|
1622-Marino: Hi after longe periodo di tempo! I saw and read Ur first sentence with your pittura! about Goals and aims in our life. Jesuschrist told your aims and oggetto in life is for accpet imortality and eternità. not for money , Lussi and L'avidità mondo but it is so antique and old in Società odierna. your sentence persuaded me to think abuot around and you know world is full of Mondo di patriottismo! Please if there is an article about this subject tell to me for reading in your site! Dio vi protegga. I am bad in English! i am so cheap in money and couldn't have collage!Excuce me! Buon giorno
ترجمه متن سوال :
سلام بعد از مدتی طولانی!
من اولین جمله شما را با تصویرتان! در مورد مقاصد و اهدافمان در زندگی مشاهده کردم و خواندم. حضرت عیسی فرموده است اهداف و مقاصد شما در زندگی پذیرش جاودانگی و ابدیت می باشد نه ثروت، تجمل گرایی و حرص دنیا. اما این سخنان در جوامع امروزی قدیمی و کهنه به نظر می رسد. جمله شما من را بر آن داشت که در مورد مسائل اطرافم تفکر کنم و همانطور که شما می دانید جهان پُر است از میهن پرستی! لطفاً در صورتیکه مقاله ای در رابطه با این موضوع در سایتتان هست به من معرفی کنید تا بخوانم! خداوند شما را حفظ کند. انگلیسی من خوب نیست. من به علت مشکلات مادی نتوانستم تحصیلات دانشگاهی داشته باشم. من را ببخشید. روز شما به خیر
جمله: میفهمید که چهها می گذرد! فقط رسیدن به غایت ها اصل نیست. این هم اصل است که این غایت را برای چه میخواهید!؟
|
| پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: | تاریخ پاسخ:30/4/1389 | Answer from
ostad-mosavi.com
With greetings,
We are very glad that your heart once in a while connects with sentences by
Professor Mousavi, although we do not know you well. You mention that you are
not able to write in English very well; however the translator of our site
attempts to transfer to us your inner truth. According to us, not knowing
English is not a defect since the main thing is one's heart through which he
sees his God.
Our master, Imam Ali (AS) says: "I do not worship one whom I have not seen."
When he was asked whether God could be seen he replied: "Eyes do not see Him
face to face, but hearts perceive Him through the realities of belief."
However, truly perceiving these realities requires scientific travelling in the
path of philosophy, wisdom and gnosis.
On the issue of 'goals in life' there is no article in our website but we will
give you an example hoping that you understand our point well:
For instance, a person chooses a scientific path and attempts to reach the
extreme limit. On the surface, travelling along scientific paths and wishing to
reach goals and extreme limits in science is 'good' but philosophy says that
before saying this path is 'good' you should see what your true intention,
purpose and reason for reaching this goal is. If one wants to achieve his goals
for power, fame, wealth and solely for the material world it is not acceptable
but if his intention is to move towards discovering the secrets of the world and
recognition of his soul (nafs) this is considered to be favorable.
Splitting atoms by a scientist seems to be a scientific discovery and
discovering one of the divine secrets, but we should see what the true intention
of the person is in achieving this goal; is it for producing a nuclear bomb or
for serving people?
A similar statement in religion is: Intention is the essence of all deeds. This
issue can be generalized to all actions one takes during the path of his life.
We wish you success in discovering the true path in your life.
