|
282-Rozita Astaneh: Ba Salam khedmate Doktor mosavi va ba tashakor az javabi ke be soale man dadid , soale digari az khedmate shoma daram :
1-man Doosti daram ke modati hast dar morede falsafe Va erfan motaleati kardeh(falsafeye Dekart &...) va alan be in natije Raside ke namaz tanha rahe Sohbat kardane ba khodaye motaal nist , va motaghed ast ke mitavan be farsi ham ba khoda sohbat kard va niazi be khandane namaz nist .
2- Va agar dar Omoore digari az in ghabil ( hamsari ) kootahi konad va in amr mojebe narahati hamsar shavad vazifeye fard nesbat be In amr Chist ? |
| پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: | تاریخ پاسخ:1/10/1385 | خانم رزیتا آستانه
اینکه این بحث مهم مذهبی را از پوشش فلسفی، می خواهید بیابید، بسیار دشوار و مشکل. باید گفته شود که دکارت قائل به وسوسه بود، حتی مدتها خودش را گم کرده بود و شکِ در خود نموده، آنکه خودش را گم کرده چگونه می تواند به حق راه یابد، یا دیگرانِ از فلاسفه غرب. عموماً مانند دکارت تفکر دارند. مانند کانت، دیوید هیوم، جان لارک، بارک لی و امثال آن.
در دائره هیچ کدام از اینها جریان مذهب حاکم نیست، و این دوست شما چگونه توانسته از این مفاهیم به این نتیجه رسد که ربط با خدا تنها از طریق نماز نیست؟!!
آری نماز وسیله قرب است نه وسیله بیان. بیان با قرب خیلی تفاوت دارد، از همه مهمتر فرمان نماز به نمازگزار، برای هیچ کس، جز آنهایی که ریگی در کفش شان دارند، به فارسی تعریف در متن قرآن و روایات که اساس نماز از اینها ساخته شده، نشده است. نماز آرم توحید است، باید این آرم و این پرچم توحید در هر نسل و هر فرهنگ، با شکوه عربیت خودش مصون و محفوظ بماند و اگر فارسی زبان به فارسی و ترکی زبان به ترکی، و هندی زبان به هندی، و دیگر زبان به زبان خود، با خدا حرف بزند، آن راز هست، عیبی ندارد ولی نماز نیست. پس نتیجه اش و گرایش به سوی این نتیجه صد در صد اشتباه است. این یک مطلب .
مطلب دوم: فلسفه آن نیست که با مطالعه بفهمد. فلسفه وجود دارد،؛ ماهیت دارد؛ علت دارد؛ معلول دارد، جعل دارد، انجعال دارد، واجب دارد، ممکن دارد، عقول دارد، نفوس دارد، و میلیونها موضوع علمی. چگونه این دوست شما با مطالعه به این وادی رسیده است؟؟!
باید کسی که به فلسفه می خواهد اجازه ورود بگیرد، حداقل 15 سال درِ خانه فلسفه، زیر تعین گفته های استادی نحریر قرار بگیرد و پس از آن احتمالا یک ذره، در فلسفه را به رویش بگشایند. و تازه پس از ورود اول بحث است که چگونه بهره های خواهد گرفت؟
درونش چیست؟ برونش چیست؟ نیت اش چیست؟ خلوص دارد؟ وفا دارد؟ میل دارد؟ عشق دارد؟ صفا دارد؟ همه اینها اگر در درونیش غوطه ورد گردند، شاید چیزی سهمش گردد.
والا نه گفته اش و نه تحقیق اش در اینباره سند نخواهد بود.
اما بحث دوم:
طبق فرمان دین هم زن باید مرد را خشنود و در نهایت حفظ کند. و هم مرد باید وظیفه ای که دارد انجام دهد، و آن وظیفه این است: یعنی لباس همسر، اسکان همسر و غذای همسر.
این سه چیز آنگاه بر مرد واجب می شود، که روز و شب آن زن با او باشد، و زیر فرمان نفس ملهمه آن مرد قرار بگیرد. ولی اگر زنی اسمش زن است، ولی مفهمومش جای دگر است و سیر دگر دارد، نه؛ اینها درباره اش صادق نیست. مگر از طریق عاطفی نه از طریق حقوقی. |
275-الهه فاخري نيك: با سلام خدمت استاد گرامي از اينكه ما را لايق دانسته و مطالبي به اين با ارزشي در دسترس قرار دادهايد متشكرم من يكي از شاگردان خانم رنگين كمان هستم چند روزيست دنبال جواب سوالي در مقالات و رسالات شما ميگردم اما نيافتم خواهشمندم عنايت فرماييد و جواب من را بدهيد ايا خداوند عزوجل نيز به بندگانش عشق مي ورزد و انها را دوست دارد؟ |
| پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: | تاریخ پاسخ:25/9/1385 | با تشکر از سوالتان
اگر حضرت حق بنده اش را به عنوان حد و محدود، چون عکسی که در آینه افتد، بنگرد و به او عشق ورزد این نقص است و اینگونه نیست. اما او جهان عشق است و هر آفریده هم به یقیق به جهان عشق او غوطه ورند ، لذاست آنچه در جهانند عاشق خدایند نه خدا بخواهد به آنها مثل خلق عشق بورزد، آنگونه اگر باشد نقص در ذات اوست.
امید است که معنی را فهمیده باشید
|
274-Rozita Astaneh: Be Nameh Khoda .
Ba Arze Salam Khedmate Ostade Mohtaram Doktor Mosavi .
Man daneshjooye sar Kar Khanome Garmabdari hastam . Az Mahzare Shoma Soali Dashtam .
Khodavande Motaal Bayad rahim bashad
Mehrban Va bakhshande . Khoda Nabayad Zolmi anjam dahad . Pas khodavand Majboor Hast Khob Bashad . Agar Bad Bashad Khoda nist .In Khodesh naghs ast .Agar Ham Mehraban Nabashadbaz ham naghs Ast . Chera ? |
| پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: | تاریخ پاسخ:25/9/1385 | با تشکر از سوالتان
چون او به منهای نقص است و آنچه هست فیض و رحمت است و آنچه فیض و رحمت باشد چرا نقص باشد؟ او کمال و اوج است.
اشکال در ناتمام هاست نه اشکال در تمام ها.
هیچ عقلی کمال را نقص نمی داند، ناقص را نقص می داند، نه کامل را.
پیکره سوال شما هم معنی اش در نقص است و هم بیانش، هر دو.
|
273-farideh asghari: ba salam khedmate ostade mohtaram yek soal az shoma dashtam .
Aya dar zamaneh ghiamat baad az in ke afrade nikookar be padasheshan residand va mojremin be keyfare aamaleshan . in jarian dar morede in afrad edameh darad ya baad az modati motavaghef mishavad .
ba tashakor |
| پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: | تاریخ پاسخ:25/9/1385 |
آری پرسش زیباست، در جهان ناسوت یعنی همین جهانی که ما تنفس می کنیم، فعل و انفعال و جد و جهد، استاتیک و دینامیک وجود دارد در یک حد متعارف.
اما در محشر که ایام پاداش و کیفر است نیز زیباعملان لحظه به لحظه اوجشان بهتر و زیباتر تا بی نهایت خواهد بود. و زشت عملان اگر اهل توحید و نبوت و ولایت و عصمت باشند، تا مدتی در رنج و عذاب اند که از آـنها تعبیر به حقبه کرده اند یعنی یک مدتی در رنج اند و سپس به جهان رحمت خدا رجعت می کنند.
و اگر تبهکاران غیر اینها باشند نیز کیفر آنها بیشتر خواهد بود حال این تا چه میزان آنرا ما ندانیم جز حضرت اله.
|
272-محمدفراهانی: سلام.جناب استاد من شدیدا به کمک شما نیاز دارم. چند صباحی است که به شدت دچار تضاد فکری شده ام. موضوعاتی از قببل وجود خداوند . عدالت خداوند . نبوت و رفتار و زندگانی رسول اسلام با توجه به تحقیقاتی که کرده ام برایم دغدغه فکری شده اند. تا جایی که امکان زندگی عادی از من سلب شده و بسیار بی انگیزه شده ام. نیاز به انسان همچون شما دارم تا مشکلات فلسفی ام حل شود. حال هر طور که جنابعالی صلاح می دانید از محضر مبارکتان استفاده کنم. در ضمن من در شهرستان اراک زندگی می کنم. |
| پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: | تاریخ پاسخ:25/9/1385 | | هر انسانی بخواهد به حق واصل گردد، از طریق شک و تردید عبور می کند و هیچگاه از این حالت نگران نباشید. اما اگر بخواهید که پاسخ کافی بر این رویدادهای ذهنی شما سرازیر گردد، نیاز به مطالعه چندین رساله درسی ما دارد که آنهم مستلزم شرایطی است. |
271-مليكا بهروش: با نام حق
با سلام/ از توجه شما نسبت به سؤال قبلي ام و متني كه برايتان ارسال كرده بودم
كمال تشكر را دارم
از گرداورندگان سايت ممنون مي شوم اگر در ارتباط با بسيط الحقيقه مطالب وسيع تري را ذكر بفرمايند؟
با توجه به اين بحث مي توانيم عقايد بعضي از مذاهب ديگر را راجع به اينكه مي گويند خداوند سبحان يك نيروي عظيمي است كه تمام طبيعيات تمام كائنات و..... را به وجود آورده و خود نيز آنها را هدايت مي فرمايد ناقص بدانيم و با اين بحث تو جيحي را مطرح كنيم؟
با تشكر
با آرزوي طول عمر براي شما استاد فرزانه |
| پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: | تاریخ پاسخ:25/9/1385 | آنچه لازم بود راجع به بسیط الحقیقه گفته شد، شرح بیشتر آن نیاز به جلسات حضوری دارد.
