بیوگراف معظم له

اهداف

مقالات

رسائل

نمونه صوتي

اشعه هاي تابناک جهان تشيع

زندگي فلاسفه

پرسش و پاسخ

ارتباط با ما

English

صفحه اول

چهارشنبه 17 شهريور 1389

به پرسشهای فلسفی، حکمی و عرفانی شما پاسخ داده خواهد شد.

 

طرح پرسش جدید


آرشیو سوالات قبلی

تابستان 1389
بهار 1389
زمستان 1388
پاييز 1388
تابستان 1388
بهار 1388
زمستان 1387
پاییز 1387
تابستان 1387
بهار 1387
زمستان 1386
پاییز 1386
تابستان 1386
بهار 1386
زمستان 1385
پاییز 1385
تابستان 1385
بهار 1385
زمستان 1384


213-فاطمه بابایی:
به نام خدا - باسپاس فراوان از استاد عزيزمان كه مقاله اي به اين زيبايي در باره اراده در سايت قرار داده اند . خدايا تو را سپاس كه با تمام بي لياقتيهايم مرا در اين مسير پر از نور قرار دادي اينجاست كه آدمي بي اراده چون من به دريايي اين چنين مواج هل داده مي شود كه شايد شنا ياد بگيرد. خوشا به حال آنان كه اراده شان در اسارت ميل نيست و زبانم قاصر است از ادامه سخن .فقط مي توانم بگويم خيلي خيلي خيلي خيلي ممنون با اجازه شما آن را ذخيره كردم تا پرينت گرفته و با تعمقي بيشتر مطالعه نمايم. از تمام زحمتكشان و با اراده هاي كلاس استاد سپاسگزارم به خاطر درج اين مطلب در سايت استاد اگر استاد اجازه دهند لينك اين مطلب را در وب لاگ كاري دوستانم قرار دهم تا آنها هم مطالعه كنند و از اين طريق با سايت استاد هم آشنا شوند.
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:31/6/1385
خانم فاطمه بابایی
با سپاس فراوان از عنایتتان و از اینکه مولانا حجت ابن الحسن (ارواح العالمین له فدا) توفیقی بر شما عنایت فرموده که با دیدی ظریف و فکری انیق پیرامون بحث اراده که در سایت مطالعه فرمودید و آنگونه قلبتان و فوائدتان به تاثیر گرفتار، خود نشانه بارزی است که انشاءا... در مسیر حق به سرعت راه می پیمایید.
اما از اینکه فرمودید ربطی بین این موضوع و دگران باشد، در صورتی که از این مشاهده احتمال تاثیر روحانی و معنوی گردد منعی به نظر نمی رسد. اما در صورتیکه به هر علت بی اثر و بلافایده باشد انتقطاعش از اتصالش بهتر خواهد بود.



210-shahrbano:
باسلام خدمت دانشمندومحقق معزم استاددکترموسوی ضمن عرض تبریک این ماه عزیزوولادتهای باسعادتی که دراین ماه است بخصوص نیمه شعبان ،میلادامام زمان(عج) راخدمت شماوصحابه محترمتان. این درسهاوتحقیقات شبانه روزی شمادرمن حقیرتأثیرات مؤثری راگذاشته وکوچکترین تأثیرآن بازشدن دیدم به زندگی واسلام وتغییردررازونیازهای من باخداست. ازشمااستادگرامی وصحابه پرتلاشتان بخصوص خانم رضی زاده تشکرکرده وطول عمروسلامتی شماراازخداوندمتعال خواستارم.(خاطره.سعیدی) باسلام حضورمحترم استاددانشمندمحقق معظم باتشکرازاستادگرانقدرکه مرابواسطه شاگردگرامیشان درس انسانیت می دهدوباواقعیتها،صداقتها و حقیقتهاآشنامی گرداندتامنرا به فیض الهی برسانند،خواستم تولدجدبزرگوارتان منجی عالم بشریت را تبریک بگویم وانشاءالله عمری باقی بماندتابتوانم شماراازنزدیک زیارت کنم.خدمت استاد گرانقدر برای همیشه التماس دعادارم.(هشمت.قاسمی) باسلام خدمت استادومحقق بزرگواردکترموسوی ولادت باسعادت منجی عالم بشریت حضرت حجة بن الحسن العسگری راخدمت استادگرمی وصحابه درسی ایشان تبریک عرض نموده وسلامتی وطول عمرباسعادت وبابرکت برای شماآرزومندم ازمطالب ارزشمندوپربهای شماتوسط خانم رضی زاده بهره وافرمی بریم. (سکینه.اشتری) باسلام خدمت استادبزرگواردکترموسوی عیدبزرگ نیمه شعبان وولادت منجی عالم بشریت حضرت مهدی(عج)راتبریک وتهنیت می گویم و ازخداوندمتعال ظهورعاجل آن حضرت راخواستارم وازمطالب گرانمایه وپرارزش شماتوسط خانم رضی زاده درایوانکی بهرهمندمی گردیم.اگرمسافتهارابپیماییم ورنجهارابه جان پذیراباشیم برای فراگرفتن این مطالب واقعاًارزش دارد(فاطمه.اشتری) محضرمبارک عارف وارسته واستادمعظم و جناب آقای دکترسیدعلی موسوی سلام علیکم باعرض ادب واحترام اینجانب اعیادشعبانیه وبخصوص میلادباسعادت یگانه منجی عالم بشریت حضرت مهدی(عج) راخدمت شما استادبزرگ وشاگردانتان خصوصاًخانم رضی زاده تبریک عرض نموده وسلامتی وطول عمرباعزت برای شماعالم والاراازخداوندخواستارم وخدای بزرگ را شاکرم که سعادتی نصیبم کرده تاتوسط خانم رضی زاده ازبیانات گوهربارشمافیض ببرم .جا داردازایشان نیزتشکرکنم وازشمابی نهایت سپاسگذارم که عمرگرانمایه خودراصرف تحقیق درباره علمی که هم جسم ماوهم روان منورمی سازدنموده ایدواینکه اولیاء خدااکثراًخودشان رانشان نمی دهددرموردشماصدق می کندومن افتخارمی کنم که ازعلم سیدوعالمی بزرگ چون حضرتعالی بهره می گیرند(البته قطره ای ازدریا) باآرزوتوفیق روزافزون برای شماوصحابه محترم.التماس دعا.(مهرآسابوربوری) باسلام خدمت استادومحقق بزرگواردکترموسوی فرارسیدن نیمه شعبان وروزولادت منجی عالم بشریت راخدمت جنابعالی وصحابه محترمتان بخصوص خانمها رضی زاده،نورانی ورنگین کمان تبریک عرض می کنم.باآرزوی توفیق روزافزون برای شماوصحابه عزیزتان.درضمن پاسخ سوال دفع قبلم راکه مرحمت فرموده بودیدبه دستم رسید.چگونه می توانم شخصاًباشمایاخانم رنگین کمان تماس داشته باشم چراکه حضوراً سعادت ملاقات باشمارانخواهم داشت؟ باتشکرفراوان شعیری.
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:17/9/1385
با نهایت سپاس و قدردانی از خانم¬ها خاطره سعیدی، حشمت قاسمی، سکینه اشتری، فاطمه اشتری، مهرآسابوربوری، خانم شعیری. از اینکه این همه ابراز الطاف و توجه به مبانی فلسفه و حکمت و عرفان که اشراقی از آن را خانم رضی زاده که حقاً وجودشان، پرفیض است، به دلهای شما تابش داده اند، برگزار نمودید، خود نشانه ای است از صفا، خلوص، علم و مغز عرفانف که سهم¬تان شده است. و ما از فاضل ارجمند، خانم رضی زاده و همه شما در نهایت سپاس هستیم و توفیق شما را از حضرت احدیت درخواست داریم. خانم شعیری: برای ارتباط علمی، زیباتر آن است که با خانم رضی زاده مذاکره کنید تا زمینه اقدام برای شما فراهم شود.