ترجمه :
پاسخ از سوی سایت اینترنتی : ostad-mosavi.com
با سلام
بسیار مسرور هستیم از اینکه گاهاً دل شما که البته خوب نمیشناسیمتان با جملاتی از استاد بزرگوار ارتباط برقرار مینماید. در مورد اینکه نمیتوانید انگلیسی را خوب بنویسید، مترجم بزرگوار این سایت در تلاش است که واقعیت درونی شما را به ما منتقل نماید. اما از نظر ما ندانستن انگلیسی نقصی به شمار نمیآید چرا که اصل دل انسان است که بتواند خدای خودش را ببیند. چنانی که مولای ما علی(ع) فرمودند:
لم اعبد ربا لم اره خدایی را که نمیبینم نمیپرستم. و وقتی پرسیدند مگر خدا قابل دیدن است؟
فرمودند: ویلک! لا تدرکه العیون بمشاهدة الابصار، و لکن رأت القلوب بحقائق الایمان
یعنی خداوند را چشمهای حسی نمیبیند و لیکن دلها با حقائق ایمان خود مییابند.
که البته یافتن درست این حقائق مستلزم سیر علمی فلسفی حکمی و عرفانی است.
و اما در مورد موضوع "اصل بودن غایت ها"، مقاله ترجمه شدهای در سایت درج نشده، اما یک مثال برای شما میزنیم امیدواریم مطلب خوب دریافت شود:
مثلاً گاهی انسان یک مسیر علمی را انتخاب می کند، و طالب آن است که به غایت آن برسد، بظاهر مسیر علم و طالب غایت بودن "خیر" است، اما فلسفه می گوید: قبل از آن که بگویی این شیوه "خیر" است، باید ببینی این غایت را برای چه میخواهد؟! اگر آن را برای جاه طلبی و شهرت و ثروت و ماده میخواهد، از نظر واقعیت مردود است و اگر برای کشف اسرارعالم و شناخت نفس خود بخواهد بواقع نزدیک.
چنانی که شکافتن اتم توسط یک مکتشف بظاهر کشف یک علم و کشف یک سر از اسرار اللهی محسوب می شود اما باید یافت که این غایت را برای چه می¬خواهد؟ برای ساختن بمب اتم یا برای خدمت به مردم؟ و به عبارت دین و مذهب: در تمام اعمال نیت اصل است.
شما میتوانید این مطلب را در تمامی کارهایی که بشر در طول سیر زندگی انجام می دهد تعمیم دهید.
به امید موفقیت شما در یافتن حقیقت سیر زندگی
|
1621-آقاي حسین رمضاني:
بسمه تعالی
باعرض سلام و سپاس بی پایان محضر حضرت استاد فرزانه. این ایام مبارک را به حضرت استاد معظم تبریک عرض می کنم.
آرزوی ما تویی تو قبله دلها تویی تو
جان بی تو آرامی ندارد کآرام جان ما تویی تو
عاشقم ای مه برویت دلخوشم ای گل ببویت
مجنون تر از مجنون منم من زیباتر از لیلا تویی تو.
از درگاه حضرت حق سلامتی و طول عمر حضرت استاد را مسئلت دارم.
|
| پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: | تاریخ پاسخ:28/4/1389 | پاسخ از سوي سايت اينترنتي ostad-mosavi.com :
متن ارسالی شما خدمت معظم له قرائت شد. هر چند باید پرسید ارتباطی را که در این اشعار تجسم دادهاید، آیا جهت زینت کلام است یا واقع؟ از هر جهت امیدواریم به زیباترین نحو در مسیر فلسفه حکمت و عرفان رهرو باشید.