و بحث دیگری که راجع به حضرت حق فرمودید، آنهم جز همین موارد است. یعنی نمی شود در سایت به جزییاتش اشاره نمود اگر بخواهید در این زمینه به تجقیق بیشتر برسید با شرایطش باید تشریح گردد.
|
270-بهاره میرگلوی بیات: با سلام
با تشکر از پیام هایتان هر دو را دریافت کردم.
نقش بدن مثالی درعالم رویا یاخواب را اگر مقدور است بفرستید.
با تشکر |
| پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: | تاریخ پاسخ:25/9/1385 | از اینکه راجع به توهم و امور ذهنی سخن گفتید، اینها عموما در توهم اند، و از توهم هم کسی به جایی نمی رسد. بهتر آن است که شما سوالهای اساسی را مطرح کنید تا اگر لازم باشد پاسخ داده شود.
منظور از این عبارت زهد؛ چون هر کس وظیفه ای نسبت به علمی که دارد باید بر عهده بگیرد، آن همه زهدی که حضرت شیخ انصاری(اعلی ا... مقامه) که شما نام ایشان را سبک بردید به خودشان اختصاص داشته برای شما و دگران نیست.
و مسئله سوم شما، خود زمان فراوانی را می طلبد که در سایت با شرایط باید پخش گردد.
|
268-melika behravesh: ba name hagh
ba salam khedmate jenabe dr seied ali moosavi soalati az hozoore shoma dahtam madni bar bahsi dar morede bahse daghighi ke dar in site matrah shode/*khodanand enerji nist*1.منظور از بسيط الحقيقه چيست؟ - با توجه به اين بحث بالاترين قدرت / قويترين انرژي ذات اقدس الهي ميباشد پس در عمق معنا خداوند انرژي به معناي ديگري كه در فيزيك و..... مي باشد اما نه در ذات؟ با تشك از فرصت هايي كه قرا داده ايد در اين براي رشد و بالندگي ما جوانان سايت
|
| پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: | تاریخ پاسخ:18/9/1385 | مفهوم انرژی یکی از مفاهیم اساسی فیزیک است اما دریافت معنی آن مشکل.
برای مثال انسان است که ایجاد انرژی می کند، گواینکه بعضی دانشمندان گویند از خورشید پخش انرژی می شود آن بحثی است دگر.
و اگر حضرت باری چون انرژی باشد، لازمه اش این هست که مخلوق او بتواند در اثرات او اثرگذار باشد. پس نباید چون انرژی باشد، بلکه باید بسیط الحقیقه باشد.
زیرا بسیط الحقیقه از دیگری تکون و تثبیت و خودمحور و خودبود نمی شود. بسیط الحقیقه خود، خود است نه دیگری او را به خودی واداشت. این معنی کلی بسیط الحقیقه.
معنی ظریفتر بسیط الحقیقه، از این شعر خواجه باید دریافت:
تا تو پیدا آمدی پنهان شدم چونکه با معشوق پنهان خوشتر است
چون بسیط الحقیقه چهره یابد، همه ناقص ها نابود گردند و جلوه ها جلوه شوند و استعدادها روی آیند و واقعیت ها ابراز گردند. نه آنها را ایجادشان نمایند، خیر.
از صفای می و لطافت جام در همه آمیخت رنگ جام و مدام
یعنی بداگونه که شفافیت شیشه بلور با مایع شفافی که در درون شیشه هست ، متمایز نیستند، بلاتشبیه بلاتشبیه بلاتشبیه، از بسیط الحقیقه این شفافیتها نمودارند، چه جهان بخواهد، یا نخواهد.
و نیز:
این همه عکس می و نقش و مخالف که نمود یک فروغ رخ ساقی است که در جام افتاد
یعنی از بسیط الحقیقه اشراقها و عین ها خودبخود تلالو دارند.
توجه داشته باشید: اگر در معنی بسیط الحقیقه ماندید و راه به جایی نبردید، می توانید با پدیدآورندگان این سایت در تماس باشید، تا نوعی دگر شما را هدایت بنمایند.
|
267-melika behravesh: ba name hagh
ba arze salam va dorood khedmate shoma ostade farzane
man daneshjooye ostad garmabdari hastam/ zamani ke ostad dar kelas az bahshaye shoma sokhan migoftand va name mobarake shoma ra bar zaban avardand ba khodam goftam in nami ke ostad zekr mikonand haman ostad moosavi ast ke salha pish zamani ke mahe moharam dar jalaseye khasi ke madaram besiar esrar dasht va moshtaghane khodash ra baraye raftan be on majles amade mikard va ma ra niz hamrahe khodashan mibord sokhanrani mifarmoodand mibashand? in sial dar zehnam baes shod ta roozi jelo ravam va khedmate ostad garmab dari beresam va soal khod ra baz goo konam va ishan ba neshoonihayi ke az adresse jalasate shoma ostad farzane be man dadand motevajeh shodam ke bale ishan haman ostadi hastand ke name moghadeshan va bahshaye shirin va amighehan hich gah az zehne madaram pak nemishavad.( name madaram kanoome behjate habibi mibashad shayad shoma be nam ishan ra nashnasid ) man ba didane site shoma besiyar khoshhal shodam va tamam khaterate dorane koodakiam zamani ke dar jalasate shoma hozoor dashtam ra bekhater avardam va on jediat dar mabahes va daghigh boodan bahsha hamishe dar zehn man baghi mande va az haman kooodaki darshayeakhlagh.... khoobi ra az shoma gereftam ke omidvaram betavanam ba estefade az in ertebat darshaye bishtar va amightari ra az shoma begiram va rahnamaye zendegi khod gharar daham
ba tashakor |
| پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: | تاریخ پاسخ:18/9/1385 | باردگر از این ظریف سخن که از لبانتان بروز کرده، به سپاس هستیم. |
263-: manzooretoon az jomleye zir chiye? که ثبات و يکساني را براي اصل بودن پذيرا نشدند
aya mishe hoviat ro taghir dad?
chejoore?
|
| پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: | تاریخ پاسخ:17/9/1385 | عبارتی که «ثبات و یکسانی را پذیرا نشدند» این وابسته به یک سلسله مطالب است، حق این بود که آن مطالب و مغز مطلب را بیان می کردید تا به معنی این کلمات، زیبا راه می یافتیم.
و اما راجع به استخاره، به هر کس از آقایان که به شما نزدیکتر هستند، می توانید مراجعه کنید.
اما موضوع هویت، هویت معانی گوناگون در او نهفته است. گاهی هویت، یعنی نژاد و اصل و قبیله. در این صورت این هویت قابل تغییر نیست. چون ژنهای اجداد، در تبار تاثیرگذارند.
گاهی هویت، هویت اجتماعی است، آنکه در اجتماعی زندگی می کند، اگر مربی آن با تز فکری عالی باشد، چرا هویتش را عوض کند؟ و اگر تز فکری منحط است، و پایین، زیبا آن است که از این انحطاط درآید.
اما اگر هویت، هویت علمی و فرهنگی باشد، در این صورت به هویتی نزدیک شود که توحید او را، نبوت او را و عصمت و ولایت او را به حد اوج و کمال نزدیک سازد.
پس جواب متنوع داده شده، این خود هستید که در این باره به پویش آیید.
|
262-faeze mohajer: filsoofane shargi motaghed hastand tanasokh baraye yaftane kamal ast yani 1 mojood ta hengami tanasokh peida mikonad ke be kamal beresad pas az an tanasokh motevaghef mishavad nazare shoma dar in bare chist? |
| پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: | تاریخ پاسخ:17/9/1385 | نمی دانیم شما کی هستید؟ آیا تناسخ را تنها از لغتش می خواهید بفهمید یا به کاوش هستید. از هر جهت نظر ما ضد تناسخ است زیرا معتقد به معاد هستیم و قرآن این نظر را سخت تایید فرموده است که در معاد هر انسان، او و جسم و روح و نفس و عقل و همه مجرداتی که در قالب تن به کارشان ادامه می دادند، برای پاداش یا کیفر، خود باید بازگردند و بهره ور گردند.
