه 23 موجود است. پس از گذرای این دوره به سلسله نیکان پیوست خواهد شد، ولی آثار عصیان در عضوی از اعضای او خواهد بود. و اگر اهل معتقداتِ گفته شده نباشد، پایانِ کیفر او به درستی مشخص نیست.

سوال دوم شما «اعتقاد به روح لازمه اعتقاد به معاد است» لازمه اش صددرصد صحیح است که روح با جسم خودش محشور خواهد گشت، نه تک رو، یعنی روح تنها یا جسم تنها، خیر.
باید هم جسم و هم روح با هم برای معاد یا به دیگر عبارت، برای حشر و قیامت برخیزد، تا به نیکوکاران پاداش و به تبهکاران کیفر، یا نتیجه اعمال خویش را از همان جسم و همان روح دریافت بدارد.
موفق باشید.



310-شکوفه...:
بهترین راه نزدیک شدن به خداوند چگونه است.؟
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:15/10/1385
پرهیز از زشتی های خویش،
تو خود حجاب خودی، حافظ از میان برخیز
وگرنه جای کسی در جهان عشق نباشد
و مفصلاً در این مورد جواب داده شده، مراجعه بفرمایید، به جوابتان خواهید رسید.



309-محبوبه:
با عرض سلام خدمت استاد موسوی 1-گاهی اوقات انسان در بعضی موقعیتها که قرار میگیرد به نظرش اشنا میایند یا حدث دقیقی میزند ایا به دلیل جلوتر پرواز کردن روح میباشد یا حس 6 انسان یا....؟ 2-اگر کسی در گذشته اش کارهای خلاف دستور خداوند انجام داده {بلوغ عقلی اش کامل نبوده ولی از سن تکلیفش گذشته بوده }اگر توبه واقعی کند خداوند از وی می پذیرد انگار که هیچ بار ان کارها را انجام نداد بانگاهای مردمی که به وی حسادت میکنند چگونه کنار بیاید{اگر این نگاها عذاب وجدانش را بیشتر کند چطور}و ایا در قبر و قیامت هم به دلیله ان کارها {گذشته پر گناه قبل از توبه} عذابش را می بیند؟ } ؟3-ایا ازراییل حاصل تصورات ماست یاوجود جسمانی {خارجی} داردو یک شکل میباشد ؟4-انسانی که زنده است می تواند برای نماز های قضا یش از دیگران کمک بگیرد ؟5- در قبر از لحظه ورود تا صحنه قیامت چه مراحلی را پشت سر میگذاریم؟6-ایا میتوان تمامی امامان معصوم را در روز قیامت دید {چه از بهشتیان و چه جهنمیان}؟7- برای اخلاص بیشتر چه کنیم{گاهی اوقات انسان شک می کند که کاری را برای وظیفه اش انجام داده یابرای ثواب و دستور خداوند<ایاراهی برای فهمیدن وجود دارد{صحبت اطرافیان هم گمراهش میکند شک میکند با اخلاص است یا نه . التماس دعای دارم ؟
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:15/10/1385

جواب از سوم:
عصیان: نفرت و ضدِ طلب مولا و حکیم یا به دیگر عبارت خدا.
انسانی که به عصیان می پردازد، اعم از عمدی و غیر عمدی، در صورتیکه با حقائق اش و شرائط اش، یعنی دیگر بار، پیرامون آن عصیان نرود، طبق معنیِ بسیاری، از آیاتِ قرآن کریم، از آن جمله: «قل یا عبادی الذین...» ای انسانی که خویش را به زحمت می اندازی، در صورتِ عصیانگرایی، اگر از عصیان خویش برگردید، و با شرائطش بار دگر، تکرار نکنید، ما شما را می بخشیم. و ناامید از رحمت های ما نشوید. پس عصیانگراها امیدوار به رحمت حق باشند، حالا آیا این بخشش از شفاعت عصمت فاطمه است؟ از شفاعت رسول ا... است؟ یا از عنایت حضرت حق است؟ قدر مسلم مورد مرحمت، با شرائط.
حالا تا چه زمینه عصیانها پاک گردد، آن بحث دیگری است.
چند سوالی که پس از توبه فرمودید، جای توضیح اش اینجا نیست، حضوری اگر بودید جواب داده خواهد شد. «عزرائیل با عین است» اما اینکه گفتید عزرائیل تصورات است؟ خیر. عزرائیل یکی از ملائک مقرب حق است و باید به هنگام انسلاخ روح از جسم بیاید اما چگونه بیاد و چگونه باشد برای هر کس نوعی خاص خواهد بود.
خیر انسان در حیات خویش نمی تواند، نماز فوت شده اش را به دیگری واگذار کند، انجام دهد. خودش باید اقدام کند. ولی عمل حج را اگر ممنوع به هر علتی شد، می تواند به دیگری واگذار در زمان حیات بنماید. جواب از سوال «از لحظه ورود تا قیامت» هرگاه به درس فلسفه، جلد 9 اسفار، صفحه 233 آمدید و حضور پیدا نمودید، شرح این را کما و کیفا خواهید یافت. ولی با چند جمله که در سایت بیان گردد، چیزی دستگیرتان نخواهد شد.
پاسخ از سوال « ایا میتوان تمامی امامان معصوم را در روز قیامت دید :
آری
پاسخ از سوال « برای اخلاص بیشتر چه کنیم»:
برای اخلاص بحث اش، مفصل است باید از طریق فلسفه و حکمت و عرفان جلو روید.
«سعی کنید در بیان، اشتباه املائی نشود»



308-اوا:
سلام 1_رسیدن به مرحله شهود همانطور که در رساله دعا گفته شده کار دشواریست که گروه اندکی به ان نایل میشوند ÷س باقی مردم چهطور دعایشان مستجاب میشود؟ 2_با توجه به صفاتی مانند رحمان و رحیم و مستجاب الدعوه برای خدا ÷س چرا میگویند حتما باید با شهود دعا کرد تا جواب دید؟ 3_در روزها و شبهای خاص کهمیگویند دعا براورده میشود چه حکمی ÷یدا میکند؟ 4_چرا اول باید راه فرار از بین رود این تسلیم زوری چه فایده ای دارد؟ 5_رابطه روح با وجدان چیست؟ رساله روح 6_اختیار نبی برای انتخاب انجام دادن یا ندادن گناه اگر بالفطره دارای روح رحمت افریده شده چه میشود؟ خسته نباشید
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:15/10/1385
موضوع چهارم روشن نشد، اما موضوع اول و دوم و سوم، پیش از شما پرسیده شده جواب دادیم. و اگر بیشتر بخواهید ساده بیابید به کتابهای ادعیه مراجعه کنید.
پیرامون گناه که انسان انجام بدهد یا ندهد، مفصلاً در این سایت بحث شده اگر مایلید به دقت بنگرید جواب را خواهید یافت.



