|
155-zahra ghafori: فرق بين نفس و روح چيست چرا اکثرا نفس انسان را به گناه الوده ميکنند تناسب روح با عقل چيست هبوط نفس يعني چه. عالم مجردات چيستو ايا انسان در جنين مادر روح ندارد ارتباط اصل نفس با جسم تن چگونه ميباشد ايا نفس انسان همان وجدان ادمي است نازل ترين مقام نفس کدام است وبالاترين مقام نفس در کجا قرار دارد ايا تناسخ به معني جدا شدن روح از بدن هنگام مرگ وبازگشت ان به بدن بعداز مرگ است منظور از انتقال نفس هر انسان يا ديگر مجرداتان به اندام ديگري چيست با تشکر از شما استاد گرامي واستاد گرما بدري زهرا غفوري |
| پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: | تاریخ پاسخ:29/3/1385 | پاسخ سوال 1)(فرق بين نفس و روح؟)
چون ما در سايت دقيقاً تفاوت روح و نفس را تا حدي که يک محقق يا يک فاضل بتواند بهره گيرد، داده¬ايم، از اين جهت اگر مشتاقيد به سايت با دقت مراجع فرماييد جواب در آنجا داده شده.
پاسخ سوال 2) (چرا نفس انسان را به گناه آلوده ؟)
که گفته؟!! اين حرف درست نيست. اين از آن عوام مردم است. نفس نفس مقدس است، اين که بعضي در بعضي از کتب اخلاق نشوته¬اند که سگ نفس را از خود دور کن و نسبت به خواجه نصير الدين طوسي هم داده¬اند، اين ارتباط به نفس ندارد، ارتباط به هوي و ميل¬هايي که به دور نفس مي¬چرخند، خواهد داشت. مثالش چون يک شخصيت عارف و عالم، هميشه حادثه¬هاي زنگي به دورش به چرخش است که او نيکو از آزمون درآيد. پس نفس هم ذاتاً مقدس، حادثه¬هاي اطراف نفس عصيان آورند که بايد با نيروهاي سيري به سوي حق با آن¬ها مبارزه کرد.
پاسخ سوال 3) (تناسب روح با عقل؟)
عقل مقدم يا در رديف روح است.
پاسخ سوال 4) (هبوط نفس ؟)
آن¬گاه که نفس به فرمان حق طبق نظر بسياري از فلاسفه و اشراقيون از فلاسفه در تن يعني دوران 4 ماهگي جنين ورود مي¬يابند، نام اين را هلوط نفس به تن ناميده¬اند.
پاسخ سوال 5) (جهان مجردات؟)
جهان مجردات قبل از ماده بوده و هستند و هدف از مجردات عقل و نفس و روح و عشق و ذوق و طبق نظر بعضي بزرگان نفس علم.
پاسخ سوال 6) ( روح در جنين؟)
آري، پس از برخورد اسپرم و اوول و گذشت 4 ماه از آنجا به بعد ورود روح در تن حاصل است.
ارتباط نفس با جسم؟
ناظر بر جسم است.
پاسخ سوال 7) (نفس و وجدان؟)
نفس وجدان نيست.
پاسخ سوال 8) (بالاترين و نازل¬ترين مقام نفس؟)
بالاترين نفس قدسي است و نازل¬ترين چون عظمت نفس فراوان است به نازل اشاره نشده.
پاسخ سوال 9) (معني تناسخ ؟)
به دو جلد رساله تناسخ ما مراجعه کنيد.
پاسخ سوال 10) (انتقال نفس؟)
ارتباط به تناسخ دارد و اين نظر را نه قرآن قبول دارد، نه روايات، نه ما. زيرا روح و نفس هر کس به جسم خود او ارتباط دارد نه انتقال به جسم دگر. اين ديد تناسخي¬هاست. |
152-MASOMEH FAROKHI: BA SALAM KHEDMATE OSTADE GERAMI
LOTF KONID YEK KETAB DARMOREDE SHEIKHE ANSARY BE BANDE MOAREFI KONID BATASHAKORE FARAVAN
AZ SHAGERDANE OSTAD GARMABEDARI |
| پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: | تاریخ پاسخ:29/3/1385 | با تشکر از شما و استاد گرماب¬دري¬تان!
شرح زندگي شيخ انصاري را خيلي از بزرگان نوشته¬اند ول بهترين کتابي که مي¬شود تا حدي شرح زندگي و شاگردان حلقه درسي ايشان را بوضوح دريافت، "شرح زندگي شيخ انصاري" است، به قلم يکي از تبار ايشان. |
151-masomeh farokhi: BA SALAM KHEDMATE OSTADE GERAMI
LOTFAN BEFARMAIID MANIE KALAMEYE HORIAT KE DAR MAGHALE SHEKHE ANSARI KE SHEIKH DAR MOREDE AN CHANDIN BAR AZ EMAME ZAMAN PASOKH GEREFTAND CHIST?
|
| پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: | تاریخ پاسخ:29/3/1385 | با سپاس از شما که بر اين ريزه¬کاري¬هاي علمي و روحاني عنايت داريد. موضوعي که فرموديد، زياد براي ما روشن نشد. ولي حريت نيرويي است که دوگونه مي¬توان تعبيرش نمود:
پيدايش هر انسان در آزادگي، حرکت جسم انسان به آزادگي، تشکيلات درون تن انسان مانند گردش خون و معده و پمپاژ خون به دور قلب مفهوم اين¬ها "حريت" است. منتهي حريت خودکار و طبيعي. و اين¬ها بي¬قيد و بند کارشان را انجام مي¬دهند.