در صورتی که روح انسان در پیکر دیگری سیر کند، فلسفه معاد ناتمام می ماند.
و اگر در تحقیق هستید، ما (محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی)دو رساله در باب تناسخ داریم، در صورت اشتیاق در تماس باشید، تا شما را ارائه الطریق بنمایند.
|
261-kazem zadeh: ba salam
2 soal fory dar morede tafsire sooreye nahl dashtam
1) chera baraye residan be khoda shetab(na sorat) nakonim?
2) ba tavajo be in mozoo falsafeye shahadat chist? |
| پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: | تاریخ پاسخ:17/9/1385 | تز سوالتان ناتمام است. انسان هرگاه که می خواهد از مبنای علمی یا اخلاقی یا اساس معنویتی جویا گردد هم در بیانش و هم در ارتباطش باید خضوع و ادب باشد...
باید به شما تذکر بدهیم در 1385/8/26 به این سوال جواب داده شده است. |
259-فاطمه بابايي: به نام خدا
به ياد ندارم در اين 31 سال از عمر ناقصم از آن زمان كه به نماز مشغول شدم . اين چنين حس خاصي قبل از نماز - در هنگام نماز به من دست دهد . استاد عزيز و بزرگوار از شما سپاسگزارم كه اين فضا و حالت روحاني را امروز پنج شنبه صبح در كلاس اعيان الشيعه ايجاد فرموديد . در كنار شما بودن همواره و هر لحظه اش درس است اميدوارم كه لياقتش را داشته باشم.
فاطمه بابايي |
| پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: | تاریخ پاسخ:11/9/1385 | خانم فاطمه بابایی
گاهی اعمال قولی است، و گاهی فعلی است و برای بسیاری قولی و برای دیگران فعلی، تاثیرگذار است. ولی آنچه ما یافتیم شما هم قولا و هم عملا در تاثر هستید و انشاءا... موفق باشید.
|
258-فهیمه برقی شیرازی: با عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما استاد فرزانه من دانشجوی رشته پرستاری هستم و از طریق استاد خانم گرماب وردی با شما آشنا شدم .اگر امکان دارد جواب سوال های من را در سایت قرار داده و در صورت ممکن سریع تر جواب دهید:
1-چه عواملی باعث انکار معاداز سوی کافران می شود؟
|
| پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: | تاریخ پاسخ:11/9/1385 | خانم فهیمه شیرازی
با نهایت سپاس از شما، برای فهم این موضوع به جوابی که به خانم شمسعلی داده شده به فوریت مراجعه بفرمایید.
|
257-لیلا میرعابدینی: از مطالب بسیار مفیدی که در سایت گذاشته شده است بسیار ممنون و سپاسگزارم چند روزی است که هرروز صبح رساله سوره حمد را می خوانم و سعی می کنم در بقیه ساعات راجع به این مطالب فکر کنم مطالب بسیار زیبا و عالی است از حضرت استاد دکتر سید علی موسوی و شاگردان ایشان بسیار متشکر و ممنونم. |
| پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: | تاریخ پاسخ:11/9/1385 | خانم لیلا میرعابدینی
از ابراز عنایتتان ممنون.
از اینکه توجه به موارد توحیدی در سوره حمد را سرلوحه خود پگاهان قرار می دهید، انشاء ا... شما را به حق خود نزدیکتر خواهد نمود.
و اینکه انسان با دندان خویش گور خویش را میکند و اویس قرن از گنجینه های عشق رسول ا... بودند،
به یقین آگاهید اینها با هزینه سایت همراه هست، در صورتی که مایل باشید، ابراز اعطای هزینه را بکنید تا برایتان آنچه لازم است در این دو مورد تعریف بشود.
موفق و موید باشید.
|
255-zahra shamsali: با عرض سلام خدمت استاد موسوی از حضور شما چند سئوال داشتم آیا حضرت عیسی به همراه امام زمان ظهور میکنند؟ آیا اینکه امام زمان به چاه جمکران داخل شدند درست است ؟ عالم ذر چیست ؟آیا این عالم وجود دارد؟اگرهست پس کارهایی که در این دنیا انجام میدهیم چون آن زمان انتخاب کردیم و یا برای ما انتخاب شده پس این عالم جبر است ؟وسوال اخر اینکه آیاسحر و جادو وجود دارد؟
|
| پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: | تاریخ پاسخ:11/9/1385 | جواب از سوال اولتان:
طبق بسیاری از روایات مذهبی، آری حضرت مسیح در فلک چهارم، یا کیهان یا منظومه یا آسمان چهارم زنده است و هرآنگاه که حضرت حجت (عج) ظاهر شوند، حضرت مسیح پشت سر آن حضرت نماز اقامه خواهند نمود.
جواب از سوال دوم:
و اما موضوع دوم، اصلا این سوال خیلی اساس آنگونه ندارد، در اینکه آن حضرت عنایت به سطح زمین، یا عمق زمین، یا جو هوا یا کهکشانها دارد جای تردید نیست، اما اینکه به فلان جا بروند یا نرود چه تاثیری خواهد داشت؟ بهتر است که در این مقوله ها وارد نشوید.
جواب از سومین سوال:
آری حتما عالم ذر که جهان داد و گرفت است، که نام اول آن، جهان لاهوت ربطش به خداست و جهان جبروت ربطش به همان جهان بروز عینیت ارواح و عالم ملکوت قبل ازپیدایش انسان و عالم ناسوت همین جهانی است که بشر زندگی دارد.
دومین جهان: همان نامش عالم ذر است، و در منطق قرآن هم از عالم ذر نام برده شده است. ولی آنچه که آنجا پذیرفته به عنوان تثبیت نیست که کپی آن در عالم ناسوت باشد، نه.
هر عینیت انسان که حضرت باری فرمود هستم من خدایتان؟ گفتند آری. پس از این آری میل ها هم چهرشان پیدا شد.
یعنی یک مشتاق عرفان و دیگر به شوق کشاورزی، و دیگر پی هنر و دیگر پی آرامش، اینها نمود بوده اند نه اینکه عین آنها در جهان ناسوت به عمل برسد. از این شیوه ها خوششان آمد. یا از این شیوه ها ناراضی بودند، هر دوی اینها با عوامل و دفع مانع ها قابل بروز بوده اند نه مستقیما. امید است که مطلب رابیابید.
جواب از سوال چهارم:
خیر نه قرآن، نه روایات معصومین نه امور عقلیه و فلسفه این دو را قبول ندارند. و ما هم قبول نداریم. چرا، چرایش بسیار طولانی است که جایش در سایت نیست.
|
254-بهاره میر گلوی بیات: بهاره میرگلوی بیات:باسلام من دانشجوی رشته ی پرستاری هستم که این ترم واحد قران را با سرکار خانم گرمابدری میگذرانم و از طریق ایشان با ما استاد فرزانه آشنا شده ام استاد امیدوارم که به سوالات من حتما جواب دهید چون واقعا به جواب آنها احتیاج دارم:
1-آیا اراده نشعت گرفته از وجود آدمی است؟
2-چه عواملی باعث انکار معاد در کافران می شود؟
امیدوارم در همین سایت جوابم را بدهید من برای مشاهده جواب هرروز به این سایت می آیم.
امیدوارم اجر کارتان را از خدا وند بگیرید محتاج دعای شما
بنده حقیر خدا |
| پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: | تاریخ پاسخ:11/9/1385 | از اینکه پرسش هایی را نمودید، امید توفیق برایتان هست.
1) اراده از جسم و جان است. البته وجود هم بی تاثیر نیست. نیروهای محرکه که جزء عینیت انسان، محسوب می شود، پیدایش اراده از آنهاست.
هرآنگاه که از واهمه و تخیل بگذرد اراده برای هر انسان موجود خواهد شد. پس مجموع ماهیت یعنی جسم؛ و وجود یعنی نیروی اصلی و نفس قدسی که ناظرند بر جسم و روان انسان، اراده زاده مجموع اینهاست. ولی مرکز اراده در کجا هست به خوبی روشن نشده. اینکه هر انسان می تواند اراده بنماید، مسلم است.