306-محبوبه:
با سلام خدمت استاد موسوی شاگرد خانم گرمابدری اگر در بعضی موقعیت ها برایمان اشنا باشد {احساس کنیم که من انگار قبلا اینجا بوده ام ایا با روح ارتباتی دارد -اگر تکرار شونده باشد به چه معناست ؟اگر فردی بتو.ند احساس همزمانی با فرد دیگر داشته باشد و دقیق حدث بزند نشانه چیست ؟--
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:15/10/1385
خانم محبوبه نظری از اینکه به سایت آمدید و به تماشای آن اقدام، امید است که به حق برسید.
اما موضوعی که کسی به مکانی برود، آن مکان را آشنا می یابد، این بحثی است از نظر «حس مشترک» به همراهی خود دارد یعنی یک نیروهایی در درون انسان است، به عنوان حس مشترک، پیامهای هم سو را ارائه می دهند.
یعنی شما در خیابانی که چندین ساختمان به خصوص دارد، اگر در شهر دیگری آنچنان جاهایی را ببینید، این از ذخیره حس مشترک است. ولی تعریف این موضوع را تناسخی ها رواج دادند، که بزرگترین برهانشان در تناسخ همین است. می گویند به شهری که می رویم، حتی به دیگر کشوری که می رویم، محیط آن، خیابان آن، فضای آن، اندازه های آن، آشنا به نظر می رسد. همین آشنایت دال بر آن است که روان ما، روح ما در قالب دیگری در آن مکان زندگی می کرده. این برهان اول و آخرش، غلط.
بلکه انباشته های خاطره یا حس مشترک انسان است که این هماهنگی را ایجاد نموده است.
اما جواب از موضوع دوم؛ همزمانی مهم نیست، حتی هم زبانی هم مهم نیست، هم حسی هم مهم نیست، هم دلی مهم است. هم دلی از هم زبانی خوشتر است.
اگر انسانی دریافت که دوستِ فرضی دارد و آن دوست در صورتیکه ملول گردد، آن هم ملول می شود، اگر شاد گردد، آن هم شاد می شود. اینها نه از هم حسی اند، نه از هم زبانی اند، نه از هم مکانی اند، بلکه ارتباطی است بین شماره یک و شماره دو. و این ارتباط جایش شغف دل است. شغف که گویند، مرکز ارتباطِ حبیب و محبوب.
چنانیکه وقتی خواستند مجنون را رگ بزنند، درخواست کرد مرا رگ نزنید، یعنی قطرات خونِ من اگر بر زمین ریزد، لیلا می شود و هرآنگاه که قطرات خوب به زمین می ریخت، نقش لیلا می بست. پس این نه از زبان و نه از حس است بلکه از عین و دل است که پلاسمای او، خونابه های او آنقدر قوی است که شکل محبوب را تجسم داده است.



305-فریده:
سلام عرض میکنم نه تنها خسته نباشید بلکه خداقوت من دانشجو دانشکاه ازاد تهران ÷زشکی هستم و هر بار که سراغ سایت امدم متاسفانه با مشکل مواجه شدم درخواست دارم که نه تنها سایت را به روز کنید بلکه تقویت هم بکنید تا هر بار که میخواهیم به سایت وارد شویم (از دانشگاه ) با مشکل کمتری مواجه شویم با تشکر از زحمات شما برای اشاعه معارف غنی الهی > اسلامی
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:15/10/1385
اینکه مطالب را نتوانستید به خوبی بیابید، ما شرح مطالب را در سایت ابراز ننمودیم، بلکه نمودهای آنرا گفتیم و اگر بخواهند به شرح آن برسند، شرائطی دارد. اما موضوع روح و دعا و امثال آن، همه این سوالها اساسی اند، ولی از این طریق، یعنی طریق بازگرفت، امکانش ناتمام است و توان شرح آنگونه نیست. در صورتی که مایل باشید، به هر گونه از این قبیل سوالها، به پاسخ رسید، به یقین جزء اعضاء سایت باشید و طی شرائطش جوابهای وافی، به حضورتان ارائه خواهد شد.



302-مریم:
1-تفسیر سوره حمد
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:15/10/1385
در صورتی که جزء اعضای سایت شدید، به جوابهای آن خواهید رسید.



301-حدیث:
1-نشانه های حقایق روز غدیر خم 2-معجزه پیامبر اسلام 3-ارزش سوره حمد در زندگی روزومره انسان 4-چگونگی پی بردن به نفس و روح خود
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:15/10/1385
با تشکر از شما، پرسش هایتان همه عالی اند، هرآنگاه که جزء اعضاء سایت شدید، با شرائط اینها، یا با رساله یا با شرحی فراوان جواب داده خواهد شد.



300-محمد:
بادرود خدمت جناب استاد سوال اینجانب در مورد ازدواج پیامبر (ص) با عایشه است. چرا باید یک پیامبر در سن 54 سالگی با یک دختر 9 ساله ازدواج کند.؟کسی که دل بستگی به این دنیا ندارد چرا باید چنین کار ناپسندی انجام دهد. اگر هم به خاطر مسائل سیاسی باشد بازهم اشکال دارد. یعنی معامله انسانها درپی مقاصد سیاسی منعی ندارد. در صورتی که می دانیم طبق تاریخ طبری و ... پیامبر در زمانی با عایشه ازدواج کرد که ابوبکر مسلمان شده بودو با ایشان به مدینه هجرت نموده بودند و همچنین عایشه دختری زیبا و پیامبر به شدت به او علاقه داشته است. لطف نموده تردید مرا در این مورد برطرف نمایید.
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:15/10/1385
از اینکه به این مطلب باسوال روبرو هستید، در صورتیکه جدال نباشد، اینگونه جواب می دهیم.
1) عمل پیامبر، برای هر کس حجت است. یا باید پیامبر را بپذیرد، یا نپذیرد و ما نمی دانیم شما، از کدام یک از این دو هستید. کسی که پیامبر را بپذیرد و او را رحمت و در عصمت، و در نبوت استوار داند، اشکال را به نادانی خودش باید توجه دهد، نه بر عمل رسول ا....
2) بحث، بحث سیاست و غیر سیاست در ازدواج رسول ا... کمتر گفته شده. بحث از آن است که آنروز مردم، (چنانی که هم اکنون هم) روی سنِ زمانیِ ازدواج سخن داشتند. حضرتش این عمل را بر آن روا داشتند که این تعصب قومی، نابود گردد. از همه مهمتر زن و مرد، مانند لباس و آستر لباس اند، هر چقدر زندگی به طول انجامد، جهت کمالی باید در زندگی حاکم باشد، نه جهت شهوانی. آدم های هوس ران و شهوت ران، ازدواج را در غدد تناسلی دانند. ولی وابستگان به دانش، و حکمت، غدد تناسلی یعنی به اعتبار بیانی که گفته شد، جزء دوران عمر نمی دانند، بلکه شایستگی ها را در ازدواج به حساب آورند.
پس به هر نسبت که کمال زوج، قوی تر باشد، کمال زوجه هم، به همان نسبت قوی می شود. لذاست، پدر و مادر فاطمه که لقب آن عایشه بود، در سالِ دوم از هجرت با عایشه که خانمی 12 ساله بود، و یک دوشیزه 12 ساله، که غالباً آیات قرآن کریم را پس از تلاوت، از حفظ می نمود، صحبت کردند، که میل داری ما اقدام بر چنین عملی کنیم؟ در غایت و نهایت، رضایت و شوقش را با ازدواجِ پیامبر اعلام داشت.
لذاست مادر و پدر وی، او را به نزد رسول ا... بردند، و درخواست نمودند، نه حضرت از آنها بخواهد، که برای کمال و برای عظمت این فرزند، وی را به همسری بپذیرید.
و اما ما در کم و کیفِ وی از نظر زندگی نمی خواهیم وارد گردیم.
وفای او به حضرت رسول، در حد نهایت بود. و پس از رحلت رسول ا...، آرم عظمت رسول ا... را بر زبان جاری، و روزی یک نوبت به آرامگاه رسول ا... می شتافت و درد دلش را با رسول ا... بیان می نمود. و بعضی برآنند در آرامگاه رسول ا... جان به جانان تسلیم نمود، از همه مهمتر بعد از رسول ا...، آرایش بسیاری از صحابه که سوالهایی داشتند، به بهترین وجه جواب را می داد.
ما به قضایای جمل و غیر جمل کاری نداریم، ما با این صفاتش حرف می زنیم. پس جان مطلب آن است که ازدواج حضرت احمد با فاطمه ملقب به عایشه، که در شبی که رسول ا.. به مقام بعثت رسیدند، در همان شب فاطمه از مادر تولد یافت، بر علت شهوت حیوانی ندانیم، بلکه عینیت اثرها و میل های درونی وی دانیم. این خود هستید که اینها را بپذیرید، یا سوال دیگری از کنارش به ظهور برسانید.