اما معني ديگر حريت عبارت است از انساني که بر اثر کوشش علمي و مذهبي و فلسفي و حکمي و عرفاني به مرحله¬اي رسيده است که جز از فرمان حق چيز دگر براي او اصل نيست. اين هم نوعي دگر حريت است که حريت اول نامش "اعلم"، حريت دوم نامش "اخص". و عموم از علماي تشيع از آنجمله حضرت شيخ انصاري که او را شيخ الطائفه در علم اصول و فقه و ديگر علوم اين رشته لقب داده¬اندف شامل مي¬شود و ساير بزرگان تشيع. و اما ارتباط شخص ايشان (شيخ انصاري) با حضرت حجت (عج) از آن صفاي باطن، به آن مرحله¬اي کوشيده¬اند، يعني هم جسم را و هم جان را ناب به بار آورده¬اند، که نامش سير من ا... الي ا... محسوب مي¬شود، از اين گذر درون سازي و برون سازي که راهي بسوي حضرت حجت است، به حد وفور به کمال رسيده بودند. پس شخص ايشان که بمرحلة ملاقات امام زمان معرفي شده¬اند، از اين سير است.نه تنها شخص ايشان هر کس که اين دوره¬ها را از نظر برون و درون سازي طي کند، به يقين مورد عنايت حضرت حجت(عج) خواهد بود. |
145-م. شیخ علیا: آیا عشق از آثار نفس است؟ آیا نفس یک شکل دارد ؟ اگر یک شکل دارد نفس اماره چگونه بوجود می آید؟ |
| پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: | تاریخ پاسخ:29/3/1385 | 1)آيا عشق از آثار نفس است؟
با سپاس از شما که خلاصه به منهاي تشکل بيان نظر و يا اشکال را نموديد. عشق فوق بر نفس و عقل است. عشق يک ربطي است بين عاشق و معشوق در جهان آفرينش. نيافتيم که شما هدفتان از عشق، نفس عشق است يا رابطة عشق است؟ اگر سؤالتان نفس عشق است، همان است که گفتيم، اگر هدفتان رابطة عشق و معشوق است، جهان يعني آسمان، زمين، گياه، خزندگان، پرندگان، عينيت انسان و نفس قدسي انسان همة اين¬ها در جولان عشق به الهند.
2)آيا نفس يک شکل دارد؟ اگر يک شکل دارد، نفس اماره چگونه بوجود مي¬آيد؟
اولاً پرسش شما که نفس يک شکل دارد؟ خود سؤال غلط است. شکل در اندازه¬هاست ولي اشراق و نورانيت¬ها در لااندازه¬ها است. نفس نفس در شکل نيست، در اشراق است و او در جهت گرفتن فيض از حضرت حق است و دادن فيض به مادون خودش. و نفس اماره و نفس لوامه از اثرات يا از اميال و کارکنان نفس قدسي¬اند، بودن اين¬ها تا بر انسان يقين آيد که کارش درست است يا نادرست؟ اگر از نفس اماره يعني ميل¬هايي که به حول و حاش نفس اماره در خيزش¬اند، اقدام کند، او از حق مانده است. و اگر بفرمان لوامه عمل کند، به حق رسيده است. پس جدال درون انسان از اين دو ميل¬اند، ميل اماره اقدام به زشتي¬ها، و ميل لوامه منع از زشتي¬ها. مجموع اين¬ها در "شکل" قرار نمي¬گيرند، در فوق شکل قرار مي¬گيرند. |
142-khalil assar: ba arze salam va khaste nabashid.khaheshmandam tafsire sooreye mobarakeye hamd ra baramam ersal farmaeid.ba tashakor |
| پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: | تاریخ پاسخ:26/3/1385 | با تشکر از شما
يک سلسله از مباني فلسفي، حکمي و عرفاني در متن سايت روانه مي¬کنيم به احتمالي مشاهده نموده باشيد.