جواب از سوال دوم:
معاد یک قانون علمی و مذهبی است. و نشات گرفته از توحید است، یعنی کسی که به توحید و نبوت و ولایت و عصمت معتقد است، به سوی معاد روان است. در صورتیکه انسانی توحید و نبوت و عصمت و ولایت را پذیرا نباشد، چگونه به سوی معاد رود؟
اینکه کافرین یا کفار، معاد را منکرند در حقیقت توحید را انکار دارند.
|
253-زهرا شمسعلی: باسلام خدمت استاد موسوی اینجانب زهرا شمسعلی دانشجو سرکار خانم گرمابدری از محضر شما سوالی داشتم آیا امامان در زمان ظهور امام عصر رجوع میکنند ؟ ودیگر اینکه اگر ما میپذیریم که خدا عادل است پس جرم آنهایی که با داشتن نقص عضو متولد میشوند چیست ؟ باتشکر |
| پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: | تاریخ پاسخ:11/9/1385 | با سپاس از سوالتان.
بلی بحث رجعت، بحث پر قیل و قالی است در مبانی مذهب. یعنی پس از اینکه مولانا حجت بن الحسن (ارواح العالمین له فداء) پرده از چهره خویش بردارند، بعضی برآنند که 4 سال، بعضی هم مقداری بیشتر گفته اند که زندگی خواهند نمود، و حضرتش را به شهادت خواهند رساند، یا به لقاء ا... واصل خواهند شد. پس از آن رجعت به ترتیب یعنی اول رسول ا...، سپس حضرت علی و فاطمه و امام حسن و امام حسین تا مولانا حضرت عسکری.
و به ارواح طیبه هم که مشتاق دیدار هر امام معصوم باشند، ابلاغ خواهد شد تا بار دگر رجعت نمایند، این دیدگاه از دیدگاه مذهب است، ولی خوب بسیاری هم این دیدگاه را نپذیرند، ولی خود ما قائل به رجعت معصومین هستیم، کم و کیفش را نمی دانیم.
پاسخ سوال دوم:
این گفته شما «اگر بپذیریم خدا عادل است...» این موضوع شایسته نیست، بلکه یکی از صفات حضرت باری عدل اوست. اما نقص اعضای تن انسان در بدو تولد، ربطی به حضرت اله ندارد. ارتباطش به نحوه عشق بابا به مادر، یا بلعکس، نحوه برخورد اسپرم و اوول از پدر به مادر، نحوه دوران بارداری مادر، و نحوه آرامش یا خشم مادر در دوران بارداری، و ده ها عامل دیگر که از سوی غذا و طعام پدر و مادر، یا نحوه آرامش و خشم والدین، یا کیفیت برخورد هنگام آمیزش خواهد بود.
پس در صورتیکه طفلی ناقص، یا از دید فکر عقب مانده، یا عکسش در اوج زیرکی هست، همه اینها وابسته 1) به صفای والدین یا خشم والدین و ناامنی فکری آنها است 2) وابسته به آغاز بارداری مادر 3) وابسته به آرامش یا خشم مادر و دیگر رویدادها.
پس ارتباط به حضرت باری ندارد، حضرت باری فرمان قدرت را صادر برای موجودها نموده اند، نه کیفیت اندازه ها. اندازه ها از همانهایی است که نام برده شد.
|
252-morteza pormohammadi: be name izade manan ba arze salam khedmate shoma ostade gerami va azizam dar ebteda tashakor mikonam az inke bande hagher ra ghabel daneste va ba ma tamas gerefteid ostad har chand ke sokhanane shoma dar site kamelan por mohtava va delneshin hastand ba in hal mikhastam lotf befarmaid va bishtar ragebe gavanan va agah shodane anha sohbat konid ragebe taghviate iman,omid be khoda,sakhtane yek zendegie galeb , dashtane hadaf va barname,bala bordane sathe fekr va shour, kontrole havaye nafsani,ehsase hamishegi khoda va aeme dar tamame lahazat,didgahe dorost va dar yek kalam ensan shodan va be takamol va aramesh residan.hamchenin khahesh mikonam sokhanane shivayetan ra ragebe in masael va har che ke khod salah midanid be ID shakhsi khodam beferestid besorate daem va edame dar ta betavanam shagerd kochake shoma BASHAM chera ke faselehaye makani nemitavanand delhaye mara az ham dor konand dar akhar az shoma be khatere inke aramesh ra be zendegie dokhtar khale man,shagerd shoma,(khanome masoume karegar)bar gardandid va az ou be khatere inke mara ba shoma ahena kard tashakor mikonam omidvaram dar saye agha emame zaman movafaghva pirouz bashid(ke enshaalah zohoreshan nazdik ast)ma ra ham az doaye khairetan binasib nagozarid eltemase doa ba tashakor morteza 20 sale az khomein. |
| پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: | تاریخ پاسخ:11/9/1385 | | با تشکر از اینکه نکته های اخلاقی و ایمانی و معنوی را در خواست نمودید، شیوه ما هم همین است که دلها به توحید و نبوت و ولایت پر و نیز ایمانی محکم و به آیندة ایمانی و علم خود سخت امیدوار، ولی اختصاصا خواسته های شما، هزینه ای را می طلبد. در صورتی که مشتاق اید اعلام بفرمایید تا سپس شماره ای برایتان ارائه شود. موفق و موید باشید. |
251-الهه فاخري نيك: در مورد اشراق نفس قدسي بر نفسي كه عارضه هايش بسيار بد است مي خواستم بدانم ايا مقدار اشراقش با نفسي كه عارضه هاي خوب دارد يكسان است |
| پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: | تاریخ پاسخ:2/9/1385 | | در جواب شما، باید گفت «نفس» بد نیست. آنچه عنوان نفس بر او گفته می شود مقدس است. میلها به زشتی ها نامقدسند. برای این دو نفس معرفی شده، 1) اماره 2) لوامه. که نفس اماره همان میل به زشتی است، که انسان را به زشتی ها فرمان می دهد، و روبروی آن نفس لوامه قرار می گیرد و او را منعش می کند که به این زشتی، اقدام ننما. پس آن زشتی که شما به نفس نسبت دادید، ابدا به آن صورت معنی ندارد، ولی اشراق نفس قدسی، بر سایر نفوس، مانند اشراق قمر، بر کواکب نورانی است، که نفس قدسی در هر حال بر نفس اماره، بر نفس لوامه، بر نفس مطمئنه، بر نفس راضیه، بر نفس مرضیه، به دیگر عبارت بر شانزده نفس که در درون انسان حاکمند، دارد. یعنی اشراق نفس قدسی بر تمام آنها حاکم است. نه به این معنی است که آنها بی اشراق اند، نه. سایر نفوس هم اشراق شان قوی است، ولی نفس قدسی، چون واسطه بین اقدیسیت حضرت اله، هست اشراقش روشن تر و نورانی تر است. |
250-ليلا محمد علئي: با سلام خدمت جناب دكتر سيد علي موسوي من يكي شاگردهاي آموزشگاه خانم بابايي هستم من تازگيها دچار كابوسهاي شبانه شده ام ودر اين كابوسهاي احساس مي كنم چيزي بر روي بدنم قرار ميگيرد من قبلا دچار اين حالت شده بودم ولي به تازگي علاوه بر اين حالت اورا هم ميبينم وبامن صحبت ميكند من شنيده بودم در اين مواقع اسامي خدا ويا دعا خواندن باعث از بين رفتن ان مي شود ولي من وقتي نام خداوند را ميبرم يا دعا مي كنم او نام خدارا باحالتي مسخره تكرار مي كند وبا نام خدا ودعايي كه با خود مي خوانم به حالت مسخره شروع به رقصيدن وشادي كردن مي پردازد و من دچار ترس شدم و از شما مي خواهم به من كمك كنيد تا دليل اين حالت را بدانم كه او چرا من را اذيت مي كند باتشكر از شما استاد فرزانه |
| پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: | تاریخ پاسخ:3/9/1385 | | با تشکر از شما ، نحوه پرسشتان، اولا بدانید که من سراسر گفته های شما را نمی پذیرم، زیرا ما ایمان به امور غیب باید داشته باشیم، نه رویت امور غیبیه. ما تابع بیان قرآن کریمیم که در آغاز سوره دوم، یعنی بقره می فرماید: الذین یومنون بالغیب. بله ما به امور غیبیه که نیروهای غیبیه در عالم حاکمند که از آن جمله مولانا حجه ابن حسن (ارواح العالمین له فداء) هستیم. اینکه شما نحوه را، و رویت را، و حالت را از چیزی مشاهده کردید، کذب محض است و هیچ برای خودتان اساسی قرار ندهید. بلی، بیان لاحول و لاقوه الابالله العلی العظیم، بسیار پرفیض و پرمعنا است و در این بیان آرامش حاکم است. و همچنین «حسبناا.. و نعم الوکیل، نعم المولی و نعم نصیر» هم همین آرامش در این جلمات حاکم است. طبق دستور دین مقدس اسلام، که هرآنگاه انسان به اضطراب درون گرفتار شد، این جمله ها را با تکرار بیان نماید و مفید خواهد بود. امیدواریم شما هم با تکرار این جملات اگر کابوسی که در احساس از او سخن گویید، باشد نابود شود. باز هم تاکید ما آن است که تن و درون و برون را بر این وسوسه ها و اضطرابها تسلیم ننمایید. و عدم واقعیت اینها را به یقین بدانید، نه در ظن و گمان. |
247-niloofarsaadat: با عرض سلام و خسته نباشيد چند سوال داشتم
1ايا از نظر علم طبيعي معاد جسماني ثابت مي شود؟
2وقتي معاد جسماني براي ما پيش مي ايد جسم ما در چه سني هست؟ |
| پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: | تاریخ پاسخ:26/8/1385 | با سپاس از شما.