|
1620-از صحابه درسي:
محبوبا در مکمن الغیبت بودیم ساقی آنجا تنها تو بودی و میوه ی آن چیزی جز فطرت نبود از آنجا راهی لوح محفوظمان کردی و در آن لوح عشق به علی را، شوق به فاطمه را در جانمان افکندی در آنجا بود جمال و جلال احمدی را به ما نمایاندی و بعد نوای قالوا بلی را به جانمان نواختی و لبیک گویان جام گیتی نمای وجود را نثارمان کردی و عشق به ولایت و عصمت را به ما دادی از آنجا راهی ملکوتمان کردی و در آنجا خادم هایی گذاردی تا وقتی مهمان ناسوت هستیم با اشراق آنها درونمان مستشرق شود و یادمان باشد که رازقمان تویی یادمان باشد که همه کرامت ها از توست یادمان باشد حمد و سپاس ها همه برای توست ودیعت هایی را به ما ستاندی؛ به امید لحظه نزع که بتوانیم آنچه دادی در عین امانت رهسپار همان مکمن الغیبت کنیم تا که شاید بار دیگر حجاب های نور ما را به تو وصل کند واین بار نه تنها قرب باشد بلکه ربط با تو حاصل گردد اما آنچه از تو می خواهیم جز صفای نابیت، عظمت هدایت، و پذیرش حکمتت نیست از تو تسلیم و صبر در برابر آنچه باید را می خواهیم ____________________________________ پرده علم اللهی ات را عقب زدی و فطرت نبوی را نثار عالم و عالمیان نمودی و حقیقت اولُ ما خَلَقَت را بر همه نمایاندی و وجود علی ات را ستون عالم ساختی و عصمت فاطمه ات را حافظ عالمیان نمودی و ثمره وجود فاطمه، یعنی دردانه های ولایت حسن و حسین و سجادت را تا مولانا حجه ابن الحسن برای هدایتمان نهادی و رجال الغیبت را به فریادمان رساندی تا به حبل اللهی ات چنگ بزنیم و مکمن الغیبمان را باز بتوانیم به یاد آریم تا که شاید قربی باشد برای وصال و اوجی باشد برای کمال.
ضمن عرض تبریک اعیاد شعبانیه خدمت حکیم و عارف وارسته حضرت استاد موسوی، از همه درس هایتان که به واقع زنده کننده جان و روانمان هست نهایت سپاس را داریم و با همه وجودمان افتخار می کنیم به مکتب درسی حضرت استاد که اینگونه حقایق عالم را به جانمان نثار می کنند.
با نهایت سپاس و تشکر از محضر قدیس دانشمند معظم حضرت استاد موسوی |
| پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: | تاریخ پاسخ:28/4/1389 | پاسخ از سوي سايت اينترنتي ostad-mosavi.com :
متن ارسالی شما که با جملاتی ناب از دروس معظم له تنظیم شده بود، خدمت ایشان قرائت نمودیم، مطمئناً در صورتی که با ذکر نام خود سپاس مینمودید، حق سپاس را بهتر ادا مینمودید. امیدواریم موفق باشید. |
1619-آقاي سعید دهستاني اردكاني: با سلام و تشکر از استاد بزرگ جناب اقای دکتر موسوی از پاسخ دادن بابت سوال و راهنمایی شما .سوال دیگه که نظر شما خیلی برام مهم است که وضو گرفتن من که از ناحیه مچ دست چپ قطع گردیده چگونه میباشد چون من هر بار که به دفتر مرجع خود زنگ زدم جواب من را گوناگون میدادن و هنوز شک وضو دارم.از شما خواهشمندم از راهنمایی های خود من رابی بهره نگذارید.با تشکر از شما. |
| پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: | تاریخ پاسخ:28/4/1389 | پاسخ از سوي سايت اينترنتي ostad-mosavi.com :
با سلام
در مورد مسائل شرعی نظر مرجع عظام تقلید خود را اصل بدانید. در پی آن باشید نظر ایشان را بیابید.
سایت فیلسوف متأله حضرت استاد موسوی در امور فقهی نظر نمیدهد.
موفق باشید.
|
1618-از صحابه درسي: با سلام و نهایت تشکر از محضر قدیس دانشمند معظم حضرت استاد موسوی، ماهم به سهم خود از این همه سرّ عرفان و نوای ولایت که حضرت استاد به تک تک سلول هایمان می دمند و کمکمان می کنند تا در دل سفر اول همتمان برای حرکت و اراده ی مان برای سیر دل و عشقمان برای معرفت به ولایت را به سوی علم و عرفانش هدایت کنیم نهایت سپاس داریم و می گوییم ای استاد جان بدان که همواره مدیونت هستیم اما زبانی برای سپاست نداریم و تنها هستی بخش ما در عالم تو بودی و خواهی بود. امیدواریم از پشت این دیوار سکوت با دلی از رنگ عرفان و جانی از رنگ علم ندای لبیکت را بهتر از این پاسخ دهیم و ارزش و بهای گوهرهای سینه ات را به گوش عالم و عالمیان بتوانیم برسانیم.