اما در صورتي که اصل درس اعم از تفسير قرآن يا اسفار ملاصدرا را که مشتاقيد، چون نيروهاي متعدد بايد در آن فعاليت نمايند، لذا لازمه¬اش ارسال هزينة آن است. در صورتي که مايل باشيد در تماس بعدي به شما توضيح داده خواهد شد. |
140-hamideh aroni kashani: be name khoda.salam aghaye ostad.man az janebe ostad garmabdary ba shakhse shoma va site shoma ashna shodam .va az maghalat eshraghe nafs estefade kardam.baz ham mamnoon omidvaram hamishe zire saye emam zaman be faaliathaye khodetun edame bedin ba tashakor, AROONI KASHANI
|
| پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: | تاریخ پاسخ:19/3/1385 | | اين که توفيق يافتيد از گزيده رسالات اشراق نفس بهره ور شويد، ما هم مزيد توفيق شما را خواستاريم. |
139-rashidi-s: Be name allah
Ba salam khedmate hazrate ostad mosavi va salam khedmate sahabeye darsi ostad va ba nahayat tashakkor va sepas az shoma azizan. agarcha dar Tehran nistid vali kelas ha besyar ali bargozar meshavad ba haman manaviat. khososan ertebat telephoni dar akhar dars halohavaye jalase ra degargon menamayad. khanom rangin Kaman salam mataleb darse shoma ham ke az omghe janetan boland shodeh lagaram bar del mineshinad. dar zemn az tamame azizani keh dar bargharie nazme jalasat zahmate faravan mikeshand nahaiate sepas darim.dar akhar altemas doaye faravan az hazrate ostad daram.khoda yaro neghahdaretan bashad .
85/3/9
|
| پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: | تاریخ پاسخ:26/3/1385 | | از اين که با ظرافت به مباني جلسة شبهاي يکشنبه توجه داريد، اين توجهتان مورد عنايت حق باشد. ممنونيم از عنايتتان. |
| پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: | تاریخ پاسخ:19/3/1385 | | با تشکر از عنايت شما، هيئت تحريرية اين سايت هم از شما سپاسگزار است. |
137-آمنه يحيايي: سئوال اول: چگونه نفس را كنترل كنيم؟ سئوال دوم: منظور از حركت قسري چيست وبه چه حركتي گفته ميشود؟ در ضمن از ارائه مطالب عرفاني وپر محتوي درسايت صميمانه تشكر مي كنم |
| پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: | تاریخ پاسخ:19/3/1385 | با تشکر. نفس آن نيست که شما کنترلش نماييد، نفس از يک جهان لايتناهي است و در ک جهان لايتناهي. اين انسان است که بايد از شعبات نفس قدسي که جهتي به حق متصل است و جهتي به عينيت انسان بهره ور گردد و بس.
هدف از حرکت قسري: اصطلاحي است بين فلاسفه نه حکما. حرکت قسري عبارت است از موجودي که از خود به سويي خيزش ندارد ، با جبر خيزش دارد. مانند توپ فوتبال که به هر نسبت قدرت در او قوي تر باشد، حرکت در او بيشتر است. و هر آنگاه سلب جبر و قدرت از او شد، بي¬تحرک خواهد شد. اما تحقيق اين زماني بيشتر و بياني بيشتر لازم دارد.
از مجموع گفته¬هاي شما قدرداني مي¬شود و توفيق شما را درخواست داريم. |
136-رحيمي: دو سوال از سوره آل عمران بفرماييد كه اسم اعظم چيست كه اينهمه عنايت به آن داريد و انرا در (ميم) اللهم ميدانيد؟ مگر در آيه شريف قران نيامده است كه در روز الست همه گفتند بله پس آمدن يا نيامدن ، جواب دادن وندادن چگونه مطرح ميشود ؟ |
| پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: | تاریخ پاسخ://0 | اسم اعظم حضرت باري را هم از ديد ادعيه يعني از بيان معصومين که با پوشش دعا فرموده¬اند هم در دعاي کميل در جاهاي مختلف دارد و هم در دعاي صباح اميرالمومنين علي (ع)، هم در صحيفه سجاديه مولانا سيدالساجدين و در جاهاي دگر و همچنين در بيان قديس رسول¬ا... بارهاي بارها به حالت تکرار از اسم اعظم ياد شده و همچنين عموم از عرفا، عموم از حکما که مي¬خواستند حضرت حق را با بيان جدي فراخوانند با عنوان اسم اعظم بوده و در اينحال ما تابع امامان¬ايم، يعني در بيان يا تکرار يا حضرت حق را به اسم اعظم فراخوانيم از خودمان نيست و ما از پيامبر گراميمان، از امامان معصوممان در اين مورد تبعيت مي¬کنيم. پس علت اينکه به اسم اعظم احترام فراواني داريم همين است که پيرو بيان معصومين¬مان هستيم. منتهي چگونه اسم اعظم را بايد تعبير نمود، در اينجا روايات عديده است. بعضي برآنند اسم اعظم را جز رسول ا... کسي نداند. بعضي برآنند اسم اعظم از اسرارا... است. و بعضي از بزرگان مذهب اينگونه گفته¬اند که هر اسمي که حرف اول و آخر آنرا بردارند، معني در او عوض نشود مانند کلمة ا...، الف و ه آخر او را بردارند باز هم معني در او همان است که با اين حروف است و بعضي گويند اسم قديس فاطمه(س) که اگر دومش که الف باشد و ه آخر که ه غير ملفوظ است همان «فًطًم» معني فاطمه را مي¬دهد. و اين تا جايي که من اطلاع دارم اسم اعظم از اسرار است. پس اينکه ما و يا ديگران اين اسم را معظم مي¬شمارند از اين گفته¬هايي است که بيان نموديم.
