پاسخ از سوي سايت اينترنتي ostad-mosavi.com:
هر چند شما نام
خود را ناقص اعلام نمودید، ولی ما برآنیم پاسخ کاملی به شما بدهیم!
زیباتر آن است
رابطه بین دو دل را که رابطه حقیقی است، از آستان
رسول ا...(ص) و اویس قرن
بیابیم نه از قوانین ناقص بشری!
بهتر است قانون
جاذبه را از سیر انسان شیفته ای بیابیم که هر چند معشوق خود یعنی رسول ا... را هیچ
گاه با چشم ظاهر ندید، اما چند فرسنگ آن سو تر رسول ا...(ص) بوی عشق و عنایت او را
استشمام می نمودند!
از ما بیان این دو
قضیه است، نتیجه با خود شما!
صبحگاهان تعدادی
از یاران پیغمبر جمع بودند، حضرت یک نگاه کردند و فرمودند: انی اجد نفس الرحمان من
جانب الیمن!
بوی رحمت را از
یمن استشمام می کنم!
گفتند: یا رسول
ا... قضیه چیست؟
فرمود: الان اویس
قرن به من توجه می کند، این است که بویش را استشمام می کنم!!
این خود نمایانگر
رابطه حقیقی دل با دل است.
ولی این مرحله
آغازین ارتباط دل است!
پیغمبر در حال جان
دادن است، یک مرتبه فرمود: علی جان بیا، سلمان بیا، ابیذر بیا ... و چند نفر دیگر
را خواستند. بروید از دختر من فاطمه آن برقع را بگیرید و بیاورید
(برقع
پیراهن مانندی بوده که حضرتش وقتی می خواستند نماز شب بخوانند تنشان می کردند)
فرمودند: پس از
اینکه من رحلت کردم شما مأموریت دارید این برقع را به یمن ببرید، شتربانی است سیه
چرده، دو جای بدن او نقطه سفید دارد، یکی بازوی راست او، دیگر کف دست او.
گفتند او کیست؟
حضرت فرمودند: نام
او اویس قرن است. اوست که هر چه من در سیرم عارضه برداشتم او هم در همان لحظه عارضه
برداشت!!
سپس فرمودند: روزی
می رفتم، یکی از مردم مکه خاکستر ریخت و کف دست من سوخت، در همان لحظه کف دست او هم
سفید شد!!!!!
دیگر اینکه روزی
به سجده رفته بودم بعضی آمدند و ضربه به بازوی من زدند، در همان لحظه بازوی او هم
نقطه ای برداشت!
این معنای حبیب
بودن است، این مبنای یار بودن است!
حال
خودتان قضاوت کنید حقیقت کجاست و ما کجا؟