209-ع.پ.از تهران:
آداب دعا کردن چيست؟بهترين راه براي ارتباط باامام زمان عج چيست
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:25/6/1385
ذکر دعا در هر حال لازم است، اوقات خاصي هم براي دعا تعين شده که به کتب ادعيه مراجع گردد. اما ارتباط با آن حضرت، از اينجا حاصل مي شود، که در باطن و در ظاهر با شيوه اي خاص از آن حضرت ياري مي طلبند. اما ارتباط با آن حضرت، از اينجا حاصل مي شود، کساني در باطن و در ظاهر با شيوه اي خاص از آن حضرت ياري مي طلبند.
اما آنچه براي شما توصيه مي کنيم، اين است که از مباني علمي بيشتر بهره بگيريد.



208-مریم.ر:
سلام براي پاسخ به سوال قبل از شما بسيار متشکرم اما براي سوال جديد من گمان مي کنم پاسخ دادن بهتر از پاسخ ندادن است من از شما توقع پاسخ گويي داشتم و اصلا فکر نمي کردم شخصيتي مانند شما سوالي را بي پاسخ بگذارد من باپاسخ سوال قبلي خيلي توجيه نشدم اما دوست داشتم باز از نظرات شما استفاده کنم دوست داشتم به شما بگويم پاسخي که به مرتضي داده بوديد بسيار مايوس کننده بود وبااين احوال با شناختي که من از مرتضي دارم فکر نکنم از شما سوالي بپرسد شما نمي دانم از چه سوالاتي دوست داريد اما سوالات من بيشتر در اين زمينه ها است اگر قادر و علاقه مند به پاسخگويي به سوالات من بوديد مرا در جريان قرار دهيد من گمان مي کردم مي توان هر سوالي که ذهن را اذيت مي کند از شما پرسيد اگر من اشتباه کردم از شما معذرت مي خواهم لطفا در مورد سوال مرتضي هم فکر کنيد اگر بعضي مسائل براي شما بديهي است ممکن است بزرگترين سوال ذهن يک نفر باشداز شما بسيار متشکرم لطفا پاسخ مرا بدهيد.
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:25/6/1385
اينکه مي گوييد، پاسخ دادن بهتر از جواب ندان است، چنين اصلي نداريم.
اينکه سوال بي پاسخ بماند، ما نه پيغمبريم، نه معصوميم. بلکه چيزي را مي توانيم جواب بدهيم که معني و مفهومش را بفهميم.
اين را حضرتعالي بدانيد هر سوالي جواب دارد و گاهي هم ندارد. و شيوه ما اين است که هرگاه پرسشي بشود، و جواب بدهيم بايد جواب آن سوال را از سوال دهنده دريافت کنيم. و حضرتعالي آن جواب را که به شما از مطلب ما رسيده، جواب نداديد. هرگاه جوابتان داده شد، اقدام به وصول آن جواب نماييد.
و اما جوابي که من به کسي دادم، ارتباط به يأس و غيريأس ايشان ندارد، هر چه سوال فرمودند، من در همان حول و حاش جواب دادم و بهتر آن است خود ايشان مطلب را بفرمايند.
اينکه گفتيد: «هر سوالي که ذهن را اذيت مي کنند...» اولا ذهن جاي چيزي نيست، خاطره جاي آن مطلب است. و اين ضرور نيست هر چه در خاطره انسان مي گذرد، در سايت منعکس کنند و ما به چيزي جواب مي دهيم که براي خودش مفيد باشد يا براي دگران مفيد باشد.
اينکه گفتيد: «نيم دانم چه سوالاتي دوست داريد؟» بيشترين، سوالي را دوست دارم که در زمينه فلسفه، حکمت و عرفان بشود.
اينکه گفتيد: بديهي، نه، من چنين چيزي را نمي توانم بپذيرم، خيلي بديهيات¬اند که پر از معني است، ولي بايد ما بفهميم که هدف سوال کننده چيست؟
تمنا داريم، از شما که اين صفحه سايت را غير از علم به چيز ديگر پر ننماييد.



207-شهربانو شعيري:
باعرض سلام خدمت جناب استادازلطف وعنايت شمانسبت به خودوهمکلاسيهايم ممنون مي باشم ضمناًاعيادشعبانيه رابه حضورتان تبريک مي گوييم .ازاينکه به ايميل قبلي من جواب داديد بي اندازه سپاسگذارم.لطف وعنايت خداوندگارشامل حالتان شود.
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:11/6/1385
بار دگر هم از شما و از همکلاسي هاي و استاد معظم شما، سپاس گذار هستيم.



206-مريم رحيم زاده:
با عرض سلام خدمت استاد ارتباط بين پاداشها و عقوبتهاي اعمال و رفتار انسان در اين دنيا و آخرت چيست؟ فرق بين نعمت و نقمت چيست؟
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:20/6/1385
بين پاداش و کيفر ارتباطي نيست. اين هر دو مثبت و منفي اند. چون مثبت و منفي از اضدادند و اضداد ربطي با هم ندارند ولي مبين هم اند و نه ارتباط با هم.
آري کيفرها از همان نقمت ها و عصيان هاست، حالا اين عصيان اندک يا عصيان متوسط يا عصيان کبيره. پس در حقيقت اينگونه بايد گفته شود، عصيان و کيفر به هم مرتبط اند. از عصيان کيفر پديد آيد، کيفر يعني نفرتهاي گوناگون.
و از زيبا عمل ها پاداش ها بروز پيدا مي کنند و آيات قرآن کريم هم به همين معاني مشعرند و فلاسفه و حکما هم نظر حتمي شان همين است که از زيبا عمل ها به پاداش ها رفتند. يعني ربطشان به هم است و از عصيان ها عقوبت و کيفر پديد آيد.
البته اين عقوبت و کيفر گاهي در اين جهان ناسوتي است که انساني که عمل زشت انجام مي دهد، درونش پر از اضطراب است و حتي اگر به جوانب و جوانح رفتار او هم کسي آگاه نباشد، ولي درون پر از وسوسه و اضطراب و ناشکيبا. اين خود عقوبت و کيفر است.
حال، در جهان دگر و در جهان متافيزيک و در جهان محشر به چه صورت باشد، آن هم به نوعي حتمي تر و قوي تر. و آنکه زيبا عمل انجام مي دهد، آرامش خاطر و شادي درون در اين جهان برايش ايجاد مي شود و در جهان دگر به پاداش هاي فوق العاده نائل خواهد شد.
پس ما به مجموع سوالات شما، تا آنجايي که لازم بود جواب را داديم، انشاءا... موفق باشيد.