اما اينکه حضرت عالي عالم ذر يا عالم الست يا عالم جبروت را نام برديد اين ارتباط به اسم اعظم ندارد. اين ربطش به فطرت انسان است. آن فطرت توحيدي که فرمودند «فطرة ا... التي فطر الناس عليها لاتبديل لخلق¬ا...» عالم جبروت يا به قول شما عالم الست يا عالم ذر که اينها در متن قرآنند بيان شده، خکايت از اين فطرت توحيدي دارد، فطرت توحيدي يک جهاني براي خودش دارد که مربوط به عينيت توحيدي هر انسان است ولي اسم اعظم حالت دعا و ذکر و التماس و ارتباط با حق است، آن کجا و اين کجا؟! |
134-: از تمام عزيزاني كه در برپايي اين سايت تلاش ميكنند متشكرم مريم نجفي مقدم دانشجوي سركار خانم گرمابدري رشته پرستاري |
| پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: | تاریخ پاسخ:19/3/1385 | | ما و هيئت تحريريه هم از توجه شما در اين سايت سپاسگزاريم. |
133-: با تشكر از كوشش بي دزيغتان در ارائه مطالب. ميخواستم از جناب استاد سوال كنم كه ايا ايشان خود صدايي كه از ايات قران شنيده ميشود را مي شنوند. متشكرم طليعه داداشي از دانشجويان سركار خانم گرمابدري. رشته پرستاري |
| پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: | تاریخ پاسخ:19/3/1385 | | صوت قرآن نه آن است که قرآن فرياد مي¬زند، آنگونه نيست. هدف از صوت قرآن که خيلي از بزرگان در اين باره تحقيقي دارند که هدف از صوت قرآن يعني تفسيرهاي ظريف و لايق و کاربرد جهاني دارد. بلي اگر اين را اگر کسي زحمت علمي، عرفاني، حکمي را در حد نهايت متحمل شود يک روزنه¬هايي از صوت القرآن بر او گشوده مي¬شود. |
130-طليعه داداشي: با تشكر از زحمات شما درارائه مطالب نغزودلپزيربراي راهنمايي همگان مخصوصا نسل جوان .لطفادر رابطه با اسرار و رموزي كه در قران وجود دارد وامروز اثبات شده است در سايتتان مطالبي بنويسيد.متشكرم طليعه داداشي - از ارادتمندان جناب استاد دكتر موسوي و ازدانشجويان سركار خانم گرمابدري (پرستاري)ح |
| پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: | تاریخ پاسخ:19/3/1385 | | رموز قرآن يکي از امور مهمه جهان است و هرکسي به اين سادگي نمي¬تواند به اين منبع راه يابد جز اينکه ناب شود و ناب گردد. پس رموز را نه، هر کسي نمي¬تواند بفهمد جز امامان معصوم و رسول ا...(ص). |
127-غریب زاده: روز بزرگ مرد دریای فلسفه "ملا صدرا" بر شما که تعالی بخش تفکرات ایشان بابکار گیری فلسفه و حکمت و عرفان هستید مبارک باد . غریب زاده 1385/3/1 |
| پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: | تاریخ پاسخ:19/3/1385 | همه محققان عالم تا کنون بر آن تصوريم که يا از فلسفه صدرايي بهره ورند يا در نام ونشان به جذبه او (صدرايي) متصلند. به عقيدة من بيان هر چقدر قوي و فکر هر چقدر رسا و عرفان هر چقدر پرشورتر باشد، و از صدرا سخن گويند، او به حقش نرسيده، اين جانب هم که ضعيفترين ضعيفان اين وادي هستم، خويش را در سپاس او گم کرده¬ام!
با چه وضعي؟! با چه کيفي از او بيان گردد؟! در همين جمله هم ترديد دارم! مي¬شود؟! يا نمي¬شود؟!