توضیحاً: این جمله ای که اشاره شده «کسی که دل بستگی به این دنیا ندارد » خود این موضوع غلط است و خود این سوال مطرحش از نظر علمی و مذهبی شایسته نیست. پیامبر که سمپولیسمی نبود که بخواهد مردم را به گوشه گیری دعوت کند.
فرمودند: «لارهبانیة فی الاسلام»
پیامبر آمد تا دلهای را نرم و توحیدها را قوی و اخلاق ها را محکم و خرفات را نابود. و یکی از جاهایی که با خرافات عملاً سخت در جدال آمد و به تزلزل افکند، عمل رسول ا...، ازدواج با عایشه بود. چون رمزو رازش به زمانهای طولانی نیازمند است.
اینکه اشاره به تاریخ طبری کردید، که گفته است که تاریخ طبری سند است؟
کتابهایی مانند راغب اصفهانی، مانند بحار مرحوم مجلسی، مانند تاریخ ابن اعصم کوفی، مانند تاریخ ملل و نهل و دهها تاریخ دگر را باید بررسی کرد، که رسول ا... در 40 سالگی به مقام بعثت، و 12 سال هم که از عمر عایشه گذشته بود با او ازدواج کردند. یعنی حضرتش در حدود 51 سالگی اقدام به ازدواج با وی نمودند، ازدواج کردند و این بُعد، آنگونه به نظر نمی رسد که برخی آنگونه پر طمطراق بیان نموده اند.
هم اکنون اگر توجه کنید خیلی از بزرگان علمی پس از 60 یا 70 سالگی به ازدواج اقدام ورزیدند. از آن جمله ویل دورانت ، در 55 سالگی با دخترکی که 16 ساله بود ازدواج نمود که مبدع تاریخ ویل دورانت شد.
حتی بعد از مرگ دورانت از ویل تقاضای ازدواج کردند، گفت: من شوهر دارم، شوهر من نوشته های دورانت است، و تا ابد با این نوشته ها همراهم، و این نظرات تا ابد برای من شوهرند.
اینکه اینگونه در کثرت عمر بعضی اشکال وارد می کنند قابل پذیرش نیست. و دهها تن دیگر از این محققان اینگونه ازدواج نموده اند، ابداً جای شگفتی و جای نقص نیست.



299-سروناز:
با سلام و تشكر از خدمت استادموسوي من كتابهايي ازكتابخانه مسجد جمكران تهيه كرده ام كه گاهي اوقات مطالبي در اين كتابها ميخوانم كه نميدانم بپذيرم يا نه به عنوان مثال در يكي از اين كتابها كه نويسنده ان فردي به نام رضا جاهد ميباشدخواندم كه هيچ يك از بني اميه نميميرند مگر انكه به صورت مارمولك مسخ ميشوند يا از حضرت رضا نقل كرده است كه طاووس شخص خوش صورتي بوده كه به دليل گناهاني كه مرتكب شده به صورت اين حيوان در امده ايا اين مطالب از نظر شما صحت دارد يا نه با تشكر ازشما
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:15/10/1385
حضوری تشریف بیاورید تا به سوال شما پاسخ داده شود.



298-سیامک:
با عرض سلام مجدد خدمت استاد عزیز و ارجمند ... واقعا و واقعا و واقعا از صحبت ها و جواب شما لذت بردم ... از اینکه وقتی را صرف پاسخ به سوال حقیر کردید نهایت تشکر را دارم ... بی صبرانه منتظر دیدار شما هستم اگر جناب عالی این افتخار را نصیب بنده فرمایید به حضور جناب عالی شرف یاب شوم. باز هم تشکر می کنم از حرکت زیبایی که جناب عالی شروع کرده اید و در راهنمایی و رفع ابهامات جوانان کوشش های جناب عالی بسیار زیباست خدا شما را عمری طولانی و پر برکت دهد . یا حق
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:15/10/1385
آقای سیامک فرهادی
دیدار، فعلاً بماند تا مقتضی موجود گردد.



297-بهاره:
متشکرم از اینکه به سوال من پاسخ فرمودید.از محضر گرامی شما شما سوال دیگری دارم. طبق فرمایش حضرت علی (علیه السلام)که فرمودند:من خدایم را با این چشم نمی بینم چگونه اشخاص با ذهن مختص خود میتوانند درک مشترکی از خداوند باریتعالی داشته باشند؟ 2-چطور میتوان انچه راکه دردل وجود دارد حفظش کرد وبه تماشای دل رفت؟
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:15/10/1385
همانگونه که گفته شد، شما در هر ماهی یک سوال می توانید بکنید و این موضوع چندین نوبت جواب داده شده است.



296-سیامک:
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد ارجمند . در مورد سوال خانمی که از جانب بنده و در مورد بنده از شما سوال کرده بودند(خواندن نماز به فارسی )...
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:9/10/1385
آقای سیامک فرهادی
1) اما بار دگر، پیرامون کانت و دکارت:
رنه دکارت، او در قرن، پانزدهم میلادی، یعنی در 1596 میلادی، از مادر متولد شد، و او تفکرات خویش را پیرامون، روح آغاز کرد و مدتها به شک افتاد، و در پایان عمرش بیانش این بود که هیچ اصلی را نپذیرد جز آنچه برای اثبات وجود خدا و نفس بکار برده بودند، و هیچ امری را حقیقت نپندارند جز آنکه از ارباب هندسه روشن تر باشد.
وی انسانی محقق بود، آنگونه هم نمی توان او را در توحید، و خداشناسی قوی دانست. به جستجوی حق رفت، بیش از آن کاری انجام نداد.
و کانت، نیز در 1724 میلادی، از مادر متولد شد. او بیشترین تفکراتش را در باره آتش به دست آورد، و نیز پیرامون، اصول اولیه متافیزیک نکته هایی را دارد. و او در 80 سالگی درگذشت. و مرگ او عزای عمومی بود و جسدش در زیر رواقهای کلیسای خاص دفن شد و بالای سنگ قبرش این عبارت از کتاب نقادی، عقل عملی او حک شد: «این آسمان پرستاره برفراز من، و قانون اخلاقی در قلب من جای دارد» و این ربطی به ایمان آنگونه ندارد.
اینکه شما، تفسیری که صاحب آن تفسیر راضی نیست، پیرامون دکارت و شکش گفته اید ، بروید پیش استاد نه از خود.