با نهایت سپاس از حکیم و عارف وارسته حضرت استاد موسوی |
| پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: | تاریخ پاسخ:28/4/1389 | پاسخ از سوي سايت اينترني ostad-mosavi.com :
هر چند بهتر آن بود که خود را معرفی می نمودید، ولی از هر جهت پیام شما خدمت معظم له قرائت شد. ان شاء ا... در مسیر فلسفه، حکمت و عرفان موفق باشید. |
1617-یکی از صحابه درسي: با سلام و تشکر فراوان از تمامی زحمات حضرت استاد و درس های بسیار بسیار عالی که هر روز صبحگاهان جان و روانمان را به آنها زنده میسازند. با تبریک مبعث رسول الله(ص) خدمت حکیم و عارف وارسته حضرت استاد موسوی که شغفمان را، فوادمان را بااین حقیقت آشنا ساختید که اول تجلی حق محمد(ص) است و از همان آغاز قلبش با نور کلمات تامات حق روشن شد و حکمت نبوی را اینگونه به جانمان ارزانی داشتید و این را به ما یاد دادید که:
قطره بگریست که از بحر جداییم همه
بحر بر قطره بخندید که ماییم همه
چند سوال داشتم که با کسب اجازه از حضرت استاد میپرسم:
1- در بحث فاعلیت و قابلیت بیان شده هیولای اولی قابل و صورت نوعیه فاعل است؛ منظور از هیولای اولی و صورت نوعیه چیست؟
2- در رساله اعراض کثیره بارقه 20 حضرت استاد فرمودند: فاعلیتها در انسان از عقل فعال است آیا صورت نوعیه هم ارتباطی با عقل فعال دارد؟ و اینکه فاعلیت با دهندگی همراه است وقتی فاعلیت انسان از عقل فعال باشد این اشکال که آیا در عقل فعال هم یک نقصان و دهندگی حاصل میشود؟
3- در ص 1901 از رساله اعراض کثیره وقتی در ذیل موضوع اشرف و اخس بیان میشود که عینیت آفرینشها همه اشرفاند، نوعها به اخس میرسند؛ آیا منظور این است که انسان هر چه دیرتر به عالم ناسوت آمد اخس تر است؟ اینکه همه در عالم جبروتی عینیت آنها صادر اول شد بعد چگونه است که یکی در زمان رسول الله(ص) به ناسوت میآید و یکی یک میلیارد سال بعدش آیا این به دلیل اشرفیت و اخسیت است؟آیا آن بحث تقدم اب و ابن که در علت و معلول مطرح میشود به همین دلیل است؟
با نهایت تشکر |
| پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: | تاریخ پاسخ:28/4/1389 | پاسخ از سوي سايت اينترنتي ostad-mosavi.com:
با سلام
عرض تبریک شما خدمت معظم له قرائت شد، ان شاء ا... موفق باشید.