از هر جهت از شما در امتنان و تشکر که اين حسن ظن را درباره ما يافتيد
موفق باشید |
126-nasibeh zarchini: in the name of god
ba arze salam va khaste nabashid khedmat shoma ostad bozorgavar
az shoma ostad grami baraye site ali va porbaretan kamal tashakor ra daram omidvaram dar panahe hagh salem va moafagh bashid
injaneb nasibe zarchini shagerde ostad garmabdari
khodanegahdar shoma
|
| پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: | تاریخ پاسخ:19/3/1385 | | با تشکر از عنايت شما، هيئت تحريرية اين سايت هم از شما سپاسگزار است. |
125-rahimi: دو سوال از تفسير آيه 26 سوره آل عمران : بفرماييد كه اسم اعظم چيست كه اينهمه به آن عنايت داريد و آنرا در ميم ) اللهم ميدانيد ؟ مگر در آيه شريف قرآن نيامده است كه در روز الست همه گفتند بله ، پس آمدن يا نيامدن و جواب دادن وندادن چگونه مطرح ميشود ؟ |
| پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: | تاریخ پاسخ:19/3/1385 | اسم اعظم حضرت باري را هم از ديد ادعيه يعني از بيان معصومين که با پوشش دعا فرموده¬اند هم در دعاي کميل در جاهاي مختلف دارد و هم در دعاي صباح اميرالمومنين علي (ع)، هم در صحيفه سجاديه مولانا سيدالساجدين و در جاهاي دگر و همچنين در بيان قديس رسول¬ا... بارهاي بارها به حالت تکرار از اسم اعظم ياد شده و همچنين عموم از عرفا، عموم از حکما که مي¬خواستند حضرت حق را با بيان جدي فراخوانند با عنوان اسم اعظم بوده و در اينحال ما تابع امامان¬ايم، يعني در بيان يا تکرار يا حضرت حق را به اسم اعظم فراخوانيم از خودمان نيست و ما از پيامبر گراميمان، از امامان معصوممان در اين مورد تبعيت مي¬کنيم. پس علت اينکه به اسم اعظم احترام فراواني داريم همين است که پيرو بيان معصومين¬مان هستيم. منتهي چگونه اسم اعظم را بايد تعبير نمود، در اينجا روايات عديده است. بعضي برآنند اسم اعظم را جز رسول ا... کسي نداند. بعضي برآنند اسم اعظم از اسرارا... است. و بعضي از بزرگان مذهب اينگونه گفته¬اند که هر اسمي که حرف اول و آخر آنرا بردارند، معني در او عوض نشود مانند کلمة ا...، الف و ه آخر او را بردارند باز هم معني در او همان است که با اين حروف است و بعضي گويند اسم قديس فاطمه(س) که اگر دومش که الف باشد و ه آخر که ه غير ملفوظ است همان «فًطًم» معني فاطمه را مي¬دهد. و اين تا جايي که من اطلاع دارم اسم اعظم از اسرار است. پس اينکه ما و يا ديگران اين اسم را معظم مي¬شمارند از اين گفته¬هايي است که بيان نموديم.
اما اينکه حضرت عالي عالم ذر يا عالم الست يا عالم جبروت را نام برديد اين ارتباط به اسم اعظم ندارد. اين ربطش به فطرت انسان است. آن فطرت توحيدي که فرمودند «فطرة ا... التي فطر الناس عليها لاتبديل لخلق¬ا...» عالم جبروت يا به قول شما عالم الست يا عالم ذر که اينها در متن قرآنند بيان شده، خکايت از اين فطرت توحيدي دارد، فطرت توحيدي يک جهاني براي خودش دارد که مربوط به عينيت توحيدي هر انسان است ولي اسم اعظم حالت دعا و ذکر و التماس و ارتباط با حق است، آن کجا و اين کجا؟! |
115-طليعه داداشي: باسلام خدمت حضرت استاد. سوال من در خصوص احاطه ائمه اطهار عليهم السلام به موضوعات و معارف دنياست : ايا ائمه عليهم السلام به صورت ذاتي به همه علوم واقف اند و حتي نياز به كوچكترين تحقيقي نداشته اند.اگر اين چنين است اين ايا به واسطه مقام عصمتشان بوده است ؟ |
| پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: | تاریخ پاسخ:19/3/1385 | | با سپاس از شما که عنايتي به اين گفته ها افکنديد، راجع به علوم امامان، بله ممتازيت امامان معصوم از علم آنها بوده و علم آنها علم لدّني است يعني علم خودآگاه. يعني آيا کلمه خودآگاه به ظاهر و باطن شناخته مي¬شود؟ جواب آن است که مشکل است ولي مثالش اين است که هر انسان از حس ششم يا نيروي بنطاسيه به عقيده فلاسفه گاهي يک چيزهايي را مي¬فهمد بي آنکه کسي به او تذکر دهد. که به اصطلاح حس ششم تعبير شده و در علم تعبيري ديگر. امامان معصوم مطلقا بر اين علوم آگاهي داشتند و از نيروي اشراقي بهره ور بودند و هستند. اگر اينگونه هست که يقينا هست چه فرقي با علم خداست؟ جواب آن است که علم خدا را خود داند و خود يابد ولي علم امامان از سوي حق به آنها عنايت شده است. با اين مقدمه ايشان به همه علوم مايري و مالايري اعم از علوم مادي و معنوي بي¬آنکه معلم را ببينند و از کسي فراگيرند آگاهي داشته¬اند و اين رکن ولايت است. |
103-حمیده علیزاده: به نام یگانه هستی بخش من حمیده علیزاده دانشجوی ترم 4رشته بهداشت خانواده دانشگاه علوم پزشکی تهران هستم که با راهنماییهای استاد محترم سرکار خانم گرمابدری با این سایت آشنا شدم ومطالب جدیدو تازه ای را یاد گرفتم ودریچه ای جدید در زندگی من باز شدکه بر خود لازم دانستم صمیمانه از شما استاد محترم وتمام عزیزانی که با شما همکاری مینمایند تشکر نمایم وبرایتان آرزوی طول عمر ،سعادت وسلامت دارم |
| پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: | تاریخ پاسخ:2/3/1385 | | خانم عليزاده از اينکه شما از پديده هاي علمي اين جايگاه تا حدي بهره ور شديد, مسرور و از احساستان سپاسگذار. موفق باشيد. |
65-: با سلام و سپاس فراوان از حضرت استاد موسوي و سپاس فراوان از برپايي چنين سايت پويا و مفيدي استاد محترم از شما تقاضا دارم درباره مقام والاي زن و جايگاه و نقش او در زندگي از ديدگاه فلسفي و علمي بسيار عالي خود مقاله اي (البته با توجه به دسته بندي مقالات و به هم نزدن نظم ارائه مقالات)قرار دهيد در اين زمينه مطلب فراوان است ولي اكثر مطالب تقليدي يا اگر هم از تفسير قران باشد متاسفانه خيلي بسته و بدون آگاهي مي باشد.متشكرم |
| پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: | تاریخ پاسخ:1/2/1385 | | با سپاس از عنايت شما. چون بحث ما جزء مباحث فلسفي و حکمتي و عرفاني است. و ادامه بحث مان تا حد امکان در همين مقوله خواهد بود. و اما بحث مقام زن جزء فلسفه نيست؛ جزء امور اجتماعي است و اين امور اجتماعي را در صورت توفيق از متون قرآن بهره گيري خواهيم نمود؛ بخصوص از سوره مبارکه نور. ولي نه به اين فوريت. در صورتيکه استثنائا در اين مورد بخواهيم با شما در ارتباط باشيم (مقام زن) بدون هزينه امکان پذير نيست. ديگر خود دانيد و ممنون از عنايتتان. |
59-ش_ش: باعرض سلام خدمت استادگرامی جناب آقا استادمن شنیده ام بدون داشتن مرجع تقلیدزنده نماز،روزه ونیایش مسلمان به درگاه خداوند پذیرفته نمی شود ازآنجا که نه خودونه خانواده ام مرجعی نداریم می خواستم تکلیف مارابگویید که چیست واگر مرجع تقلیدی امین ودرستکار می شناسیدمعرفی بفرماییدکه درصورت صحت وسقم این موضوع ازایشان تبعیت نماییم. باتشکرفراوان خداحافظ |
| پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: | تاریخ پاسخ:18/1/1385 | | با تشکر از شما. خانم ش-ش، جوابهایی که به شما داده شده اعلام آنرا به ما بفرمایید تا به دیگر سوالتتان در صورت امکان جواب داده شود. |
58-ن.ق: سلام آقااستاد می شودلطف فرمایید سوره نحل را برای من تحلیل کنید.ممنون |
| پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: | تاریخ پاسخ:11/1/1385 | | با سپاس از شما تفسیر سوره نحل که در سخنرانی هایی که در یک رمضان به صورت سخنرانی در آمده آن نیست که ما با چند جمله یا چند صفحه برای شما ارسال نمائیم. اولا باید ما میزان معلومات شما را بدانیم و پس از آن اگر توان دریافت در شما ملاحظه شد طی شرائطی که بعدا اعلام خواهد شد برای شما ارسال می شود. لازمه اش آن است که معلومات خودتان را به ما ارائه بدهید. جواب 5 سوالی شما در حد عالی به تاریخ 4 فروردین 85 ارسال شد چرا اشاره به دریافت آن ننمودید؟ در صورتیکه دریافت نمودید گزارش را به ما بدهید. متشکرم |
57-emadi: باعرض سلام . لطفا تفسير سوره نحل را براي ما ارسال نماييد ضمنا براي دسترسي به تفاسير حضرت اقا چگونه واز چه سايتي ميتوان بهره برد با تشكر |
| پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: | تاریخ پاسخ:11/1/1385 | | با سپاس از شما تفسیر سوره نحل که در سخنرانی هایی که در یک رمضان به صورت سخنرانی در آمده آن نیست که ما با چند جمله یا چند صفحه برای شما ارسال نمائیم. اولا باید ما میزان معلومات شما را بدانیم و پس از آن اگر توان دریافت در شما ملاحظه شد طی شرائطی که بعدا اعلام خواهد شد برای شما ارسال می شود. لازمه اش آن است که معلومات خودتان را به ما ارائه بدهید. |
56-ن_ق: سلام آقای استادموسوی سال نو مبارک باد جناب آستاد من همیشه تو کتابها خوانده ام که خداوند هیچوقت بندگانش رابیشترازظرفیتشان عذاب نمی دهد ولی من توی زندگیم ازخلق خدا خیلی بدی دیدم وهربارفقط شکایت پیش خدابردم اماخداانگارمن راازیادبرده ویاصدای منرانمی شنوددوستش دارم خیلی ولی ازبس که بهم بدی می کنندازصبرش ازاینکه صدایم رانمی شنودخسته شدم امشب ازشما خواهش می کنم به من بگوییدچه کارکنم وآیااین درست که خدابندگانش راعذاب می دهد چون اونها را دوست دارد؟آیاواقعاً اینگونه است پس آنهایی که اودوست ندارددرآسایشندمن ازخداسعی میکنم چیزنامعقولی نخواهم ولی اونمی دانم چرا بامن اینگونه است؟وهمچنین برای من دعاکنیدشایدخدابه دعای عارفی مثل شما ترتیب اثردهد ومرالزشراین آدمهای بدنجات دهدازشمابی نهایت متشکرم |
| پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: | تاریخ پاسخ:4/1/1385 | با تشکر از حضرتعالي و بيانتان.