2) اما جواب از کلمه «متن اسلام...» نه؛ این متن نیست. این صلوﺓ فرمان اله است، هم برای پگاهان، و هم برای ظهر و عصر و هم برای مغرب و عشاء. و این هم باید گفته شود، عموم فرمانهای عبادی مانند صلوﺓ، مانند غسل، مانند حج، و امثال آن، اینها را باید به فرمان بپذیرند نه به برهان و استدلال و اگر استدلال شود آیا استدلال «لم» یا استدلال «اِن»؟ در صورتی که به فلسفه حاج ملاهادی سبزواری آگاهی از طریق استاد و درس، نه دید مطالعه آگاه باشید، لم و ان را درخواهید یافت، یعنی چه.
پس جان مطلب: فرمان عبادات نیاز به برهان ندارد، و اگر کسی به برهان رفت کار نازیبایی انجام نداده.

3) اینکه کلمه وحی را در درون تجربه قرار دادید، تجربه یک جهان است، وحی جهانی زیباتر و بالاتر. تجربه را هر انسان می تواند به او برود، ولی وحی را باید پیامبران عالی مقام، از آن جمله رسول ا... (ص) باید دریابند و دریابیدند.
پس: توجه داشته باشید، وحی با تجربه ربطی ندارد.

4) عبارتی که تعبیر کردید، طفل خردسال را با نبی معظم، این مقیاس غلط. و جای چنین مقیاسی نیست. اما اگر شق دوم را انتخاب کنید ، اشتباه کردید به طفل هم لذت را تفهیم. فیلسوف ری محمد زکریای رازی مثالی دارد که لذت مانند خاریدن بز گر، به عضو مخصوصی است و این معنی را طفل چند ساله هم می یابد.

5) اینکه گفته شد «پیامبر به هنگام نزول وحی احتیاج داشتند تا آنچه را شنیده اند به مردم انتقال دهند...» معنی اش روشن نیست، حضرت رسول مرکز وحی اله بودند و هرآنگاه که آیات را می گرفتند به 7 تن از کتاب وحی منتقل می نمودند. تا کی زمانش برسد، امر دگر بود.
«و اینکه به سرعت نیاز داشتند، بدهند» اصلا قابل پذیرش نیست. آری باید منتقل می فرمودند ولی در زمانهایی که دستور داده می شد.

6) این را باید جهان بداند، زبان عربیت، زبان بود، ولی تثبیت این زبان، از نزول قرآن شد. و اگر قرآنی به زبان عربیت، نازل نمی گشت، آن هم زبانی خاص بود.
پس نزول قرآن، نه برای یک زبان خاص بوده، یا برای فرهنگی خاص بوده، برای مغز بشریت، یعنی هم اکنون که قریب 6 میلیارد بشریت، در جهان زنده اند، اشراق قرآن بر دل آنها، بر دوران عمر آنها، نه فرهنگ آنها، ریزش دارد، لذاست عرب، عجم زن مرد شرق غرب خاوری ها، غربی ها، آسیایی ها، آنچه هستند، این فرمان ابدیت قرآن با همان واژه عربی باید به دلهایشان فرو ریزد، که اگر هر زبان، نماز را با واژه خود بخواند، روح وحدت و روح یگانگی در صلوﺓ حاکم نیست. باید در این گفته هایتان تجدید نظر نمایید.

7) آری، صلوﺓ یک دستور است، دریافت صلوﺓ و فهمیدن صلوﺓ دستوری دگر. مسائلِ ساده و دینی که مراجع عالی مقام، از چهار کانال، عقل و نقل و اجماع و سنت، استفاده برای استنباط احکام فرموده اند، و خواهند فرمود، اینها زبان ساده است. هر انسان متدین باید از این احکامی که مراجع عالی مقام، به عنوان رساله دارند، بهره ور شوند.
پس موضوع قرائت صلوﺓ را با فهمیدن احکام هم ترازو قرار ندهند.
در گفته های، تجدید نظر شود.

8) آری؛ شأن پیامبر این است که باید ساده ترین راه را در اختیار مردم بنهد، ولی صلوﺓ از آنِ پیامبر نیست، صلوﺓ فرمان خداست با این واژه های عربی، که بوسیله قرآن و پیامبر اعلام شد. و این را هم بدانند که قرب به جوار حضرت باریتعالی طرق مختلف دارد، یکی از آنها ذِکر و ذُکر است، یکی از آنها دعاست، یکی از آنها حالت روحانی است، یکی از آنها کمک به بینوایان است، یکی از آنها یافتن فلسفه تأله است، یکی از آنها حکمت الهی است، یکی از آنها عرفان الهی است، یکی هم انجام نماز است.
کدامیک از این طرق را افراد زیباتر بیابند، آن امر دیگری هست، نه اختصاصی در یک مورد باشد.

9) نه اصلاً هیچ گونه تناقضی بین عرفان وفقه نیست. فقه یعنی دانستن احکام عبادی، اعم از قانون عبادات که شامل همه عبادتها و قانون اقتصاد، همانند سهم الارث و رضاع و نکاح و دیات و امثال آن است، نام این فقه استدلالی است.
و معنی عرفان چون درختی که میوه می دهد. میوه هر درختِ فلسفه و حکمت، عرفان است. پس عرفان با فقه اصلاً تناقض ندارند. این کلمه به هیچ وجهی نباید بیان گردد و نباید به فکر کسی درآید.
آری، عباداتی که با عرفان باشد در حد اعلی است، پس هر دو مکمل هم اند، نه مبین هم.

10) اینکه عرفان مشکل است، باید هم مشکل باشد. چون عرفان، نهایتِ دینامیک فکریِ انسان است. یعنی هر دینامیک، مقدمه اش استاتیک است. و چون به مرحله عالی باید برسد، حقائق را در عالم به زیبایی بیابند و به حق و باریتعالی نسبت بدهند، دریافت اش با مطالعه ی چند کتاب، یا هیایو بعضی گفته ها امکان پذیر نیست.
آن می تواند به عرفان برود که حداقل 15 سال فلسفه و حکمت را یا فلسفه صدرایی و اسفار اربعه و عقلیه ملاصدرا و ده ها متن دگر همانند گفته های بزرگان از فلاسفه را، در حلقه تدریس، از استادی نحریر فرا گیرد، آری. نام این عرفان است.
بلی عرفان مشکل است، و حضرت حق در نمازش از کسی عرفان را نخواسته، عمل را خواسته، چرا بی توجه اند در گفته ها!!!
پس جای مقیاس نیست که از تعریفِ عرفان، تعریفِ نماز پیدا گردد، ابداً.
نماز را برای عموم صادر کرده اند، حتی برای کسی که یک جمله هم از علم را، به همراه ندارد، ولی در فضیلتِ عبادت شریک است. اگر عارفِ وارسته، آن نماز را بخواند، فضائل و مناقبش در حد اعلی است و اگر انسانی عامی و عاری از هر علم هم بخواند، باز هم در فضیلت مشترک است.