اما شرط اصلی این سایت معرفی درست است، از پاسخ دادن به سؤال های افرادی که خود را معرفی نمینمایند، معذوریم. هر چند از صحابه درسی باشند. از طرفی پاسخ به این سؤآلات اساسی است و میبایست حتما عضو سایت باشید. |
1616-یکی از صحابه درسي: وقتی به خودمان نگاه می کنیم سال ها با تکرارهادر زندگی، با شیوه فرهنگ خانوادگی، با تفکری ناامیدانه، با اندوه، با حسادت، با خشم و ... به وطن درونمان خو کرده بودیم و فکر می کردیم تمام زندگی همین است و بس غافل از اینکه در تکرارها سرگردانی است. و امااکنون چون پرنده ای مهاجر مسیر حقی را یافتیم و با تمام افتخارمان قدمی در آن گذاشتیم اما وقتی به واقع نگاه می کنیم هنوز محرم این دیار نیستیم و در حقیقتِ "والذین هاجروا و اخرجوا من دیارهم" یافتیم که ما هنوز قابلیت نداریم چرا که هنوز معلوم نیستیم و باید بدانیم بهاها در عالم به معلوم هاست نه به مجهول ها.
اما اکنون که به وادی دل آمدیم یعنی به وادی عشق راهمان دادند باید چون پرنده ای از آن دیار درونی مان هجرت کنیم؛ هجرت به سوی حقایق، هجرت به سوی هستی ها، هجرت به سوی امیدها، هجرت به سوی یگانگی ها، هجرت به سوی ولایت، هجرت به سوی عصمت، هجرت به سوی نبوت، اما برای این هجرت درونمان را به جوش می آورید تا از این غل غلِ درونمان اضطراب ها بریزد، نفرت ها رنگ ببازد و ناامیدی ها با گوهر امید آراسته شوند و آنجا که بیگانه ها ریختی و دیوار اغیار بشکست در وادی عشق عرفان خوش آمدمان گویند و رنگ نابیت را نثار وجودمان کنند. آری هجرت از دیاری که به آن خو کرده ای هر چند دیار نازیبایی ها باشد سخت است اما در حضور استادی حکیم و عارف که باشی بدون اینکه بفهمی تو را به وادی هجرت هدایت می نماید تا درونت را به رنگ زیبای انس زنده گرداند.
و شما حضرت استاد آن وطن درو دیوار، آن وطن عارضه ها و بیگانه ها را اول به ما می فهمانید تا از سرگردانی ها نجاتمان دهید و بعد هم قدم قدم هدایت مان می کنید تا از آنها بِبُرّیم و خود را تنها به زیباترین زیباها یعنی به "وطن عشق" که در درونمان ساختید پیوند دهیم این است که همواره در حضور شما و در این مسیر حق که هستیم در درون سر بلندیم و سر افراز.
و بعد که این وطن انس را به ما ودیعت نهادی آنجا دیگر همه کوشش مان را همه همت مان را برای ادای پیمان و برای گوهر وفا از خدا می خواهیم،از فاطمه اش می خواهیم، از علی اش می خواهیم تا در ادای پیمان مان یاری مان کنند که تا وقتی در این عالم ناسوت و در بین ناسوتیان هستیم به این مأمن انس، عین وفا را داشته باشیم و برای بودنش و زنده ماندنش و زنده تر شدنش هر کاری می توانیم انجام دهیم. و با تمام وجودمان از الطاف و عنایت های حکیم و عارف وارسته حضرت استاد موسوی ممنونیم از اینکه زمان و مکان را به گونه ای برای مان ساختند تا به بهترین شکل به سوی آنچه باید هجرت کنیم و از مجهولیت در بیاییم تا حقیقت "بوادی المقدس طوی" را بفهمیم و دیار "مدینه ی فاضله" در بیرون و درون برایمان ساخته شود.
"با نهایت سپاس و تشکر از حضرت استاد"
|
| پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: | تاریخ پاسخ:28/4/1389 | پاسخ از سوي سايت اينترنتي ostad-mosavi.com :
متن ارسالی شما خدمت معظم له قرائت شد.
هر چند خود را معرفی ننمودهاید، اما بسیار مسرور هستیم، نمونهای دیگر از تأثیر بینظیر حقیقت درس فلسفه، حکمت و عرفان بر زوایای خاص فکری و زندگی یک انسان یافتهایم.