در اين سوال شما 4 محور نمايان است.
محور اول آن فرموديد: اينکه شما در کتابها خوانديد، خداوند بندگانش را پيش از اندازه عذاب نمي دهد. همه اين نوشته ها غلط است. حضرت حق، حق است، فيض است، مهر است، رحمت است، غفران است، رزاق است، وهاب است. اينها محال است که عذاب که خود حکايت از نفرت دارد بروز بدهند. چون حضرت باري مطلق فيض است، عذابي از او صادر نمي شود.
انسان است که خود وسيله عذاب خود مي شود. کي؟ آنگاه که به جهل خود اقدام کرد هر جاهل در عذاب است. آنگاه که به آزار دگران اقدام کرد در عذاب است. کي؟ آنگاه که به سوي کمال آرامش راه نيافت، آنگاه در عذاب است. پس عذابها از خدا نيست از خود انسان است و بس. دو چيز را همين انسان جاهل اگر حل کند، به عذاب نخواهد رسيد. 1) زبانش را بربندد 2) توقع اش را از دگران بکاهد تا در آرامش باشد.
اينکه خدا مرا از ياد برده بي معني است. بايد بدانيد همگان در ديدگاه حضرت اله مساوي اند حتي آنهايي که يک نوبت هم در همه عمرشان نام خدا را نبرده اند اما قصور و کوتاهي و دوري از حضرت حق موجب مي شود که خويش را در دائره فراموشي يا دوري از حق به حساب آورد. باز هم خود انسان مسئول است نه حضرت حق.
جمله اي که گفتيد درست است خدا بنده اش را عذاب مي دهد؟ خير؛ خير؛ ابدا جواب اين را در سطر اول داديم.
اما موضوع دعا: انسان کاره اي نيست هر کس بايد خويش براي خويش دعا کند. آه صاحب درد را باشد اثر در هر حال اميد توفيق براي شما داريم. |
55-شهربانوشعیری: با سلام حضور فیلسوف وعارف بزرگ معاصر سؤالاتی از خدمت جنابعالی داشتم چرا هر اتفاق خوب ونیک رامی گویم خواست وعنایت خداوند است وهر اتفاق بد را جزءخطاهای خود می دانیم؟ چراگاهی مواقع به جایی که تا به حال نرفته ایم گویا سالها آنجا را بخوبی می شناسیم حتی شخصی را که ندیده ایم برای اولین بار می بینیم چنین احساسی را داریم که گویا سالها اورا می شناسیم ؟ وهمسرم نیز این سؤال را دارد که چرا دعاهایم کمتر اجابت می شود واز آنجا که کاسب می باشد در نوع خاص خود رونق آنچنانی که بتوانم غرض هایم را بپردازم وبرای کسب از سرمایه خویش بهر برگیرم موفق نیستم در حالی که انفاق را تا حد توان خویش شاید هم کمی بیشتر به خصوص در خویشاوندان خویش و دیگران رعایت فراوانی می نمایم زیرا معتقد هستم الرحم ،ترحم از حضور عارف بزرگی چون شما تقاضای دعای خیر جهت همسر خویش وفرزندانم را دارم زیرا معتقدم گناه کاران را خداوند بزرگ بخصوص ائعمه اطهار با دعای بزرگان دین وواسته ایشان می بخشد با آرزوی طول عمر جهت جنابعالی وکلیه همکاران شما که این عنایت را شامل حال ما گردانده که از محضر استادی چون شما بهره معنوی ومادی ببریم سپاس گذارم ضماًاز زمانی که این بنده گناهکار خدا مقاله های جناب عالی را می خوانم در زندگی آرام تر وراحت تر هستم از خدا تقاضای توفیق را برای شما وهمکارانتان دارم باتشکر وسپاس فراوان |
| پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: | تاریخ پاسخ:4/1/1385 | با سپاس فراوان از مهر و عنايت و کمال شما،
اما جواب از سوال اول: آنگونه که شما فرموديد نيست. حضرت حق نماينده هايي به انسان غير از معصومين عنايت فرموده، و همچنين وجود مبارک رسول ا... (ص) و امامان معصوم(عليهم الصلوات ا...) نماينده هاي حضرت حق به هر انسان مجردات اوست. از آن جمله عقل و مدرکات و نيروي تفکر، بوسيله اينها از مسير درست برود، و از مسير نادرست بپرهيزد. هر آنکس که از مسير درست راهش را طي نمود، يا به مطلوب مي رسد يا نمي رسد. اگر به مطلوب رسيد نام اين هم نيک است و هم خير است. اگر به مطلوب نرسيد نام آن زشت است. اگر دقت کنيد هر دوي اينها از مدرکات انسان پيدا مي شوند، پس چيزي نيست که بگوييم اين از آن خداست، آن از آن ديگري است. پيدايش اين دو حالت يا اين دو صفت از خود انسان است ولي با عنايت اله. يعني عنايت او هست که ما به راه نيک مي رويم، عنايت او هست که ما نيروي يابيدن را داريم ولي هواي ما، ولي اين ميل ما، ولي خواسته ما از طريق درست نرفت. به اين نتيجه مي رسيم هر دو حالت فعليت آن از خود انسانند ولي با تاييد و عنايت حضرت اله.