تمام خیزش فلاسفه الهیون، از آن جمله حضرت صدرا و سایر از فلاسفه و محققین امامیه، یعنی دانشمندان تشیع، و عموم شخصیتهای علمی که در مبنای قرآن و در مبنای روایات معصومین، و در مبنای فلسفه متأله، کوشیدند و کار کرده اند و می نمایند، انگیزه برآن است که معاد جسمانی را بسازند و درستش کنند، والا اگر این شیوه حاکم نباشد، معاد روحانی به اندک بیانی روشن است. حتی خود ما که رسائل گوناگون پیرامون معاد با کمک یاران درسی، مهیا نموده ایم، همت آن است که معاد جسمانی از هر جهت بی عیب و نقص تجسم بیابد و همین است. یعنی معاد جسمانی هم از نظر طبیعت و هم از نظر ماده و هم از نظر انرژی، و هم از نظر ترکیب قابل قبول است و ما با دلائلی محکم ثابت نمودیم.
اگر مشتاق باشید می توانید به گردانددگان این سایت مراجعه کنید تا در صورت لزوم به شما ارائه دهند.
و اما چگونه محشور و در سنی، با چه کیفیتی و ماهیتی محشور خواهد گشت؟ در لحظه ای که ذهاق روح از او شده. یعنی اگر 30 ساله بوده، با همان هیئت عمرش، و اگر 90 ساله بوده، با همان هیئت جسمش، و اگر کمتر یا بیشتر، با ماهیت و کیفیت جسمانی مبعوث یا معادش انجام خواهد شد. به نحوی که در آن حال او را ببیند، مقر باشد این همان است و بس.
|
246-Kazem zadeh: ba salam
man daneshjooye khanoome Garmabdari reshteye pezeshki hastam
dar tafsire sooreye mobarakeye NAHL farmoodid ke (BARAYE RESIDAN BE GHIAMAT SHETAB NAKONID) va dar edame farmoodid (HADAF AZ AJALE SOR'AT AST NA SHETAB)
1) magar na inke sor'at baraye residan be matloob khub ast, pas chera baraye residan be khoda sor'at be kharj nadahim?
2)ba in voojood chera shahadat kari pasandide ast? |
| پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: | تاریخ پاسخ:26/8/1385 | با تشکر
اینکه بیان شد برای رسیدن به یوم النشور، که قیامت باشد شتاب نکنید. این بیان من نیست، این بیان قرآن است و هدف این بوده که ما معنی ظاهر آیه را بیابیم. جدای از معنی آیه دیگر تحقیق است، نه اصل.
تحقیق ما آن است که، در خیلی از کارها نباید شتاب نمود. از آن جمله در داوری ها، از آن جمله در نسبتی که به انسان داده می شود، از آن جمله یابیدن دوست، از آن جمله سخن اعم از هر نوع سخن که حیثت انسانی به آن بستگی داشته باشد. اینها و امثال اینها را نباید به سرعت جلو رفت. همانگونه که بیان شد، مذموم است. اما اگر نماز اقامه شد، سرعتش ضرور و لازم. اگر انسانی بدرود بگوید، برای تدفین آن سرعت ضرور و لازم. و اگر مجمع دانشی که از دست می رود، فراهم شد، شتابش ضرور و لازم. و همچنین در مقام عالی شهادت، هرآنگاه که دریافت دین و حقیقت ها نیاز به یاری دادن یافته اند، سرعتش در حد عالی است. و باید هر چه زودتر بشتابد.
پس جان مطلب آن است که، در جایی نباید به شتاب نزدیک شد، و جایی باید با شتاب و در عمل شتاب اقدام ورزید، هدف این است. حالا تعبیر چگونه شده، ما ندانیم.
|
244-بهاره میرگلوی بیات: باسلام
من دانشجوی رشته ی پرستاری هستم که این ترم واحد قران را با سرکار خانم گرمابدری میگذرانم واز طریق ایشان با شما آشنا شدم.
سوالاتی دارم که به حضورتان خواهم فرستاد.با تشکر |
| پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: | تاریخ پاسخ:25/8/1385 | | با سپاس از شما، در صورتی که سوالهایتان مربوط به اینجانب باشد، به جوابش آنان نائل خواهید شد. |
243-shirin sarlak: chara soniha akhare salavat ra namefarastan |
| پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: | تاریخ پاسخ:25/8/1385 | | سوال شما بهترین جوابش را باید از هر یک از مراجع عالی مقام که تقلید می نمایید، درخواست نمایید و به جواب آن خواهید رسید. |
238-abas pardakhtchi: ضمن هرض سلام وقبولی طاعات وعبادات شما عید سعید فطر را به شما وخانواده محترم تبریک عرض میکنم . برداختچی |
| پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: | تاریخ پاسخ:6/8/1385 | | جناب آقای پرداختچی از ابراز مهرتان متشکریم. |
237-سیده مائده نقیب السادات: سلام.من قران را به نیتی باز کردم.سوره یوسف امد.قسمت یوسف و زلیخا و ان قسمت که زلیخا زنان مصر را دعوت کرد.خواستم بدانم که تعبیرش چیست؟ |
| پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: | تاریخ پاسخ:6/8/1385 | | باید به آنکه استخاره می گیرد، مراجعه فرمایید. |
236-شعیری: خدمت استاد گرامی جناب دکتر سید علی موسوی محقق ودانشمند گرامی
اینجانب به نیابت ازخانمهای محتم همکلاسی خود که درمحضر سحابی جنابعالی درس فلسفه متعله را میآموزی فرارسیدن عید فطر رابه شماوسحابه های زحمت کش وبسیار متعهدتان که این همه نیکی را ازمحضر شماآموخته اند وبه حق که بسیار عالی از عهده این مهم برآمده ومکرراًچنین می نمایند تبریک می گویم وسعادت وطول عمر برای حضرتتان از خداوند منان آرزو می نمایم وتوفیق وخوشبختی سحابه های شما را از پروردگار بی همتا طلب می نمایم.بدین وسیله از خانم فاطمه رضی زاده که زحمت فراوانی برای ما کشیده اند ومنبعد زحمت ایشان چندین برابر می گرددسپاس گذاری نموده و این عید فرخنده را به ایشان وخانواده محترمشان که مابه هرنوع مدیون ایشان هستیم راتبریک میگوییم وازدرگاه خدای بزرگ برای ایشان وخانواده ایشان سلامتی وموفقییت میطلبیم.باآرزوی طول عمر بیشتر برای شما دانشمند گرامی.
|
| پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: | تاریخ پاسخ:6/8/1385 | با تشکر و سپا س از شما خانم شهربانو شعیری، که گفته هان پر از کمال و احساسات است و خود پیداست که قابلیت و هم فاعلیت تان در این زمینه شکوفا و درخشان است. ما و صحابه درسی و همچنین خانم رضی زاده که به حق موفق اند در تاثیر گذاری علمی و اخلاقی برا ی شما از این همه عنایات و احساسات شما و هم درسی تان آرزوی توفیق متعالیه داریم.
به یقین توجه نبوده، زیرا می دانید سحابه با صاد است و تأله هم با الف و همزه.
|
235-مريم بابايي: به نام جان جانان - با سلام و تبريك و تهنيت به مناسبت عيد سعيد فطر و با تشكر از حضرت استاد به خاطر مراسم باشكوه و پرفيض شبهاي ماه مبارك رمضان.استاد محترم در مبحث اعراض كثيره مفهوم اينكه دعا كننده براي دريافت بايد داراي استعداد باشد يعني چه؟ چطور مي توان اين استعداد را در خود قوي نمود؟ قبلا از توجه شما سپاسگزارم. |
| پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: | تاریخ پاسخ:6/8/1385 | خانم مریم بابایی
شما در دروس حضور داشتید. مقداری از این اعراض کثیره که سهرودی و بهمنیار مطرح نمودی، مفصلا بحث شده یا احتمالا بعدا بیان خواهد شد، انشاءا...