11) توجه توجه:
کلمه «اعتقاد؟؟» توجه داشته باشند، کسی می تواند پیرامون امر عبادی صاحب عقیده باشد، که به این علوم آگاهی عالی داشته باشد:
الف) علم نحو را با تمام ابعادش، یعنی صرف و نحو و «جامع المقدمات» و کتاب سیوطی و «الفیه» «ابن مالک» و «مغنی اللبیب» و «مطولِ تفتازانی» که در تشبیهات، و کنایات، و استعارات، و مغنی که در جمله بندی ها و در شناخت حروف عربی و اسپل عربی که به چند صورت در می آیند و «منطق ارسطویی» و «شمسیة المنتطق» که مجموع اینها ربطش به زبان عربی است، در حوزه های علمیه حداقل 10 سال درس است، همه روزه بخواند، و از استاد فراگیرد.
ب) در فقه: کتابِ «لمعتینِ شهیدین»، «مکاسبِ شیخ انصاری» و «صلوﺓِ حاج آقا رضا همدانی»، و «عروﺓ الوثقی» و دهها کتاب فقه دگر که تمامی اینها در قالب زبان عربی هستند، از استاد درسش را فرا بگیرد و سپس به سوی علم اصول، «معالم الاصول» و «قوانین میرزای قمی»، و «فصول صاحب الفصول»، از همه مهمتر «فرائدالاصولِ شیخ انصاری (اعلی ا... مقامهم)» و «جلدین کفایه الاصولِ ملامحمدکاظم خراسانی» را که در لباس عربی و مشکل اند، از استادی نحریر فرا گیرد و دهها کتاب دگر در اصول و نیز حداقل به چندین تفسیر مبانی قرآن کریم، مانند «تفسیر صافی ملامحسن فیض کاشانی» و دیگر از تفاسیر از استاد، درس گرفته باشد، بعد از همه اینها می تواند ادعا کند مقداری صاحب نظرم و عقیده خودش را در علم ابراز کند. نه اینکه چند کتاب فارسی، و چند کتابی که ترجمه شده بردارد و مطالعه کند و ادعای نظر کند!! و این ادعا به احتمال قوی جهل باشد .
و اگر هم چنین نظری داشته باشد، هیچگاه به ساحت مقدس بیان قرآن و صلوﺓ بی توجه نیست.

12) آیا هر فکر کردن، برای امر عبادی درست است؟ خیر.
فکری درست است که همانگونه که گفته شد، پس از پانزده یا بیست سال، در متون فقه و اصول اشتغال به درسِ استاد نماید، صحیح خواهد بود. والا هر فکری در اینباره مثاب نیست.

13) جواب شما، در سراسر قرآن است که متن نماز باید با عربی باشد:
«اقم الصلوﺓ لدلوک الشمس الی غسق اللیل» (سوره مبارکه اسراء-آیه 78)
«یا ایها الذین امنوا استعینوا بالصبر و الصلوﺓ» (سوره مبارکه بقره- آیه 153)
و دهها آیه دگر...
و اما از نظر روایات و کتب اربع:
«اصول کافی» باب «صلوﺓ» اش، مفصلاً از قول معصوم فرموده است، نماز را با عربیت بخوانید.
«من لا یحضر فقیه» «شیخ صدوق»، در کتاب «صلوة» اش مفصلاً فرموده اند، نماز را با عربیت بخوانید.
«استبصار و تهذیب» «محقق طوسی» یا «شیخ طوسی محمد بن حسن» در باب صلوﺓ فرموده اند: با عربیت بخوانید.
از همه مهمتر این بیان گرانبهای رسول ا...(ص) که فرمودند: «صلوا کما رأیتموتی اصلی»
چون لغت صلوﺓ برای دعاست، بدانگونه که من نماز را می خوانم همه عالم بخوانند. و رسول اکرم هم با زبان عربی نه با زبان دگر قرائت نماز فرمودند و عمل نماز را اینگونه انجام دادند.
همین نمازی که من و شما اگر بخوانیم، و درست بخوانیم، از عمل رسول ا.. پیروی و تقلید می کنیم.
پس این مطالعه و فکر در اینباره در حد نهایت ناتمام است و بهتر آن است که باردگر این کلمات با قلم زبان تقریر و بیان نشود.

14) باید بدانند که نماز، با زبان عربیت، به ظاهر تکرار است، آنهایی صلوﺓ را تکرار می شمارند که ذوق رحمت الهی را نچشیده اند.
و اگر کسی اندک چشیدنی، از رحمت های الهی را بیابید، مانند نعمت سلامتی، نعمت سخن گفتن، و نعمت شنیدن و رفتن و ده ها چیز دگر که عموم از مردم، اینها را می یابند، آنگاه که می گوید «ایاک نعبد» این معنی اش و حالش و شورش با نماز دگر و زمان دگر تفاوت دارد، صددردصد. هر چند او از نظر معنی بیگانه باشد، فرمول بیان او، او را به جوش درونی وا می دارد.

مگر اویس قرن عالم بود؟ آنگاه که نماز را ادا می کرد، از عشق خدا بیهوش می گشت.
مگر ابیذر غفاری دانشمند بود؟ هرگاه که نماز صبحش را به انجام می رسانید، تمام بدن او به لرزه می آمد، از اینکه با چنان رحمتی در ارتباط است. و دهها دگر انسان در زمان فعلی خودمان.
اگر گوینده و بیننده با ارباب دل در ارتباط باشد می فهمد به ظاهر الفاظ نماز در تکرارند، ولی در باطن دهها منزل با هم متفاوتند.
مگر آن بنده خدایی که در نیمه های شب بر می خیزد از بستر خوابش برای ذکر و ذُکر حضرت حق، (که ذکر با زبان است، ذُکر در درون اتم های تن غوطه ورند) با خدای خویش به راز و نیاز می پردازد و «الهی العفو» می گوید، درست است این العفوها تکرارند، ولی طوفانی در درون این گوینده به پا می کند، رفتار او را عوض می کند، دید او را عوض می کند. اینها چه حرفی است، الفاظ تکراری!!!
الفاظ تکراری برای شکم پرستان است نه برای واقع گرایان.
بلی، اگر کسی به غیر نماز بخواهد با خدای خویش به راز آيد به هر زبان عیبی ندارد، چون او در راز است نه در صلوﺓ.
صلوﺓ یک دستور اونیفورم است که در وقتی خاص، به لباسی خاص، روبه قبله بودن خاص، با جمله هایی که دستور فرموده اند خاص، قیام کنند..


توجه:
در حدود دو ساعت و نیم وقتمان را صرف سوالات شما نمودیم، صرفاً به خاطر اینکه شما را به ذره ای به دریای بی نهایت توحید و قرآنی و عصمتی و ولایتی تذکر داده باشیم.
این خود هستید و داور خود باشید و خود!!
و بدانید راه نجات آن است که بیان نمودیم، دگر خود دانید!!!
و اولین مرتبه ای است که این همه اوقات طولانی برای یک تن، وقتمان را به ارمغان نهادیم.