به امید توفیقات روز افزون شما
|
1615-آقاي حسين رمضاني از اردكان يزد: بسمه تعالی
با عرض سلام و سپاس بی کران محضر حضرت استاد فرزانه دکتر سید علی موسوی و صحابه گرامی ایشان، و همچنین عرض تبریک به مناسبت توفیق چاپ اولین رساله حضرت استاد، امید آنکه دیگر تشنگان این وادی از این نور الهی بهره مند گردند.
ان شاء ا...
احتراماً، این حقیر درس 21 و 22 را دریافت نمودم اما درس 20 را دریافت نکردم.
با تشکر از زحمات بی دریغ شما |
| پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: | تاریخ پاسخ:18/4/1389 | پاسخ از سوي سايت اينترنتي ostad-mosavi.com :
آری، بحمد ا... اولین کتاب گردآوری شده حاصل تدریس و تحقیقات معظم له در مسیر چاپ است، امیدواریم توفیق تکثیر کتابهای بعدی نیز حاصل شود. در مورد دریافت درس 20 كه در تاريخ 23/3/89 برايتان ارسال شده است به ايميل خود مراجعه نمائيد. |
1614-آقاي سعید دهستاني: دست من در موقع کار با بی احتیاطی از مچ قطع گردید حالا من عذاب وجدان دارم که من در اون دنیا چه جوری جواب دست و پروردگارم را بدم ایا به نظر شما من خطا کارم وعذاب دارم یا خیر.با تشکر |
| پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: | تاریخ پاسخ:18/4/1389 | پاسخ از سوي سايت اينترنتي ostad-mosavi.com :
هر چند تمام اعضاء تن انسان امانتاند و دین اسلام حتی حساب کوچکترین خدشه بر جسم را تعیین نموده است، اما مطمئناً کار شما عمدی نبوده است، بهتر آن است به ارحم الراحمین بودن حق متوجه باشید.
|
1613-خانم قاسم زاده از تهراننو: HAR MATLAB KE GOFTE MISHAVAD CHANDIN MATLAB GADID TARAVOSH MISHAVAD AS OSTAD V SARKAR KHANOM SOLEMANI SEPAS QZARY MIKONAM |
| پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: | تاریخ پاسخ:18/4/1389 | پيام از سوي سايت اينترنتي ostad-mosavi.com :
امیدواریم در مسیر حق و دریافت فیوضات ربانی موفق باشید |
1574-: agaye mohtaram agar kasi arefe vagey bashe engadr be khodesh lagab nemideh mesle hazrat va mota ali
hata agar shagerdanash ham be oo begooyand khod oo nabayad begozarad be veygooyand
shoma olgooye jame hastid
آقاي محترم اگر كسي عارف واقعي باشد آنقدر به خودش لقب نميدهد مثل حضرت و متأله حتي اگر شاگردانش هم به او بگويند خود او نبايد بگذارد به وي گويند شما الگوي جامعه هستيد. |
| پاسخ محقق و فیلسوف متاله حضرت استاد موسوی: | تاریخ پاسخ:18/4/1389 | پاسخ از سوي سايت اينترنتي ostad-mosavi.com :
هر چند بیان شما کاملا در عناد بود و سوالتان سوال استفهامی نبود، سوال جدالی بود، بر آن شدیم بخشی از تدریس معظم له را در اوج و موج درس معاد و یوم النشور نه برای آنان که پی خرده میگردند، بلکه برای آنان که قلبشان در نرمش پذیرش حق است، بیان کنیم:
دانشمند معظم، حضرت استاد موسوی در ذیل تدریس جلد(9) اسفار صفحه 181، تاریخ تدریس: 19/12/1383 در حین تدریس چهل و نهمین درس از سری دروس با شکوه "معاد" با استناد به آیه مبارکه: «...کما بدء کم اول مرة» (سوره مبارکه انعام، آیه 94) اینگونه فرمودند:
«شما را باز می گردانیم چنانی که در آغازین شما را ابداء نمودیم»، یعنی:
لحظهای که بخواهید بسوی ما برگردید، تمام عنوان ها را از شما میگیریم!