پرسش شما این بود که استعداد چگونه پیدا می شود؟ جواب: همانگونه که بیان شد، با مراقبتها، و روشهای معنوی و عبادی و شوق و شور در طلب ، به هر نسبت که موضوع و طلب برای طالب پر حرارت و شوری بس فراوان باشد، استعداد از اشراق شور حاصل می گردد. اگر ما شوق طلب را چون موضوعی فرض کنیم، یک سر رشته بر طلب، یک سر رشته بر شوق متصل اند و به هر نسبتی که طلب ایجاد شور و میل به سوی او باشد، آن رشته پرقطر می شود و نام آن قطر استعداد است.
|
230-mohsen esmaili: 1. mani ya tfsire sooreye ghadr
2.ali baraye inke hame mitoonam sooalhashoono berahti beporsan |
| پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: | تاریخ پاسخ:6/8/1385 | در پاسخ شما، راجع به سوره قدر، «بسم الله الرحمن الرحیم انا انزلناه فی لیله القدر»
قدر لغتا به معنی اندازه است، اندازه در چی؟ اندازه در جسم؟ اندازه در ماهیت؟ اندازه در وجود؟ اندازه در تجردها؟ و نظیر آن.
ولی آنچه ا زمعنی بعضی از تفاسیر بهره گیری می شود، باید اینگونه بیان نمود که این سوره، شأنی دارد و نزولی دارد.
نزول یعنی در زمان خود، ا زسوی حق بر قلب رسولش فرود آمد. که یا نوزدهم ماه رمضان، یا بیست و یکم، یا بیست و سوم، یا بیست و هفتم، یا پایان ماه رمضان، یا آغاز شب اول شوال.
از هر جهت این سوره مبارکه در یکی از این اوقات نازل شده، که فرمود: ما نازل نمودیم، شب قدر را و تو نمی توانی معنی قدر را بفهمی!! و در لیله قدر، ملائک آمدند و روح آمد. این بسیار فهمش مشکل. جان مطلب این است که سوره قدر، معنی اش نسبتا روشن و آشکار است ولی برای چی و در کی و چگونه که مفاهیم آن باشد، فهمش دشوار.
و اصطلاحا مفسرین قرآن کریم نظرشان آن است که این 5 آیه در شبی که لیله القدر یعنی اندازه عمر انسان، اندازه زندگی انسان، اندازه آرامش انسان، اندازه دریافت علم انسان چگونه هست در آن شب آمده است.
و بعضی برآنند هدف از لیله القدر نزول قرآن است یعنی نزول 114 سوره قرآن در آن شب است. بعضی متعقدند که منظور از نزول لیله قدر، نبوت رسول ا... است که بر آن حضرت ابلاغ شد.
بعضی برآنند که نزول که شأنش تا ابد خواهد بود، یعنی تا ابد مردم به این سورع توجه و معنای این سوره خواهند نمود تا ابد خواهد بود. یعنی ابدیت این سوره را نشان می دهد.
بعضی برآنند که هدف از لیله القدر شکوه فاطمه علیها االصلاه و السلام است و بعضی برآنند که هدف از لیله القدر ولایت عصمت امامان معصوم یعنی از مولانا علی (علیه الصلاه و السلام) تا حضرت حجت ابن الحسن ارواح العالمین له فداء
و بعضی هدف از نزول لیله القدر شریعت رسول ا... و اسلام را دانند. و بعضی از نزنول لیله القدر علم رسولا ا... و امامن معصوم را دادند.
دیگر کاوش این مطلب بر عهده طالب و جویاش خواهد بود که صحنه سایت اجازت بع غیر این مطالب نمی دهد.
|
229-س.س: بسم الله الرحمن الرحیم با عرض سلام وارزوی قبولی طاعات و شب زنده داریها در این لیالی همه نورو برکت ازحضورگرامی جناب استادسوالی داشتم ... برای شناختن ایمه (ع) چه کتابهایی را باید مطالعه کنیم اگر امکان دارد لیستی از این کتب در اختیارم بگذارید. با تشکردانشجوی پرستاری |
| پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: | تاریخ پاسخ:6/8/1385 | با سپاس از شما که برا ی معرفت و شناخت امامان معصوم، نگاهی دارید. و اینکه درخواست شده چه منابعی برای شناخت امامان معصوم هست، فراوان. از چه نظر؟ از نظر علمای تشیع؟ یا علمای غیر تشیع؟ از دید دانشمندان؟ یا از دید محدثان؟ از دید آنهایی که نام معصوم را و بیوگراف زندگی آنها را مجمل و مختصر خواهند؟ یا زندگی آنها را تفصیلاً؟ از هر جهت ما ندانستیم که نظر شما کدامیک از اینهاست؟ اگر شما در عربی و موضوع عربی قوی باشید، و بتوانید به معانی عربیت آگاهی یابید،
1) بحار الانوار ملامحمد باقر مجلسی.
2) اصول کافی شیخ کلینی
3) درر الگوهر، شرح زندگی امامان معصوم
4) اعیان الشیعه، سید محسن عاملی و تعدادی دگر.
و اگر به اجمال بخواهید زندگی امامان معصوم را در فارسی بیابید، جنات الخلود که مولف آن داماد مرحوم مجلسی بوده است. و دیگر از آن در منابعی مانند نامه دانشوران» و اگر بین البین بخواهید در فارسی بررسی کنید، آنچه هم اکنون از همه رواجش بیشتر است، منتهی الآمال شیخ عباس قمی در چند جلد.
و مدارک دیگری هم هست که آنها تصور می رود پیدا کردنش برای شما دشوار است. و تاریخ میرزا هاشم خراسانی هم هست و فراوان تر از اینها ست. اینهایی که نام بردیم هر کدامش را که شما بتوانید تا حدی آشنا خواهید شد.
و گو اینکه ناسخ التواریخ مرحوم سپهر را هم خیلی ها قبول ندارند، ولی برای آگاهی فراوان، مطالعه آن خالی از لطف نیست
ان شاء ا... موفق باشید.
|
221-s-t: با سلام خدمت استاد گرامی می خواستم بدونم چطور می تونم به یقین برسم ؟ با توجه به اینکه حضرت ابراهیم (ع) نیز می خواست به یقین برسه و خدا بلافاصله راه حل رو گفت ولی در مورد ما !!!!!!!!!!!
با تشکر |
| پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: | تاریخ پاسخ:14/7/1385 | یقین یک واحد یا یک دیواره، یا یک غایت نیست. یقین در چی؟ یقین در ماده؟ یقین در تجرد؟ یقین در شرائط مذهب؟ یقین در بودهای شریعت؟ یقین در رویدادهای درون؟ ما نفهمیدیم هدف شما از یقین کدام یک از اینهاست؟
اما آنچه مسلم است این پرسشها برای دین و حقیقت دین است. همین که شما و امثال شما می دانید خدایی هست، می دانید پیامبری هست، می دانید امامان معصومی هستند، می دانید قرآن هست، مقرید بر این که قیامت هست، نام این یقین است.
اما آنچه مهم است عرفان به یقین مهم است نه کلمه دریافت یقین. یقین یعنی دریافت مجهول.
اما عرفان را باید می فرمودید که عرفان به یقین از کجا باید آغاز نمود. بله عرفان به یقین راههای مختلف دارد، یا از عبادتهای درست، یا از مسیر ریاضیات نفسانی یعنی از دروغ ها و عیبها دروی کردن، یا در خانه عرفان و فلسفه و حکمت را زدن.
و بهترین و روشنترین و محکم ترین راه یقین، شرط آخر است. یعنی هر کس بخواهد که یقین اش عالی گردد، از نورانیت عرفان بهره ور شود.
اینکه که حضرت ابراهیم فرموند: «لیطمئن قلبی» نفرمود «لیقین قلبی» یعنی من می خواهم درونم آرام گردد. هدف موضوع معاد بوده، یعنی چگونه در روز قیامت مردم زنده خواهد شد نه اینکه ابراهیم عرفان به یقین نداشته، ایشان پیامبر اولی العزم بوده، ولی طرفداران ابراهیم از او می خواستند معاد را حساً به آنها بنماید. حضرت حق فرمان داد چهار پرنده را بکش تا سیر عرفان یقین، از این گذر حاصل گردد.
ولی:
به ما هم دستور داده شده اگر بخواهی عرفان یقین ات محکم گردد تفکر کن، قل و تدبر کن.
و اگر می خواهی عرفان یقین ات زیبا و زیباترگردد، سری به جهان عرفان بنه.