295-شهربانو:
بسم الله الرحمان الرحیم باسلام خدمت حضرت استادگرامی دکترموسوی ازاینکه این بنده سراپاتقصیرراخداوند لطف وعنایت فرموده تا ازمحضر جنابعالی بقدرتواناییم دریچه ای بسوی حداقل خودم بازنمایم تاازمعرفتی که سالهاست بانام انسان درکوله بارخود حمل میکردم ولی غافل بوده ام اگر چه نتوانم بخوبی حق تدریس راادانمایم امانوری که برجانم اشعه افروخته و درونم حتی با کورسویی بسیاراندک ولی دیگرازسرمای درونی کمتررنج میبرم واین چیزی نیست جزهدایت جنابعالی وزحمت صحابه محترم، حضرت عالی .ازاینکه شیره جان خویش رایعنی سالهادرس وفراگیری خوش رادراختیارمان قرارداده اید وحقیقتاًبا برنامه جدید بسیار سپاس گذارم سعی مینمایم کلیه دروسی که ازاین سایت ازجناب عالی دریافت نمایم به مشتاقان رسالات حضرت عالی هم برسانم ودرخواسته های ایشان هم خدمتتان بعرض برسانم تا بانوان همکلاسیهایم درایوانکی بتوانند از فیض وجود حضرتتان بهره مند گردند.باردیگر ازخانم نورانی که زحمت میکشند وهمکارانشان قدردانی می نمایم وازمحبتی که نمودید ومراموردلطف قراردادی ممنون هستم ومطالبی را که برای بهره گیری برایمان جالب وشیرین می نمود جدمتتان ارسال کردم هر چند نمی توان از این همه گوهر ها انتخاب نمود ولی باید چنین شود.باآرزوی شادکامی وطول عمر وسلامتی برای شماوصحابه محترمتان.ازآنجاکه تمام دروس استادزیباوبسیاردلنشین ومهم است وهم نمی دانم چنددرس رااجازه دارم برگزینم لذااگردراین خصوص بسیارخواسته ام ازکویریست که درآن مملوازبیراه رفتنهاست وتشنه ای هستم که سیراب نمیشوم لطفاًبابزرگواری خود مراعفو بفرمایید. 2 فلسفه رحمت چیست ؟رحمت ابداء وایجاد، رحمت ابداء وایجاد مرکزخیر است یا دلجویی مطلق ؟3فریاد رب ارنی موسی وتجلی نو رولایت الهی را چگونه باید جستجو نمود4 تمام تقصیرات فکری بشر ازشیارهای سرانگشتان اوست5تمام کینه ها اززشتی نگاه کردن است 6نعمت یعنی آلاء دنیا انسان را خسته می کند اما نعمت درعرفان زنده کننده است آیا درالفاظ نماز باید تأمل نمود یا به سادگی رهایش کرد دیگرازنکات ازجان قران بهره گرفته آن است با بروزونمایان شدن چهره خواب حسها در فراقند یا شبه ها درقرارند؟2انسان اعجوبه اسرارالاهی است وبهانه بروزالاء ونعم حق است 3فریاد رب ارنی موسی وتجلی نو رولایت الهی را چگونه باید جستجو نمود 6امانت درعمل یا اینگونه بگوییم زیباترین امانتها درعمل امانت عصمت انسان است 11 رمز حروف ابجد رااز کجای جان قران کریم باید جستجو کرد؟8نورشعاع وتجلی وظهورنموده واشراق ذات قدوسی اوست این را چگونه بدانیم؟ حضرت صدراحکمت وفلسفه وعرفان راخیر کثیر ونعمت جان انسان داند ازکجایش باید آغاز نمود؟ انسان با تیزی دندانش... نقش بدن مثالی درعالم روحیات یا خواب 2 6از حریم حرم او توحیدرا یابید.
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:9/10/1385
خانم شهربانو شعیری
موضوعاتی که ذکر نمودید، تمامی آنها در صفحه سایت مشکل ساز است. یعنی نمی توان در این سینه کوچک سایت، این همه مطالب را فرو ریخت.
این موضوعات برای آنهایی است که، عضو مشترک سایت هستند. که یک یا دو عنوان، را در صورت انتخاب، با شرائط برایشان ارسال خواهد شد.
نه اینکه ما استقلالاً و بداهتاً اینهای گفته شده را به سایت، وارد نماییم. از آن همه احساسات شما، نسبت به ارگانیزم این سایت در نهایت، سپاس داریم.



294-یاسمین:
چرا برخی روح را انکار میکنند؟
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:9/10/1385
بیننده،
اینکه گفتید: «انکار روح می کند» مطلب تان پر واضح نیست، و عموم از محققان، به خیزش روح و عنایت روح در تن، متوجه اند، عبارتها مختلف است و بیانها.
احیاناً اگر هم بعضی به انکار روح روند، همان آگزیستها ناسیونالیسمی، به احتمالی باشند، یعنی ماده گرایان. و الا عموم الهیون و محققان جهان، به عظمت و شکوه روح معتقدند.



293-شهربانو:
با تشکر از زحمات فراوان شما در راه ترویج اسلام واقعی.
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:9/10/1385
خانم شهربانو میرزایی
اگر به خوبی دریافت نمودید که مباحث ما، به حق نزدیکتان می سازد، بکوشید که از بهترین لحظه و زیباترین شیوه آن بهره ها ببرید، ممنون و سپاس از عنایتتان.



290-حجت خيرخواه مقدم:
1-ايا امام زمان (عج)وحضرت عيسي (ع)در يك زمان ودر يك مكان ظهور پيدا مي كنند؟ 2-دليل اينكه حضرت عيسي پشت سر امام زمان (ع) نماز مي خواند چيست؟ 3-0در مطلب آمده كه زماني كه حضرت فرج خود را از خدابخواهد خداونداورا در زمان خليفه قرار مي دهد.دعاي افراد مومن وپرهيزگار وصالح چه قدر در ظهور امام نقش دارد؟ 4-مسجد جمكران در چه سالي ساخته شد وقدمت آن چقدر است؟وبه خواست چه كسي اين مسجد بنا شده؟ 5-با توجه به اينكه امام در سال 255هجري تولد يافته اند ،زماني كه ظهور كنند چند سال دارن؟ايا با توجه به زمان دنيوي انساني پير هستند ويا به خواست خدا هنوز در دوران جواني به سر ميبرند؟ 6-در مورد نشانه هاي فردي حضرت مهدي كمي توضيح دهيد؟ 7-زمانيكه حضرت مهدي ظهور كنند آيا درب توبه براي همه افراد بسته مي شود يا نه فقط براي افراد ظالم وستمكار بسته مي شود ؟توضيح دهيد؟
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:2/10/1385
جواب سوال 1):
در تاریخ 11/9/1385 (در پاسخ به سوال خانم شمسعلی)، عین این مطلب را دیگری جویا شد، جواب داده شد. لطفا به آنجا مراجعه فرمایید.
جواب سوال 2):
فرمان آنروز برای حضرت مسیح همین است.
جواب سوال 3)
این جواب گفته های طولانی را می طلبد، که سایت جایش نیست.
جواب سوال 4):
این هم یک شرح مفصلی دارد، شما می توانید از خیلی کتب ادعیه بهره ور شوید.
جواب سوال 5):
جواب این بسیار تحقیقی است، ولی قدر مسلم آن است که زمان در ارگانیزم وجود آن حضرت بی اثر است و چون زمان بی اثر است و اضداد درون جسم آن حضرت در توافق و تعادل اند، کیفیت حجم فیزیکی حضرت در دوران جوانی خواهد بود. یعنی چون انسانی بین 30 تا 40 ساله.
جواب سوال 6):
مراجعه کنید به کتب مذهبی از آن جمله:
(اگر عربی تان قوی است)، بحار الانوار، جلد سیزدهم و منتهی الامالِ قمی، و دهها کتاب دیگر که در اینجا نوشته شده.