204-ن0ق:
باعرض سلام خدمت استادارجمندآقاي موسوي من دانشجوترم آخرفوق ليسانس منابع طبيعي از دانشگاه آزادهستم قبلاً سؤالاتي ازحضورتان پرسيدم وموردعنايت شما نيز قرارگرفته ام جناب آقاي موسوي بعداز17الي18 سال درس خواندن هنوزحس مي کنم گمشده اي دارم که پيدايش نکردم هر روز وهميشه دنبالش مي گردم ومي گشتم تااينکه باشما وعقايدشماآشناشدم آنطورکه شمادين و خدارابه بندگانش معرفي مي کنيد لااقل مراشيفته بياناتتان کرديدمن خدا راخيلي دوست دارم ولي راه نزديک شدن به اورانمي دانم همچنين اصلاًنمي دانم خداونددرچه صورتي به بندگانش هرچندگناهکار وخطاکار عنايت مي کندودعاهاي آنهارااجابت مي نمايددرواقع من خودآرزويي دارم ولي نمي دانم که خدادرچه صورت اين خواسته منرا اگر چه ممکن خيرهم باشدبرآورده مي کند يعني براي برآورده شدن آن چه که نياز است بايدچه کارکردفقط ازخداباچندکلام معمولي خواست يااينکه نه ؟ازطرفي من مي دانم که خداوندبعدازتوبه ازگناه وارد دلها مي شودپس يک يهودي ويايک کافرکه روز سختي فقط خدارانام مي برنداگرچه در زندگيش گناهان زيادي هم کرده چگونه موردعنايتش است وچراخداوندبدون توجه به گذشته وي آنچه مي خواهدبرآورده مي کند وآن شخص بعدازآن اجابت شايدهرگز خدارا ياد نمنمايدوبه گناهان خودادامه دهد همچنين من بحث تجانس باخداراکه فرموده بوديدشنيدم امادر همين زمينه سؤالات زيادي دارم همچنين درمورد اينکه يک انسان مسلمان هرگزفريب نخواهدخوردمن بعنوان يک دخترجوان مسلمان چگونه مي توانم ازحس مسلمان بودن خوداستفاده کنم تابدراازخوب شرراازخيرتشخيص دهم در صورتي که اغلب جامعه ماراگرگهاي ميش نماپوشانده است؟اين حس راچگونه بايددر خودم جستجوکنم وتقويتش نماييم وازشما خواهش مي نمايم من راراهنمايي فرماييدکه چگونه مي توانم ازکلاسهاي حضرتعالي ويا خانم رنگين کمان استفاده نماييم تااينکه جوابي براي سؤالاتم بيابم وازبيانات حضرتعالي مستفيذشوم شايدگمشده خودرا در کلاسهاي شمابيابم آقااستادمن بسيارازاين دنياوانسانهايي که همش به فکرآزارهم هستند خسته ام ،اينقدرخسته که حتي ياراي روبروشدن باآنهاراهم ندارم و خواهشمندم ياريم کنيد تابيش ازاين درغفلت نمانم ازخداوندمتعال مي خواهم به شماسلامتي وطول عمرعنايت نمايدتاراهنمايي باشيد براي يکي مثل من که بعد سالها نماز وآشنايي باخدااحساس مي کندگمشده وراهي جزپيمودن طريق فيلسوفي چون شمانداردخيلي ازشمامتشکرم
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:20/6/1385
خانم ن.ق
از اينکه به اين سايت راه يابيديد، خود توفيقي است براي حضرت¬تان. و پيداست که درون شما، شعله هايي براي دين و حقيقت و کمال سرک مي کشند. چون سوالها يتان متعددند و هر کدام جوابي بس طولاني و زماني بسيار در فراغت سخن ضرور و لازم است، از عموم آنها فعلا مي گذريم. به دو موضوع از سوالهاي شما اندکي جواب داده مي شود.
موضوع اول: آن نيست که بشر بخواهد او را، يعني خدا را، از اين سوي و آن سوي پيدا کند، نه.
حضرت حق، خود فرمود: به آفريده هايمان از رگ گردن آنها نزديک تريم. يعني او هم در علو است و هم در سفل است و هم در چپ است و هم در راست و هم در خون است و هم در مغز است و هم در استخوان و هم در قلب.
و فيض او لحظه به لحظه روان. نه لحظه لحظه من ناتمام گفتم، دائما در جريان، همانند شهدي که بلاتشبيه در شکر است و نوري که در خورشيد است و حرکتي که در جو و زمين است و حرارتي که در آتش است. اينها دائما روان انند.
و او کارهايش شرطي نيست که کسي که او را نام نبرد، از فيض منع اش کند، نه. او فيض اش لبريز، آنکه مي خواهد فيض را بگيرد، چگونه بايد بگيرد؟ اين اول بحث است.
پس با اين بيان چه موحد يا غير موحد، زير پوشش فيض اويند، نحوه دريافت ها از انسان متفاوت اند. اين جواب کلي که به يکي از سوالهاي اخير داده شد.
و اما هرآنگاه بخواهيد از نوارها و کلاسها و رساله ها که در مسير تفسير قرآن کريم، و فلسفه و حکمت و عرفان عقلية صدرايي بهره ور گرديد، بهتر آن است که شما عضو اين سايت گرديد، يا انشاءا... در ايام ماه رمضان به هر کيفي شده، با يکي از صحابه درسي آشنا شويد تا بهترين شيوه را به شما ارائه الطريق بنمايند. و انشاءا... در اين شيوه هاي علمي و روحاني و معنوي موفق باشيد



203-اكرم سياحي:
در پاسخ به اين سوال كه نشانه خدا چيست مي گوييم كعبه ، حال در پاسخ به اين سوال كه خدا كيست و بخواهيم آن را تعريف كنيم بايد چه بگوييم؟
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:6/6/1385
آري کعبه يکي از نشانه هاي بارز حق است ولي نشانه هاي ديگري هم هستند.
همه چيز عالم نشانه اوست. ذره ذره هاي عالم نشانه اوست، نيز کعبه يکي از نشانه هاي بارز اوست، نه مطلق نشانه.
کيهان و زمين نشانه اوست، کهکشانها، تنفس نشانه اوست. اينکه شما قلم تان روي کاغذ قرار گرفته اين فيض اوست.
همه عالم نشانه اوست و درهمه نشانه ها او هست. و در همه نشانه ها خود حاضر است، پس او هست و در همه جا هست.



200-sh_sh:
آیه56و53 سوره اعراف چرا به نام سخره معروف است وظاهر این آیه در بسیاری از آیه ها وجود دارد چه فضیلتی دارد وچگونه به جان آیه کی تونا پی برد؟ آیه 28 سوره فتح بزرگترین آیه در قرآن است باتوجه به معنی آ« نمی دانم راوچه فضیلتی دارد که در روایتی خواندم از مولایمان امام علی علیه السلام فرمودند خواندن آن پس از هرفریضه بسیار فضیلت دارد اگر چنانچه امکان دارد روح آیاتد28 فتح وآیه سخره را برایم توضیح دهید؟ متشکر از لطف شما بسیار سپاس گذارم
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:6/6/1385
این بحث مفصلی است، در سایت جایش نیست، اگر شما میل دارید عالی بیابید، ما حضورا ببینیم شما را، تا در زمینه هایی که این موضوع را تعریف مفصل می کند، ارائه الطریق کنیم.



199-شهربانو شعیری:
خدمت استاد ومحقق گرامي سلام عليکم عيد بزرگ بعثت رسول الله را خدمت شما دانشمند فرزانه وشاگردان شما تبريک مي گوييم وسلامتي وطول عمر شما دانشمند گرامي وکليه دانشمندان اسلام وهمچنين شاگردان شمارا از پيشگاه رسول اکرم آرزو مي نماييم اينجانب شهربانو شعيري به نمايندگي از طرف خانم هاي ايوانکي که از علم شما در محضر خانم فاطمه رزي زاده بهره مي گيرند عيد سعيد مبعث را خدمت شما تبريک مي گوييم لازم مي دانم از فرصت استفاده نموده از زحمت هاي خانم فاطمه رزي زاده تحمل مي نمايند جهت آموزش ما کمال تشکر را نموده وبقاي شما وموفقعيت شما وچنين شاگردان دلسوز را از خداي بزرگ آرزو نماييم
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:6/6/1385
خانم شهربانو شعيري
فاضل ارجمند.
از اينکه همه احساسات و بروز واقعيتهاي دروني خويش و همچنين فاضل خانم رضي زاده و هم کلاسي هاي خويش را در ايوانکي به صحابه درسي ما و اينجانب ابراز فرموديد، من از سوي همه صحابه درسي و خودم از حضرتعالي و خانم رضي زاده که حقا شخص ايشان در حد خويش محقق و فاضل اند و نيز همکلاسي هاي محبوب شما داريم و انشاءا... همه تان با نيت هاي مخلص به سوي فلسفه و حکمت و عرفان و حقيقت با سرعتي هر چه بيشتر بوسيله خانم رضي زاده و امثال رهسپار باشيد و توفيق همه تان را از رسول ا... و امام زمان و ساير معصومين درخواست داريم.
قابل تذکر است، شايد اشتباه شده باشد، «رضي زاده» با ضاد است.