جواب از سوال دوم: پيش از اينکه مطلب را بيان کنيم تذکرمان به شما آن است که اين شيوه را با دقت بنگريد. چون يکي از براهين کساني که قائل به تناسخند همين است که شما گوييد. ولي اينکه شما کساني را که نديديد گاهي مي شناسيد يا مکاني را که نرفتيد گاهي براي شما آشنا است، اين حکايت از نيروي بنطاسيه يا حس مشترک هر انسان است. که تمام چهره ها و تمام اندامهاي عالم در نيروي بنطاسيه هر انسان جمع اند. به ديگر عبارت طفلي که از مادر متولد مي شود چهره هاي درختها، چهره هاي درياها، چهره هاي کوهها و نيز چهره هاي بعضي از ساختمانهاي صنايع و همچنين چهره هاي مطلق انسان را در آن نيروي يا حس مشترک يا بنطاسيه قرار داده است. هر انسان که شوقش به هر کدام بيشتر باشد در جهان تخيل يا جهان تصور يا جهان حس به او نزديکتر است و بس. اين جزء فيضهاي حضرت حق است و متن اين موضوع هم در اسفار ملاصدرا و بعضي از گفته هاي حکيمان موجودند.
جواب از سوال سوم: که در حقيقت محتواي آن بر 7 قسم است: الف) دعاها چرا به اجابت نمي رسند؟ به اين سادگي نيست که شما داريد داوري مي کنيد. اولا از کجا معلوم به اجابت نرسيده باشد و شما ندانيد. دانسته هاي شما از حس شماست، نه از واقعيات. اجابت دعا گاهي در حس است چون بيماري که بر اثر دعا خوب مي شود. و گاهي در فوق حس است؛ درخواست رسيدن به فلان موضوع را دارد. اگر او به آن موضوع برسد هلاکت او در همان است. به ظاهر فکر مي کند به اجابت نرسيده ولي در حقيقت رسيده است. و ديگر موانع دعا غذاي حرام است، غذاي نجس است و دهها چيز ديگر. ولي به نظر ما جواب شما در آغاز حرف (الف) داده شد. ب) آري هر انسان بايد طبق وجدانيات به نيکي ها و برها بخصوص به خويشاوندان يا همسايگان اقدام ورزد. اين يک وظيفه است نه يک علت. او به انتظار نتيجه نباشد کارش را درست انجام بدهد. توفيق او در همان است که به فرق او ريخته است.
ج) جواب را در (ب) داديم.
د) اينکه فرموديد همسر من انفاق گر است، انفاق علت است. يعني هر آنکس که انفاق کند معلولش را بايد منتظر باشد، طبق متن قرآن کريم. هر آنکس يک عمل زيبا انجام دهد حداقل ده برابر به او خواهد رسيد ولي شرط دارد، اين انفاق تنها رضاي حق باشد نه رضاي خلق. کي به نتيجه مي رسد آنگاه که رضاي حق در او باشد. اگر براي رضاي خلق باشد مي بيند ولي آنگونه نخواهد يافت.
ه) هر انسان بخوهد از دعايش به نتيجه برسد نحوه دعا اين است که اول براي دگران و سپس براي خود باشد. دلا معاش چنان کن که گر بلغزد پاي فرشته ات به دو دست دعا نگه دارد. پس خود براي خود بايد درخواست دعا کرد. طبق بيان رسول ا...(ص) به فاطمه (عليها السلام) فرمود خود براي خودت کار کن وگرنه ديگري براي تو کاري انجام نخواهد داد.
و) بله؛ تشکيلات حضرت حق گسترده است. هر کس توبه و بازگشت به حقيقت به سوي او نمايد مورد عفو و غفران قرار مي گيرد، طبق مفاد اين آيه: :از رحمت خدا مايوس و نااميد مباش"
ز) ارزش خود را بدانيد که توفيق يافتيد لحظه هايي از زمان خويش را سرگرم عنوان فلسفه و حکمت و عرفان متاله باشيد و از اين گذر به آرامش دل رويد. اينکه توفيق يافتيد به اين وادي عرفان گامي نهيد خود حکايت از تقوا و پاکيزگي شما را اعلام مي کند. در هر حال موفق و مويد باشيد. |
|