289-محمدفراهانی:
سلام. از اینکه جوابم را دادیدسپاسگزارم. فرموده بودید شک از لوازم پیمودن طریق حق است. و اینکه برای خواندن رسالات شما باید شرایطی داشته باشم. لطف نموده رسالات مفید و شرایط ان را برایم بنویسید. سوال: هدف از حلقت چیست ؟ایا چند صباحی زندگی کردن و بعد هم جزا و پاداش دیدن است. یا تکامل و ... چرا بعضی انسانها در کودکی و یا نوزادی می میرند. تکلیف اینها چیست. به چه تکاملی می رسند . از این به دنیا امدن و رفتن بیهوده به چه تکاملی می رسند.
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:2/10/1385
اینکه شما جزء سایت شدید، از عنایتتان ممنون.
اما رساله ها: به نظر ما (محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی) این صد و سی و چند رساله که از متن اسفار عقلیه و تفسیر صافی ملامحسن فیض کاشانی، از بعضی سور قرآن کریم، در حوزه درس انجام شده، مفید دانیم. یعنی هیچ کدام را بر دیگری مزیتی نیست. زیرا هر کدام در جای خویش، نوعی مزیت دارند. و کلمه مفید هنوز من (حضرت استاد) معنی اش را نفهمیدیم یعنی چه؟
آن شما هستید که بیایید و بدانید از این دروس و از این رسائل به کدامیک از موضوعاتش تمایل دارید. پس ما نباید غذا را به حلقوم تان بریزیم. این خود هستید که باید بدانید به ذائقه تان چه غذایی مطلوب است و لطیف تر است.
این را هم بدانید، ارسال رسائل به این سادگی میسر نخواهد بود.
و اما انسان؛ خیر؛ در سیر گرفتن فیض از رب است و باید آنچه از رب می گیرد، به دگران هم افاضه نماید.
انسان در این جهان، در بین دو دریای هستی معلق است، یک هستی اش از فیضِ آغازیت که شروع آن جهان داد و گرفت، یا به تعبیر قرآن کریم، جهان ذرات، یا جهان الست نامیده می شود. همان جهانی که با حضرت رب و خدای متعال مستقیماً به جواب اقدام کرد، آنگاه که فرمود:

نیستم خدایتان؟

ما گفتیم: آری.
هستی دیگرش، بر جهان حشر و معاد و قیامت است.
بین این دو هستی شناور است. همینکه او چهره یافت، بها داشت، اگر بها نمی داشت، چهره نمی یافت. این بها از آنِ دادن، یعنی به چهره فاعلیت که در آید، بها کم و زیاد می شوند. یعنی بهای عینیت یک دانشمند غیر از بهای یک تاجر است، بهای یک تاجر غیر از بهای یک انسان ساکت است، بهای یک محقق غیر از بهای یک غیر محقق است.
پس بهای هر انسان با نحوه فیض وجودی اش متفاوت است.
و اما اطفال، گاهی در دوران طفولیت به تکامل جسمی نمی رسند، یا به قصر قاصر، اسقاط می شوند و یا از طریق متعارف. فیض وجود را، آنها گرفته اند، اما فیض فاعلیت که باید فیض بدهند، به علتی منقطع گشته.
فیضی که از فعلیت اش باید بگیرد، فعلاً سهم اش نیست. اما چون عضو این کارخانه آفرینش محسوب شده، در جای دگر به او خواهند داد.
چنانیکه یک شهید در آغاز جوانی آنچه داشته نثار کرده، او باید به فاعلیت ارگانیزم جسمش ادامه می داد، ولی به علت فیض بیشتری، ارگانیزم را نثار کرد. فیض او در نزد خالقش محفوظ است.




288-میناحمزه لو:
قبل ازهرچیزازسایت شماومطالب زیبایتان کمال تشکررادارم واگرامکان داردبه سوالات من پاسخ دهید درتفسیرسوره ی نحل حدیثی ازپیامبرراعنوان کردیدکه پیامبرفرمودندای انسان به جایی میخواهی بروی به نامحرمان نگومنظورازنامحرم دراین حدیث چیست؟ همچنین درموردفکرشوم واثاران مطالبی راعنوان کردید اگردرموردفردی فکرخوبی کنیم چه اثاری خواهدداشت؟
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:1/10/1385
با سپاس از عنایتتان که با کلماتی پر از صفا، ما را توجه به مبانی دادید. بله، اصل حدیث این است که فرموند، «استر ذهبک و ذهابک و عقائدک» ای بشر، هر جا که می خواهی بروی، اگر آشنایی، هدف از آشنا آشنایِ دل باشد، یعنی کسی که تو را در این سفر یاری دهد. به تو شوق دهد، و تو را تحریک کمال کند، او محرم است. و هر کس که در این سوی و سمت، تو را پژمرده سازد، نامحرم است. هدف از نامحرم این است.
و نیز در اندوخته هایت، نباید اندوخته هایت را به هر کس ارائه دهی ، گو اینکه در این متن، ذهب یعنی طلا آمده است، نظر خودمان (محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی) در اینجا طلای زینتی نیست، طلای دل است، گوهر جان است، و گوهر عرفان است. عرفان ات را و صفای دل ات را، تا محرمی نیابی، که این محرم، مستعد باشد، یعنی شایسته فرو ریختن عرفان باشد، واگو مکن. و عقیده ات را هم، اگر دریافتی که امکان دارد، خللی بر او وارد گردد، فعلاً تحمل اش کن، تا زمانش فرا برسد
و اما زنده یاد، و بزرگ انسان، و عارف حکیم، میزرا علی آقای شیرازی، که در دوران، حضرت آیت ا... بروجردی(اعلی ا... مقامه) زعیم عالیقدر تشیع و حوزه علمیه قم در آن زمان، دعوت شده بودند که به بعضی از شایستگان علم و اخلاق، درس اخلاق، گهگاهی بدهند، برای اینکه مخاطبین توجه دهند، اینگونه فرمودند که یافتم مردم، و امام حسین به فرمان من رسیدند، از غلق و گرفتاری ای که برایم پیش آمده بود، رهایم ساختند. و آن غلق نیت شومی بود که درباره عبور همسایه ام از من شد، نمودم. و همین فکر شوم، تجسم به صورت غلق و حیوانی درنده درآمد.
و اما نیت زیبا، درون انسان را روشن می سازد، فکر انسان را باز می نماید، غبارهایی که احیانا در درون انسان باشد، به شفافیت تبدیل می شوند. این هم اثر نیت زیباست.



286-بهاره میرگلوی بیات:
با سلام و تشکر فراوان از حضرت استاد محترم از اینکه به سوالات من پاسخ دادید سپاسگذارم. حتی اگر انسانی ولایت را پذیرا نباشد منکر معاد است؟
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:1/10/1385
باید در جواب سوالی که، نمودید: «آنکه ولایت را قبول ندارد، منکر معاد است...» اینگونه جواب داده شود، جهان توحید، جهان نبوت، اعتقاد به عصمت، اعتقاد به ولایت معصومین و پذیرش آن ولایت، یعنی هدف از معنی ولایت، دوازده امام معصوم که اول آنها علی(علیه الصلاه و السلام) و پایان مولانا حجت ابن الحسن ارواح العالمین له الفداء و پذیرای نبوت و عصمت که مجموعِ عرفان اینها را چهارده معصوم نامند و پذیرا شدن معاد مجموع اینها تکامل در دین محسوب می شوند.
به دیگر عبارت، اصول دین شامل توحید و نبوت و معاد است، و اصول مذهب شامل ولایت و عدالت است. هر کدام از این ارکان پنج گانه نام برده شد، شخص پذیرا نباشد، در ارکان این اصول نقصی وارد نموده است.