198-مریم.ر:
سلام شما اميد را چه معني مي کنيد،و به نظر شما مي توان به چه چيزهايي در زندگي اميد داشت. متشکرم
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:6/6/1385
از اينکه باز هم عنايت فرموديد، متشکر.
ولي قانون علم يا اخلاق به اين مطلب مقر است، که اگر کسي مطالبي راچه علمي يا اخلاقي، دريافت نمود، حداقل براي زنده بودن آن علم، به ياد دهنده، يادگرفته تذکري مي دهد، ولي ما نفميديم حضرتعالي جواب قبلي را گرفتيد يا نه؟
اگر نگرفتيد بايد مي فرموديد، جواب قبلي گرفته نشده و اگر گرفتيد، حداقل ما را آگاه مي نموديد که تشنه اين مطلب بوديد يا نبوديد. چون تشنگان انند که هر آنگاه آب بنوشند، سپاسي از نوشيدن آن آب دادند. هرگاه ما يافتيم شما تشنه هستيد، انشاءا... اگر توفيقي شد، به جواب سوالتان اقدام خواهيم نمود.



197-عسل متشرعی:
عرض سلام و خسته نباشيد خدمت شما اسناد بزرگوار دارم مطالب زيبا و پر محتواي شما را مطالعه کردم و سوالي برايم پيش آمد که ميخواهم از محضر جنابعاي بپرسم و آن اين است آيا معتقدين به نظريه تناسخ اعتقادي به وجود خداوند تبارک و تعالي دارند؟
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:6/6/1385
خانم عسل متشرعي
از اينکه اين همه بزرگواري فرموديد، ما هم از حضرت شما سپاس داريم.
بلي آنهايي که قائل تناسخ اند: 1- اپيکوري ها هستند که اينها گروهي قبل از ميلاد و گروهي بعد از ميلاد و بعضي راسل را هم جز تناسخي ها مي دانند يا فيثاغورث و بعضي از طرفداران مکتب مشاء و امثال آن، آري؛ اينها به وجود خداي يگانه معتقدند ولي به برهان ثبوتي يا اثباتي نرسيده اند، به احتمالي از گذر اشراق دل به حضرت حق راه يافته اند. از هر جهت آري، کساني که قائل به تناسخ هستند، اينها اکثرا موحد هستند.



195-مژده طالب:
باعرض سلام خدمت استاد محترم بعد از اينكه تفسير آيه 26سوره ي آل عمران را مطالعه كردم‏‏ دوست دارم چيزهاي بيشتري درباره ي كلمه ي مقدس اللهم بدانم.اگر ممكن است درباره ي ميم مقدس آن بيشتر من را آگاه بفرماييد. دانشجوي خانم گرمابدري مژده طالب
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:6/6/1385
با تشکر از عنايتتان،
«اللهم» از دو مقوله بحث مي شود. گاهي ترکيب آن که از چه کلماتي ترکيب شد. و گاهي از نظر مباني آنکه در اکثر اقدام هاي مذهب از «اللهم» استفاده ميگردد، مثلا وقتي مي خواهيم از امام معصوم ياد ببريد، «اللهم» در آنجا حاکم است «اللهم صل و سلم...»
و گاهي مي خواهند از رسول اکرم ياد ببرند، «اللهم» آورده مي شود. اما نه هميشه، گاهي اوقات. اينها جهاني است که پوشيده است، هم بر متکلم و هم بر مخاطب. پس بهتر اين است که هرگاه حضوري توانستيد بيابيد و ما در تهران باشيم، شايد به بعضي از نکات ديگر توجه گردد. ولي اصل مطلب همين است که گفته شد.



188-سميرا علي بخشي:
تعريف علم اشراغ ؟
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:29/5/1385
توجه داشته باشيد که، اشراق با قاف است نه با غين!!
تعريف علم اشراق که يکي از مباحث مهم جهان فلسفه است، توان آن در سايت نيست. چون مدتها زمان لازم و صفحاتي را در بر خواهد گرفت.
اما اگر نام اشراق را بخواهيد، مکتب اشراق شصت و اندي سال قبل از ميلاد جان گرفت. و در مکتب اشراق چهره استاد که نمودار مي شد، بعضي از شاگردان که شايسته بودند آنچه در خاطره اش مي گذشت، مي يافتند.
اما اينها ناتمام و ناقص.
بايد مفصلا بحث شود و اگر بخواهيد به تفصيل اين بپردازيد، بهتر آن است که به سوي فلسفه و حکمتي که ما تدريس مي کنيم، توجه کنيد تا ارائه طريق بشويد



187-manizheh tohid asl:
با سلام. از اينكه توسط اين سايت اطلاعات جامع و خوبي در اختيار علاقه مندان قرار مي دهيد كمال تشكر را دارم. منيزه توحيد اصل- مديريت بازرگاني- دانشگاه آزاد واحد تهران شمال
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:29/5/1385
خانم منيژه توحيد اصل.
از اين که جنابعالي، به اين بحث ها عنايت داريد مي ستاييم ديد شما را، و ان شاءا... در اين مسير عالية علميه مويد باشيد.



186-Tannaz Rostam abadi:
ba arze salam va ehteram va tashakor az site por bar va por mohtavatoon,injaneb daneshjooye modiriyate bazargani hastam (daneshjooye ostad GARMABDARI) va baraye tahghoigham az site shoma estefade kardam va baraye takmile an niyazmande soal va javab mibasham leza khaheshmandam hamkari lazem ra ba injaneb be amal avarid . mozooe tahghigham TAFSIRE SOOREYE MOBARAKEYE HAMD mibashad . soal: IMAN chist? va marahele an ra nam borde va tozih dahid?.
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:29/5/1385
خانم طناز رستم "آبادي:
انشاءا... مويد و موفق باشيد. آنچه از سايت استفاده نموديد، گوارا بر شما باد.
اما براي سوال و جواب، سايت جاي آن نيست.
در صورت توفيق، زيباتر آن است، در جلسه اي که شب هاي ماه مبارک رمضان برگزار خواهد شد، حضور بيابيد. بعدا تعين خواهيم نمود که با کدام يک از صحابه درسي به سوال و جواب در اين مقوله بپردازيد



185-sina-dehqan:
چرا هفت بار دور كعبه مي چرخيم؟
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:29/5/1385
جواب اين، آن است که تعبدي است. بايد بپذيريم فرمان همين است و همين. يعني فرمان مذهب.
ولي بزرگان تعبيراتي ديگر درباره آن فرموده اند. چون انسان زير پوشش منظومه ها و سيارات قرار دارد از آن جمله عطارد، زحل، مشتري، خورشيد، قمر و امثال آن، تحت تأثير اينها قرار مي گيرند و در ايام طواف به او اوج مي دهند. ناگفته نماند اينها تعبير هستند و تعبيرات ديگر هم شده.
اما اگر حقيقت اينها را بخواهيد، بهتر آن است که از هرمرجع عالي مقامي که تقليد مي کنيد، اين موضوع را از او جويا شويد