و این موضوع برای شما ضرور است |
220-donyadideh: به نام او سلام استاد یک سوال . در تورات سبت روز جشن است روز شنبه که میگویند این روز روز هفتم خلقت بوده در این روز خداوند بعد از 6 روز آفرینش به استراحت میپردازد .واقعا این گونه است اگر اطلاعات بیشتر یدر باره روز سبت دارید ممنوم میشوم در اختیارم بگذترید با تشکر بنده ای از بندکان او |
| پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: | تاریخ پاسخ:14/7/1385 | ای بنده خدا، ای بنده حق:
راجع به خلقت، متن قرآن کریم دارد که «فی سته الایام» یعنی ما جهان را در شش شب و روز آفریدیم. و ظاهر آیه هم حکایت از همین موضوع دارد و در چند جای از قرآن کریم به این سته ایام اشاره شده است.
ولی ما تحقیقاتی در این باره انجام داده ایم که سته الایام هست، ولی معنی شش گانه چیست و چگونه است؟ برای تحقیق این موضوع شما می توانید به رساله هایی که ما در سوره هود انجام دادیم مراجعه بکنید.
و اما کلمه سبت، یعنی شنبه این از اصطلاحات یهود است، که اینها در آنروز، روز سبت تعطیل داشته اند و هیچ کس حق نداشت در آنروز از دریا چیزی را صید کند ولی آنهایی که به طمع صید ماهی بودند، صید نمی کردند، مخزنی را، یعنی حوضچه یا چاهی را در اطراف دریا، آنروز حفر می نمودند تا ماهیان در سیرشان به آن حوضچه وارد شوند، و در حقیقت صیدشان نابود نمی گشت و حضرت حق آنها را از این کار منع نموده است.
کلمه سبت برای یهودیان و روز بعدش برای نصارا، روز تعطیل و جمعه هم برای اسلامیان تعطیل محسوب شده. اما ریشه جمعه، ریشه شنبه و ریشه یکشنبه آیا اصلند یا قراردادند؟ جواب دوم است. اینکه جمعه و شنبه، دیگر روزهای هفته هر کدام نامی دارند، این یک قراری است که از زمانهایی خیلی دور نامگذاری شده که خود این موضوع تحقیق مفصلی دارد که جایش در سایت نیست. |
219-ع.پ: با سلام و عرض تبریک به مناسبت فرا رسیدن ماه مبارک رمضان جناب استاد آیا انسان از نزدیکی زمان مرگش می تواندمطلع شود مثلااز خواب یا اینکه یک حسی از درون به انسان او را متوجه نزدیکی مرگش بکند و سوال دوم اینکه من منظور شما درباره منابع علمی برای ارتباط با امام زمان (عج) را متوجه نشدم لطفا کمی توضیح بدهید با تشکر فراوان |
| پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: | تاریخ پاسخ:8/7/1385 | با سپاس از شما، آری هر انسان نه.
انسانی که جز اندازه ها و تفکرات محدود را، مانند زندگی محصور، و اشتغال به کارهای زندگی اینگونه دارد، خیر؛ او نه چیزی را در این زمینه می یابد، بلکه، نه تنها نمی یابد، آنقدر غرق در جهان زندگی است که پیکرهای مرده که از جلوی چشم اش رد می شوند، مانند ذراتی که در هوا پراکنده و نابود می شوند می بیند. او شاید به اصل مردن هم معتقد نباشد.
او اصل اشغالی که بر آن اهتمام دارد، می پذیرد و بس.
اینگونه افراد ابدا از موت و لحظه موت آگاهی ندارند و نخواهند داشت.
اما آنهایی که جهان را می خواهند ولی برای جهان دگر، و این جهان را دوست دارند برای در آغوش کشیدن شهد جهان لایتنهی که نامش متافیزیک است اینها آری، اینها چون عاشق اند بر آن جهان. و هر عاشق هر چند با معشوق در قطاع و پرده باشد، ولی چهره محبوب را در خود دارد و از خود جدا ندارد.
و باید پذیرفت رهگذران این وادی فراوانند از آن جمله:
حضرت صدرایی در آخرین سفرش که در شأن نبوت، به زیارت شده بود، با حضرت احمد و رسول ا... آنگونه وداع کرد که آخرین لحظه و آخرین مرتبة این زیارت را چشیده است.
و با آن حضرت که وداع نمود و به سوی مأمن اصلی اش رهسپار شد، کاروانیان می خواستند او را از این مسیر و آن مسیر ببرند، به حرفشان گوش نداد.
از مبدأ رسول ا... که مدینه الرسول باشد، به مقصد میعاد(میعاد: جای ملاقات دو حبیب است) که حبیب اش متنبی باشد، رهسپار گشت. و او در مسیر میعادگاه متنبی (که کسی بود، تحریک فلسفه صدرایی و تحریک اشراقات ربانی و تحریک عرفان الهی را از شعر وی به جانش جان شده بود) از او سخن می گفت. و بیانش این بود که:
از تو به خیزش آمدم و در حریم تو هم، همه شهد جسم و جانم را باید نثار کنم،
و نمی فهمیدند بیان صدرایی چیست؟
و رنج هایی که در مسیر راه بر او فرو می ریخت، با لبخند قرب حبیب به شیرینی مبدل می گشت. چون بر امیدی بود که دیگر همه رنج ها در کنار حبیب به پایان خواهد آمد، و این خود حکایت از لحظه های لقاء اللهی و رحلت وی داشت. و نظیر صدرا ده ها تن دیگر هم ما سراغ داریم، جایش اینجا نیست.
و اما جواب دوم: آری شما نباید مبنای حرف ما را به واقع دریابید. چون در این وادی نیستید.
از ما خواستید ربطتتان چگونه به آن حضرت یعنی «مولانا حجت ابن الحسن اروح العالمین له فداء» باشد، جمله هایی را یافتیم ولی نه به مفاهیم اش رسیدید و نه به معانی اش.
ارائه الطریق شدید.
و هم اکنون دیگر ارائه الطریق این است که :
با دو قبله بر ره توحید نتوان رفت راست
یا رضای دوست باید یا هوای خویشتن
خانه جاروب کرده، آنگاه میهمان طلب، بس. |
218-neda donyadideh: به نام خالق ما . سلام به استاد دانشجوی رشته پرستاری هستم و وصف شما را از استاد گرمابدری شنیدم و سایت شما از ایشان به دستم رسید و سوالات بسیار در ذهن که اگر مجالی از خدا باشد از علم شا استفاده کنم . از اکنون ممنون شما هستم 1- از استادم شنیدم که انسان بعد از کذشت از 360000 عالم پا به این دنیا میگذارد .اما همیشه فکر میکردم فقط عالم ذرع قبل از این دنیا وجود دارد .در این مورد اطلاعاتی و یا نام برخی از انهارا . 2- زمان نشتن کشتی حضرت نوح ایشان نام ائمه را روی بدنه کشتی نوشته اند .من این مطلب را شنیده ام اگر صحت داردلطفا جزئیات ان را بیان کنید. 3- میگن کناه سایه داره و این سایه گناه ما ممکنه روی دگران هم قرار بگیرد. در این باره کمکم کنید .با تشکر |
| پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: | تاریخ پاسخ:8/7/1385 | از اینکه خالق را «خالق ما» دانستید، بلیغ نیست. بهتر آن است که بفرمايید خالق آنچه بوده و هستند و خواهند بود. تمام.
جواب از سوال اول)
این موضوع بحثی است که همه نمی پذیرند، بلکه عرفایی که به سیر الی ا... از رهای من الخلق رسیده اند می باشد. یعنی عرفایی که خویش را از اندازه ها بریده اند، به لااندازه ها رسیده اند نظر قدیس شان این است.
از آن جمله استاد علامه محی الدین، و از آن جمله استاد نحریر خواجه نظام الملک، از آن جمله محمدعلی کبودر آهنگی، از آن جمله شیخ اشراق در آواز پر جبرئیلش، از آن جمله فیلسوف ری محمدبن زکریای رازی که مقول قولی از ناشناخته ای دارد، و تعدادی دگر.
اینها برآنند که، پیش از آنکه انسان به جهان ناسوت آید، عین محوش، و منظور از محو، اشراق لاحدش بر این عوالمی که شما گفتید، گذر کرده است. و مقداری یا تعدادی از روایات معصومین هم مبین این موضوع است و هم مرحوم محمد باقر مجلسی در بحارالانوارش راجع به سیر انسان قبل از پیدایشش و هم در مراه العقولش و هم محمدبن یعقوب کلینی و هم صاحب برهان الحقیقه همه اینها منابعی هستند که نشان می دهند هر انسان چون حضرت انسان است، این سیر را پیماید، یا پیموده به این جهان آمده است. اما برای شرح بیشتر آن، نیاز به حضور درسی لازم.