مثلاً فلانی قهرمان کشتی بوده، عنوان "قهرمان" داشته، از او می گیرند. مرهاش میکنند. بیعلف میکنند، بیزائدش میکنند. عنوان "رئیس التجار" داشته، برای دنیایش بوده، و عناوین دگر ...
معظم له: وقتی این را بررسی کردم سخت از خودم بدم آمد!!
توجه! هدف معظم له از عناوینی بود که توسط شاگردان به ایشان داده میشد: «فیلسوف متأله، حکیم و عارف وارسته...»
من کجا "عارف"ام؟ کجا "وارسته"ام؟ کجا من "حکیم"ام؟
چه باقی میماند؟ "علی" فرزند "حسین" تمام شد همین باقی ماند!
خطاب معظم له به صحابه درسی:
کجای کارید؟ اگر ما از این آیه ها خودمان پند نگیریم به درد چه میخوریم؟
اول دارم خودم را انتخاب میکنم بعد شما دانید و خودتان! وقتی این را بررسی کردم خیلی عناوین را از خودم برمیدارم .... خیلی عناوین را هم نگذاشتم به من نسبت بدهند، حالا از امروز به بعد آنچه میگویم آن را به من نسبت بدهند ما بقی را نمیخواهم، چون مال من نیست، از آن دیگری است، اول مره باید برگردیم.
همه مقام ها را میگیرند. همه عنوان ها را میگیرند!
«الولد للاب او للام» تنها نسبت انسان به بابا یا به مادرش باقی میماند. (هم اکنون همه را نسبت به پدر میدهند از مادر خبری نیست ولی یقینا زمان اطوار دارد، زمان رنگارنگ است، عوض خواهد شد). پس «اول مرة» که ما در روز قیامت برخیزیم، عنوانها با ما و شما نخواهد بود. فقط نسبت بابا یا مادر(علی فرزند حسین) برای من و شما باقی می ماند.
خوب آمدیم در اینجا خودمان را تصفیه کنیم:
به ما عنوان "فیلسوف" داده میشود، فیلسوف: یعنی دوستدار فلسفه، (یا آن که عمرش را در جهت فلسفه متألهه طی نموده،) که یک واقعیت است!
"حکیم" اگر به معنی خاص باشد نباید به ما نسبت بدهند، و اگر به معنی عام باشد بیعیب است.
"عارف" هم اگر به معنی خاص باشد با عیب است، به معنی عام بیعیب؛
"وارسته" هم که خیلی کار دشواری است.
من ماندم! که این عنوان هایی که دارند برای ما میدهند، آیا ما فردای قیامت مسئول نخواهیم بود؟ حق را این یافتم که همه را بریزیم دو چیز را باقی بگذاریم:
همان "موسوی" است که آن مسلم است کسی نمیتواند روز قیامت بگوید «نیستی»، چون به این شناخته شدم و دیگر عنوان "استاد"، خوب ما داریم درس میدهیم، این درست است، اگر بتوانیم جواب بدهیم ما را بس.
چون این موضوع انیق و دقیق است!
«کما بدءکم اول مرة »
کار دشواری است! که ما را نگه دارند از ما بخواهند و نتوانیم جواب بدهیم، وای بر ما!!!
در یوم النشور و روز معاد ما شما را جوری زنده خواهیم کرد که تنها یک شعاع در امتیاز شما باقی بماند، تمام زائدها بروند اصل ها که صد در صدند بمانند.
اما شاگردان اين لجنه درسي بنا را بر اين گذاشتند که عناوين:
دانشمند معظم، فيلسوف متأله و يا محقق و فيلسوف متأله را که حق مسلم استاد است حذف نکنند. |
|