184-الهه عظیمی:
با عرض سلام و خسته نباشيد خدمت استاد من شاگرد استاد گرمابدري هستم.من راجع به تناسخ و چند مورد ديگر مطالعه داشتم.با تشکر از مطالب زيباي شما خواهشمندم در رابطه با دليل وجود انسان با توجه به اينکه خداوند متعال از ريز حوادث زندگي ما نيز با خبر ميباشد توضيحي بفرماييد با تشکر فراوان
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:29/5/1385
خانم الهه عظيمي:
با سپاس؛
اين مطالب که از متن اين جمله از آيه استخراج مي شود «لايزب عنه مثقال ذرة» به ذره ذره هاي زندگي و جهان مايري و مالايري آگاهي دارند.
حداقل 5 سال درسي زمان لازم دارد، اگر شما بخواهيد از اين رموز و رويدادها به بهترين وجه آگاهي يابيد، بايد از رساله هايي که ما درباره توحيد و جلد ششم اسفار در واجب الوجود داريم، با شرائط لازم استفاده بفرماييد



183-سيده فاطمه حسيني:
سلام استاد خسته نباشيد من از شاگردان استاد خانم گرمابدري هستم استاد بنده ضمن آرزوي توفيق و طول عمر براي حضرتعالي سئوالي خدمت شما دارم خواهش مي كنم بنده را راهنمايي نمائيد؟ استاد اگر انسان كارهايي را انجام دهد كه عقلش حكم به نيكويي آن اعمال كند ؟ مثلا عملي انجام ندهد كه باعث آزار مردم باشد يا ساير اعمالي كه عقل حكم به نيكويي آنها مي كند انجام دهد و از اعمال زشتي كه عقل حكم به زشتي آنها مي كند بپرهيزد اين شخص مي تواند عاقبت به خير باشد يا حتما بايد از ساير منابع از جمله ائمه و كتب مذهبي استعانت بجويد ؟ ممنونم
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:29/5/1385
خانم سيده فاطمه حسيني:
با سپاس از شما، بله؛ زيبايي¬هاي پايان کار با عمل هاي مقدس اند، به هر عنوان. منتهي عمل مقدس تا چه حد؟ آنکه شما گفتيد که کاري عقل مي پذيرد، انجام مي دهيد، آن خوب است ولي شما فضيلت را انتخاب نکرديد، فضيلت ها در کمال علمي، تقواي علم است.
آگاهيي از علم الوهيت و نبوت و ولايت و انسان سازي است و آنهم جز از مکتب فلسفه و حکمت و عرفان نيست.
نتيجتا در کار زيبا فکر زيبا، پايان کار زيبا است ولي عالي نيست. بحث در عالم بودن است، عالي بودن در آنهايي است که گفته شد



182-فاطمه زهرا شربتي:
استاد موسوي خداوند تا چه حد خودشون را حتي به آدمي خيلي گنهكار هست نزديك ميكنه و راهنمايي مكيند فرد يا شخص را ؟
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:29/5/1385
خانم فاطمه زهرا شربتي:
از اينکه به اين جمله توجه کرديد، موفق باشيد.
مطلب شما، شايد معکوس بيان شده باشد. حضرت حق در همه جا هست. در زمين هست، در آسمان هست، در راست هست، در چپ هست، در چشم هست، در زبان هست، در گوش و قلب و جريان خون و ذره ذره هاي ارگانيزم تن هست و وجود دارد.
اين انسان است که چه کند، به او نزديک گردد، نه او به انسان نزديک!
خير، بايد اگر بخواهيد به حق، به بهترين وجه نزديک شويد، به شرايط مذهبي تشيع، مباني قرآن، مباني اخلاق، مباني علمي، مباني عبادي بکوشيد.
و اين در زماني که بخواهيد به او نزديک شويد.
اما اگر بخواهيد در اين نزديک شدن در فضيلت¬هاي عاليه باشيد، آن هم روشش و راهش، دريافت حکت الهيه است از طريق درسي.



181-مریم.ر:
با سلام، من مي خواهم خدا را بشناسم اما نه با حرف هاي تکراري که بارها توسط روحانيون شنيده ام .به دنبال پاسخي جديدهستم.،نگاهي تازه ونکته جديد مي خواهم ،حس شما را نسبت به خدا با زبان ساده خودتان مي خواهم. اگر پاسخ مرا ساده و به دور ازهر تکرار بدهيد از شما بسيار متشکرم.
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ://0

در صورتيکه از ما بخواهيد که باريتعالي را "جل عظمته" بشناسيد، به درونتان مراجعه کنيد. چون درون بينهايت است نه در نهايت.
يک مثالي در بي نهايت بزنم و آن آن است که جسم شمادر مکاني متوقف مي شود، اما روان شما در لحظه به دورترين نقطه هاي ديدني و ناديدني روان مي شود و نام اين لانهايت است. هر کس که از نيروي لانهايت درونش تأمل کند و تفکر، تا حدي مي تواند شکوه او را بيابد نه خود او را. زيرا خود او را هيچ کس نمي تواند دريابد. عظمت او را، آفرينش او را، بودن او را، هستي او را، جلال او را، جمال او را، با همان ابزار که گفتيم مي تواند بيابد.
اين است که همه بزرگان اين گونه گفته اند که در ذات باريتعالي و خودي خود باري تأمل نکن، اما به شکوه او، به عنايت او، به مشيت او، تأمل کن. «تفکروا في الاءا... و لا تفکروا في ذات ا...».
اينکه شما اشاره کرديد که به زبان ساده؛ بعضي موارد قابل ساده گويي نيست، زيرا از شما، خودت، مي پرسم: شما مي توانيد جمال را تعريف کني، يعني بگويي اين بلند است، اين کوتاه است، اين باطراوت است، اين بي طراوت است، نام اين جمال است.
آري، جمال را مي توان ساده گويي کرد، ولي جلال را نمي توان به بيان آورد. تنها بايد دريافت. يعني جلال ها و شکوه ها قابل دريافت اند نه قابل بيان انند.
از هر جهت اميد بر آن است که ، اگر شما درد توحيد داشته باشيد، از اين نکات به دريچه اي راه يابيد و از آن دريچه به جهان لايتناهي برويد. اما اگر جدالي در اين زمينه باشد، گفته هاي ما ، در همين زمينه بس.



180-مریم.ر:
سلام می خواهم بدانم ،بهتر است خدارا باعقل شناخت واثبات کرد ویا برپایه احساس درک نمود ،خداوند در این رابطه در قرآن سخنی دارد که بتوان به آن استناد نمود باتشکر.
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:20/5/1385
در پاسخ شما که اشاره به عقل و احساس نموديد، احساس ناتمام است و نقطه دار، در حد امتداد نيست، در حد انقطاع است و آنچه در حد انقطاع باشد با او نمي توان به حق پيوست شد. پس با احساس که اندازه ها را مي بيند، به حق نه.
اما مسئله عقل آري، عقل تا حدي انسان را به زيبايي هاي درخت، به آرامش درياها، به نواي زيباي پرندگان، به نيروهاي درون انسان که گاهي در خيزش اند و گاهي در سکون و همان نيرويي که انسان را از سکون به تحرک، يا به اصطلاح علمي از استا تيک به ديناميک نشان مي دهد، عقل است.
و همين عقل، تا حدي انسان را به عظمت يک شکوه متوجه مي سازد. ولي کار عقل تنها توجه دادن است و بس.