283-Rozita:
Ba Salam khedmate Doktor mosavi va ba tashakor az javabi ke be soale man dadid , soale digari az khedmate shoma daram : 1-man Doosti daram ke modati hast dar morede falsafe Va erfan motaleati kardeh(falsafeye Dekart &...) va alan be in natije Raside ke namaz tanha rahe Sohbat kardane ba khodaye motaal nist , va motaghed ast ke mitavan be farsi ham ba khoda sohbat kard va niazi be khandane namaz nist . 2- Va agar dar Omoore digari az in ghabil ( hamsari ) kootahi konad va in amr mojebe narahati hamsar shavad vazifeye fard nesbat be In amr Chist ?
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:3/10/1385
خانم رزیتا آستانه
اینکه این بحث مهم مذهبی را از پوشش فلسفی، می خواهید بیابید، بسیار دشوار و مشکل. باید گفته شود که دکارت قائل به وسوسه بود، حتی مدتها خودش را گم کرده بود و شکِ در خود نموده، آنکه خودش را گم کرده چگونه می تواند به حق راه یابد، یا دیگرانِ از فلاسفه غرب. عموماً مانند دکارت تفکر دارند. مانند کانت، دیوید هیوم، جان لارک، بارک لی و امثال آن.
در دائره هیچ کدام از اینها جریان مذهب حاکم نیست، و این دوست شما چگونه توانسته از این مفاهیم به این نتیجه رسد که ربط با خدا تنها از طریق نماز نیست؟!!
آری نماز وسیله قرب است نه وسیله بیان. بیان با قرب خیلی تفاوت دارد، از همه مهمتر فرمان نماز به نمازگزار، برای هیچ کس، جز آنهایی که ریگی در کفش شان دارند، به فارسی تعریف در متن قرآن و روایات که اساس نماز از اینها ساخته شده، نشده است. نماز آرم توحید است، باید این آرم و این پرچم توحید در هر نسل و هر فرهنگ، با شکوه عربیت خودش مصون و محفوظ بماند و اگر فارسی زبان به فارسی و ترکی زبان به ترکی، و هندی زبان به هندی، و دیگر زبان به زبان خود، با خدا حرف بزند، آن راز هست، عیبی ندارد ولی نماز نیست. پس نتیجه اش و گرایش به سوی این نتیجه صد در صد اشتباه است. این یک مطلب .
مطلب دوم: فلسفه آن نیست که با مطالعه بفهمد. فلسفه وجود دارد،؛ ماهیت دارد؛ علت دارد؛ معلول دارد، جعل دارد، انجعال دارد، واجب دارد، ممکن دارد، عقول دارد، نفوس دارد، و میلیونها موضوع علمی. چگونه این دوست شما با مطالعه به این وادی رسیده است؟؟!
باید کسی که به فلسفه می خواهد اجازه ورود بگیرد، حداقل 15 سال درِ خانه فلسفه، زیر تعین گفته های استادی نحریر قرار بگیرد و پس از آن احتمالا یک ذره، در فلسفه را به رویش بگشایند. و تازه پس از ورود اول بحث است که چگونه بهره های خواهد گرفت؟
درونش چیست؟ برونش چیست؟ نیت اش چیست؟ خلوص دارد؟ وفا دارد؟ میل دارد؟ عشق دارد؟ صفا دارد؟ همه اینها اگر در درونیش غوطه ورد گردند، شاید چیزی سهمش گردد.
والا نه گفته اش و نه تحقیق اش در اینباره سند نخواهد بود.

اما بحث دوم:
طبق فرمان دین هم زن باید مرد را خشنود و در نهایت حفظ کند. و هم مرد باید وظیفه ای که دارد انجام دهد، و آن وظیفه این است: یعنی لباس همسر، اسکان همسر و غذای همسر.
این سه چیز آنگاه بر مرد واجب می شود، که روز و شب آن زن با او باشد، و زیر فرمان نفس ملهمه آن مرد قرار بگیرد. ولی اگر زنی اسمش زن است، ولی مفهمومش جای دگر است و سیر دگر دارد، نه؛ اینها درباره اش صادق نیست. مگر از طریق عاطفی نه از طریق حقوقی.



281-Akram Karimi:
Be Nameh Khoda Ba salam Khedmate ostade mohtaram : Soali az hozoore shoma daram Va An In Hast ke : Agar dokhtari dar Amare ezdevaj bar khalafe meile batenie khod ( faghat be khatere rezayate pedar va madar ) Va Rezaye Khodavand tan be ezdevaj dahad , Aya dar in donya va ya dar akherat padashi be An dokhtar dade mishavad ya na ? Ba Tashakor
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:1/10/1385
مطلب شما به این فرع از نکاح بستگی دارد که، عقد مکره چه نقشی دارد؟ جواب اصلی آن است که ازدواج یا عقد یا پیوستن زن به مرد و مرد به زن، اقدام از طریق زن است نه از طریق مرد.
یعنی زن باید اول رضایت خویش را اعلام کند و این رضایت از هر جهت باید به واقع مرتبط باشد. اگر از وحشت مردم یا نهیب مادر و پدر و سایر وابستگان تن به این ازدواج بدهد، این مرحله، از اول ازدواج صورت نگرفته، این مرحله ازدواج صوری است یعنی ظاهرش ازدواج است، چیزی که ظاهرش ازدواج باشد، چه تاثیر الهی و روحانی در او خواهد بود که شما از تاثیرش جویا شدید.
بلی اگر پس از اندی گذشت زمان قلبا راضی شد، در این صورت این ازدواج هم زیباست و هم بهره های معنوی دارد. (عنوان این مراحل گفته شده، عقد مکره است)



280-الهه فاخري نيك:
با سلام خدمت استاد گرامي من شاگرد خانم رنگين كمان هستم از اينكه جواب سوال قبلي ام را بدين زيبايي داديد متشكرم از محضر ارزشمند شما سوالي ديگر دارم چرا به فرزند حرامزاده ارثي تعلق نمي گيرد و اينكه چرا با وجود اينكه او دستي در خلقتش نداشته تا اخر عمر بايد اين نام را با خود داشته باشد؟ متشكرنم
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:1/10/1385
راجع به حرامزاده مباحثش در فقه فراوان است که «الولد للفراش»، یعنی فرزند باید از نژاد یا اسپرم پدر باشد، یعنی از خون او. و قانون ارث آیا به تعین رجعت دارد؟ یا به خون ؟ این بحث مهم است. بعضی از بزرگان قانون ارث را در تعین دانند که در این صورت ولد حرام اگر به پدر منسوب باشد، ارث خواهد برد هر چند از خون او نباشد، اما اگر حرامزاده از خون ارث ببرد، در صورتی که معین شود او حرامزاده است، ارث نخواهد برد و اگر این روشن نشد، باز هم ارث می برد. با تشکر از شما.



278-سروناز نعيمي:
با سلام حضور استاد من از شاگردان خانم ابويي هستم واز اعضاي سايت شما از مطالب ارزشمندي كه در اختيار ما ميگذاريد نهايت سپاس را دارم
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:1/10/1385
از اینکه ابراز خشنودی از گفته های سایت نمودید پیداست که با دقت می نگرید و از شما سپاس هست.


منو

عضويت در سايت
آموزش فلسفه
رسائل
مقالات
نواي از جان استاد