جواب از سوال دوم:
آری حضرت نوح آنگاه که وفارالتنور را یافت، یعنی همسر نوح نبی درتنور نان می پخت، آنگاه است که آثار قدرت حق نه آثار خشم حق نمودار گردید و باید آثار حق نمودار گردد.
و فارالتنور یعنی جوشش آب از درون آتش، این را همسرش به او خبر داد.
آنگاه حضرت نوح با این که از پیامبران اولوالعزم است عظمت قدرت حق از شکوه نبوت او قوی تر شد و به لرزش افتاد.
چه کند با این صحنه؟ خطاب آمد. (خطابش با چه نحوی بوده بماند).
هرآنگاه که به وحشت از نابودی کشتی یا سرنشینانش گردید، این اسامی را با زبان هیلیایی که زبان رسمی نوح بوده است بخواند.
«حمد، علی، فاطمه، حسن و حسین»
و هرگاه که نوح با آن مقدماتش به لرزه می آمد، یا به وحشت می افتاد، این اسامی را که با همان زبان هیلیایی مفهوم رسول و علی و فاطمه و حسن و حسین و مفاهیم امامان معصوم باشند، قرائت می کرد، کشتی از تلاطم می ماند.
تا به کوه جودی رسیدند. کوه جودی در نواحی کربلا و نجف هست.
قرار است که سرنیشینان کشتی که طی مقدماتی مذکر و مونث از هر گروه و نوعش بودند، پیاده شوند. به وحشت افتاده بودند چه بکنند و کجا بروند و چگونه زیست کنند؟
خطاب آمد این اسامی را بر زبان همگان برانند، تا هر کس آنچه سهمش هست، دریابد. و همگان با زبان خواندند.
چهارپایان به سوی گیاهان، پرندگان به سوی سبزه ها، انسان به سوی وادی ها روان گشتند، تا به سیر زندگی خویش ادامه دهند و اولین سیر بشر به قله کوه جودی بود و در قله کوه برقشی را یافتند و در آن برقش همگان خیره شدند، به نزدیک آن شیء نورانی رفتند، دریافتند بر لوحی نوشته است: «النجاة فی اسماء خمس»
با چند زبان، از آن جمله زبان هیلیایی.
و حضرت نوح و سرنشینان کشتی دریافتند که به قدرت حضرت اله، نجات این جهان و آن جهان از اسامی خمس است
لذا:
«قال رسول ا...: انا نقطه النبوه و علی نقطه الولایه»
یعنی از ما دو همه عامل به فرمان حق شکل می گیرند، با ارتباط عصمت.
جواب از سوم:
معنی گناه و عصیان و زشتی ها متفاوت اند. بعضی گناهانند که صاحبش را از مسیر درست منحرف می کند و بس. بعضی عصیان و اثم که اینها قوی ترین نیروهای عصیانند، صاحبش را به وسوسه می اندازد و بس.
بعضی از گناهان که اثم خالص است یعنی نیت او و عمل او و میل او جز گناه نیست، در این گناه اشعه هست، نه اشعه اشراق، بلکه اشعه ظلمت. به این معنی که انسانی که در مرحله سوم این عصیان را و اثم را انجام می دهد، چشم او، زبان او، گوش او، عمل او، مجالست با او در دگران اثر می گذارد. این معنی سایه گناه است.
این است که فرمودند «المجالسه موثره»
یعنی انسان اگر با عصیان گرای مطلق همنشین باشد، هر که باشد فروکش می کند. و او هم به عصیان او مبتلا می گردد.
با تشکر از شما و سوالهای خوبتان، همه اینها نیاز به تحقیقات و کاوشهای گوناگون دارد که در سایت امکان پذیر نیست و اگر بخواهید ناب ناب در این وادی قرار بگیرید زیبا آن است که به مجمع فلسفی ما سری بزنید. و در ارتباط با یکی از صحابه درسی ما باشید. |
217-a.t.h.n.a.t: az shoma soali dar bareie jesm dashtam man tazegi ba varzeshi ashna shodam ke dar an rajeb ghesmaty be name solpeleks sohbat mishavad va anha az niroye an estefade mikonand va man mikhastam rajeb an shoma tozihi bedahid ke chist va chekar mikonad |
| پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: | تاریخ پاسخ:8/7/1385 | | ما چون در اینباره و این فن و این هنر، آگاهی نداریم، بحثمان در این مقوله ناقص است. و اما اگر هدف از این soplekes آن حالت ورزشهای شرقی باشد که در یک جا انسان را متوقف می سازند، و با روان آنها کار دارد، که این ربطی به جسم ندارد و اگر هدف خواب تصنعی یا هیپنوتیزم باشد، این هم ارتباطی به جسم ندارد و اگر هدف ورزش یوکا باشد، آنهم یک مسئله خاصی را می طلبد. از هر جهت ما برای اینکه شما را بی جواب نگذاریم، اینها را بیان نمودیم. |
216-a.z: ba salam chera khanomha dar adat mahane namaz nabaiad bekhanand va ghaza ham nadarad vali dar roze nabaiad begirand vali ghaza darad ? soal digarman : shoma farmodeid ke bishtare vojode bache azmadar ast vali chera seied bodan az pedar be ers miresad |
| پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: | تاریخ پاسخ:8/7/1385 | جواب از اول: آری سوال جالب است، و خیلی ها در اینباره بی تفاوت اند. بلی اینکه خانمی در این دوران حداکثر 10، حد توسط 7، حداقل 3 روز یا 3 شب و روز دوره ای را طی می نمایند، اینها حق ندارند به مسئله نماز، اقدا م ورزند. ولی در ماه رمضان که روزه را افطار کرده اند، زمان دگر قضای آن را توان انجام دارند. این مسئله مبانی مختلف دارد، بعضی از مبانی اش آن است که تعبدی است، این دستور معصوم است، دستور رسول ا... و دستور شریعت است که اینرا فرموده اند که آری در نماز قضا نیست ولی در روزه قضا هست. و بسیاری از بزرگان علمی و فقهای دین تشیع نظر مبارکشان همین است که این دستور شریعت است و بس و باید به این دستور عمل نمود.
ولی خوب برای اینکه بسیاری مثل حضرتعالی، امکان اشکال بر این مطلب دارند و آن این است زن در این دوران اضطراب دارد، یعنی هنگامیکه جریان دم حاصل است او در حالت دگرگونی درونی است و در حالت اضطراب و وسوسه. و آنکه در درونش پر از اضطراب است، او نمی تواند با خدای متعال در ارتباط باشد، او مانند یک بیمار جسم و روان است، چنانیکه خدای نخواسته انسانی در مغما قرار بگیرد، یعنی در بیهوشی، او حق نماز خواندن ندارد و حق قضای آن را هم ندارد. چون فلسفه نماز هیچگاه از انسان سالم، ساقط نمی گردد.
یعنی شما و دیگری که می خواهد نماز بخواند، او اگر سالم است، ایستاده، نشد به دیوار تکیه دهد، نشد بنشیند، نشد با ایماء و اشاره، کی؟ مادامیکه روان او آرام باشد و اگر درون آرام نبود، یا حالت مغما در او باشد، حق اینکار را ندارد.
پس نوع خانم ها که نباید قضای نماز را به جای آورند، تکلیف از آنها در این چند روز ساقط است، مانند مغما. البته ناگفته نماند، توهین بر زنان نشود، این حالت(جریان دم یا خون) سلامتی او را تنظیم می کند و حالت روحانی او را تثبیت می نماید، از هر جهت این است.
به همین جهت، دستورهای دیگری در این دوران داده شده.
اما اینکه روزه را باید بعدا بجا بیاورد، او نه، اسقاط تکلیف نمی کند، چون روزه در مدت دوازده ماه وقت اش موثق و وسیع است، با این مطالب به احتمالی، اندکی به شما جواب داده شده باشد.
جواب سوال دوم:
این مطلبی که شما گفتید، از دید علمی قابل قبول نیست، زیرا صفاتی چون ژنتیک و کروموزوم و موروثی همه و همه به مادر تعلق دارد و جای شرح آن نیست.
از این رو تمام سادات را فاطمی نامند نه علوی، یعنی سیدها به فاطمه نسبت داده می شوند. اینکه فرزند را هم اکنون به پدر نسبت می دهند، این امر قراردادی است، نه علمی |
214-حسین یزدانی: تفاوت فلسفه و عرفان در چیست؟ |
| پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: | تاریخ پاسخ:8/7/1385 | | از نظر لغت، عرفان به معنی چشیدن است و فلسفه به معنی یابیدن است. ولی این نیست معنی واقعی اش. اگر بخواهید به مبنای اصلی آن آگاه گردید، باید با مکتب فلسفه ما در تماس مثبت باشید. |
|