178-محبوبه شاکری:
با تشکر از استاد ارجمند چند سوال داشتم: اول: جماديت يه چه معني است؟ دوم: خلقت آدم از تور غزت بوده پس چطور انسانها گناه مي کنند؟ سوم: در بيانات جنابعالي آمده که روح قوي مي شود از شما خواهش مي کنم در مورد قوي شدن روح کمي توضيح دهيد. و سوال چهارم: از شما اين است که اضطراب برجوش چيست؟ با تشکر از زحمات جنابعالي
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:20/5/1385
خانم محبوبه شاکري،
(پاسخ سوال اول) کلمة جماديت و جماد: جماد، معني اش روشن، همان سنگ است و امثال آن. ولي جماديت گاهي شامل همان پديده هاي مادي است و گاهي دل محکم را هم عنوان جماديت مي دهند. يعني دلي که سخت؛ نه از کمال، نه از اخلاق، نه از معنويت متأثر مي شود. اين معني جماديت.
(پاسخ سوال دوم) نه؛ حضرت آدم صفي ا...، آفرينشش از ديد ظاهر قرآن، از همان عناصر است. يعني خاک، باد و آب و آتش، و اينها در مادة حاک نهفته اند.
اما عزت او، شرافت او، در تجرد اوست. به هر نسبت که تجردهايش، يعني نيروهاي غير از ماده قوي تر باشند عزت او بيشتر است و به هر نسبت که نيروهاي تجرد او ضعيف تر گردند، غليان عصيان بر رحمان است. اينکه انسان به خطا مي رود، از غلبة نيروي حيوانيت اوست نه نيروي شرافت و عظمت اوست. انسان دو بعدي آفريده شده، يک بعدش به حيوانيت، يک بعدش به رحمانيت.
(پاسخ سوال سوم) روح، آن نيست که ضعيف باشد و سپس قوي گردد. روح همانند مرکز نور است و هستة نور، بلاتشبيه، بلکه بالاتر. اگر اين روح در کالبد عارفي بود، قوي تر مي شود و اگر در کالبد جفاکاري بود، ضعيف نمي شود. ولي از نيروي کمالي او، کسي يا همان صاحب روح بهر ور نخواهد شد.
(پاسخ سوال چهارم) کلمة "اضطراب برجوش" از رويدادهاي نادر و کم است و کمتر روي اين تکيه مي شود. اصطلاحي است که احتمالا بعضي از افراد براي خويش لقب داده اند. اضطراب ها آنگاه است که درون هر انسان به هر علت در مسير تعادل، طريقش را طي نکند. اگر طريق سير خويش را در تعادل طي کند، آرام است و اگر در تعادل طي نشود، در تشويش و اضطراب است.
به ديگر عبارت تشويش ها از نقص انتظارهاست، چون از هر انسان انتظاري لازم. يعني رؤيت هر انسان بايد در شوق باشد، هرگاه که انسان، انساني را در شوق ببيند، درونش آرام مي شود و اگر همان انسان را در نفرت ببيند درونش به تشويش آيد و نظير آن. نام اين اضطراب تقابل است.
و گاهي اضطراب از درون خود انسان حاصل مي شود. و اين برآن است که آنچه بايد انجام دهد، ميسر به انجام آن نشده، نه اينکه آدم زشت کاري است، نه. توفيق نيافته، از عدم توفيق ها، ريشه اش يا نتجه اش اضطراب است.
چنانيکه محصلي بايد در مسيرد درس عالي جواب درس را بدهد، به هر علت توفيق ندارد. بجاي آرامش تشويش است و به احتمالي تشويش و "اضطراب بر جوش" همان عدم توفيق انسان در کارهايش دانند و مراحل ديگر که خيلي از ديد روانکاوي و جامعه شناسي، اين بحث طولاني است که از همه آنها يا کثرت آنها خودداري مي شود و جوابي که داده شد، اگر شما در مسير باشيد، معني را دريافت خواهيد نمود.



175-ÒیäÈ æیÓی:
ba arze salam va khaste nabashid khedmate ostad e gran ghadr .man yeke az sahabeye riozhaye shanbe shab u hastam.mikhastam az zahamat va darse ali maghame u tashakor konam.va hamchenin roze bozorge tavalode avalin pishvaye mosalmanan va roze azize pedar ra khedmatetan tabrik va tahniyat arz mikonam . in ham hedeye e nachizi az tarafe man; آن را که دل بسان جان جانان باشد
هجران و وصال هر دو يکسان باشد
زين دل غبار هستي بردار
تا عکس رخش هميشه تابان باشد
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:20/5/1385
با تشکر از شما؛
ما درنيافتيم شما از صحابه روز ايد يا از صحابه شب ايد! چون اگر روز است پساوند شب درست نيست و اگر شب است، پساوند روز شايسته نيست!!
از هر جهت از پيام شما، ما سپاس داريم و مرحله دوم راجع به شعري که حضرتعالي بيان فرموديد، خوب، اولا اگر مبالغة شعري را که همان چهره و منظر باشد، اين مبالغه اي است که حضرتعالي دربارة ما نموديد، اما
اگر مجموع شعر که حکايت از يک ربط روحاني دارد، که اين اشعار تا جايي که من اطلاع دارم از شاعر نظنزي است، ممنونيم.
همان که جهت ارتباط روحاني، از اين جهت نيز سپاس گزاريم.
در هر حال اين احساس شما قابل تشکر است که به مباني فلسفه و حکمت و عرفان عنايت داريد و اميد بر آن است که دراين مسير توفيق عاليه سهم تان گردد.



171-ع.پ از تهران:
با سلام و تشکر خدمت استاد گرامی من یک حاجتی از خداوند دارم ولی هرچه دعا می کنم مستجاب نمی شود حتی مادر و پدرم هم برایم دعا میکنند نماز حاجت ودعاها مربوط را هم زیاد میخوانم به نظر شما من از دعا کردند دست بردارم چون مشیت خداوند است و اصرار بر ان نکنم یا بازهم دعا کنم اگر دعا یا نماز خاصی برای ماه رجب برایم بنویسید ممنون میشوم
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:20/5/1385
پرسش شما در زمينه دعاست. و بيان آن است که به حاجت نمي رسيد. يعني به هدف نمي رسيد. در حاليکه والدين شما هم برايتان دعا دارند. اول از شما مي پرسم که، هدفي که انتخاب نموديد، برايتان خير است يا شر است؟ مي توانيد تميز بين خير و شر را بگذايد يا نه؟ اينکه نوعي گله داريد که چرا به طلب نمي رسند، از کجا معلول آن طلب موجب زجرتان نشود؟ و موجب گرفتاري هاي جسم و جان؟! اگر انسان به اين موضوعات، به ريشه اش بنگرد، در مي يابد که فيض حضرت حق دائما معلق است. اينکه او نمي تواند به اين فيض برسد نگرفتن اين فيض براي او فيض است. نه اينکه پي مطلوب خود بگردد، خير، يايد پي حکمت جهان برود، نه پي مطلوب خود. اگر اين نکته را جهان توجه نمايد، هيچگاه از حضرت باري که دعا مي کند و در ظاهر به هدف نمي رسد، ناراضي نخواهد بود. چون طلب طالب، در طلب طي مي گردد، نه طلب براي طلب باشد. اگر بتوانيد اين نکته هايي که گفتيم بيايد. اما اينکه از من پرسش نموديد که دعا کنم يا نکنم؟ آري، دعا ارتباطي است بين خلق و خالق، رازي است بين جاذب و مجذوب، رابطه اي است بين حبيب و محبوب. از سوي دگر منطق قرآن مي فرمايد: «ادعوني فاستجب لکم»، مرا بخوانيد تا شما را اجابت کنم، شما مي دانيد به اجابت رسيديد، ولي معني اجابت را ندانستيد چيست. والا، او نه منع فيض مي کند، نه منع رحمت، اين خود هستيد که بايد آنگونه در جاذبيت او قرار بگيريد، که آنچه از دوست آيد خوش آيد!! نه اينکه يک نظر در شما باشد، که مي خواهم از اين ديواره بالا روم، چرا نمي روم؟ نه، اين اشتباه است. شما بخواهيد، ديواره ها براي شما نرم گردد، نه بخواهيد که از ديواره بالا رويد. پس جان مطلب آن است که دعا بسيار بجاست و طلب هم در هر حال زيبا براي طالب خواهد بود. اينکه گفتيد در ماه رجب، در کتب ادعيه دستورها را داده اند. زيبا آن است که به کتب ادعيه مراجعه نماييد، در کارهاي زيبا و حسن موفق باشيد.



