|
بسم ا... الرحمن الرحيم
حضرت
آيت الله سيد عبد الهادی استهباناتی شيرازی
در زمان
حضرت آيتالله بروجردي کوپن نان به طلاب و اهل علم داده میشد.
هدف از
كوپن كاغذي نبوده كه به طلاب بدهند، بلكه حواله گندم و آرد به نجف صادر
ميشد و ايشان ميفرمودند به نانواهاي مخصوص، گندم و آرد بدهند که به هر
نسبتي اهل علم نياز به نان داشته باشند، به رايگان از آن مغازهها نان خويش
را دريافت كنند.
و روش
اين بوده
که پدر و مادر آن طلبه هم اگر از ايران يا جاي دگر به آن جا ميهمان بودند،
حق داشتند براي آنها هم از همان مغازه كه رايگان استفاده ميشد، بهرهگيري
كنند. ولي اگر ميهماني دعوت میکردند، تا سه روز میتوانستند از آن نان
بهرهور شوند، از سه روز به بعد يا بايد آن طلبه اجازه ثانوي ميگرفت و يا
بايد از جاي دگر نان او را فراهم مينمودند.
و اين را
هم بايد بگوييم اگر گاهي بعضي از خانواده آن اهل علم نياز به نان نداشت،
كمتر نان را از نانوايي ميگرفتند و اعلام ميكردند كه ما فعلاً نيازمان به
نان كمتر است و اگر احياناً فرزندي داشتند اعلام مينمودند و آنچه در اين
مرحله بيان شده، تجاوز در بهرهگيری از نان نداشتند.
اين
صداقت و اين يگانگي در زمان حضرت آيت الله بروجردي در حوزههاي علميه نجف
حاكم بوده است و خود اين قضيه حكايت از آن دارد كه هر آنگاه اين يگانگي در
بهرهوري از نان در زندگي اهل علم آن روز حاكم بود، آن زندگي بهترين
زندگيها بوده است.
يعني چناني كه آن طلبه براي گرفتن نان
صداقتي داشت، همسر او هم در امور زندگي صادق بود، فرزند يا فرزندان او هم
در زندگي همين صداقت را در عمل پياده ميکردند و هرآنگاه دوازده هزار
روحاني و خانواده و فرزندان آنها اينگونه در دريافت نان صادق بودند،
پيداست، چه اثرهايی در محيط نجف در آن زمان حاكم بوده است؛ يعني نه دروغ،
نه عيب، نه مكر، نه فريب، نه خطا بلکه يك ديد عالمانه و محققانه و يگانه در
حوزههاي علميه آن روز حاکم بوده است و اثر همين نان و صداقت در بهرهگيری
از آن، اين بوده است که گاهي بعضي از اين اهل علم به دكان قصابي كه
ميرفتند و ميخواستند چند سير گوشت تهيه كنند، درونشان چنان روشن شده بود
که نگاه به گوشتها كه ميكردند، مييافتند كه اين گوشت از گوسفندي است كه
مقداري از پول خريد آن غصبي بوده، لذا از آن گوشت نميگرفتند ولي حق سخن
بر دگران نداشتند. يا لبنيات در نجف وافر بوده است؛ يعني هر صبح، هر كس
كه گاوي داشته، در محلهاي خاص به دوشيدن شير اين گاو مشغول میشد و گاهي
اهل علم با روشنی درون که به آنجا ميرفتند، ميخواستند از مقداري شير يا
نوعي ديگر از لبنيات بهرهور شوند، نگاه به مركز شير که مينمودند،
مييافتند اين حيوان مقداري از علوفه يا آبي كه نوشيده، اشكال دارد لذا از
آن لبنيات استفاده نميشد ولی با
كسي هم سخن نميگفتند.
محيط،
محيطی بود روحاني و محيطي كه حكايت از روان نوراني داشت! لذا
آنچنان
زندگي آنها در آرامش بود كه پس از حداكثر پانزده سال به مقام عالي اجتهاد
ميرسيدند و حال اينكه بايد 25 سالي به خوبي درس بخوانند تا به مقام عالي
اجتهاد برسند.
درون روشن، محيط آرام، غذاهای حلال، نبودن فريبكاريها و وسوسههاي زندگي،
همه و همه نعمت را براي اهل علم آن روز با حواله دادن كوپنهاي نان حضرت
آيتالله بروجردي اعلياللهمقامه در ايران فراهم نمود.
پس تمام
نعمی كه به آنان سرازير میشد، از آن ريشه و اساس اول يعنی نان پاکی بود
كه ميخوردند و ماحَصَلش همه ختم به معنويت ميشد.
لذا بسياری بزرگان برآنند ريشة اول
حادثههاي عالم از خانه بابا و مادر است.
اينکه گاهی مشاهده مي شود درون فرزندان پر
از اضطراب و كينه و عيب و بدبيني است كه با هيچ آبي پاك نمي شود، نه با
علم، نه با دريافت كمال، نه با عبادت درونشان شسته ميشود، يك كدورت مطلق
در درون اينها حاكمند، ركن اولش از آن ماده غذايي است كه والدين به
فرزندانشان مي دهند و بس.
از هر
جهت حضرت آيت الله استهباناتي زماني كه شنيدند حضرت آيت الله بروجردي قرار
است حواله كوپنها را براي طلاب روانه كنند، فرمودند به سيد از قول من
بگوييد اختصاصاً به من هم از اين كوپنها بدهند كه من افتخار كنم نان من از
فرزند فاطمه به معده من ميرسد.
هر چند
خود آيتا... استهباناتي سيّد بودهاند ولي ميخواستند افتخارشان آن باشد
كه ناني كه ميخورند، از ديد و چشم سيّدي از نسل فاطمه(س)
باشد.
زيرا نظر ايشان بر آن بود که مقام علمي
بزرگواران يك سو، نسبت آنها به فاطمه(س) از سوي دگر. يكي
از فتاوايي كه ايشان داشتند بر آن بودند تمام كساني كه مُقرّ به توحيد و
قرآن كريم، مقر به نبوت و ولايت باشند و در خانواده سادات زندگي كنند،
مانند جواهرند كه عارضها در اين جواهر اثر نميگذارند؛ يعني چون وليّ
خانه از ذراري فاطمه(س) است، هر كس كه در آن خانه ارتزاق
كند، او چون گوهر است. عارضههاي گناه اگر بر آنها بتابد، به فوريت شسته مي
شود..
اين هم
از آن نكتههاي مهم و عجيب از نظر ملاقات حضرت آيت الله استهباناتي و آيت
الله بروجردي بود که اگر كسي اينها را به مرحله عمل درآورد، يك لحظه درون
او تاريك يا با واقعههاي زشت پر نميشود بلکه يك انسان الهي ميشود و همه
چيز را به حضرت حق واگذار ميكند. |