170-سارا زارعي:
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:13/5/1385
خانم سارا زارعي: ما از عنايت تان به اين سايت سخت سپاس گزاريم، اميد برآن مي رود که از شخصيت هاي علمي اين سايت محسوب شويد.



169-morteza:
ba arze salam khaste nbashid aya agar ensan ghodrate entekhab va tafakor darad pas chera entekhab khanevadeash va mogheiyatash be dast khodash nabode lotfan gavabe ghane konande va ba sanad bedahid ba tashakore faravan. dar zemn alame zar vogud darad?
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:13/5/1385
براي انسان در سراسر عمر، نيروي تفکر حاکم است؛ طبق قوانين علمي و منطقي و عقلي.
ارزش انسان از ساير موجودات از تفکر اوست. ساير موجودات تا حدي شناسايي و بس.
مثلا بعضي حيوانات آنکه به او علف مي دهد، مي شناسد. آنکه او را به سوي علف زار مي برد، مي شناسد. جنس مذکر و مونث را هم مي شناسد و بس.
اين انسان است که نيروي تفکر در درون او حاکم است و آيه هايي هم از قرآن کريم نظير «او لم يتفکرون» و «افلا تعقلون» و امثال آن فراوان است.
پس چون در متن قرآن کريم ابعاث و تحريک بر تفکر مي کند به يقين انسان داراي تفکر است. اگر بخواهيدمثالش را بيايد: امر مجهول و ناشناخته اي پس از مدتي مي يابيد که بر شما حل شد در صورت کوشش. اين خود نشان تفکر است.
و اما خود تفکر و متفکر و فکرکننده چيست؟ اين بحثي است هم در منطق و هم در فلسفه از او ياد شده و جايش اينجا نيست. اين يک مطلب.
و اينکه گفتيد انتخاب خانواده، انتخاب خانواده را از طريق تفکر نمي جويند. بلکه از طريق تجربه يا از طريق شناسايي قبلي بايد بجويند، نه از طريق تفکر. آري تفکر هم بي اثر نيست.
در هر حال انسان مکلف است خود خانواده خود را تشکيل بدهد. نه ديگري براي او تشکيل بدهد و ذي اثر باشد.
در موضوع سوال دوم، اي کس؛ آن همه سوالهاي علمي راجع به وجود، راجع به ماهيت، راجع به اصل واجب الوجود، راجع به معاد، راجع به انسان سازي، راجع به پايه هاي علمي جهان که سراسر آنها را نمودش را در سايت ارائه نموديم، نيز از شخصيت هاي علمي چون شيخ انصاري و شيخ مفيدها در دين و مذهب؛ و بقراط و ارشميدس ها و مکتب آگزيستها و مکتب رئاليسم ها، که اين همه مطالب گفته شده نمي پرسيد؟؟؟؟
چيزي را مي پرسيد که در شأن يک انسان والا نيست. بهتر آن است که آن موضوع ديگر را از پزشک متخصص بپرسيد. جواب فعال از آن ما لازم نيست



167-ع.پ.از تهران:
باعرض سلام خدمت استاد گرامي من از طريق يکي از دوستان با سايت شما اشنا شدم وسوالي داشتم که هيچوقت نتوانستم جواب قانع کننده بگيرم من دختري هستم که چند وقتيه حس ميکنم موجوداتي ميخواهند به من اسيب برسانند هر چند وقتي يک خراش که همه شبيه به هم هستند در قسمتي از بدنم ميبينم ايا واقعا مي تواند چنين چيزي باشد حتي در ازدواجم هم تاثير گذاشته و هيچ جور نميشود ممنون ميشوم اگر جوابم را بدهيد من ايميل ندارم.
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:5/5/1385
جوينده محترم: خانم ع- پ، جواب اول از مطلبتان نياز به تحقيق فراواني دارد و در سايت نمي¬توان بر آن تکيه نمود. زيرا زماني فراوان لازم است که فعلاً ميسر نيست.
و اما موضوع دوم که فرموديد، اينها را نه قرآن مي¬پذيرد و نه عقل و نه روايات.
زيرا انسان تحفه اي است از تحف الهي که در آفرينش او جز ناب ها و اصل ها چيزي حاکم نيست. اينکه بعضي افراد تشويشي در درون برايشان حاصل مي شود اين تشويش ها دلايل مختلف دارند که ما نمي توانيم با کميِ وقت بر آن دلايل اشاره کنيم. قدر مسلم اين وسوسه اي است و تشويشي است در درون حضرتعالي که آنقدر گاهي قوي مي شود که احساس خراش در سطح جسم مي گردد، اين خراش يا نظير آنها نه، از آن نيست. چون امور سري از آنها خراش حاصل نمي شود، آنها فکر انسان را متزلزل، قدرت دراکة انسان را ضعيف و نيروهاي برد عقلي را به سوي دگر مي برند. نه اينکه بخواهند در جسم خراشي حاصل نمايند.
ولي اگر از من (محقق و فيلسوف متاله حضرت استاد موسوي) مي خواهيد، هرگاه که به اين تشويش مبتلا شديد بهترين درمان اين کلمات قديس است:
«لا حول و لا قوة الا با... العلي العظيم حسبنا ا... و نعم الوکيل، نعم المولي و نعم النصير» تکرار اين عبارتها اگر با نيرويي حاکمانه و محکم تکرار گردد درون شما را از وسوسه ها دور خواهد نمود. انشاءا... در مسير حق موفق باشيد.



165-فاطمه دشتکی:
آنان که خاک را به نظر کيميا کنند آيا شود که گوشه چشمي به ما کنند با عرض سلام خدمت استادگرامي و ارجمند با تشکر فراوان از مباحث ومطالب عالي که دراختيارمان قرار مي دهيداگراجازه استفاده از تفسير سوره مبارک حمد رابه اينجانب صادر فرماييد،بسيار سپاسگزارم. از صحابه درسي که در شکوفايي و به ثمر رسيدن مکتب فلسفه،حکمت و عرفان زحمت مي کشند،نهايت تشکر را داريم.
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:5/5/1385
با سپاس از عنايت شما؛ بقدري که خودتان بهره بگيريد از سورة مبارکه حمد، منعي نيست، ولي تکثير يا به نوعي دگر حق استفاده به دگران نداريد. و از اينکه از صحابة درسي هم تشکر کرديد ما هم از شما سپاسگزاريم.



161-:
با سلام چگونه است كه خداي مهربان كساني را كه با او ارتباطي ندارند ناگهان بر اثر يك اتفاق چنان به راه راست هدايت ميفرمايند كه از خيلي از مسلمانان هم پيشي ميگيرند ولي كساني را كه با التماس از درگاهش طلب عفو وهدايت دارند هدايت نميكند؟سخت به هدايت محتاجم كمكم كنيد
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:5/5/1385
بر اينکه حضرتعالي درخواست مفهوم اين مورد توحيدي را نموديد، بايد گفته شود که همه آفريده¬ها از اويند، اينکه بعضي به قول شما ناگهاني به هدايت مي¬روند يا به قول علم، اشراقي در درونشان مي¬تابد، عوامل متعدد دارد:
1)غذايي است که در آن لحظه بهره گرفته
2)پاکي درونش
3)برخورد با مرکزي روحاني و معنوي و چندين عوامل دگر.
و اما آنرا که گفتيد التماس مي¬کند ولي به هدايت نرسيده، چه دليلي است که به هدايت نرسيده؟ بسياري در نعمت¬ها غرق اند و خود ندانند و بعضي چيزها را نامش را ضلالت مي¬گذارند، در حالي که همان هدايت است. مثلاً انسان به عقيده خودش يک اتومبيل زيبا فراهم کند، دارد به هدايت مي¬رسد، از کجا معلوم که همان اتومبيل موجب نقص ماهيت او نباشد؟!!
يا بعضي به کاري اقدام مي¬کنند و موفق نمي¬شوند تصور مي¬شود که او از التماس¬هايي که به حق نموده به جايي نرسيده. غافل از اينکه رسيدن به آن مطلوب عين قبح و زشتي¬هاي او خواهد بود. و گاهي امکان آن است که به طلبي سخت مشتاق است به آن مطلوب نمي¬رسد ولي در حقيقت عين مهر است براي او.
اين را هم بگوييم که حضرت حق آن نيستند که فرد فرد را به هدايت ببرند، خير. راه هدايت در انسان گسترده است. چون عقل او، چون اراده او، چون فکر او، چون ذوق و مدرکات او، اينها اگر درست به کار ببرد همة اينها نامش هدايت است. هر چند او به ظاهر به مطلوب نرسيده است. آري پيامبران حق هم، امامان معصوم هم وسيله هاي هدايت اند.
آري بايد از منابع فيضي رسول ا...(ص) در زمان ما، از منابع اشراقي امامان معصوم در زمان ما بهره ها بگيريم. منتهي با دو گذر: 1)گذر درون، همانهايي که گفتيم، 2) ديگر مجراي برون که نبوت، ولايت و عصمت باشد.

اميد است که شما هم همچنان در مسير حق و برد معنويت به هدايت نزديک باشيد.



159-:
خداوندپيامبران وکتابهاي آسماني رابراي هدايت فرستاد آمدن آن ها خيروبرکت بوده پس چه فرقي بين نفس با پيامبران است؟دريک جا مي گوييدنفس خطا کرده وپروبالش ريخته وبه اين عالم آمده کسي که باخطا ازدرگاه الهي رانده مي شود چطورخيروبرکت براي بشرمي اورد؟افلاطون مي گويد کسي که ازحکمت کند بايد همه چيز الهي باشد آيا فلاسفه ي قرن ماهمه چيزشان الهي است؟مي گويند نفس حق ورودبه اين عالم را نداردپس چطوراجازه ورودگرفته شده؟
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:9/4/1385

سوال (خداوندپيامبران وکتابهاي آسماني رابراي هدايت فرستاد آمدن آن ها خيروبرکت بوده پس چه فرقي بين نفس با پيامبران است؟)
پيامبران وجودشان براي آن است که به معاد مردم معتقد شوند و به توحيد. يعني اين دو چيز را پيامبران اعلام فرمودند. هدف کارهاي ديگر بوده است ولي اين دو چيز اصل است و اين دو موضوع را بايد از معلم فرابگيرند نه از نفسشان.
ولي ارتباط حق با نفس قدسي شان براي آگاهي دادن انسان است پس موضوع نفس فرمان شخصي است و آمدن پيامبران فرمان عمومي است.

سوال: (افلاطون مي گويد کسي که ازحکمت کند بايد همه چيز الهي باشد آيا فلاسفه ي قرن ماهمه چيزشان الهي است؟)
با تشکر؛ اين نه بيان افلاطون اين است. ذينون حکيم که قبل از افلاطون بوده منشوراتي و دستوراتي براي حکيم متاله نظير اينها دارد که مي¬فرمايند حکيم بايد خاضع باشد. حکيم بايد صابر باشد. افلاطون و ديگران هم نه افلاطون بلکه 300 تن از فلاسفه نظير اين.
بله حکمايي که الان هستند اصلا اين شيوه ها را انجام مي¬دهند و هدف از حکما يعني حکماي متاله يعني حکيماني که توحيد، حکيماني که نبوت، حکيماني که ولايت و حکيماني که عصمت را مي¬خواهند به جان مردم فرو بريزند. اکثر آنها نيز به انجام اين شيوه اقدام کرده اند و مي¬کنند و خواهند کرد.

سوال (دريک جا مي گوييدنفس خطا کرده وپروبالش ريخته وبه اين عالم آمده کسي که باخطا ازدرگاه الهي رانده مي شود چطورخيروبرکت براي بشرمي اورد؟)
جواب: آري اين نظر هست بعضي گفته¬اند نفس خطا کرده تا هبوط به اين جهان نمايد ولي آن خطا غير از عصيان است خطاي حضور يار انحراف لحظه اي است از جلوة يار و اين انحراف در واقع خطا نيست در واقع لحظه اي عصيان از يار است. پس از ديد جهان ناسوت نام اين عصيان نيست اين مهر است. ولي اگر نفس هبوط به جهان ناسوت نمي کرد کجا اينهمه پروازهاي علمي و معنوي در جهان ناسوت چهره مي يافت.
همه محققان عالم، دانشمندان عالم با نفس قدسي¬شان به اين مراحل علمي راه يافته¬اند. پس خير آنکه شما گوييد انسان خطاکار در او رحمت نيست اين خطا نيست، عصيان هم نيست، بلکه ترک لحظه اي از ديدار حبيب است.

سوال (مي گويند نفس حق ورودبه اين عالم را نداردپس چطوراجازه ورودگرفته شده؟)
نه چنين چيزي در فلسفه نيست اين کذب محض است.



158-elham dashtaki:
baarze salam khedmate ostade arjmand va alimagham va batashakkore faravan bekhatere matalebe aly ke dar ekhtiyareman migozarid,besyar sepasgozarim va omidvarim betavanim haghe mataleb ra angune ke shayeste ast ada konim.shahadate khatoone do alam hazrate fatemeh zahra salamolahalayha ra tasliyat arz minamaim.az sahabe darsi khanumha ranginkaman va noorani nahayate sepas va ghadrdani ra darim. az tarafe khaharane dashtaki
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:2/5/1385
خانمهاي دشتکي؛
از اينکه به اين سايت توجه فرموديد از سوي ديگر جسم و جان و روان و فکر در اين فلسفه الهي غوطه ور است توفيق روز افزون شما را از پيشگاه احديت درخواست داريم.



157-مريم گوداسيايي:
از شما براي درج اين كلمات وگفته هاي ناب ونوراني در سايتتان متشكرم. اميدوارم روزي فرا رسد كه همگان تشنه نيوشيدن اين مضامين پاك باشند براي تقرب بيشتر به درگاه ان يگانه بي مانند.مريم گود اسيايي از دانشجويان خانم گرمابدري رشته پرستاري
پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: تاریخ پاسخ:9/4/1385
فاضل دانشمند مريم گوداسيايي
از اينکه اين همه ابراز علمي و فلسفي و عرفاني با لغت ناب فرموديد همة دست اندرکاران اين سايت از احساس پاک و ديدگاه ناب و گفته هاي پرمغزتان سپاسگذارند.


منو

عضويت در سايت
آموزش فلسفه
رسائل
مقالات
نواي از جان استاد